منابع و ماخذ پایان نامه نهج البلاغه، حکمت خداوند، نفس اماره، زبان قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

از آن به “نفس” تعبير ميشود. اما اين حقيقت واحد قابليت آن را دارد که حالات مختلف به خود گيرد.
از همين رو فيض كاشانى صفات مختلف انسان را به چهار نوع درندگى، حيوانى، شيطانى و ربانى تقسيم نموده است. هر انسانى جزئى از اين صفات چهارگانه را دارد و در انسان به صورت خوك و سگ و شيطان و حكيم متصوّر است. خوك (شهوت)، سگ (غضب)، شيطان (تحريك كننده شهوت و غضب) و حكيم (عقل) است كه مأمور به دفع شيطان است”.324

3-1-2-1-1) نفس امّاره:
نفس سرکش امّاره، ريشهي بدبختيهاي آدمي است زيرا که وي را به گناه فرمان ميدهد و به هر سو ميکشاند از اين رو امّاره نام دارد. نفس امّاره در فرمان به بدي، حدّ و اندازهايي نميشناسد تا اينکه به سقوط انسان منتهي گردد. مگر آنکه لطف و رحمت خداوند متعال شامل او شود . از اين رو در روايتي از امام علي (ع) داريم:
“اى مردم! همانا بر شما از دو چيز بيشتر مى‏ترسم: از خواهش نفس‏ پيروى كردن و آرزوى دراز در سر پروردن، كه پيروى خواهش نفس‏، آدمى را از راه حقّ باز مى‏دارد، و آرزوى دراز، آخرت را به فراموشى مى‏سپارد. آگاه باشيد كه دنيا پشت كرده است و شتابان مى‏رود، و از آن جز اندكى باقى نيست، همچون قطره‏هاى مانده بر ظرفى كه آب آن را ريخته‏اند و تهى است”.325
امام(ع) در جايي ديگر ميفرمايد: ” نفس‏ خود را در واداشتن به عبادت فريب ده و با آن مدارا كن و به زور و اكراه بر چيزى مجبورش نساز و در وقت فراغت و نشاط به كارش گير، جز در آنچه كه بر تو واجب است و بايد آن را در وقت خاص خودش به جا آورى. بپرهيز از آنكه مرگ تو فرا رسد در حالى كه از پروردگارت گريزان و در دنياپرستى غرق باشى. از هم نشينى با فاسقان بپرهيز كه شر به شر مى‏پيوندد، خدا را گرامى دار و دوستان خدا را دوست شمار و از خشم بپرهيز كه لشگر بزرگ شيطان است”326
بنابراين بايد با نفس امّاره مبارزه کرد و برآن تسلّط يافت و از اين روست که قرآن، جهاد با نفس را، جهاد اکبر ناميده است .
گاهى اين نفس تحت فرمان عقل نيست بهطور مرتب دچار هوى و هوس مى‏شود آن را نفس امّاره گويند. شاهد اين مطلب، سخن حضرت يوسف (ع) است كه نفس خود را منزّه نمى‏داند و مى‏گويد: “كه لطف و رحمت خدا سبب نجات من از شرّ نفس اماره گرديد”.327
نفس گاهي در پي لذت است و هوي و شهوت در او شعلهور ميشود. اين حالت، امّاره ناميده ميشود.328 به طور کلّي ميتوان گفت: مراد از نفس امّاره همان بُعد حيواني انسان که به آن تمايلات و غرائز هم گفته ميشود، فلاسفه به آن جسم ميگويند و عرفا آن را بُعد حيواني و ناسوتي مينامند.329

3-1-2-1-2) نفس لوّامه:
همان نفس ملامت‏گراست در مواقعى كه از انسان خطايى سرمى‏زند او را مورد سرزنش و عذاب قرار مى‏دهد. پس از نيل آدمي به مقصود، کشش نفس خاموش ميشود و هوي در او فرو مينشنيد. بنابراين نفس از تب و تاب ميافتد و خود را مييابد(وجدان) و در پي اين خوديابي، ميتواند خارج از فرمان هوي، ناراستيهاي عمل خويش را بازيابد. حاصل کار، ملامت خود است. در اين حالت، نفس به اعتبار لباس تازهاي که به تن کرده، نام ديگري به خود ميگيرد و آن، لوّامه است.330

3-1-2-1-3) نفس مطمئنه:
حالتى است كه انسان در آن به اطمينان و آرامش مى‏رسد و به چيزى جز خدا نمى‏انديشد.331
اين حالت نفس، هنگامي ظهور ميکند که آدمي به خدا توجه پيدا کند. توجه يافتن به خدا، آرامش عميق در نفس پديد ميآورد. با ظهور چنين آرامش و اطميناني در نفس، صفت مطمئنه، زيبنده آن ميشود.332
در مقام نتيجهگيري ميتوان گفت به طور کلّي در وجود انسان دو نيروى رحمانى و نفسانى(هرچند خود نفس سه قسم دارد که در بالا به آن اشاره شد) وجود دارد و خداوند اين دو نيرو را به انسان فهمانده است. در واقع اين دو نيرو در درون انسان با يكديگر در مقابله مى‏باشند و هر كدام پيروز شوند وجود انسان را مالك مى‏شوند.
نکتهاي که جا دارد در اينجا به آن اشاره شود آن است که”نفس” به خودي خود امّاره است و ميل به بدي دارد و اين طبيعت اوليه اوست و تنها در سايه تربيت الهي و انساني است که نفس از هوي و شهوت باز داشته ميشود و صفات نيک به خود ميگيرد. با اين تفسير، علت نسبت دادن رفتارهايي نظير ظلم، کفران و حرص به انسان در آياتي مانند:” إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ “333 وآيه ي” إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً “334روشن ميشود. از همين رو است که در قرآن تنها صفت امّاره بودن به مطلق نفس نسبت داده شده است: “ان النفس لامّارة بالسوء”. در اين آيه”نفس” موضوع است و”امّاره” محمول. يعني خود نفس طبيعتاً امّاره است. اما طبيعتاً مطمئنه نيست لذا در جايي نداريم”ان النفس مطمئنة” چنانچه نفس بخواهد زيور مطمئنه بودن بر تن گيرد بايد ابتدا آن را کسب کند تا با اين وصف کمالي شايسته خطاب”يا ايتها النفس المطمئنة…” گردد.335
اين تعبير از نفس در روايات نيز به کار رفته است. در برخي از روايات، نفس در مقابل عقل قرار گرفته است، در حالي که عقل خود از شئون نفس است. به طور مثال، در نهج البلاغه، در وصف سالک طريق خدا آمده است:”قد احيي عقله و امات نفسه؛336″همانا خرد خود را زنده گرداند و نفس خويش را ميراند” در اين حديث و موارد مشابه آن، مراد از نفس، هواي نفس است که به طور طبيعي بر نفس حاکم است و او را به انحطاط ميکشاند. بنابراين در واقع عبارت چنين بوده است: “قد احيي عقله و امات هوي نفسه” همانطور که در جاي ديگري از نهج البلاغه آمده است: “فرحم الله رجلا نزع عن شهوته و قمع هوي نفسه، فان هذه النفس ابعد شيء منزعا و انها لا تزال تنزع الي معصية في هوي”337: پس خدا بيامرزد کسي را که شهوت را مغلوب کند و هواي نفس را سر کوب؛ که نفس را به دشواري توان از شهوت کندن، که پيوسته خواهان نافرماني است و هوس راندن”. بنابراين رواياتي که در ذم نفس وارد شده است، نفس را از جهت حالات بدي که بر آن حاکم شده که به تعبير امام علي(ع) به دشواري مي توان آن حالات را از آن کند مورد مذمت و نکوهش قرار داده است.338

3-1-2-2) خطرات نفس:
پيش از آشنايي با خطرهاي نفس، تذکر دو مطلب لازم است:
الف) مجموعه اميال و غرايز و خواستهها و شهواتي خارج از حدّ و حدود طبيعي و شرعي هوا و هوس ناميده ميشود که به طور مسلم در وجود انسان مخالف حق و همنشين باطل است.339
ب) امام صادق(ع) در مورد بنيان و ريشهي هواپرستي ميفرمايد: “و الهوى عدو العقل‏ و مخالف الحق و قرين الباطل، و قوة الهوى من الشهوات، و أصل علامات الهوى من أكل الحرام و الغفلة عن الفرائض و الاستهانة بالسنن و الخوض في الملاهى”340: و هوى دشمن عقل و مخالف حق و حقيقت و همراه باطل است. و هوى از شهوات نفسانى نيرو مى‏گيرد. و ريشه علامات و آثار هوى؛ از چهار چيز توليد مى‏شود: 1- از خوردن مال حرام.2- از غفلت كردن در انجام فرائض و تكاليف واجب.3- از سستى و مسامحت در بجا آوردن آداب و سنن الهى.4- از بيباكى در فرو رفتن در شهوات نفسانى و لهو و لغو.
حال با توجه به مطالب فوق، خطرهاي نفس را از زبان قرآن ميشنويم:
3-1-2-2-1) هواپرستي به جاي خداپرستي:
خداوند در قرآن کريم چنين ميفرمايد: “أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‏ عِلْمٍ‏…”341: آيا ديدى كسى را كه معبود خود را هواى نفس خويش قرار داده و خداوند او را با آگاهى (بر اينكه شايسته هدايت نيست) گمراه ساخت…
سؤالي که مطرح ميشود اين است که چگونه ممکن است انسان هواي نفس خويش را معبودش سازد؟در پاسخ ميتوان چنين گفت: هنگامي که انسان فرمان خدا را رها کرد و به دنبال خواست دل و هواي نفس افتاد و اطاعت آن را بر اطاعت حق مقدم شمرد اين همان پرستش نفس است زيرا يکي از معاني معروف عبادت و پرستش، اطاعت است.342از باب نمونه، درسورهي يس،آيهي60 ميخوانيم:” أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ”: آيا با شما عهد نكردم اى فرزندان آدم كه شيطان را نپرستيد، كه او براى شما دشمن آشكارى است.
به راستي، چه بت خطرناکي است، بت نفس و هواپرستي که تمام درهاي رحمت و طرق نجات را به روي انسان ميبندد.343و چه پرمعنا است اين سخن حضرت رسول خدا(ص) که:”مَا عَبد تَحتَ السَماء إله أبغض إلي الله مِن الهَوي”: هرگز زير آسمان معبودي مبغوضتر نزد خداوند از هواي نفس پرستش نشده است.344
3-1-2-2-2) تزيين زشتيها :
نفس همانند شيطان، زشتيها را در نظر انسان، زيبا جلوه ميدهد. خداوند در قرآن چنين ميفرمايد: “الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً”345: آنها كه تلاشهايشان در زندگى دنيا گم (و نابود) شده با اين حال، مى‏پندارند كار نيك انجام مى‏دهند!
3-1-2-2-3) اعتراض به خدا:
پيشواي هواپرستان، شيطان به چنين سرنوشتي گرفتار شد و با اعتراض به حکمت خداوند در مسأله امر به سجده بر حضرت آدم(ع)، آن را غير حکيمانه دانست.346
و موارد ديگر که در اينجا به صورت اجمالي فقط نام ميبريم:
3-1-2-2-4) سقوط از مقام انسانيّت:
قرآن کريم در اينباره ميفرمايد:”أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا”347: آيا گمان مى‏برى بيشتر آنان مى‏شنوند يا مى‏فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپايانند، بلكه گمراهترند!
3-1-2-2-5) پشت کردن به حق:
قرآن کريم در اينباره ميفرمايد:” وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ، وَ مَنْ فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْناهُمْ بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ”348: و اگر حق از هوسهاى آنها پيروى كند، آسمانها و زمين و همه كسانى كه در آنها هستند تباه مى‏شوند! ولى ما قرآنى به آنها داديم كه مايه يادآورى (و عزّت و شرف) براى آنهاست، امّا آنان از (آنچه مايه) يادآوريشان (است) رويگردانند!

3-1-2-2-6) بازداري از قيامت:
قرآن کريم در اينباره ميفرمايد:”فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى‏”349: پس مبادا كسى كه به آن ايمان ندارد و از هوسهاى خويش پيروى مى‏كند، تو را از آن بازدارد كه هلاك خواهى شد!
3-1-2-2-7) انحراف از صراط مستقيم:
قرآن کريم در اينباره ميفرمايد:” يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ، وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‏ فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ‏”350: اى داوود! ما تو را خليفه و (نماينده خود) در زمين قرار داديم پس در ميان مردم به حق داورى كن و از هواى نفس پيروى مكن كه تو را از راه خدا منحرف سازد كسانى كه از راه خدا گمراه شوند، عذاب شديدى به خاطر فراموش كردن روز حساب دارند.
3-1-2-2-8) فرمان به بديها:
قرآن کريم در اينباره ميفرمايد:” وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ‏”351: من هرگز خودم را تبرئه نمى‏كنم، كه نفس (سركش) بسيار به بديها امر مى‏كند مگر آنچه را پروردگارم رحم كند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.

3-1-3) برخي از همسران و فرزندان:
اما دشمن ايماني در شيطان و نفس امّاره، خلاصه نميشود قرآن مجيد بعضي از همسران و فرزندان را “عدو” معرفي کرده است:” يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ‏”352: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بعضى از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند، از آنها بر حذر باشيد و اگر عفو كنيد و چشم بپوشيد و ببخشيد، (خدا شما را مى‏بخشد) زيرا كه خداوند بخشنده و مهربان است.
صاحب کتاب اسباب النزول ذيل اين آيه مينويسد:”ابن عباس گويد: (اتفاق مى‏افتاد كه) شخصى اسلام مى‏آورد و مى‏خواست هجرت كند، زن و فرزندش مانع شده مى‏گفتند تو را به خدا نرو و خاندانت را بى سرپرست و بىچيز رها مكن.

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه زبان قرآن، اخلاق کار Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق، آخرالزمان