منابع و ماخذ پایان نامه نهج البلاغه، جهان اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

متجلّي است که اگرچه تفاوت ظاهري ميان ديدگاه مکتب متکلّمان مبني بر “عدم حجيت خبر واحد” و مکتب شيخ طوسي مبني بر “حجيّت خبر واحد” وجود دارد، در عمل هر دو رأي به يک نظريه باز مي گردد و آن عدم حجيّت خبر واحد بدون قرينه است. زيرا شيخ طوسي نيز اگرچه خبر واحد را حجّت دانسته، امّا با ذکر قراين و شرايطي در حجّيّت خبر واحد به همان مباني مکتب متکلّمان ملتزم گشته است، اگرچه در تعابير آنان اختلاف ظاهري وجود دارد.
به سخن ديگر، روش فقهي مکتب متکلّمان، که امروزه از آن با نام اجتهاد ياد مي کنند، بر قواعد کلي قرآني و احاديث مسلّم و مشهور استوار بود و براي جبران خلأ ناشي از اخبار آحاد به اجماعي که کاشف از رأي معصوم بود رو آوردند. چهره هاي ممتاز مکتب متکلمان ابن ابي عقيل عماني، ابن جنيد اسکافي، شريف رضي، شيخ مفيد و سيد مرتضي هستند.
اما مکتب شيخ طوسي که بخش مهمي از آرا و نظريات مکتب بغداد را به خود اختصاص داده است با برگزيدن شيو? ميان? اصحاب حديث و مکتب متکلّمان به احاديث توجه بيشتري کرد. وي با پي افکندن بنيان نظريه “حجيت خبر واحد” البته با حصول شرايط آن، تحولي در فقه شيعه ايجاد کرد. امّا چنانکه پيش از اين نيز گفتيم ديدگاه شيخ طوسي با مکتب متکلمان تفاوت ماهوي ندارد. زيرا ديدگاههاي هر دو مکتب معلول شرايط زمان? ايشان بوده است، بدين معنا که در برهه اي از زمان به بيان احکام در قالب اجماعات ديني و نفي حجيت اخبار آحاد پديد آمد و در مقطعي ديگر نياز به بيان اين احکام در قالب حجيت بخشيدن به خبر واحد (البته با حصول شرايط آن) نياز احساس شد. ضمن آن که مشايخ مکتب متکلمان نيز همچون شيخ طوسي به بسياري از اخبار آحاد عمل مي کردند و همان شرايطي که شيخ طوسي براي حجّيّت خبر واحد قرار داده است از ديدگاه آنان قرينه اي براي حجيت اخبار بوده است.
در پايان بحث از خبر واحد، به شيوه هاي برخورد با احاديث مرتبط با عرصه هاي مختلف پرداختيم و با بيان اين مسأله که دانشمندان مکتب بغداد به تفکيک حوزه هاي مختلف علوم اسلامي معتقد بوده اند، اين موضوع را در پنج محور يعني: احاديث فقهي، اعتقادي، تاريخي، تفسيري و علمي بررسي نموديم و نتيجه گرفتيم به جز شيخ طوسي که در احاديث فقهي با تسامحي بيشتر برخورد نموده، جملگي باور به حصول علم و يقين را معيار اصلي پذيرش اقسام مختلف احاديث قرار داده اند.
در بحث از عقل، ديدگاه عالمان بغداد را به طور عمده در دو محور يعني: “کاربرد عقل در فقه” و “نقش عقل در مواجهه با روايات” بررسي کرديم و مدلّل ساختيم که دانشوران مکتب بغداد، نخستين کساني بودند که دليل عقل را مطرح نموده و آن را در استنباط احکام دخالت داده اند. ايشان با در پيش گرفتن شيوه اي معتدل در استفاده از عقل، با بيان ارتباط عقل و وحي از عقل گرايي افراطي معتزله و اخباري گري افراطي اصحاب حديث دوري گزيدند. در پي اين بحث به دليل ارتباط وثيق مفاهيم اجتهاد و قياس، تحوّل تاريخي مفهوم اين واژگان را در گذر زمان کاويديم و ديديم که در برهه اي از زمان مردم ميان مفاهيم اجتهاد، قياس و رأي خلط کرده اند. چندان که “اجتهاد” در سده هاي متقدم به مفهوم “قياس” و امري مذموم بوده تلقّي شده است.
موضوع ديگري که در اين فصل بررسي شد، مقول? “اجماع” بود. به اين موضوع بدان سبب پرداختيم که عالمان مکتب بغداد براي جبران خلأ ناشي از اخبار آحاد به اجماع متمسّک شده و از آن به وفور بهره جسته اند.
در فصل پنجم با تتبّعي گسترده در منابع اصلي مکتب بغداد تلاشمان بر آن بوده تا روشهاي شرح و فهم حديث و جنبه هاي نقد آن را از ديدگاه محدّثان اين مکتب بازگو نماييم. در بحث از معيارهاي نقد حديث، آنها را به نقد سند و نقد متن تقسيم کرديم و در نقد سندي به فراخور حال به مباحثي از علم رجال و درايه اشاره نموديم. در نقد متن نيز معيارهاي تشخيص حديثهاي سره از ناسره را بازگو نموديم و به سبب اهمّيّت مبحث تعادل و تراجيح به ويژه در مکتب بغداد، بيشترين توجّه خود را به مباني ترجيح روايات متعارض معطوف ساخته و آن را در دو محور يعني: مرجّحات داخلي و مرجّحات خارجي خلاصه کرديم. شيوه شناسي نقد در اين مکتب نشان مي دهد که نقد آنها عمدتاً نقد درون ديني است و به دليل نزديکي با عصر حضور ائمه معصومين: از اصالت بيشتري برخوردار است.
در فصل نهايي با تکيه بر امّهات مطالبي که در متن تحقيق گفته آمد، ويژگيهاي مکتب حديثي بغداد را برشمرديم. ويژگي عمد? مکتب حديثي بغداد را مي توان در دو نکته خلاصه کرد: نخست پي ريزي تقريبي هم? دانشهاي حديث شناختي در اين عصر و ديگري مقابله با نقل گرايي صرف و انديشه هاي خردستيزانه؛ به طوري که مکتب حديث گراي قم، به سبب فعاليتهاي مکتب عقل گراي بغداد به افول گراييد.
در پي اين بحث به مقايس? روش شناختي مکتب قم و بغداد دست زديم و ديديم که ميان اين دو مکتب به تبع موضع روش شناختي و تفاوت زاوي? نگاه آنها به منابع احکام و چگونگي فرايند استنباط اختلافاتي وجود دارد. چنانکه مکتب قم با اعتبار بخشيدن به منقولات، حتي عقايد کلامي را با تکيه بر نصوص تبيين مي نمود و در مسائل فقهي نيز رويکرد اجتهاد ستيزي را برگزيد. بطوري که متون روايات را عيناً به مثاب? حکم شرعي و متن فقهي تدوين و عرضه کرد. اما مکتب بغداد چه شاخ? مکتب متکلمان و چه مکتب شيخ طوسي با پايه گذاري روشي نوين، برخوردي تحليلي و نظري با فقه داشت و تبيين احکام فقهي و مسائل اعتقادي را بر پاي? نفي حجّيّت خبر واحد بدون قرينه بنا نهاد. در باب مقابله با غلو و غاليان نيز هرچند قمي ها موضعي سخت تر اتخاذ کردند، اما عالمان مکتب بغداد در عين مبارزه با کژانديشي هاي غاليان کوشيدند حدّ و مرز باورهاي غاليانه و غير غاليانه را بيش از پيش تبيين نمايند.
به هر حال تأثير مکتب بغداد، بويژه مکتب شيخ طوسي، بر محيطهاي علمي دوره هاي بعد انکار ناپذير است. به طوري که دانشوران عصر پس از ايشان را تا پايگيري مکتب حلّه “مقلّده” ناميده اند. گويا شخصيت دانشمندان مکتب بغداد و آراء و انديشه هاي ايشان چنان بر محافل علمي شيعه سايه افکنده بود که کسي را ياراي طرح نظريه هاي تازه در عرص? مطالعات اسلامي و بويژه فقه پژوهي نبود.
سخن آخر آن که به نظر مي رسد در شرايط کنوني، با مطالعه و بازنگري زواياي گوناگون مکتب بغداد اعم از زمينه هاي فقهي، کلامي، حديثي مي توان الگوي مناسبي براي حلّ بسياري از چالشهاي ديني معاصر يافت. زيرا به نظر مي رسد که نظام فکري مکتب بغداد، تأثير ژرفي بر ساختارهاي علمي پس از خود نهاده، و ساختارهاي فقهي و کلامي را در مسيرهاي خاصي هدايت کرده است، چنانکه بسياري از استدلالهاي مربوط به سالهاي پس از افول مکتب بغداد، به طور بنيادي بر ميراثهاي علمي اين مکتب تکيه مي کند. از اين رو، با بازخواني اين انديشه ها و انطباق آنان با عصر حاضر، مي توان دريچ? نويني براي پويايي علم و انديش? اسلامي گشود و تحوّلات بنياديني در نگرشهاي حديثي به وجود آورد.
تحقيق حاضر يکي از همين تلاشها (البته به صورت ابتدايي آن) است، و هرچند مدّعي نيست که يافت? جديدي ارائه داده باشد، ليکن چنين مي نمايد که برخي از مسائل اساسي انديشه هاي حديث شناختي را به چالش کشيده و در آن باره به بحث نشسته است.

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمين

کتابنامه

– قرآن کريم.
– آخوند خراساني، محمد کاظم بن حسين (????-‎????ق.): کفاية الاصول، تحقيق مؤسسة آل البيت(ع) لاحياء التراث، الطبعة الاولي، مؤسسة آل البيت (ع)، قم، 1409 ق.

– آصفي، محمد مهدي (‎????-): “تاريخ فقه اهل البيت”، مقدمه بر رياض المسائل، الطبعة الاولي، مؤسسة النشر الاسلامي، قم، 1412 ق.
– آقابزرگ طهراني، محمد محسن (????-‎????): “حياة الشيخ الطوسي”، مقدمه بر التبيان في تفسير القرآن، تحقيق احمد حبيب قصير العاملي، الطبعة الاولي، مکتب الاعلام الاسلامي، 1409 ق.
– ـــــــــــــــــ : الذريعة الي تصانيف الشيعة، الطبعة الثالثة، دارالاضواء، بيروت، 1403 ق.
– ـــــــــــــــــ : طبقات اعلام الشيعة، الطبعة الاولي، دارالکتاب العربي، بيروت، 1971م.

– آل‌سيد غفور، محسن: جايگاه سياسي عالم ديني در دو مکتب اخباري و اصولي، چاپ اول، بوستان کتاب قم، قم، 1384.

– آل‌ياسين، محمد حسن (‎????- م.): “نهج البلاغه از کيست؟”، مقالاتي پيرامون: نهج البلاغه و گردآورند? آن، ترجم? محمد عابدي، چاپ دوم، بنياد نهج البلاغه، تهران، بي تا، ص 205 – 262.
– آمدي، علي‌بن محمد (???-‎???ق.): الإحکام في أصول الأحکام، تعليق عبدالرزاق عفيفي، الطبعة الثانية، المکتب الاسلامي، رياض، 1402ق.
– ابراهيمي ديناني، غلامحسين (‎????-): ماجراي فکر فلسفي در جهان اسلام، چاپ اول، طرح نو، تهران، 1377.
– ابطحي، محمد باقر، مقدم? کتاب المزار، در مجموع? مصنّفات الشيخ المفيد، ج 5، المؤتمر العالمي لالفية الشيخ المفيد، 1413ق./ 1371.

– ابن ابي جمهور، محمد بن زين‌الدين (-‎???ق.): عوالي اللئالي العزيزة في الاحاديث الدينية، تحقيق آقا مجتبي عراقي، مطبعة سيد الشهداء (ع)، قم، 1405ق.
– ابن ابي الحديد، عبدالحميد بن هبة الله (???-‎???ق.): شرح نهج البلاغة، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، الطبعة الاولي، دار احياء الکتب العربية، قاهره، 1378 ق.

– ابن اثير، علي بن محمد (???-‎???ق.): الکامل في التاريخ، دارصادر، بيروت، 1384-1386 ق.
– ابن ادريس، محمد بن احمد (???-‎???ق.): السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، الطبعة الثانية، مؤسسة النشر الاسلامي، قم، 1410ق.
– ابن بابويه، محمد بن علي (???-‎???ق.): الاعتقادات، تحقيق عصام عبدالسيد، در مجموع? مصنّفات الشيخ المفيد، ج 5، المؤتمر العالمي لالفية الشيخ المفيد، قم، 1416ق./1371.
– ـــــــــــــــــ : عيون اخبار الرضا(ع)، تصحيح و تعليق حسين اعلمي، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، بيروت، 1404 ق.
– ـــــــــــــــــ : کمال الدين و تمام النعمة، تصحيح علي اکبر غفاري، مؤسسة النشر الاسلامي، قم، 1405ق.
– ـــــــــــــــــ : من لا يحضره الفقيه، تصحيح و تعليق علي اکبر غفاري، الطبعة الثانية، مؤسسة النشر الاسلامي، بي تا.
– ابن براج، عبدالعزيز بن نحرير (‎???؟-‎???ق.): المهذّب، مؤسسة النشر الاسلامي، قم، 1406 ق.

– ابن جبير، محمد بن احمد (5??-‎???ق.): رحلة ابن جبير، دارصادر، بيروت، 1964م.

– ابن جنيد اسکافي، محمد بن احمد (-‎???؟ق.): مجموعة فتاوي ابن الجنيد، تأليف علي پناه اشتهاردي، مؤسسة النشر الاسلامي، قم، 1416ق.
– ابن جوزي، عبدالرحمن بن علي (???-‎5??ق.): المنتظم: في تاريخ الملوک و الامم، تحقيق محمد عبدالقادر عطا، مصطفي عبدالقادر عطا، الطبعة الاولي، دارالکتب العلمية، بيروت، 1412 ق.
– ابن حجر عسقلاني، احمد بن علي (?73-‎???ق.): لسان الميزان، الطبعة الثانية، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، بيروت،1390ق.
– ـــــــــــــــــ : فتح الباري بشرح صحيح الامام ابي عبدالله محمد بن اسماعيل البخاري الطبعة الثانية، دار المعرفة للطباعة والنشر، بيروت، بي تا.
– ابن حنبل، احمد بن محمد (???-‎???ق.): المسند، دار صادر، بيروت، بي تا.
– اب‍ن‌ح‍وق‍ل‌، م‍ح‍م‍دب‍ن‌ ح‍وق‍ل ‌(ق‍رن‌ ‌?ق.): صورة الارض، الطبعة الثانية، دارصادر، بيروت، بي تا.
– ابن خلدون، عبدالرحمان بن محمد (???-‎???ق.): تاريخ ابن خلدون؛ كتاب العبر و ديوان المبتدا والخبر في أيام العرب والعجم والبربر ومن عاصرهم من ذوي السلطان الاكبر، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، بيروت، 1391 ق./ 1971م.
– ابن خلکان، احمد بن محمد (???-‎???ق.): وفيات الاعيان و انباء ابناء الزمان، تحقيق احسان عبّاس، دارالثقافة ، بيروت، 1968- 1972م.
– ابن شهرآشوب، محمد بن علي (???-‎???ق.): معالم العلماء في فهرست کتب الشيعة و اسماء مصنفين منهم

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه اصل موضوع Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه دانشگاه امام صادق (ع)، دانشگاه تهران، خاندان نوبخت، نهج البلاغه