منابع و ماخذ پایان نامه نماز جمعه، نماز جماعت، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

ميکند که فرمود:
“بندهاي از بندگان خداوند به هنگام حمد و ستايش خداوند مي‌گفت: “يا رب لک الحمد کما ينبغي لجلال وجهک و عظيم سلطانک” فرشتگان با شنيدن اين سخن از نوشتن ثواب آن دست کشيدند و ندانستند چگونه بايد آن را بنويسند. به خداوند عرضه داشتند : پرودگارا اين بنده تو سخني بر زبان آورده که نمي توانيم آن را ثبت کنيم! خداوند به آن فرشتگان فرمود: سخن او را همان گونه که بر زبان آورده ثبت کنيد تا آن گاه که او به ملاقات من آيد پاداش آن را به او بدهم”796
و‌. وضوح بخشي
انتقال پيام ميان فرستنده و گيرنده با يک عامل ارتباطي صورت ميگيرد. عامل ارتباطي مي‌تواند کلام، صوت، تصوير، علامت يا چيز ديگري باشد. به ميزان گويايي و وضوح اين عامل، ارتباط بهتر و دقيق تري ميان آن دو صورت مي‌گيرد. بدفهمي و دشوار فهمي گيرنده مي‌تواند اين ارتباط را ضعيف کند و حتي به قطع آن بينجامد. اين اصلي مهم در ارتباطات آموزشي و پرورشي است. مفسّر، انتقال دهنده پيام، مخاطب، گيرنده آن، و آيات قرآن محتواي اين پيام است. به ميزاني که اين محتوا شفاف تر و گويا تر به مخاطب منتقل شود کشش و شوق وي به ادامه تفسير افزون مي‌گردد. محتواي بسياري از روايات؛ اعمّ از روايات تفسيري و غير تفسيري، کارکرد وضوح بخشي نسبت به پيام آيه و ابعاد آن دارد.
مفسّران ذيل آيه “أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ في‏ ضَلالٍ مُبين؛ پس آيا كسى كه خدا سينه‏اش را براى [پذيرش‏] اسلام گشاده، و [در نتيجه‏] برخوردار از نورى از جانب پروردگارش مى‏باشد [همانند فرد تاريكدل است‏]؟ پس واى بر آنان كه از سخت‏دلى ياد خدا نمى‏كنند اينانند كه در گمراهى آشكارند”797
نقل مي‌کنند که وقتي اين آيه نازل شد از پيامبر 9 پرسيدند چگونه انسان شرح صدر مي‌يابد؟ فرمود:
“إذا دخل النور في القلب انشرح و انفسح؛ هنگامي که نور در قلب داخل شود گسترده و باز مي‌گردد”. گفته شد: علامت آن چيست؟ فرمود: “الانابة الى دار الخلود و التجافي عن دار الغرور و الاستعداد (التأهب) للموت قبل نزوله؛ (نشانه آن) توجّه به سراى جاويد، و جدا شدن از سراى غرور، و آماده گشتن براى مرگ پيش از وقوع آن است”798
نشان آن دلى كز فيض ايمانست نورانى توجّه باشد اوّل سوى دار الملك روحانى‏
ز دنيا روى گردانيدن و فكر أجل كردن كه چون مرگ اندر آيد خوش توان مردن بآسانى‏799
همچنين از امام صادق 7 در تبيين عوامل قساوت قلب روايت شده است:
“أوحى الله عز و جل إلى موسى 9يا موسى، لا تفرح بكثرة المال، و لا تدع ذكري على كل حال، فإن كثرة المال تنسي الذنوب، و إن ترك ذكري يقسي القلوب؛ خداوند بلند مرتبه به حضرت موسي 7وحي کرد که اي موسي! بر زيادي ثروت خوشحال مباش و ذکر مرا در هر حال رها مکن؛ چرا که زيادي مال گناهان را از ياد مي‌برد و ترک ياد من مايه سنگدلي مي‌گردد”800
ز‌. نصحيت گري و ارشاد نمايي
گاه مفسّر با بهره گيري از روايات به وعظ و ارشاد مخاطب پرداخته جلوه تأثيري آيه را افزون ميکند. اين ويژگي در بيشتر تفاسيري که رويکرد غالبيِ ارشادي و واعظانه دارند بهطور فراوان ديده ميشود. اين روايات در بسياري از موارد به طور غير مستقيم و ضمني با محتواي آيه مرتبط است؛ برايمثال “ميبدي” در تفسير آيه 76 قصص در پردازشي ادبي روايي تربيتي مينويسد:
قوله تعالى: “إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ فَبَغى‏ عَلَيْهِمْ”؛ حبّ الدنيا حمل قارون على جمعها و جمعها حمله على البغى عليهم و صار كثرة ماله سبب هلاكه. فى الخبر، “حب الدنيا رأس كل خطيئة”801. دوستى دنيا همه سر گناهانست و مايه هر فتنه، بيخ هر فساد، هر كه از خدا باز ماند بمهر و دوستى دنيا بازماند. دنيا پلى گذشتنى است و بساطى در نوشتنى، مرتع لاف گاه مدعيان و مجمع بارگاه بى‏خطران. سرمايه بى‏دولتان، و مصطبه بدبختان. معشوقه ناكسان و قبله خسيسان دوستى بى‏وفا و دايه‏اى بى‏مهر. جمالى با نقاب دارد، و رفتارى ناصواب دارد و چون تو دوست در زير خاك صد هزاران دارد، بر طارم طوارى نشسته و از شبكه شك مى برون نگرد، با تو مي گويد:
من چون تو هزار عاشق از غم كشتم نالود بخون هيچكس انگشتم‏
مصطفى 9 گفت: “ما من احد يصبح فى الدنيا الا و هو فيها بمنزلة الضيف ماله فى يده عارية و الضيف منطلق و العارية مردودة” و فى رواية اخرى “ان مثلكم فى الدنيا كمثل الضيف و ان ما فى ايديكم عارية” مي گويد: مثل شما درين دنياى غدّار مثل مهمانيست كه در مهمانخانه فرو آيد؛ هر آينه مهمان رفتنى بود نه بودنى. همچون آن مرد كاروانى كه به منزل فرو آيد لا بد از آنجا رخت بردارد، و تمنا كند كه آنجا بايستد سخت نادان و بى‏سامان بود كه آن گه نه بمقصود رسد و نه بخانه باز آيد.”
جهد آن كن اى جوانمرد كه اين پل بلوى بسلامت باز گذارى و آن را دار القرار خود نسازى و دل درو نه‏بندى تا شيطان بر تو ظفر نيابد. صد شير گرسنه در گله گوسفند چندان زيان نكند كه شيطان با تو كند: إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فاتخذوه عدوا”802 و صد شيطان آن نكند كه نفس امّاره با تو كند: اعدى عدوك نفسك التي بين جنبيك.803″804
در برخي تفاسير ذيل آيات 13-18 سوره “نجم” و در بحث از معراج و مشاهده پارهاي از آيات و نشانههاي بزرگ پروردگار توسط پيامبر9، گوشهاي از گفتگوهاي خداوند با پيامبر9 را گزارش کردهاند که جدّاً انسانساز است.805
6. بيان تجربيات
حقايق انتزاعي وقتي در قالب نمونههاي عيني قرار ميگيرند و صورت کاربردي مييابند و قابل اجرا ديده ميشوند بهتر پذيرفته ميشوند؛ از اينرو تجربههاي شخصي و جمعي همواره يکي از منابع مهم تربيت به شمار ميروند. “آلبرت بندورا” از روان شناسان و نظريه پردازان برجسته “يادگيري مشاهده‌اي”، به عنوان يکي از نظريه‌هاي شخصيت، معتقد است: “تقريبا هر پديده اي که به وسيله تجربه مستقيم روي مي‌دهد ميتواند با مشاهده کردن ديگران و پيامدهايي که براي آنها روي ميدهند به صورت جانشيني (غير مستقيم) نيز روي دهند”806 بر اين اساس تأکيد ميکند که تقريبا تمام رفتارها را ميتوان بدون تجربه کردن مستقيم ياد گرفت که بيانگر اهميّت فرايند يادگيري مشاهده کردن رفتار ديگران است؛ از اينرو، بهجاي اينکه براي هر يک از اعمالمان تقويت را خودمان تجربه کنيم از طريق “تقويت جانشيني (غيرمستقيم)” با مشاهده کردن رفتار ديگران و پيامدهاي آن رفتار، ياد ميگيريم.
گاه مفسّر تجربيات شخصي يا گروهي خود يا ديگران را که مرتبط با يک آموزه قرآني است در معرض ديد خوانند قرار ميدهد. خواننده با مشاهده اين تجربيات و با بهرهگيري از ويژگي ذاتي “تقويت جانشيني” به تعبير “بندورا”، به تجربه شخصي غيرمستقيم درباره آن آموزه دست مييابد؛ به گونهاي که گويا خود آن را تجربه کرده است؛ تجربيات مستقيم يا غيرمستقيم مفسّر، در حقيقت تفسير عيني و مصداق عملي توصيههاي قرآنياند که کارکردهاي تربيتي متعددي ميتوانند داشته باشند. برايمثال، مصداق سازي حقايق کلي، عيني‌سازي، ممکننمايي و ميسوزسازي، عبرتدهي، عملگرايي در پرتو شوقآفريني، جذابسازي، انديشه‌باروري، از جمله کارکردهاي تربيتي تجربيات اند.
اگر چه در بحث ما از تجربيات بهعنوان يکي از ابزارهاي تفسير تربيتي، بيشترِ تأکيد بر تجربيات شخصي و اجتماعي مفسّر است و از آنجا که او تجربه نزديکتري را منتقل ميکند در تبيين مقاصد قرآن راهگشاست؛ امّا بيان تجربيات و مشاهدات ديگران که از اعتبار کافي برخوردار باشد نيز بسيار اهميّت دارد.
تجربه ها مي‌تواند شيوه‌هاي زير را در برگيرد.
6-1. بيان تجربيات حسي
براي‌مثال، سيد قطب در تفسير في ظلال القرآن در بحث از اعجاز و عظمت قرآن ذيل آيه 38 يونس يکي از مشاهدات عيني خود را چنين نقل ميکند:
“من از حوادثى كه براى ديگران واقع شده سخنى نمى‏گويم، تنها حادثه‏اى را بيان مى‏كنم كه براى خودم روي داده است. در حدود پانزده سال قبل ما شش نفر از مسلمانان با يك كشتى مصرى، اقيانوس اطلس را به سوى نيويورك مى‏پيموديم، مسافران كشتى 120 مرد و زن خارجي بودند و جز ما مسلمان ديگري در کشتي نبود، روز جمعه به فكر اقامه نماز جمعه در قلب اقيانوس و بر روى عرشه كشتى افتاديم، علاوه بر اقامه فريضه مذهبى مايل بوديم حماسه اي اسلامى در مقابل يك مبشر مسيحى كه در داخل كشتى نيز دست از برنامه تبليغاتى خود بر نمى‏داشت، بيافرينيم، به ويژه اينكه او حتى مايل بود ما را هم به مسيحيت دعوت كند! ناخداى كشتى كه يك نفر انگليسى بود موافقت كرد كه ما نماز جماعت را در كشتى تشكيل دهيم، و به كاركنان كشتى نيز كه همه از مسلمانان آفريقا بودند نيز اجازه داده شد كه با ما نماز بخوانند، آنها از اين جريان بسيار خوشحال شدند؛ زيرا اين نخستين بارى بود كه نماز جمعه بر روى كشتى انجام مى‏گرفت! من (سيد قطب) به خواندن خطبه نماز جمعه و امامت پرداختم و جالب اينكه مسافران غير مسلمان اطراف ما حلقه زده بودند و با دقت مراقب انجام اين فريضه اسلامى بودند. پس از پايان نماز گروه زيادى از آنها نزد ما آمدند، و اين موفقيت را به ما تبريك گفتند، ولى در ميان اين گروه خانمى بود كه بعدا فهميديم يك زن مسيحى يوگسلاوى است كه از جهنم” تيتو” و كمونيسم او، فرار كرده است!.او فوق العاده تحت تاثير نماز ما قرار گرفته بود به حدى كه اشك از چشمانش سرازير بود و قادر به كنترل خويش نبود. او به زبان انگليسى ساده و آميخته با تاثر شديد و خضوع و خشوع خاصى سخن مى‏گفت، و از جمله سخنانش اين بود که پرسيد كشيش شما با چه زباني سخن مى‏گفت؟ گفتيم با زبان عربى. گفت: من هر چند يك كلمه از مطالب شما را نفهميدم امّا به وضوح ديدم كه اين كلمات آهنگ عجيبى داشت امّا از اين مهمتر مطلبى كه نظر مرا فوق العاده به خود جلب كرد اين بود كه در لابلاى خطبه امام شما جمله‏هايى وجود داشت كه از بقيه ممتاز بود، آنها داراى آهنگ فوق العاده مؤثر و عميقى بودند آن چنان كه لرزه بر اندام من مى‏انداخت. يقينا اين جمله‏ها مطالب ديگرى بودند، فكر مى‏كنم امام شما به هنگامى كه اين جمله‏ها را ادا مى‏كرد مملو از روح القدس شده بود! ما كمى فكر كرديم و متوجّه شديم اين جمله‏ها همان آياتى از قرآن بود كه من در اثناء خطبه و در نماز آنها را مى‏خواندم، اين موضوع ما را تكان داد و متوجّه اين نكته ساخت كه آهنگ مخصوص قرآن آن چنان مؤثر است كه حتى بانويى را كه يك كلمه مفهوم آن را نمى‏فهمد تحت تاثير شديد خود قرار مى‏دهد”807

6-2. بيان تجربيات شهودي
برخي از تجربيات، مشاهدات خود مفسّر يا نقل مشاهدات ديگران است؛ امّا نه مشاهدات حسي با حواس ظاهري، بلکه مشاهدات قلبي و مکاشفات شهودي متناسب با حالات عارفانه يا مشاهدات اولياء الله در عوالم رؤياست. في الجمله اصل تجربيات معنوي و ديني مورد قبول همه اهل اديان است. قرآن کريم هم با ذکر رؤياهاي حضرت ابراهيم7، حضرت يوسف7 و پيامبر گرامي اسلام9، بر آن صحّه گذاشته است؛ امّا بدون شک، همان طور که روايات هم تصريح دارند،808 بسياري از رؤياها بدون اساس هستند. اين گونه مشاهدات هر چند براي صاحبان آن مي‌تواند حجت باشد امّا ديگران صرفاً با اعتماد به صاحب مشاهده و يا ناقل آن مي‌توانند از آن بهره برند و تأثير پذيرند. بنابراين مفسّر در بيان رؤيا و مکاشفات بايد اوّلاً: در صحت مصدر نقل و نيز مصدر دريافت مکاشفات اطمينان داشته باشد. ثانياً: دقت کند محتواي رؤيا و مکاشفه با آنچه در ظاهر قرآن کريم و روايات صحيح و معتبر آمده است منافاتي نداشته باشد.ثالثاً: از فراواني نقل اين امور که بعد عقل گرايي تفسير را تحت الشعاع خود قرار مي‌دهد خودداري کند.
در هرحال اين عرصه، بسيار ظريف و حساس است و کمتوجّهي در محتواي منقولات ميتواند حتي به آسيب تفسيري و تربيتي تبديل شود.
برايمثال نويسنده تفسير “نسيم حيات” در تفسير آيات ابتدايي سوره حمد براي تبيين عظمت نماز به بيان خاطراتي از فعاليت هاي فرهنگي خود در باکو ميپردازد و بعد از اشاره به گوشهاي از خفقان ديني حاکم بر شوروي سابق به نقل از يکي از علماي قم مينويسد:
“يکي از اهالي باکو که با من آشنا بود در

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه انقلاب اسلامى، علوم انسانى، اعجاز قرآن، نماز جمعه