منابع و ماخذ پایان نامه نظریه انتخاب، اگزیستانسیال، قانون اساسی، سلطنت مطلقه

دانلود پایان نامه ارشد

نومن (ناپدیدار).
هگل نقطه ی عزیمت خود را جهان انضمامی قرار می دهد و از همین پایگاه است که به کشف هویتِ جمعی انسان در قلب جامعه دست می یابد. او در این راستا برای رسیدن به آزادی، در مقابل اخلاقِ انتزاعی کانت9 ، اخلاقِ انضمامی10 را مطرح می کند. هگل پس از طی کردن این فرایند به نوعِ عقلانیت خاصی می رسد که در بنیاد اخلاق انضمامی ریشه دارد. این عقلانیت مسلماً از جنس عقل نابِ کانتی نخواهد بود، بلکه عقلانیتی است که آب و رنگ تاریخی و فرهنگی دارد. عقلانیتِ اخلاق انضمامی در طولِ زمان و در فرایند تاریخ شکل یافته و گسترش پیدا می کند. هگل برای این که این عقلانیت را در بطنِ اخلاق های اجتماعی نشان دهد، به فلسفه ی تاریخ توسل می جوید. به نظر هگل آزادی مطلق تحقق نخواهد یافت مگر در جامعه ای که نهادها، رسوم، حقوق، وظایف و ارزش های خاصی برآن حاکم باشد؛ زیرا این امور تنها بستری هستند که توانایی های آزادی در آن گسترش یافته و پایدار می مانند. دولت مدرن از آنجا که همه ی نهادهای لازم برای تحقق و ظهور آزادی را در خود می گنجاند، برترین تحققِ آزادی در تاریخ جهان است و از این رو بیشترین حق را به گردن اعضای خود یعنی انسان مدرن دارد.( نوری، 1388 :26)
کیفیت طغیان کی یرکگارد بر فلسفه مدرن به طور عام و فلسفه هگل به طور خاص – به منزله بزرگترین نظام فلسفی تاریخ فلسفه – در نوع خود یگانه است؛ همین واکنش بود که بعد ها به دست یاسپرس و هایدگر پرورش یافت و درست یا غلط نام اگزیستانسیالیسم به خود گرفت. هنگامی که سویه‌های تاریک ظهور عقلانیت مدرن در قرن 19 خودنمایی کرد و با رشد معرفت علمی و دستاورد‎های چشمگیر تکنولوژیکی‌اش، برای نخستین‎بار چهره زمین و زندگی بشر را به نحو بنیادینی تغییر داد، اساس این عقلانیت، مورد نقد و مقاومت‌های فکری گوناگونی قرار گرفت. جریان‌های رمانیسم و چهره‌های بزرگ آن مانند لسینگ، نوالیس، گوته، ریلکه، هولدرلین کوشیدند به نقد سیطره عقلانیت متافیزیکی و در شکل خاصش، عقلانیت دکارتی – کانتی بپردازند و اندیشمندانی مانند مارکس، نیچه، دیلتای، فروید و دیگران هر یک با خاستگاهی منحصر به خودشان از جمله سردمداران مقاومت در برابر خودبنیادی و خوشبینی موهوم عقل بودند.(همان:33)
7- مقاومت های کلیسا
 قرن ها درگیری مذهبی و فساد داخلی به مسیحیت آسیب رسانده بود در قرن هجدهم مقامات کلیسا نا باورانه نظاره گر این بودند که جنبش روشنگری اقتدار آنها را به زوال و ستون فقرات جامعه مسیحی را بهشکستن تهدید می کند. به این حهت طیفی از ضد فیلسوفان به مقابله برخاستند، در سراسر فرانسه مقامات کلیسا به دئیست ها،ماده گرایان و دیگر فیلسوفان که اقتدار کلیسا را زیر سوال بردند حمله کردند ، به گفته دورانت بیش از نهصد اثر مکتوب در دفاع از مسیحیت منتشر شد. نخستین خط دفاعی از اثر نویسندگان و سخنوران مذهبی، دفاع از اقتدار کلیسا بود. آنها استدلال می کردند که کلیسای کاتولیک مصون از خطاست ، چرا که نهاد مقدس خدائی است. برخی از حامیان کلیسا برای دفاع از ایمان مسیحی حتی به عقل متوسل شدند. اما گاهی کلیسا سانسور می شد. اکثر مدافعان مسیحیت و کلیسا هیچ توجیهی برای عدم مداری خود نداشتند: آنها معتقد بودند که مقابله با عقاید ضد مسیحی که ممکن بود که مسیحیان را از راه ایمان راستین منحرف کند وظیفه آنهاست. در مواقعی آنها به فیلسوفان می تاختند و آنها را به عدم مدارا متهم می کردند . تا میانه قرن هجدهم این ناخرسندی از عقل واکنش گسترده و قدرتمندی را برانگیخته بود که جنبش روشنگری را تغییر شکل داد و در مسیری دیگر انداخت.
در نیمه هجدهم موج تازه ای از اندیشمندان و نویسندگان نمایان شد که دیدگاه شان با سخنگویان قدیمی تر جنبش روشنگری فرق داشت.این منتقدان اجتماعی جدید دیگر در مورد عقل دچار توهم نبودند.(صفدر ، ۱۹۶۱ :70-82 )
اینان سبب بسیاری از مشکلات اجتماعی را تکیه بیش از حد به عقل می دانستند بسیاری از اندیشمندان و نویسندگان صاحب نفوذ در این طغیان علیه عقل سهم داشتندکه توانمند ترین آنها  ژان ژاک روسو است. روسو جوابی این چنین داد: وضعیت انسان به راستی بد تر شده است، او استدلال می کرد که پیشرفت انسان بدون اخلاق نه تنها قدرتی نامحدود به حکومت می بخشد بلکه با پر کردن ذهن مردم با تمایلات غیر طبیعی آنها را نیز تباه می سازد.
سخنان روسو موجب مناقشات شدیدی شد، مدافعان روش علمی منزجر شدند جذاب ترین اثر روسو قرارداد اجتماعی در سال 1762 منتشر شد.” انسان آزاد به دنیا می آید اما همه جا در زنجیر است”. به عقیده ی او این زنجیرها نهادهای اجتماعی مرسوم بودند که انسان را از آزادی های طبیعی شان محروم می ساختند.
آثار روسو نه تنها باعث مناقشات سیاسی شد ، بلکه همچنین موجی از احساسی گری به راه انداخت که در نیمه دوم قرن هجدهم اروپا را درنوردید. دل مشغولی نسبت به احساسات انسانی از نارضایتی گسترده از کسانی که از قدرت عقل طرفداری می کردند نیز ناشی می شد.احساسات گرایان نیز جهان طبیعی را می ستودند ، این علاقه تا حدی ناشی از داستان هایی بود که کاشفان و پژوهش گران اروپایی که به نقاط دور دست سفر می کردند تعریف می کردند.اروپاییان مجذوب گزارش ها در باره مردمان بدوی ای می شدند که گفته می شد به طبیعت نزدیکترند.دل مشغولی نسبت به بدویان اصیل و جذابیت زندگی هماهنگ با طبیعت در اروپا بصورت مد درآمد. متمولین تصمیم گرفتند برای سرگرمی در فضاهای طبیعی شهر معاشرت کنند.
در سراسر اروپا بسیاری از مسیحیان از بی تفاوتی عاطفی و روانی اعتقادات مذهبی رایج ناراضی بودند. جنبش روشنگری که هم از عقل و هم از احساس نیرو می گرفت به مهم ترین نیروی فکری قرن هجدهم تبدیل شد. یکی از دل مشغولی های اصلی فیلسوفان در این دوره این بود که چگونه حکومتی را از نظر فیلسوفان کهنه ،ناعادلانه و نا کارآمد بود ، اصلاح کنند. اما قاعدتا چنین جبهه ای با پشتوانه و قوه درونی کمتری نسبت به اقدام علیه کلیسا به پیش رفت. در این اثنا نظریه های حکومت شکل جمهوری و کمونیستی پیشنهاد شد. یا اینکه روسو طرفدار نظریه انتخاب کارگزاران حکومتی و قضاوت را بود با اینکه چنین نظریاتی در قرن هجدهم مورد پشتیبانی قرار نگرفت،زمینه کار را برای اندیشمندان آینده ای فراهم کرد که آثارشان به ایجاد حکومت های کمونیستی در روسیه ، چین و اروپای شرقی در قرن بیستم منجر شد که گفتگو درباره دموکراسی در هر شکل و سیاقی سرکوب می شد.(همان:95)
تا نیمه دوم قرن هجدهم جنبش روشنگری از مرزهای فرانسه بسیار فراتر رفته بود. زمزمه های گفتگو درباره فرد ،پیشرفت ،علم و آزادی از اسکاندیناوی تا ایتالیا ،امریکای شمالی و حتی روسیه شنیده می شد، محبوبیت روشنگری در میان طبقات ممتاز و تحصیل کرده فرانسه آنرا به مد روز تبدیل کرد. در پاریس بانوان اشرافی اگاه به منزلت اجتماعی خود از روشن گری به عنوان مضمونی برای گردهمایی های پرشکوه سود می جستند. عقاید روشن گری به درون طبقه زحمتکش هم نفوذ کرد.
صنعت گران ماهر و خدمه خانگی که کارشان آنها را در تماس نزدیک با طبقات بالا قرار می داد می توانستند طرز لباس پوشیدن ، زبان و مطالعه بالا دستی های خود را ببینند.
حد فاصل سالهای 1717تا 1760 انجمن هایی با نام انجمن فراماسونی و انجمن سری ایجاد شد که اینان هوادار پنهانکار جنبش بودند.که هدف آنها چیزی جز رواج صلح و هماهنگی میان انسان ها نبود. بدین ترتیب عوامل متعددی باعث گسترش روشنگری در بخش های مختلف اروپا و آمریکا شد.مثلا در ایتالیا این جریان به واسطه جریان پیوسته گردشگران انگلیسی و فرانسوی همراه با تلاش فراماسون ها و حضور توقف ناپذیر نوشته های فیلسوفان فرانسوی متولد شد. که این جریان در این کشور الهام بخش اصلاحات فراوانی شد. در کشور آلمان اوضاع برای ورود چنین جریانی کمتر مساعد بود. کشوری که برخلاف انگلستان و فرانسه یکپارچه نبود هنوز فاقد طبقه متوسط نیرومندی بود که قدرت را از دست شاهان و اشراف بگیرد با این وجود روح روشن گری به آلمان هم منتقل شددر شهر شمالی پروس ،فردریک کبیر دست به اصلاحات زیادی زد. از مطبوعات، کاهش شکنجه ، اصلاح دستگاه اداری حکومت ،بخشیدن شان اجتماعی به کاتولیک ها و پروتستان ها از جمله اقدامات فردریک کبیر است. در آلمان بسیاری از روشنفکران سخت تحت تاثیر فیلسوفان فرانسوی قرار گرفتند.اما نفوذ فرانسه رو به زوال می رفت. با رشد شک گرایی و روح پرسشگری اندیشمندان و نویسندگان وابستگی کشورشان را به تاثیرات فرهنگی بیگانه به زیر سوال بردند . حکومت ملی فرانسه در دهه 1780 در آستانه ورشکستگی بود. اثرات و مقامات کلیسا به امتیازات خود چسبیده بودند و سلطنت مطلقه از درک جدی بودن نارضایتی عمومی ناتوان بود.از این دوران بعنوان نقطه عطف واپسین سالهای روشنگری یاد می شود. اکثر فیلسوفان از جمله : روسو و ولتر در گذشته بودند در این مرحله از انقلاب عمر رژیم کهنه به پایان رسید. حکومت جدید مجلس ملی تشکیل شد و قوانین جدید متعددی را تصویب کرد که معلوم شد از قلم خود نویسندگان منشاء گرفته است . تمام امتیازات خاص کلیسا ملغی گردید. مجلس ملی طرح هایی برای ایجاد پادشاهی مشروطه ارائه کرد و قانون اساسی جدیدی را که آمیخته با اصول روشن گری بود تصویب کرد ، اما این پایان انقلاب نبود.
مخالفت شدید با حکومتا جدید انقلاب بالا گرفت و دوره جدید بحران های سیاسی ایجاد شد. اینک قدرت در دست افراد متعصب بود . انقلابیون همچنین به یک کارزار بی امان ضد مسیحی دست زدند که مقامات کلیسا را تا حد خادمان حقیر حکومت جدید پایین آورد. انقلاب فرانسه اروپاییان را در همه جا به وحشت انداخت ، دیگراین که روشن گری اشتباهی بزرگ تلقی می شد. در واقع پس از به قدرت رسیدن ناپلئون در سال1799 تهاجم بعدی او به همسایگان اروپایی اش ، هماوردهای او خود را در حال مبارزه با روشن گری می دیدند. رهبران فرانسه نیز خشم و انزجار خود را از جریان نشان دادند. اما میراث روشن گری از حرکت باز نماند و بیش از دو سده به حرکت آهسته و پیوسته خود ادامه داد.این میراث تاثیر شگرف بر هنر، موسیقی، ادبیات ،روش سنتی و داستان گویی و شیوه تاریخ نویسی است.( جهانبگلو، ۱۳۷۲: 37-45)
 دوران روشن گری با وجود دستاوردهای فراوانش ، طی دوقرن بعد انتقاداتی را در زمینه حقوق آرا و عقاید جهان برانگیخت. بسیاری از مفسران فیلسوفان را متهم کرده اند که باعث به حرکت درآمدن نیروی آشوب گری شدند که منابع سنتی اقتدار، ثبات و نظم را نابود کرد.برخی از منتقدان ادعا می کنند که روشن گری باعث بوجود آمدن احساس ناامیدی ،بی هدفی و تنهایی شد که مشخصه عصر مدرن است. آنها استدلال می کنند که روشنگری به جای مسئولیت های شخصی و الزامات اجتماعی بیش از حد بر حقوق فردی تاکید دارد. از آن گذشته فیلسوفان به تضعیف اقتدار دین و ایمان به خدا بدون ارائه جایگزینی برای پاسخگویی به نیازهای معنوی اکثر مردم متهم شدند.میراث روشن گری حتی برخی از هواداران محیط زیست را ناخشنود ساخته که می گویند تاکید بر پیشرفت و عقل در رویکرد مادی گرایانه موثر در برخورد با جهان طبیعت موثر بوده است.
اما مدافعان روشن گری چنین حملاتی را تند و دور از انصاف تلقی می کنند. آنها تصریح می کنند که فیلسوفان به یقین اشتباهاتی مرتکب شده اند اما در دراز مدت میراث آنها برای بشریت مفید بوده، تا مضر!!!
رنسانس در علوم
به تعبیری دوره رنسانس دوره خردگرایی، ریاضیات، منطق و انسان‌مداری است در این دوره کلیسا و تفکرات مذهبی کنار می‌رود و یک جنبش مردم سالارانه به وجود می‌آید و مثل روم و یونان باستان پیشرفت علمی مطرح می‌شود و تأثیر آن از قرون وسطی است چون مسلمانان مسیحیان را شکست داده علم آنها وارد اروپا شده و دانشمندانی از شرق به غرب می‌آیند و باعث شکوفایی علمی شده و رنسانس به وجود می‌آید. در این دوره ما شاهد اختراعات زیادی هستیم مثل باروت، صنعت چاپ، دریانوردی، کشف قطب نما، تلسکوپ و…
دوران رنسانس برای اروپاییان عصر جدیدی بود سرشار از کامیابی‌های عظیم. بسیاری از افراد با ژان فرنل موافق هستند. او در سال‌های اول سده ۱۵۰۰ چنین نوشت:
جهان

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه انقلاب علمی، کتاب مقدس، از خود بیگانگی، نظام اعتقادی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه قرون وسطی، انسانگرایی، کتاب مقدس، نهضت ترجمه