منابع و ماخذ پایان نامه نزول قرآن، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

خاطر اينكه به دنيا برسند، در آن هنگام خداوند به كسى كه او را به خاطر دنيا، پرستش مى‏كرده مى‏گويد: به عزّت و جلال من سوگند، بگو هدف از پرستش من چه بود؟ در پاسخ مى‏گويد دنيا، خداوند مى‏گويد بنا بر اين آنچه را اندوختى به حال تو سودى نمى‏دهد و به آن باز نمى‏گردى، او را به سوى آتش ببريد!.و به آن كس كه خدا را از روى ريا عبادت مى‏كرده مى‏گويد: به عزّت و جلالم سوگند، بگو منظورت از عبادت من چه بوده؟ در پاسخ مي گويد: ريا!، مي فرمايد آن عبادتى را كه از روى ريا انجام مي دادى چيزى از آن به سوى من صعود نمي كرد، و امروز هيچ سودى به تو نخواهم داد، او را به سوى آتش ببريد! و به آن كس كه خدا را از روى خلوص عبادت كرده گفته مي شود به عزّت و جلالم سوگند بگو منظورت از عبادت چه بود؟ در پاسخ ميگويد به عزّت و جلالت قسم تو از آن آگاه ترى، من فقط تو را براى خودت و براى سراى آخرت مي پرستيدم مى‏فرمايد بنده‏ام راست مي گويد او را به بهشت ببريد”414

2. تفسير تربيتي؛ تفسيري توحيدي
فلسفه زندگي انسان مبتني بر زيرساخت و تکيه‌گاه فکري اوست که “جهان بيني” او را شکل ميدهد. جهانبيني نيز به او راه و رسم زندگي و بايدها و نبايدهايي را ميآموزد که “ايدئولوژي” او را بنا مينهد و مسير تربيت او را مشخص ميکند. پس تربيت آدميان تابع مکتب آنان است و به تعداد مکاتب فکري، اهداف تربيتي نيز متکثّر ميشود.415
تربيت اسلامي مبتني بر آموزههاي قرآني، و محور آموزههاي قرآني، حقيقت “توحيد” است.416 با تحليل جامع معارف گسترده قرآن؛ اعمّ از عقايد و احکام و اخلاق، اين حقيقت اثبات ميگردد که اصل توحيد همان اصلي است که تمام اعتقادات حقّه از آن منشعب ميگردد و اخلاق زاکيه بر محور آن رشد مييابد و اعمال صالح از آن نشأت ميگيرد.417
حقيقت توحيد در نخستين کريمه قرآني “بسم الله” به ظرافت گنجانده شده418 و در آن، توحيد اسماء و صفات الهي محقق گشته و نخستين شعار اسلام “لااله الا الله” نيز بر آن تأکيد نموده و اعتقاد به آن “عين ايمان” شمرده شده است.419 قرآن کريم، به مصداق حديث امام صادق7: “لقد تجلّى‏ الله لخلقه في كلامه و لكنّهم لا يبصرون؛ خداوند در کلام خويش بر مخلوقاتش تجلّي کرده ولي آنان نمي بينند‏”؛420 تجلّي کلام خداوند بر مخلوقات است؛ بدين سان پروردگار، اساسنامه هدايتي و مرامنامه تربيتي خويش را در کتابش انعکاس داده و متربّيان را بدان فراخوانده است: “قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفيظ؛ به راستى رهنمودهايى از جانب پروردگارتان براى شما آمده است. پس هر كه به ديده بصيرت بنگرد به سود خود او، و هر كس از سر بصيرت ننگرد به زيان خود اوست، و من بر شما نگهبان نيستم”421
خداوند در اساسنامه تربيتي خويش همه روابط زندگي انسان را با نگرشي هماهنگ مورد توجّه قرار داده و نظامهاي ارزشي و بايدها و نبايدهاي ناظر به همه ساحتهاي زندگي مادي و معنوي، فردي و اجتماعي را به صورت متعادل و متوازن در نظر گرفته است. اساسيترين ويژگي در زبان نظام رفتاري و آموزههاي ارزشي قرآن، صبغه توحيدي و عطف توجّه به حضور خدا در تمام ساحتهاي فردي و اجتماعي و مسئوليت مداوم انسان در پيشگاه قدسي خداست؛ بنابراين، محور تربيت اسلامي، “تربيت قرآني” و ماهيت تربيت قرآني، “تربيت توحيدي” است. حقيقت تربيت توحيدي، مؤدبشدن به ادب الهي است.: “صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُون؛ اين است نگارگرى الهى و كيست خوش‏نگارتر از خدا؟ و ما او را پرستندگانيم”422 رنگ و صبغه الهي همان حقيقت توحيد است؛ بنابراين موحّد، مؤدّب است و همه شئون را به تأديب الهي مينگرد؛ از اينرو پيامبران الهي 9 که در قلّه توحيد طي طريق ميکردند در تمام ابعاد آن؛ اعمّ از توحيد ذاتي و صفاتي و افعالي، هم در گفتار و هم در کردار مؤدّب به آداب توحيد بودند.423
بناي رفيع “مکتب تربيت توحيدي” به اراده معمار هستي بنيان نهاده شده و انبياء، جملگي، پيام محبّتي آن را در گوش هوش جهانيان زمزمه کرده، انسانها را به نوسازي معنوي و تزکيه و تحول دعوت کردهاند و با مبدأ کمال آشنا ساختهاند. در اين مکتب توحيدي، تمام ارکان نظام تربيتي از مباني و اهداف تا روش ها و ابزارها با محوريت منشأ هستي و سرچشمه خير و حقيقت و زيبايي يعني ذات اقدس اله، تعريف و تنظيم ميشود. در مکتب تربيت توحيدي قرآن، سه مرحله فراروي متربّي قرار دارد: ابتدا به درک صحيحي از حقايق عالم و آدم دست مييابد و در آينه جهانبيني توحيدي آغاز و پايان هستي و مبدأ و مقصد حيات را ميشناسد و به خداشناسي ميرسد.
در گام دوّم، در کلاس آيين مهرورزي و کيش مهر حضور مييابد؛ بدين سان به جمال جميل حضرت دوست دل ميبندد، جانش با او انس ميگيرد و به خداخواهي و خدادوستي دست مييابد؛ اين چنين به او گرايش مييابد و درس “ايمان” را با موفقيت ميآموزد. در گام پاياني در کلاسهاي اخلاق و احکام حاضر شده درس “عمل صالح” را فرا ميگيرد و قدم در مرحله خداپرستي ميگذارد؛ بدين سان، دانشآموخته اين مکتب، با حضوري پرشور و مستمرّ در سه کلاس “انديشه و بينش توحيدي” “علاقه و گرايش توحيدي” و “عمل و کنش توحيدي” دورههاي مقدماتي و پيشرفته بندگي را طي ميکند.
قرآن کريم سه لايه شخصيتي متربّيان خويش را که همان انديشه، عاطفه و اراده است با کيمياي توحيد ميسرشتد تا تمامي ساحتهاي وجودشان با يکتاي عالم پيوندي جاودانه و ناگسستني برقرار سازد.
مکتب تربيتي قرآن در اين رستا ، توأمان دو هدف را با نگاه جامع تربيتي تعقيب ميکند: 1. تربيت انسان موحّد. 2. تربيت جامعه موحّد؛ به عبارت ديگر تحقق انسان ايدهآل و جامعه ايدهآل. اينگونه منظومه تربيتي انسان موحّد شکل ميگيرد و در وجود او استقرار مييابد. 424
بر خلاف رويکردي که تهذيب اخلاق و کسب فضايل اخلاقي و تربيت و تأديب انساني را عمدتاً با تأکيد بر منافع و فوايد دنيوي امکان پذير ميداند و نيز بر خلاف رويکردي که ميکوشد تهذيب اخلاق و رفتار را صرفاً با توجّه دادن آدمي به منافع و فوايد آخرتي آن تسهيل نمايد، روش تربيتي قرآن ضمن بهرهگيري از اين دو رويکرد، محور تربيت خويش را بر روشي بنياديتر بنا مينهد؛ روشي که ويژه قرآن است و به اعتقاد برخي مفسّران در هيچ يک از مکاتب آسماني و هيچ يک از تعاليم انبياء گذشته 7 و مکاتب فلاسفه و حکماي الهي ديده نشده است. قرآن کريم آدميان را به گونه اي تربيت ميکند که ديگر محلّ و موضوعي براي رذائل اخلاقي باقي نماند؛ به عبارت ديگر، تربيت قرآن، عمدتاً تربيتي رفعي و پيشگيرانه است نه دفعي و درمانگر؛ يعني پيش از آنکه پليديها بر روح و جان متربّي وارد گردد و رفع آن نيازمند تدابير و روشهايي باشد، آن چنان دلها را با علوم و معارف خود پر ميکند که اساساً جايي براي رذائل باقي نماند. اين روش همان روش “تربيت توحيدي” است. علامه طباطبايي به عنوان نظريهپرداز اين روش، در تحليل آن مينويسد: “عملى كه انسان براى غير خدا انجام ميدهد، ضرورتاً مقصودي از انجام آن دارد؛ يا به منظور کسب عزّت و يا به خاطر ترس از قدرتي و به منظور محفوظ ماندن از شر آن است. قرآن كريم، هم عزّت را منحصر در خداى سبحان كرده: “إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً”425 و هم نيرو را منحصر در او نموده است: “أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً”426 بديهي است کسي که به اين دين و معارف آن ايمان دارد، در دلش جايى براى ريا و سُمعه و ترس از غيرخدا و اميد به غير‌خدا و تمايل و اعتماد به غير خدا باقى نمى‏ماند، و کسي که اين حقيقت براي وي معلوم گردد و علم يقيني بدان يابد تمامى پستى‏ها و بديها از دلش شسته ميشود و قلبش به زيور فضايل و پرهيز از رذائل مزين ميگردد؛ صفاتى چون: تقواى باللَّه، تعزّز باللَّه، مناعت طبع و كبرياء و غناى نفس و هيبتى الهى و ربّانى.
در سخن خداى سبحان مكرّر اشاره شده است که ملك عالم؛ از جمله آسمانها و زمين از آنِ خداست و چنين مالکيتي براى هيچ موجودى از موجودات، استقلال باقى نمى‏گذارد و استقلال را منحصر در ذات خدا مى‏نمايد پس ديگران هر چه هستند سراسر فقرند و نياز. انسانِ تربيت شده قرآن با اين انديشه توحيدي، نه غير خدا را اراده ميكند و نه در برابر غير او خضوع مينمايد. از غير او نميترسد و جز به او اميد ندارد، دلخوشي و لذّت و بهجت او فقط خداست و توکّل و اعتماد و تسليم او تنها بر ذات بيمنتهاي اوست. پس طلب و مراد او تنها “وجهِ حقِ باقي” و گريز او از “هرچه باطلِ فاني” است. آموزههاي قرآني سراسر بر محور همين حقيقت است. چنانکه ميفرمايد: “اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ، لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى؛ خدايى كه جز او معبودى نيست [و] نامهاى نيكو به او اختصاص دارد “427” و “ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ، لا إِلهَ إِلَّا هُوَ، خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ؛ اين است خدا، پروردگار شما: هيچ معبودى جز او نيست، آفريننده هر چيزى است. “428 و “الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ؛ همان كسى كه هر چيزى را كه آفريده است نيكو آفريده “429 و “وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ؛ و چهره‏ها براى آن [خداى‏] زنده پاينده خضوع مى‏كنند “430 و “كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ؛ همه او را گردن نهاده‏اند “431 و آيات بسيار ديگر432
پس مکتب “تربيت توحيدي قرآن” در نظامي يکپارچه، وجود انسان و جامعه انساني را بر کانون يگانه “الله” متصل ميسازد. توحيد همچون نخ تسبيحي است كه تمام دانه‏هاى تسبيح را به هم متّصل مى‏كند، به گونه‏اى كه اگر توحيد نباشد دين تحقّق نمى‏يابد؛ همان‏گونه كه اگر نخ نباشد تسبيح شكل نمى‏گيرد433. از اين‌رو برخي اساساً مقصد اصلي نزول قرآن را “توحيد رب العالمين” دانستند.434
امام خميني( به زيبايي اين حقيقت را ترسيم کرده اند:
“…هر چه در قرآن هست …آن جنبه الوهيتش هست. هميشه هر چيزي طرح شده به جنبه الوهيت طرح شده است. اسلام براي خدمت به خدا آمده است. انبيا خدمه خدا هستند و براي خدا آمده اند؛ و براي توجّه دادن همه موجوداتِ اينجا و همه انسانهايِ اينجا به خداي تبارک و تعالي.435
بنابراين ميتوان گفت “قرآن کتاب توحيد” است و منطق آن منطق توحيد؛436 از اين‌رو هر سوره قرآن بلکه هر آيه آن دربردارنده توحيد، شاهد بر آن و دعوتگر به سوي آن است؛437 بدين ترتيب، آنچه در فرجام و چشم‌انداز تربيت وحياني قرار دارد، خداگونه شدن، آراسته گشتن به آرايه‌هاي خدا، رشد و کمال معنوي انسان و رسانيدن او به مقام قرب ربوبي و پرورش استعداد‌هاي انساني از رهگذر بندگي و اطاعت خداوند است. هدف انبياي الهي که نقش بارز و برجسته آنان، تربيت انسان‌هاي شايسته بر اساس مدل و الگوي وحياني به شمار مي‌رود، جز اين نبوده است که با تکيه بر ايمان و معنويت، انسان را به جايي برسانند که تکامل و رشد و هدف زندگي خويش را سعادت و رستگاري در گستره ابديت بداند و آن را در سايه عنايات بي‌کران حق تعالي جستجو کند و حيات و مرگ و تلاش و نيايش و پرستش و تمام حرکات و سکنات خود را تنها براي خدا و تسليم و تعبد محض در برابر اراده او بداند و نماد انساني باشد مترنّم به اين آيت: ‌”قُلْ إِنَّ صَلاتي‏ وَ نُسُكي‏ وَ مَحْيايَ وَ مَماتي‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين، لا شَريكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمين”؛438 نماز من، مناسک من، حيات و مرگ من براي خدا، پروردگار جهانيان است. او شريک ندارد، بدين موظف شده‌ام و من نخستين فرد تسليم شدگانم”.
تفسير تربيتي، نمود اين تربيت، و مفسّر تربيتي نمود دهنده آن است؛ از اين رو روح توحيد بايد در سراسر تفسير ساري و جاري باشد. مفسّر تربيتي بايد اين حقيقت را بفهمد، برجسته سازد و کشف کند؛ چه آنکه گاه پيام توحيدي يک آيه، از استنطاق آن حاصل ميشود؛ و نطق‌آوري آن نيازمند تدبّر افزون تر و بهرهگيري از آيات، روايات يا ديگر منابع است.
روش کار “تفسير توحيدي” به عنوان يکي از رويکردهاي “تفسير تربيتي” در يکي از مدلهاي پيشنهادي439 آن است که بين نگرش و متن تفسيري از يکسو و بين واقعيت از سوي ديگر، هماهنگي‌هايي ايجاد کند (توحيد متن با واقعيت). علاوه بر اين، ايجاد وحدت زباني در

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه اعجاز قرآن Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه سوره بقره، امام سجاد