منابع و ماخذ پایان نامه ناتوانی یادگیری، احساس تنهایی، سلامت عمومی، سلامت روان

دانلود پایان نامه ارشد

فرزندانی با ناتوانی یادگیری در سنین مدرسه، تأثیر نسبی عوامل محیطی، مادرانه و کودکی” به بررسی عوامل مختلف تأثیرگذار بر سلامتی مادران با فرزندان کم‌توانی‌ذهنی پرداختند. آنها در مطالعه خود از داده‌های جمع‌آوری شده توسط ایمیل و تماس‌های تلفنی استفاده کردند. شرکت‌کنندگان در این پژوهش از فرزندانی با مشکلاتی از قبیل فلج مغزی، اتیسم، پیش فعالی مراقبت می‌کردند. نتایج تحلیل استنباطی در تحقیق آنها بیانگر این بود که عوامل مرتبط با سلامت مادر شامل وضعیت روانی اجتماعی فرزند، رفتارهای چالش‌برانگیز فرزند، شرکت مادر در فعالیت‌های ارتقادهنده سلامت، ارتقای فردی مادران و نیازهای برآورد نشده کودکانشان هستند. بر اساس نتایج این پژوهش مهم‌ترین عامل تأثیرگذار بر سلامت مادران در این مطالعه مقطعی شرکت آنها در فعالیت‌های ارتقادهنده سلامت، و نیازهای برآورد نشده کودکانشان بود.
دیچز، اسمیت، کورد، روپر و ماندلکو43 (2012) در پژوهشی با عنوان “والدینی مثبت (صحیح) برای کودکان با ناتوانی رشدی: یک فراتحلیل”بیان می‌کنند که هرچند بدنه بزرگی از تحقیقات هستند که رابطه والدینی مثبت و صحیح فرزندان برای فرزندان معمولی را تأیید می‌کنند، برای تحلیل جداگانه تحقیقات انجام شده بر روی کودکان دارای ناتوانی رشدی دلایل متعددی هم وجود دارد.این مطالعه از طریق یک فراتحلیل به بررسی تأثیر والدینی مثبت و کمک آن به فرزندان جوان با ناتوانی یادگیری می‌پردازد. 14 مطالعه دربین سال‌های 1990 تا 2008 شامل 576 شرکت کننده که 41 درصد زن و 50 درصد مرد دارای سندرم داون بودند، در این مطالعات مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این مطالعات بیان می‌کنند که مهارت‌های والدینی در هنگام کمک کردن به فرزندان جوان با ناتوانی حائز اهمیت است.
بورک تایلر، هووی، لو و پالنت (2012) درمطالعه‌ای با عنوان ” سلامت روانی خود گزارش‌شده مادران دارای فرزندان با ناتوانی در منطقه ویکتوریا: یک مطالعه با روش ترکیبی” سلامت مادران در استرالیا را مورد بررسی قرار دادند. در این مطالعه از روش ترکیبی و مدل مثلثی برای بررسی سلامت 152 مادر دارای فرزندانی در سنین مدرسه استفاده کردند. از تاریخچه وضعیت بهداشتی خود گزارش‌شده و فرم‌های پر شده در پیمایش سلامتی که از طریق میل یا مصاحبه تلفنی تکمیل شدند استفاده شد. نتایج این پژوهش بیان کرد که مادران با فرزندان دارای ناتوانی سلامت ذهنی خود را دو انحراف معیار کمتر از سایر زنان استرالیایی گزارش کردند. همچنین نرخ بالاتری از افسردگی و عصبی بودن در این زنان نسبت به سایر والدین گزارش شده است. علاوه بر این، نتایج این تحقیق بیانگر این مسئله است که توجه بیشتری به استراتژی‌های سلامتی حمایت‌کننده از مادران دارای فرزندان با ناتوانی مورد نیاز است. برنامه‌ها و سیاست‌های سلامتی که چنین مادرانی را شناسایی کرده و به نیازهای آنها توجه دارند در استرالیا مورد نیاز است.
ویس، کاپادوسیا، مکمولین، ویسیلی و لونسکی 44(2012) در مقاله‌ای با عنوان ” تأثیر مشکلات رفتاری کودکان دارای اختلال‌های طیف اتیسم بر سلامت روانی والدین: نقش پذیرش و تقویت” موضوع سلامتی روانی والدین دارای فرزندان اتیسم را مورد بررسی قرار دادند. این تحقیق رابطه بین رفتارهای مشکل‌آفرین کودک، سلامت روانی والدین، پذیرش روانی و تقویت والدین را مورد تحقیق قرار داد. شرکت‌کنندگان در این مطالعه شامل 228 والد دارای کودک در سنین 6 تا 21 هستند. همانطور که انتظار می‌رود، پذیرش روانی و تقویت والدین رابطه منفی با شدت مشکلات روانی والدین دارند. همانطور که مشکلات رفتاری کودکان افزایش می‌یابد، پذیرش روانی والدین کاهش داشته که منجر به مشکلات روانی والدین می‌شود. این یافته‌ها پیشنهاد می‌کند که برای مشکلات مزمن، پذیرش روانی ممکن است عامل مهمی در تطبیق والدین با داشتن فرزند دارای اختلال اتیسم باشد؛ این موضوع با نتایج تحقیقات گسترده‌ای در این زمینه هم‌خوانی دارد.
وندر ویک، کرایج، و گارنفسکی45 و همکاران ( 2009) در مطالعه خود با عنوان “استرس و استراتژی‌های تطبیق ذهنی در والدین کودکان مبتلا به سندرم داون: یک مطالعه آیندهنگر” با بررسیای مقطعی و آیندهنگر رابطه بین استراتژیهای تطبیقی-ذهنی و استرس والدینی که فرزندان دارای سندروم داون دارند را بررسی نمودند. در مطالعه آنها نمونهای 621 نفری از افراد به سؤالات پرسشنامه که درباره تنظیم احساسات ذهنی بود و به تخمین توانایی تطبیق میپرداخت، پاسخ دادند. بعد از 8 ماه محققان مجدداً استرس را مورد محاسبه قرار دادند. بر این اساس، پذیرش، تفکر، تمرکز مجدد، تمرکز بر برنامه و نگرش به قضیه به صورت مصیبت به استرس نسبت داده شدند. محققین هم چنین موارد مورد نیاز برای بررسیهای آینده و مداخلات مورد نیاز را در این تحقیق مورد بررسی قرار دادند.
امرسون46 ( 2003) در مطالعهای با عنوان “مادران کودکان و نوجوانان با کمتوانیذهنی”موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی، وضعیتهای سلامت ذهنی و تأثیر خود ارزیابیشده اجتماعی و روانی از مشکلات کودکان به 1) مقایسه وضعیت اقتصادی- اجتماعی مادرانی که فرزندان با کمتوانیذهنی دارند با مادرانی که چنین فرزندانی ندارند پرداخته 2) به بررسی تأثیر داشتن چنین فرزندانی بر وضعیت روانی منفی مادران پرداخته و 3) متغیرهای مرتبط با وضعیت روانی منفی مادران را مشخص میکند. دادههای مورد بررسی در این تحقیق مربوط به 10438 کودک بوده که نتایج تحقیق نشان دهنده این امر بودند که خانوادههایی که فرزند با کمتوانیذهنی دارند در مقایسه با دیگران از مشکلات اقتصادی بیشتری رنج میبرند. مشکلات به طورکل برای خانوادههای دارای این فرزندان خود را بیشتر نشان میدادند.
بروملی47 و همکاران ( 2004) در تحقیق خود با عنوان “مادران حمایت کننده از کودکان اختلال طیف اتیسم، حمایت اجتماعی، وضعیت سلامت ذهنی و رضایت از خدمات” به بررسی تأثیر فاکتورهای مختلف بر سلامت روانی، رفاه، وضعیت سلامت ذهنی و رضایت از خدمات مادران ذکر شده پرداختند. بر اساس نتایج تحقیق انجام شده مادران بررسی شده اگر والدین تنها بودند حمایت کمتری را در زندگی گزارش کرده، در شرایط سختتری زندگی میکردند. مطالعه هم چنین به بررسی مناطق حمایتکننده خوب برای مادران نیز پرداخته است.
چو و ریچدل48 ( 2009) در مطالعهای با عنوان “کیفیت خواب رفاه روانی مادران دارای فرزندان با مشکلات یادگیری” به بررسی تأثیر خواب و مشکلات رفتاری کودکان با مشکلات رفتاری بر سلامت روانی و خواب مادران این کودکان پرداختند. نتایج این تحقیق نشان میدهد که به هر اندازه که مشکلات خواب و رفتار کودکان با ناتوانی یادگیری بیشتری باشد مادران آنها با خواب آشفته و استرس بیشتری روبه رو هستند.
در پژوهشی که توسط جانز و پاسی49 (2005) انجام شد استرس والدی را در 48 خانواده بریتانایی که دارای کودکان با ناتوانیهای تحولی و مشکلات رفتاری بودند را ارزیابی کرده و ویژگیهای کودکان، منابع، ادراک والدین و مهارتهای مقابلهای آنها را بررسی کردند. نتایج نشان داد که مهمترین پیش بینی کننده استرس والدین عبارت بود از مهارتهای مقابلهای خانواده  و منبع کنترل دورنی والدین. والدینی که عقیده داشتند زندگی آنها با وجود فرزند با نیازهای ویژه کنترل نمیشود و با تمرکز کردن روی اتحاد خانواده و همکاری خانواده با این مشکل مقابله کرده و نسبت به آینده خوش بین بودند، استرس کمتری داشتند. 
اولس، کلیفورد و مینس50 (2014) در پژوهشی در ارتباط با پیش بینیکننده های مقابله والدین دارای اختلالهای طیف اتیسم که بر روی 28 نفر والدین دارای فرزندان طیف اتیسم انجام گرفت، ضمن اشاره به وجود مشکلات روانی شایع در والدین فرزندان دارای طیف اتیسم، نشان میدهد که استفاده از استراتژیهای مقابله ناهنجار پیش بینی کننده معنیداری در سطوح مقابله اخیر والدین میباشد.
2-2-3-نتیجهگیری از پژوهشهای پیشین
از پژوهشهایی که در ارتباط با این پژوهش صورت گرفتهاند می توان نتیجه گرفت که تأثیر کودکان با نیازهای ویژه بر روی خانواده آنها و به خصوص مادران این کودکان بسیار زیاد است.
به عنوان مثال می توان به پژوهش علاقبند و همکاران (1390)، رحیمی و همکاران (1392)، خرم آبادی و همکاران (1389)، کیمیایی و همکاران (1388)، هاشمی نسب و همکاران (1386)، افروز و همکاران (1386) و همچنین امرسون (2003)، اشاره کرد که با انجام پژوهش های مختلف تأثیر داشتن فرزند با نیاز ویژه را بر روی مادران آنها بررسی کردهاند و به این نتیجه رسیدند که داشتن کودک با نیازهای ویژه موجب کاهش سلامت عمومی و بروز مشکلات زیادی در خانواده و به خصوص برای مادران آنها میشود.
همچنین میتوان به پژوهشهای انجام شده توسط امیری و همکاران (1389) و موللی و همکاران (1392) که نشان دادند داشتن فرزند با نیازهای ویژه موجب استرس والدگری و کاهش سلامت روان و افسردگی در مادران کودکان با نیازهای ویژه میشود، نیز اشاره کرد.
یکی از متداولترین احساساتی که خانوادههای کودکان با ناتوانیهای تحولی دارند، احساس تنهایی است. آنها احساس میکنند که با همسایگان خود فرق دارند و اغلب نمیدانند که چگونه به کودک خود کمک برسانند (حمزه گنجی، 1393). در زمینه احساس تنهایی مادران با نیازهای ویژه پژوهشهای کمی صورت گرفته است.
بنابراین پژوهش حاضر به دنبال مقایسه سلامت عمومی و احساس تنهایی در مادران دانشآموزان با ناتوانیهای رشدی در شهر شیراز میباشد.

فصل سوم:
روش تحقیق

3-1-طرح تحقیق
پژوهش حاضر، توصیفی از نوع علی- مقایسهای بود.
3-2-متغیرهای تحقیق
متغیر مستقل: سه گروه مادران دانشآموزان با اختلالهای طیف اتیسم، با کمتوانیذهنی و با ناتوانی یادگیری
متغیر وابسته: سلامت عمومی و احساس تنهایی

3-3-جامعه آماری
جامعه آماری این پژوهش شامل همه مادران دانشآموزان با ناتوانی‌های تحولی (مادران کودکان با اختلالهای طیف اتیسم، کم‌توانی‌ذهنی و با ناتوانی یادگیری) شهر شیراز بود.

3-4-نمونه و روش نمونه گیری
حجم نمونه در این پژوهش 135 مادر بود. روش نمونهگیری به روش نمونهگیری هدفمند بود. بدین صورت که به ناحیه یک آموزش و پرورش شهر شیراز (ناحیه معرف) مراجعه شد و همهی مادران کودکان با اختلالهای طیف اتیسم، با کمتوانیذهنی و با ناتوانی یادگیری به عنوان نمونهی پژوهش انتخاب شدند.

3-5-تعریف عملیاتی متغیرها
احساس تنهایی:
منظور از احساس تنهایی در این پژوهش، نمرهای بود که آزمودنیهای پژوهش در مقیاس احساس تنهایی دهشیری و همکاران (1387) به دست آوردند.
سلامت عمومی:
منظور از سلامت عمومی در این پژوهش، نمرهای بود که آزمودنیهای پژوهش در مقیاس سلامت عمومی گلدبرگ51 (1978) به دست آوردند.
دانشآموزان با اختلالهای طیف اتیسم: دانشآموزانی بودند که در سال تحصیلی94-93، در دوره ابتدایی در مراکز اتیسم تحت نظر آموزش و پرورش استثنایی در شهر شیراز مشغول به تحصیل بودند.
دانشآموزان با کمتوانیذهنی: دانشآموزانی بودند که در سال تحصیلی94-93، در دوره ابتدایی و در مدارس ویژه کمتوانانذهنی تحت نظر آموزش و پرورش استثنایی در شهر شیراز مشغول به تحصیل بودند.
دانشآموزان با ناتوانی یادگیری: دانشآموزانی بودند که در سال تحصیلی94-93، در دوره ابتدایی و در مراکز ویژه اختلالات یادگیری تحت نظر آموزش و پرورش استثنایی در شهر شیراز خدمات آموزشی ویژه دریافت میکردند.

3-6-ابزار پژوهش
3-6-1- پرسشنامه سلامت عمومی
در این پژوهش برای بررسی سلامت‌ عمومی مشارکت کنندگان از پرسشنامه سلامت‌ عمومی 28 سؤالی گلدبرگ استفاده شده است. اين پرسشنامه توسط گلدبرگ در سال 1978 به منظور کشف اختلالات غیرروانشناختی در جمعیت عمومی ساخته شده است. فرم 28 سؤالی پرسشنامه مذکور که در این پژوهش به کار رفته است؛ دارای 4 خرده مقياس فرعي است. این مقیاس‏ها به ترتیب از سؤال های 1 تا 7 نشانه‌های جسمی، 8 تا 14 نشانه‌های اضطرابی، 15 تا 21 نشانه‌های اختلال در کارکرد اجتماعی و 22 تا 28 نشانه‌های افسردگی را میسنجند. روش نمره‌گذاري آزمون بر اساس مقياس ليكرتی است. يعني گزينه الف (نمره صفر) گزينه ب (نمره

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه سلامت روان، کیفیت زندگی، سلامت روانی، اختلال طیف اتیسم Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی پرخاشگری، تحلیل داده، تربیت بدنی، خشونت و پرخاشگری