منابع و ماخذ پایان نامه موازنه قدرت، موازنه قوا، وابستگی متقابل، توزیع قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

ه است که: راهبرد یا شیوه برنامه‌ریزی‌شده‌ی عمل که توسط مراجع تصمیم‌گیرنده‌ی یک کشور در رابطه با سایر کشورها با نهادهای بین‌المللی، به منظور نیل به اهداف معین که ذیل معیارهای منافع ملی تعریف‌شده‌اند، طرح می‌شود. سیاست خارجی خاصی که توسط یک کشور اتخاذ می‌شود، ممکن است حاصل ابتکار خود آن کشور و یا واکنشی به ابتکارات صورت گرفته از سوی سایر کشورها باشد. سیاست خارجی روند پویایی است که طی آن، به منظور تعیین خط مشی و در راستای مساعی دیپلماتیک ناظر بر راهبردهای سیاسی، مضامین نسبتاً ثابت منافع ملی با شرایط قویاً متلاطم و متغیر محیط بین‌المللی هماهنگ می‌شوند. ( پلنو، 1387: 34 )

3-7 – موازنه قوا
موازنه قدرت به عنوان یک موضوع تاریخی توسط پژوهشگران، نویسندگان و نظریه‌پردازان مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. مطالعه این نوع نوشته‌ها پراکندگی و عدم هماهنگی در معنی این واژه در ذهن جوینده به وجود می‌آورد. تلاش برای فهم نظریه موازنه قوا به بیش از پانصد سال بازمی‌گردد. موازنه قدرت به عنوان یک وضعیت ناشی از رضایت نسبی کشورها از تقسیم قدرت در میان آنان می‌باشد. موازنه قدرت به عنوان یک تمایل عمومی و قانون رفتار دولت‌ها در پی پدید آمدن یک عامل بر هم زننده موازنه باعث ترس و وحشت اعضای سیستم خواهد گردید و آنان را به عکس‌العمل متقابل وا خواهد داشت. موازنه قدرت به عنوان راهنمای دولت‌مردان، آنان را به عاقلانه عمل کردن وا می‌دارد و به علاوه به آنان می‌آموزد که همیشه برای ایجاد ائتلاف و اتحاد در آمادگی کامل به سر برده، تا بدین نحو بتوانند با برهم زننده موازنه مقابله نمایند. موازنه قدرت به عنوان اسلوبی برای حفظ خصوصیات سیستم بین‌المللی زمانی کاربرد دارد که تمام اعضای جامعه بین‌المللی بخواهند از این طریق هویت، استقلال و تمامیت ارضی خود را حفظ کنند.( علی‌بابایی، 1370: 17). موازنه قدرت، قانون رفتار دولت‌هاست، بدین معنا که آنان در صورت رویارویی با قدرتی مجاور و بر هم زننده تعادل، به تأسیس یک ائتلاف متوازن کننده مبادرت ورزیده و از ظهور قدرتی مسلط و برتر جلوگیری می‌کنند.( دوئرتی و گراف، 1372: 67 ) توازن قوا دارای معانی مختلفی است و تحلیل‌‌گران نتوانسته‌اند بر معنای واحدی اتفاق کنند. برخی آن‌ را وضعیت یا شرایطی دانستهاند که رضایت خاطر نسبتاً گستردهای از توزیع قدرت وجود دارد. به عبارت دیگر، قدرت‌های مهم و عمده از نحوه‌ی توزیع قدرت راضی هستند.
مفهوم موازنه‌ی قوا، بنا به مقتضیات گوناگون اوضاع بینالمللی، معانی مختلفی چون توزیع قدرت، تعادل قوا بین دو یا چند قدرت متخاصم، و تفوق نیرو پیدا کرده است. مثلاً ارنست ‌هاس برای مفهوم موازنهی قدرت 8 معنا و مارتین‌ وایت 9 معنا، و بالأخره کنت ‌والتز 10 معنا در نظر گرفته‌اند. اما در کلیه‌ی این مفاهیم گوناگون، نوعی اتفاق نظر نسبت به موجودیت مفهوم قدرت وجود دارد. منظور آن است که در بطن نظریه موازنهی قوا این فرض نهفته است که همه‌ی روابط بینالمللی ناشی از منافع ملی است که از طریق قدرت کسب میشود.( سیف زاده،1367: 49) اما تعاریف ارنست‌ هاس، عبارت‌اند از: 1ـ هرگونه توزیع قدرت، 2ـ نوعی فرایند تعادل یا متوازن‌سازی، 3ـ استیلاء یا طلب استیلاء، 4ـ ثبات و صلح در حالت اتفاق قدرتها، 5ـ بی‌ثباتی و جنگ، 6ـ سیاست مبتنی بر قدرت به معنی اعم، 7ـ نوعی قانون جهان‌شمولی تاریخی، 8ـ نوعی نظام و راهنما برای سیاست‌گذاران. به گفتهی اینیس‌ال. کلود‌‌ جونیور «مشکل توازن قدرت، نداشتن معنا نیست بلکه داشتن معانی بیش از حد است.( دوئرتی و گراف، 1372: 66) نگرش مورگنتا نگرشی سرزمین محور و استراتژی مدار است که در کنار سایر واقع گرایان، از کلاسیک‌ها گرفته تا متأخران، اساس کارشان مفهوم‌سازی قدرت است.(لیتل، 1389: 16) از نظر مورگنتا، اساس مفهوم موازنه بر دو پیش‌فرض اساسی بنا نهاده شده است: اولاً عناصری که باید متوازن گردند برای جامعه ضروری هستند یا حق وجود دارند، و ثانیاً، بدون حالت تعادل میان آن‌ها، یکی از عناصر بر دیگران تفوق می‌یابد، به منافع و حقوق آن‌ها تجاوز می‌کند و ممکن است نهایتاً دیگران را نابود و مضمحل کند و جایگزین آن‌ها شود. اما از آنجا که هدف، علاوه بر حفظ همه عناصر سیستم، ثبات آن است، هدف تعادل باید جلوگیری از تفوق یکی از عناصر بر دیگری باشد. حفظ تعادل به این ترتیب صورت می‌گیرد که عناصر مختلف مجاز باشند گرایش‌های متضاد خود را تا نقطه‌ای ادامه دهند که گرایش هیچ یک از آن‌ها چنان قوی نباشند که بر گرایش سایر عناصر تفوق یابد، اما گرایش هر یک به آن اندازه‌ای قوی باشد که مانع از تفوق سایرین بر خود شود. ( مورگنتا، 1389: 289 )
از نگاه مورگنتا، موازنه قدرت به مثابه پیامد طبیعی و اجتناب‌ناپذیر مبارزه قدرت، عمری به درازای تاریخ دارد، اما اندیشه نظری منظم، که در قرن شانزدهم آغاز شد، و در سده‌های نوزدهم و بیستم به اوج خود رسید، عموماً موازنه قدرت را ابزاری حراستی می‌دانند که اتحادی از دولت‌ها، که نگران استقلال خود هستند، در مقابل طرح‌های دولتی دیگر برای سلطه جهانی، که در آن زمان پادشاهی جهانی نامیده می‌شدند، از آن استفاده می‌کنند)مورگنتا، 1389: 315 ) برداشت مورگنتا از مفهوم توازن، بر گرفته از علوم طبیعی است. او هدف توازن را ممانعت از تفوق یکی از عناصر بر دیگری و نتیجه آن را پویایی و ماندگاری جمعی می‌داند.

4-7 – موازنه منطقهای
در دوران پس از جنگ سرد موازنه قدرت در سطح منطقهای و جهانی مورد توجه قرار گرفته است. وظیفه موازنه قوای منطقهای حفظ استقلال کشورها و جلوگیری از بلعیدن آن‌ها توسط دولت قوی تر می‌باشد. به هر حال امروزه نیز مانند گذشته موازنه قوا در سطح عمومی و یا منطقهای موجب ایجاد نظم می‌گردد. این سیستم نیز مانند عوامل دیگری هم چون حقوق بین‌الملل، مذاکره دیپلماتیک و جنگ در پی ایجاد جامعه‌ای است که در آن هیچ یک از کشورها به آن اندازه قوی نشود که داعیه تشکیل امپراطوری و سلطه بر دیگران را داشته باشد.(علی بابائی، 1370: 45-144 ) در حوزه مطالعات منطقه‌ای، موازنه قوا از ویژگی خاصی برخوردار است. این ویژگیها به ساخت فیزیکی منطقه به ویژه بخش‌بندی داخلی آن، حضور بخش مداخله گر و پیوند آن با سیستم جهانی و سیستم های کنترل آن نظم مرتبط می‌باشد. از سوی دیگر سطح و میزان انسجام داخلی منطقه نیز بخش دیگری از ویژگیهای سیستم موازنه قوای منطقهای و الگوهای رفتاری مرتبط با آن را تشکیل میدهد. از این منظر سیستم موازنه قوای منطقهای از بعد مدل فیزیکی دارای ویژگی‌های است که با مدل کلاسیک آن متفاوت می‌باشد.از این به بعد سیستم و موازنه قوای منطقه‌ای محل تلاقی دو نوع نظم سیستمی است. نخست هر منطقه جولانگاه دو نوع سیستم کنترلی است. از یک سو سیستم کنترل نظم جهانی و از سوی دیگر سیستم کنترل منطقه‌ای با یکدیگر برخورد می‌نمایند. در این میان قدرت مداخله گر منطقهای به عنوان قدرت بزرگ جهانی حلقه چنین پیوندی است. از سوی دیگر تفاوت قدرت در سطح درون منطقه با سطح بین‌المللی الگوهای رفتاری خاصی را از ناحیه واحدها سبب می‌گردد.( قاسمی، 1390: 493 )

5-7 – امنیت منطقهای
امنیت به عنوان یک مقوله مهم و حیاتی در حیات و سرنوشت کشورها از دیرباز مورد توجه قرارگرفته و بر نقش آن در حیات فردی و جمعی انسان‌ها در قبال کشورها، مناطق وجهان تاکید شده است و همواره با تحول مفهومی همراه بوده است. در مفهوم امنیت آن چه که در ابتدا به ذهن میآید نبود تهدید نظامی یا به عبارت بهتر، عدم احساس تهدید نظامی است. اگر مفهوم «امنيت منطقه اي» را از نظر تركيب واژگاني در نظر بگيريم، داراي دو واژه «امنيت» و «منطقه اي» است .( مورگان، 1380: 40 ) هر دو واژه پيچيده است و تعريف قابل‌قبول مشتركي براي آن‌ها وجود ندارد، و شايد بهترين راه براي نزديك شدن به اين موضوعات قياس و مقايسه باشد. پس با توجه به مشكلات نظري فراواني كه درباره اين دو واژه وجود دارد و با توجه به بررسي نظریه‌های موجود، تعريفي منطقي می‌توان ارائه كرد كه عبارت است از اينكه «امنيت منطقه اي» مجموعه تمام تصورات و تعبيرات از امنيت ملّي است كه اعضاي يك نظام منطقه‌ای در زماني خاص آن را به كار می‌برند. بنابراين، امنيت يا ناامني منطقه‌ای می‌تواند از مجموعه سطوح كشمكش در يك منطقه، اعتبارات نظامي و نهادها و اتحاديه‌هاي جمعي به دست آيد.( افتخاری،1381: 266 )
مفهوم «مجموعه امنیتی منطقهای» برای نخستین بار توسط باری بوزان دربکتاب مردم، دولت‌ها و هراس مطرح گردید. بوزان برای تعریف و مشخص نمودن مجموعه امنیتی منطقهای ویژگی‌هایی را برای آن متصور است. در این رابطه وی اشاره دارد که «از لحاظ امنیتی منطقه به معنای شبه سیستم مشخص و مشهوری از روابط امنیتی بین مجموعهای از دولتهاست که از لحاظ جغرافیایی نزدیک یکدیگر باشند»( بوزان، 1387: 213 )در این تعریف، دو نکته مهم و برجسته وجود دارد. نخست وجود شبکهای از روابط امنیتی میان واحدهای سیاسی و دیگری وجود نزدیکی جغرافیایی میان اعضای مجموعه. نکته مهم‌تر همان‌گونه که اشاره گردید وجود الگویی از روابط امنیتی میان اعضاء میباشد که در واقع زیربنای اصلی شکلگیری یک مجموعه امنیتی منطقهای را تشکیل میدهد و از طرف دیگر باعث تمایز این مجموعهها از سایر اشکال گروه‌ها و احتمالاً مجموعههای اقتصادی، فرهنگی و … میشود.
دیگر ویژگی تشکیل‌دهنده یک مجموعه امنیتی منطقهای از نظر بوزان، وجود “الگوی دوستی و دشمنی میان دولت‌ها” می‌باشد. منظور وی از دوستی بیان این مطلب است که در روابط میان دولت‌ها طیف وسیعی از دوستی واقعی تا انتظار حمایت و حفاظت را شامل میگردد و منظور او از دشمنی اشاره به روابطی میان واحدهاست که در آن سوءظن و ترس حاکم باشد.( بوزان، 1387: 215 ) بنابراین وجود الگوی دوستی و دشمنی شرطی اساسی برای تشکیل یک مجموعه امنیتی منطقهای در دیدگاه بوزان میباشد. به خصوص وجود سوءظن و ترس در روابط و تعاملات امنیتی میان اعضای مجموعه مهم خواهد بود. زیرا با توجه به تعریفی که در ادامه از مجموعه امنیتی خواهد آمد وجود در واقع وجود ترس و هراس است که باعث میشود تا اقدامات هر یک از اعضای مجموعه موقعیت سایرین را به خطر اندازد. شرط دیگر در شکلگیری یک مجموعه امنیتی منطقهای از نظر بوزان، وجود “وابستگی متقابل شدید” میان گروهی از کشورهاست که اعضای این مجموعه را تشکیل میدهند. وی بیان میدارد که مجموعه امنیتی در جایی وجود دارد که شبکهای از روابط امنیتی شدید میان برخی از کشورها امنیت آن‌ها را به هم پیوند زده و امنیت آن‌ها را از سایرین جدا نموده باشد. بطوریکه شدت وابستگی متقابل امنیتی در میان اعضای مجموعه در مقایسه با واحدهای خارج از مجموعه بیشتر باشد.( بوزان، 1387: 219) منظور از وابستگی متقابل امنیتی نیز تاٴثیر و تاٴثر اعضای تشکیل‌دهنده مجموعه میباشد به طوریکه هر گونه تغییر و تحول در موقعیت یک بازیگر در مجموعه باعث ایجاد تغییر و تحول در موقعیت سایر اعضای مجموعه گردد.(عبدالله خانی، 1383: 279) بدین ترتیب میتوان یک خصیصه مهم برای شناسایی مجموعههای منطقهای را مورد شناسایی قرار داد که مانع از تعریف و تشخیص گسترده مجموعههای منطقهای میگردد. بدین گونه و با توجه به اولین معیار یعنی قرابت جغرافیایی، وجود الگوی دوستی و دشمنی و به خصوص این مورد اخیر یعنی وابستگی متقابل امنیتی وجود شبکهای از روابط امنیتی میان اعضا سبب میشود تا در بسیاری از نواحی عدم شکلگیری مجموعههای امنیتی منطقهای را شاهد باشیم. به عنوان مثال میان کشورهای واقع در آفریقای مرکزی با وجود قرابت جغرافیایی، به دلیل نبود الگوهای مستحکم دوستی و دشمنی و نیز فقدان وابستگی متقابل شدید میان کشورهای این ناحیه نمیتوان شکلگیری یک مجموعه امنیتی منطقهای را انتظار داشت.

6-7- محور مقاومت

محور مقاومت اصطلاحی سیاسی است که نخستین بار توسط روزنامه لیبیایی (به عربی: الزحف الأخضر) در مقابل اصطلاح محور شرارت که توسط جورج دبلیو بوش در سال ۲۰۰۲ مطرح شد، عنوان شد و در آن عنوان شده بود که کشورهایی که رئیس‌جمهور آمریکا از آن‌ها با عنوان «محور شرارت»

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه خاورمیانه، سیاست خارجی، موازنه قوا، منافع ملی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه خاورمیانه، سیاست خارجی، موازنه قدرت، تغییر رژیم