منابع و ماخذ پایان نامه مواد مخدر، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

و عدم احساس مسئوليت كه ريشه هاي رواني – اجتماعي بسياري بر آن متصور است باعث بروز رفتارهايي است كه هدف و مقصود فرد فقط انجام امورات شخصي و نيل به هد ف هاي موردنظر شخصي بدون تو جه به حقوق سايرين و يا عواقب منفي آن مي باشد .
در بعد ترافيكي مي توان به رانندگي با خودروهاي دود زا كه اغلب به جهت عدم انجام تنظيم موتور صورت مي گيرد و يا به كار انداختن چرخ هاي بلبرينگي و فلزي در معابر اشاره كرد.
3) تخلفات ناشي از عدم اطلاع كافي از قوانين و مقررات و فلسفه وجود قوانين
در اين خصوص مي توان به عللي نظير ضعف در آموزش – عدم آموزش مستمر – عدم فرهنگ سازي و عدم اجراي دقيق مقررات از جانب مسوولين ذيربط اشاره داشت كه موجبات بروز حوادث نيز خواهد بود. بد نيست بدانيد كه رفتاري “يكي” از علل عقب ماندگي رفتار اجتماعي در ايران تأكيد افراطي بر « کلیات » و رها كردن آموزش « جزئیات » است. يكي از بارزترين نمونه هاي اين خطا و غفلت بزرگ ، در مسأله رانندگي متجلي شده است. فكر مي كنيم با تكرار كلياتي از قبيل « با احتياط برانيد » و« فاصله ايمن را رعايت كنيد » و گاهي با التماس كردن به مردم از زبان هنرمندان و ورزشكاران ، كمك مؤثري به بهبود وضعيت رانندگي مي شود. در اينجا بايد دو نكته را در نظر گرفت ، نكته اول تشريح يكي از عواملي است كه ما را به وضع كنوني رسانده است و نكته دوم پاسخ اين پرسش است كه اصلاح رانندگي در ايران از كجا بايد آغاز شود. اما نكته اول( كه مربوط به اين بند ميشود). به نظر مي رسد يك عامل اساسي كه چنين ما را گرفتار كرده، اين است كه در ايران اساساً از ابتدا كلمه « رانندگی » غلط معنا شده است. من اين مطلب را با اطلاع و بدون اغراق و با عرض پوزش از صراحت كلام مي گويم كه روش رانندگي ما ايرانيان ، و به تبع آن نحوه عبور عابران ، يك روش كاملا « من درآوردی » است و اين همه خسارت و تلفات ، نتيجه طبيعي اين نوع نگرش به رانندگي و عبور و مرور است. چرا كه از برخي كشورها مثل بنگلادش و افغانستان كه بگذريم، رانندگي در دنيا يك امر « جمعي » است ولي در ايران يك امر « فردی » تلقی می شود . رانندگي در ايران يعني « مي خواهم خودم را با خودرو به مقصدم برسانم » . پس رانندگان دیگر ، « رقیب » من هستند و من نبايد از رقبا عقب بمانم. اين نگرش در عمل چگونه خود را نشان مي دهد ؟ هر فضاي خالي كه پیدا شد باید زودتر از دیگران آن را پر کنم . چنين است كه رانندگي ايراني يعني « چپاندن خودرو يا موتور در اولين فضايي كه خالي مي شود » . اينكه روي خط طولي مي روم ، فضا را براي ديگري تنگ مي كنم و چه مزاحمتي براي عابران و رانندگان ديگر ايجاد مي كنم مهم نيست و حتي نزد برخي ، مي توان از شانه خاكي سمت راست جاده براي فرار از ترافيك كمك گرفت. رانندگي به سبك ايراني يعني « رفتن از هر مسير ممكن نه از مسير تعيين شده » ؛ درست مانند كودكي كه در فضاي حياط منزلش كه تعلق به خودش دارد ماشين بازي مي كند و در هر لحظه به هر جهتي كه خواست سر اسباب بازي اش را مي چرخاند .
گر چه اتومبيل سال هاست وارد ايران شده ، اما تعريف رانندگي ، چه رسد به فرهنگ آن ، هنوز وارد كشورمان نشده است . « رانندگی صحیح » كه نوعي مشاركت در يك امر جمعي است به معناي « هدايت خودرو خود در جاي صحيح در بين خودروهاي ديگر است » . این « جریان عبور و مرور » است كه راننده را به مقصد مي رساند نه به اصطلاح زرنگي او. بنابراين اينكه خودرو فرد در بين دو خودرو جلويي جا مي شود يا نه ، تأثيري در نحوه رانندگي صحيح ندارد و اين ها همه نشات گرفته از عدم آشنايي با رانندگي صحيح و اجراي درست مقررات مربوط به آن مي باشد .
4 ) تخلفات ناشي از عدم آشنايي به نتيجه اجراي مقررات
در اين مورد دلايلي نظير ضعف و نقص فرهنگ ترافيكي ، كوتاهي برخي دستگاه هاي مرتبط در جهت معرفي پيامدهاي مثبت اجراي مقررات و لذا عدم باور اينكه اجراي مقررات سلامت آرامش و امنيت را در پي خواهد داشت و با توجه به اينكه اجراي مقررات در برخي موارد و مواقع به جهت عدم حضور پليس و وضعيت هاي مشابه ضمانت اجرايي نداشته ، لذا فرد از انجام رفتار مطلوب كه اجراي آن زحمت و محدوديت خواهد داشت را فراموش و لذا آنچه سهل تر و ظاهراً راحت تر است رامرتكب مي شود .
ه) عوامل تخدير كننده
اعتياد به مواد مخدر و داروهاي غير مجاز از بزرگترين معضلات اجتماعي بسياري از كشورها بوده و روند رو به رشد استفاده از مواد مخدر زنگ خطر جدي براي تمام جوامع محسوب ميشود .

و) معلوليت
منظور معلوليتي است كه در بروز تخلف و تصادف موثر است. ويژگيهاي حسي و جسمي كه فقدان آن ها باعث بروز معلوليت مي شود . ازجمله معلوليت در اندام حركتي مؤثر در رانندگي مثل دست، پا و يا معلوليت و نقص در بينايي ، شنوايي و…. .

ز) خستگي و خواب آلودگي
همان طور كه مي دانيم سرعت تصميم گيري به زمان عكس العمل بستگي دارد ، كه خود از تركيب تعدادي عوامل فيزيكي و روانشناسي ناشي مي شود. بانجام هر تصميم چهار جزء احساس و ادراك اطلاعات ، تعقل و درك موقعيت ، تجزيه و تحليل و تصميم گيري و در نهايت به اجرا درآوردن تصميم وجود دارد و زمان لازم در كل1 تا 4 ثانيه است كه بستگي به پيچيدگي مسئله و خصوصيات فردي دارد.
خستگي و خواب آلودگي كه ممكن است در اثر كمبود خواب ، يكنواختي مسير ، كمبود فشار هوا در ارتفاعات ، گاز مونوكسيد كربن و يا استفاده از داروهاي خواب آور ايجاد شود ، زمان عكس العمل را زياد مي كند . همچنين آب و هوا ، فصول بخصوصي از سال ، ساعت هايي از روز ، تهويه و نور نيز از عوامل موثر بر ميزان خستگي و خواب آلودگي مي باشند .

ح) عابر پياده
يكي ديگر از اجزايي كه به عنوان عامل اانساني در ايجاد تخلف و تصادف و ترافيك بسيار مهم است عابر پياده مي باشد . ازآنجايي كه عابران پياده ( بخصوص در نواحي شهري و مسكوني ) معمولا در رويارويي با وسايل نقليه قرا ميگيرند ، توجه به خصوص به امكان برخورد با عابر پياده لازم است .
آمار ارايه شده در سال 82 ، تعداد تلفات عابران پياده در كشور را بالغ بر 7000 كشته اعلام داشته است كه در واقع 31 درصد تلفات در تصادفات جاده اي و شهري در اين سال را شامل مي شود . البته در سال هاي بعد نيز اين آمار درصدي تقريباً مشابه بوده و تفاوت چنداني ديده نشده است . عابر پياده در ايران ، از آنجا كه قانون قابل اعمالي را در برابر خود نمي بيند و بر عكس طبق قانون ايران ، همواره حق را به خود مي دهد ، لذا نه تنها توجه چنداني به مقررات راهنمايي و رانندگي ندارد بلكه به حقوق ديگران (رانندگان)نيز تعدي مي ورزد و آن ها را به مخاطره مي ندازد . چرا كه هيچ سدي و مانعي را جلوي خود نمي بيند و از طرفي فرهنگ رفتاري درست را نيز نمي داند يا نياموخته است ، بنابرين ، نبود قانون قابل اعمال بر تخلفات عابر پياده ، عدم آموزش كافي و فرهنگ رفتاري ضعيف و نيز حمايتهاي نابجاي قانون از عابر پياده از عوامل بروز تخلف و تصادف مي باشد .

2-عوامل فیزیکی
دو عامل فيزيكي جاده و وسايط نقليه و همچنين ساير موارد محيطي ، عواملي هستند كه در تخلفات قابل محاسبه اند كه هر كدام به تنهايي مي تواند از عوامل تصادف بوده يا درصد تخلف و تصادف را افزايش دهد .
الف)جاده
مسائلي كه در جاده موجب بروز تخلف يا شدت و افزايش نرخ تصادف مي شوند عبارتند از : عرض جاده، خرابي جاده ، مهندسي جاده ، علائم جاده اي و نقاط حادثه خيز .
كيفيت نامناسب سطح سواره رو بخش عمده اي از راه ها ، گنجايش كم ، تجاوز به حريم راه ها، افزايش ساخت و ساز در حريم راه ها ، عدم ساماندهي راه هاي ورودي و خروجي از مسيرهاي اصلي به ويژه در ورودي شهرهاي واقع در طول مسير ، عدم رعايت اصول مهندسي در پاره اي از راه ها و عدم وجود علائم راهنمايي در مكان هاي مورد نياز ، نبود خط كشي واضح ، نبود جانپناه نظير گاردريل و ديوار حفاظتي در پرتگاه ها ، دسترسي هاي متعدد از كناره راه ها به سطح راه ها ، مجزا نبودن مسيرهاي رفت و برگشت در اكثر راه هاي كشور ، عدم نظارت و كنترل كافي در عبور و مرور وسايط نقليه و عدم نگهداري اصولي و به موقع از راه از جمله عواملي هستند كه در بروز بخشي از تخلفات مؤثرند .
سرهنگ عليشاهي، رئيس مركز كنترل ترافيك پليس راه كشور در گفتگو با روزنامه قدس ( انتشار 25/1/88 ) گفت : « در تصادفات برون شهري بر اساس اعلام كارشناسان ، حدود 70 درصد عامل خطاي انساني نقش دارد اما نبايد فراموش كرد كه در موضوع تصادفات ، ايمني راه ، وسايل نقليه و… دخيل است كه به طور كلي مي توان مجموع آن ها را دخالت 30 درصدي در حوادث جاده اي دانست » .
او با اعلام اين كه جاده ناايمن و غيراستاندارد در وقوع تصادفات تأثيرگذار است ، ادامه داد : « حدود 15% تصادفات دليل ناايمن بودن جاده ها رخ مي دهد ، كه البته اين موضوع با توجه به وجود 2 هزار نقطه حادثه خيز در كشور است كه هيچ گاه به صفر نمي رسد ، زيرا بيشتر جاده ها فرسوده و قديمي هستند همانند محور هراز و كندوان كه بيش از 70 سال قدمت دارند و هرگز نمي توان به آن به عنوان يك جاده استاندارد شرياني نگاه كرد اما با اين حال به عنوان يك محور شرياني مورد استفاده قرار مي گيرد » .
راستي چرا در كشور عزيز خودمان كه اين همه دم از فرهنگ و برخورداري از منابع طبيعي عظيم و آينده نگري مي زنيم حتي يك جاده مناسب نداريم ؟ چرا در هر شهري كه وارد مي شويم نخستين چيزي كه داد ما را در مي آورد ، چاله و چوله هاي خيابان ها و كوچه هاست ؟ چرا در همه شهرهاي ما خيابان ها و جاده ها آنقدر وضع اسفناكي دارد كه نمي توان با اعصاب درست و بدون تجاوز از مسير و لاين اصلي به رانندگي ادامه داد ؟ چرا براي عابرين پياده ، وسايل نقليه غيرموتوري و وسايط نقليه موتوري دوچرخ و يا سه چرخ هيچ مسير و يا مقرراتي وجود ندارد كه آن ها را ملزم به توجه بيشتري در هنگام عبور و مرور از راه ها بنمايد ؟ چرا در اجراي برنامه هاي عمراني سطحي نگريم و فقط به حال توجه داريم و آينده و يا مسائل عمقي را در نظر نمي گيريم ؟ چرا در اجراي طرح ها در داخل يا برون شهر از پيشنهادات و يا نظر خواهي عمومي بهره نمي گيريم ؟ چرا دستگاه هاي مختلف اجرايي در يك شهر يا استان و يا كشور نمي توانند با يكديگر به معناي كلمه مشاركت و تعامل داشته باشند و برنامه هاي اجرايي خود را با ديد وسيع تر و پيش بيني هاي لازم براي سال هاي بعد و با هماهنگي ساير دستگاه هاي اجرايي كه آن ها نيز مجبور به عمليات اجرايي در منطقه مورد نظر در همان زمان و يا با اندك زماني پس و پيش هستند ، به اجرا درآورند تا از دوباره كاري ها و ايجاد مشكلات و هدر رفتن منابع ملي جلوگيري شود؟ پاسخ به همه اين سوالات در عدم كارآمدي سياست هاي اجرايي كشور خلاصه مي شود كه خود ناشي از عدم بكارگيري نيروهاي متخصص و اهل فن ، عدم طراحي و برنامه ريزي هاي بلند مدت حساب شده ، عدم تعامل بين دستگاه هاي اجرايي ، عدم آينده نگري و در نهايت عدم وجود برنامه ريزي هاي كلان كشوري و عدم وجود دستگاه نظارتي مناسب مي باشد .

ب)عوامل محيطي
عوامل محيطي ، علل غير مستقيم تلقي مي شوند زيرا بستگي به استفاده كنندگان راه دارد تا با تعديل رفتار ترافيكي خود با شرايط غالب راه ، نحوه رانندگي خود را سازگار كنند . البته ، برخي اوقات نيز عوامل محيطي مي توانند عامل مستقيم محسوب شوند و اين در شرايطي مصداق دارد كه استفاده كننده از راه نتواند اتفاق منجر به تخلف و تصادف را پيش بيني كند. از ميان عوامل محيطي كه بيش از ساير عوامل در ايجاد تخلفات متمايز و برجسته هستند ، دو عامل لغزندگي و تاريكي قابل ذكر مي باشند . هنگامي كه اين دو عامل با يكديگر تلفيق شوند ، ميزان تخلف و خطر تصادف به مراتب بيشتراست. به طور كلي عوامل محيطي و راه را به صورت ذيل تقسيم بندي ميكنيم :
1)تخلفات ناشي از عدم وجود شبكه شهري و جاد ه اي مناسب
در اين وضعيت فرد به جهت ضعف در اعتقاد به نتيجه اجراي مقررات ، ضعف در اجراي قاطع مقررات در جهت فرار از تنگناهاي مختلف زماني و مكاني كه

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه حمل و نقل، مواد روان گردان، مصرف مواد Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه راهنمایی و رانندگی، قانون مجازات، سیاست جنایی تقنینی، ضرب و جرح