منابع و ماخذ پایان نامه منافقين، مدينه، پيغمبر، امير

دانلود پایان نامه ارشد

مى‏گفتند: اينجا يعنى حفر خندق، مكان توقف شما نيست. به خانه‏هاى خويشتن مراجعت نمائيد. هدف آنان از يك سو: اين بود كه گروه انصار را كه اهل مدينه بودند از ما بقى لشكر اسلام جدا كنند و از سوى ديگر: گروهى از آنان به بهانه‏اى كه در جمله بعد مى‏خوانيم در نظر داشتند از حفر خندق و ميدان جنگ فرار نمايند و مسلمان را با يك چنين حيله و نيرنگى از جنگ، بيزار و سرانجام: مسلمين را شكست دهند! غافل از اينكه اسلام و مسلمين، شكست‏ناپذيرند. نيرنگ و بهانه آنان اين بود كه جمله بعد مى‏فرمايد (وَ يَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ) يعنى فرقه‏اى از آنان به پيامبر مى‏گفتند: چون خانه‏هاى ما كه در مدينه‏اند در و ديوار درستى ندارند پس تو به ما اجازه بده تا از ميدان نبرد به مدينه بازگرديم و خانه‏هاى خود را حفظ و حراست نمائيم اما چون آنان دروغ مى‏گفتند و مى‏خواستند از اين موقعيت سوء استفاده كنند و از ميدان كارزار فرار نمايند لذا خداى عليم اين ادعاى ايشان را تكذيب مى‏كند و مى‏فرمايد: (وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً) يعنى اينطور نبود كه خانه‏هاى آنان در و پيكرى نداشته باشد.494
3-3-3-2-7) افساد در پوشش اصلاح:
قرآن کريم در اينباره ميفرمايد:” وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ‏”495 اين آيه يکي ديگر از خصوصيات سياسي منافقان را بيان ميکند كه شعار آنها اصلاحطلبى است در حالى كه مفسد واقعى آنها هستند: “هنگامى كه به آنها گفته شود در روى زمين فساد نكنيد “مى‏گويند: ما فقط اصلاح‏كننده‏ايم” و ما برنامه‏اى جز اصلاح در تمام زندگى خود نداشته‏ايم و نداريم.496 بنابراين منافق چند چهره بودن خود را مردم‏دارى و اصلاحطلبى مى‏داند و از طرفي منافق، فقط خود را اصلاح‏طلب معرّفى مى‏كند.497
3-3-3-2-8) شايعه سازي:
قرآن پخش شايعات از منافقان و يا افراد ضعيف الايمان را مذمت ميکند زيرا بسيار ميشود که اخبار بياساس و از طرف دشمن به منظورهاي خاصي جعل ميشود و اشاعهي آن به زيان مسلمانان تمام گردد. مسلمانان وظيفه دارند اينگونه اخبار را قبل از هرکس با رهبران خويش در ميان بگذارند تا درصورت دروغ تکذيب شود و گسترش نيابد چرا که هدف شايعه پردازان، تأثير منفي بر روي روحيه مردم است و اين روش، روش معمول منافقان بوده و هست.
قرآن کريم اين چنين اين موضوع را به مسلمانان هشدار ميدهد:” لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلَّا قَلِيلًا”498
خداوند در اين آيه به پيامبر ميگويد: البتّه (از اين به بعد) اگر منافقين و كسانى كه در دلهاى آنها مرض (ناپاكى) است و هم آنهائى كه در مدينه (با تبليغات سوء) دل اهل ايمان را مضطرب و هراسان ميسازند دست نكشند ما هم تو را (بر مبارزه و قتال) با آنها بر انگيزيم و (بر جان و مال آنها) مسلّط گردانيم تا از آن پس جز اندك زمانى در مدينه در جوار تو زيست نتوانند كرد.499
“مرجفون” كسانى بودند كه در مدينه براى مضطرب كردن دلهاى مسلمانان خبرهاى دروغ پخش مى‏كردند و مخصوصاً درباره سريّه‏هاى پيغمبر(صلّى اللَّه عليه و آله) جنگهايى كه خود حضرت در آن حضور نداشت، به دروغ مى‏گفتند مسلمانان فرار كردند و كشته شدند. و اصل مرجف از ماده رجفه است كه به معناى زلزله و جنبش است. و چون خبر دروغ خبر غير ثابت و متزلزل است، آن را رجفه گويند. و مقصود از آيه شريفه اين است كه اگر منافقان از دشمنى و نيرنگشان و تبهكاران از اذيّت زنان و دروغگويان از ساختن و به هم بافتن خبرهاى بد دست بر ندارند، بى‏ترديد ما تو را به دشمنى با آنها بر مى‏انگيزيم و ناگزير مى‏شوند كه از مدينه جلاى وطن كنند. سپس پيش تو در مدينه نمى‏مانند مگر زمان اندكى. و همين معنا به طريق مجاز اغراء ناميده شده است. و اغراء به معناى: تهييج و تحريك مردم به دشمنى با يكديگر است.500
3-3-3-2-9) ايجاد تنگناهاي اقتصادي براي پيروان حق:
َيکي ديگر از ويژگيهاي منافقين اين است که مسلمان را در تنگناي اقتصادي قرار دهند تا دست از ايمانشان بردارند بنابراين قرآن ميفرمايد: منافقين همان مردم بد خواهى هستند كه ميگويند بر اصحاب رسول انفاق نكنيد تا يارانش از اطراف او پراكنده شوند در صورتى كه گنجهاى آسمان و زمين از براى خدا است لكن منافقين درك نميكنند. ميگويند اگر به مدينه بازگرديم همانا عزيزترين مردم كه مقصود خود آنها است ذليل‏ترين آنها را از شهر مدينه بيرون كنند يعنى مسلمانان را اخراج نمايند و حال آنكه عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنين است ولى منافقين نميدانند.501 قرآن کريم ميفرمايد:” هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى‏ مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ‏”502
3-3-3-2-10) منفعت طلب:
يکي از ويژگيهاي بارز منافقان اين است که منفعت طلب هستند: قرآن کريم اين موضوع را چنين ميفرمايد: ” الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قالُوا أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ وَ إِنْ كانَ لِلْكافِرِينَ نَصِيبٌ قالُوا أَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَ نَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا”.503
در اين آيه منافق چنين معرفي ميشود: كسى كه دو رو است، نزد مؤمنين اظهار ايمان ميكند و به ظاهر ايمان عمل ميكند مثل نماز و روزه و حج و امثال اينها و نزد كفار اظهار كفر ميكند و آنها را خبر ميكنند از مقاصد مؤمنين، آنها انتظار ميكشند ببينند كار اسلام و كفر به كجا ميكشد اگر اسلام پيشرفت كرد اينها هم جزو مسلمان هستند و از منافع اسلام بهره‏مند ميشوند و اگر كفر پيشرفت كند با آنها شركت ميكنند.504
3-3-3-2-11) کارشکني:
منافقان به تخلّف خودشان از شركت در ميدان جهاد قناعت نكردند، بلكه با وسوسه‏هاى شيطانى كوشش داشتند، ديگران را نيز دلسرد يا منصرف سازند و به آنها گفتند: در اين گرماى سوزان تابستان به سوى ميدان نبرد حركت نكنيد.505قرآن کريم ميفرمايد:”فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ‏”506
صاحب تفسير جامع، سبب نزول آيه را چنين بيان ميکند: و چون منافقين از امر پيغمبر و رفتن به جهاد تمرد كردند با هم متفق شده چنانچه سفر آن حضرت طول كشد و يا در جنگ مغلوب گردد سراى پيغمبر را دست برد نهب و غارت قرار دهند و عيالات آن حضرت را از مدينه بيرون كنند جبرئيل فرود آمد و امر پروردگار را رسانيد كه فرموده در اين سفر كار به قتال نخواهد كشيد و ميفرمايد يا شما بيرون رويد براى جهاد و على (عليه السّلام) را به جاى خود در مدينه گذاريد و يا على برود و خود شما در مدينه بمانيد تا منافقين به قصد خود نائل نشوند لشگريان مهياى عزيمت از مدينه شدند پيغمبر اكرم(صلّى اللّه عليه و آله و سلّم)، امير المؤمنين (عليه السّلام) را از طرف خود در مدينه جا گذارد منافقين به امير المؤمنين(عليه السّلام) بيانات ناروائى اظهار داشته و ميگفتند چون وجود على(عليه السّلام) در ميان سپاه اسلام شوم بوده پيغمبر عمداً او را به جبهه جنگ نبرده است، على(عليه السّلام) از اين سخنان آگاه شد شمشير و سلاح خود را برداشته و در منزل جرف به رسول اكرم ملحق شد، پيغمبر اكرم فرمود: يا على مگر من تورا از جانب خود در مدينه نگذارده بودم عرض كرد چرا ولى منافقين گفته‏اند براى آن كه من شوم هستم با خود نبرده‏ايد فرمود يا على منافقين سخنانى لغو و ياوه گفته‏اند آيا تو راضى نيستى كه برادر من باشى و من هم برادر تو باشم و تو براى من به منزله هرون براى موسى باشى مگر آنكه بعد از من پيغمبرى وجود ندارد؟ و چنانچه وجود داشت آن تو بودى شما خليفه و وزير و برادر من هستى هم در دنيا و هم در آخرت آن گاه امير المؤمنين به مدينه برگشت منافقين وقتى از باز گشت آن حضرت به مدينه آگاه شدند در صدد قتلش بر آمدند چاهى به مقدار پنجاه ذراع سر راه آن حضرت حفر كرده و روى آن را از حصير و اشياء ديگر پوشانيدند تا هنگام عبور در آن افتد و از هر طرف آن حضرت را سنگسار كنند و به قتل برسانند وقتى اسب سوارى آن حضرت كنار چاه رسيد به عقب برگشت و آن حيوان عرض كرد اى امير المؤمنين چاهى در اين مكان حفر كردند تا جنابت را هلاك و نابود كنند آن حضرت دعا كرد در حق آن حيوان و فرمود حركت كن به اذن خدائى كه حافظ است خداوند آنجا را محكم قرار داد و امير المؤمنين عبور كرد سالم آن حيوان عرض كرد چه قدر عزيز و گرامى ميباشى نزد پروردگار اي سيد من سپس دستور داد روى آن چاه را برداشته تا حيله منافقين آشكار گردد همين كه اصحاب چاه را مشاهده كردند به شگفت آمدند و عجز زارى نمودند آن حضرت به آنها فرمود آيا ميدانيد چه اشخاصى اين كار را انجام دادند عرض كردند داناى به اسرار نيستيم فرمود اين اسب ميداند به اعجاز امير المؤمنين اسب به سخن درآمد و با زبان فصيح عرض كرد: ده نفر اين عمل را انجام داده‏اند با تبانى بيست و چهار نفر از منافقين كه در ركاب پيغمبر اكرم به جهاد رفته‏اند آنها نيز تصميم گرفته پيغمبر را در عقبه به قتل برسانند و خداوند پيغمبرش را حفظ خواهد فرمود اصحاب عرض كردند اى امير المؤمنين نامه‏اى حضور پيغمبر اكرم مرقوم داريد و آن حضرت را از توطئه منافقين آگاه سازيد فرمود پيك خداوند از نامه من حضورش زودتر برسد در همان اوقات جبرئيل بر پيغمبر اكرم فرود آمد و اين آيه 80 را نازل کرد.507
ابو سعيد خدرى ميگويد: گروه منافقين به پيامبر اكرم اسلام ميگفتند: يا رسول اللّه هر گاه جنگ و جهادى رخ دهد ما هم با تو ميآئيم. اما هنگامى كه جهادى پيش ميآمد آنان تخلف ميكردند و با رسول خدا نميرفتند و به سبب آن تخلف فرحمند ميشدند. هنگامى كه پيغمبر عالي قدر اسلام از جهاد با كفار مراجعت مي نمود منافقين از آن بزرگوار عذرخواهى ميكردند و به يك مانع جعلى تعلل مينمودند.508 منافقين پا را از اين فراتر گذاشته حتي ديگران را هم که قصد رفتن به جهاد داشتن، از اين کار منع مينمودند به عنوان مثال در جنگ تبوک چنين اتفاقي واقع شد: چون جنگ تبوك در فصل بسيار گرم و قحطى رخ داده بود لذا منافقين براى اينكه روحيه مسلمانان و اسلام را تضعيف نمايند اين موضوع را بهانه قرار ميدادند و به افرادى كه تصميم و آمادگى نبرد با دشمن را داشتند ميگفتند: در اين هواى گرم براى جهاد فى سبيل اللّه خارج نشويد. آنان اين سخن را به منظور درهم شكستن نشاط مجاهدين و كارشكنى و مخالفت با امر خدا ميگفتند. خداى عليم به پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله) ميفرمايد: به منافقين بگو: اين گرمائي كه شما از آن فرار ميكنيد بيش از مختصر گرمائى نيست.509
براي تبيين بهتر بحث، جا دارد در اين قسمت خلاصهاي از جريان جنگ تبوک بيان کنيم: “جنگ تبوک‏” يک وضع استثنايي داشت و تؤام با مقدماتي کاملاً مشکل و پيچيده بود، به همين جهت عده‏اي از افراد ضعيف الايمان و يا منافق از شرکت در اين ميدان تعلل مي‏ورزيدند . خداوند مي‏فرمايد:”اگر غنيمتي آماده و سفري نزديک بود، به خاطر رسيدن به متاع دنيا، دعوت تو را اجابت مي‏کردند ولي اکنون که راه بر آنها دور و پر مشقت است، سستي مي‏ورزند و بهانه مي‏آورند”. اين موضوع منحصر به جنگ تبوک و زمان پيامبر( صلي الله عليه و آله و سلم) نبود، در هر جامعه‏اي گروهي “تنبل‏” يا “منافق فرصتطلب‏” وجود دارند که هميشه منتظرند لحظات پيروزي و نتيجه‏گيري فرا رسد آنگاه خود را در صف اول جا بزنند و خود را نخستين مجاهد و برترين مبارز معرفي کنند تا بدون زحمت از ثمرات پيروزي ديگران بهره گيرند. ولي همين گروه به هنگام پيش آمدن حوادث مشکل، هر کدام به سويي فرار مي‏کنند و براي توجيه

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه چنين، يهود، بيرون، ولايت Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه زنان و دختران، ظاهر و باطن، ظلم و ستم