منابع و ماخذ پایان نامه منابع معرفت، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

صابِرُوا وَ رابِطُوا …”529
“امرهايى كه در اين آيه آمده يعنى أمر” اصبروا” و” صابروا” و” رابطوا” و” اتقوا” همه مطلق و بدون قيد است، در نتيجه صبرش، هم شامل صبر بر شدائد مى‏شود و هم شامل صبر در اطاعت خدا، و همچنين صبر بر ترك معصيت و به هر حال منظور از آن صبر تك تك افراد است، چون دنبالش همين صبر را به صيغه مفاعله، “صابروا” آورده كه در مواردى استعمال مى‏شود كه ماده فعل بين دو طرف تحقق مى‏يابد.
“مصابره” عبارت است از اينكه جمعيتى به اتفاق يكديگر اذيت‏ها را تحمل كنند و هر يك صبر خود را به صبر ديگرى تكيه دهد و در نتيجه بركاتى كه در صفت صبر هست دست به دست هم دهد و تأثير صبر بيشتر گردد و اين معنا امرى است كه هم در فرد (اگر نسبت به حال شخصى او در نظر گرفته شود) محسوس است و هم در اجتماع (اگر نسبت به حال اجتماع و تعاون او در نظر گرفته شود) چون باعث مى‏شود كه تك تك افراد نيروى يكديگر را به هم وصل كنند و همه نيروها يكى شود.
“وَ رابِطُوا”، مرابطه از نظر معنا اعمّ از مصابره است، چون مصابره عبارت بود از وصل كردن نيروى مقاومت افراد جامعه در برابر شدائد و مرابطه عبارت است از همين وصل كردن نيروها، امّا نه تنها نيروى مقاومت در برابر شدائد، بلكه همه نيروها و كارها، در جميع شؤون زندگى دينى، چه در حال شدت و چه در حال رخا و خوشي، و چون مراد از مرابطه اين است كه جامعه به سعادت حقيقى دنيا و آخرت خود برسد،- و اگر مرابطه نباشد گو اينكه صبر من و تو، به تنهايى و علم من و تو به تنهايى، و هر فضيلت ديگر افراد، به تنهايى سعادت آور هست، ولى بعضى از سعادت را تأمين مى‏كند و بعضى از سعادت، سعادت حقيقى نيست،- به همين جهت دنبال سه جمله: “اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا” اضافه كرد:”وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ” كه البته منظور از اين فلاح هم فلاح تام حقيقى است.”530

4-1-4. جامع نگري در توجّه به اصول تربيتي
تعليم و تربيت اسلامي مبتني بر اصولي است که از قرآن و سنت استخراج شده است؛ از جمله اين اصول ميتوان به اصل اعتدال، اصل تسهيل و تيسير، اصل زهد، اصل تعقل، تفکّر و تدبّر، اصل کرامت و عزّت و… اشاره کرد.531 مفسّر تربيتي از اين منظر دو رسالت مهم بر عهده دارد. اوّل: برجسته ساختن پيامهاي گوياي اين اصول در آيات قرآن. دوّم: نهادينهسازي بنياد تفسيري خويش بر محور آنها؛ در رسالت دوّم، مفسّر تلاش ميکند با واکاوي ابعاد مختلف آيه، روح “تفکّر” را در مخاطب زنده سازد و با استدلالهاي اقناعي عقلانيت وي را ژرفا بخشد. در مسير توجّه به ساحتهاي مختلف انسان و روشها و ابزارهاي هدايت او افراط و تفريط پيشه نسازد و گرفتار غلبه توجّه به يک ساحت و بياعتنايي به ساحات ديگر نگردد؛ بدين سان تجسّم عملي “اصل تربيتي اعتدال” گردد. با تکيه بر اصل “تسهيل و تيسير” به عموميت بخشي و ساده نويسي (نه سطحي نويسي) محتواي تفسير اقدام کند و از بهکارگيري ادبيات فنيّ و غامض و پيچيده پرهيز کند و سطح عمومي مخاطبان و “تمکّن” معرفتي آنان را در نظر گيرد و در يک فرايند “تدريجي” از آغاز تفسير، بينشها و نگرشهاي مخاطبان را توسعه و عمق بخشد و جرعهجرعه، پيامهاي دلنواز قرآن را به گوش هوششان رساند و آيه هاي عزّت و کرامت را بر روح و جانشان نشاند.
بهعنوان مثالي از اين دو رسالت مفسّر، مي‌توان به تفسير آيه “اهدنا الصراط المستقيم” با محوريت “اصل اعتدال” و با رويکرد “جامع نگر” اشاره کرد:
“راه مستقيم، همان راه ميانه و وسط است كه حضرت على ( مى‏فرمايد: “اليمين و الشمال مضلّة و الطريق الوسطى‏ هى الجادّة؛ انحراف به چپ و راست گمراهى و راه وسط، جاده‏ى هدايت است”532. راه مستقيم يعنى ميانه‏روى و اعتدال و احتراز از هر نوع افراط و تفريط، چه در عقيده و چه در عمل. يكى در عقايد از راه خارج مى‏شود و ديگرى در عمل و اخلاق. يكى همه كارها را به خدا نسبت مى‏دهد، گويا انسان هيچ نقشى در سرنوشت خويش ندارد. و ديگرى خود را همه كاره و فعّال ما يشاء دانسته و دست خدا را بسته مى‏داند. يكى رهبران آسمانى را همچون مردمان عادى و گاهى ساحر و مجنون معرّفى مى‏كند و ديگرى آن بزرگواران را در حدّ خدا مى‏پندارد. يكى زيارت امامان معصوم و شهدا را بدعت مى‏داند و ديگرى حتّى به درخت و ديوار، متوسل شده و ريسمان مى‏بندد. يكى اقتصاد را زير بنا مى‏داند و ديگرى، دنيا و امورات آن را ناديده مى‏انگارد. در عمل نيز يكى غيرت نابجا دارد و ديگرى همسرش را بى حجاب به كوچه و بازار مى‏فرستد. يكى بخل مى‏ورزد و ديگرى بى‏حساب سخاوت به خرج مى‏دهد. يكى از خلق جدا مى‏شود و ديگرى حقّ را فداى خلق مى‏كند.” 533
مفسّري ديگر با تدبّر در آيه “الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُور”534 و با بهره‌گيري از ارشادات معصومان( اصل مهم “کيفيت محوري به جاي کميّت گرايي” را مورد اشاره قرار ميدهد535 که در حوزههاي مختلف بهويژه تعليم و تربيت بسيار اهميّت دارد:
“منظور از آزمايش خداوند نوعى پرورش است، به اين معنى كه انسان ها را به ميدان عمل مى‏كشد تا ورزيده و پاكيزه شوند و لايق قرب خدا گردند؛ قابل توجّه اينكه هدف آزمايش را ” حسن” عمل” معرفى كرده نه كثرت عمل، و اين دليل بر اين است كه اسلام به “كيفيت” اهميت مى‏دهد نه به”كميت”؛اين حقيقت در حديث امام صادق 7 به صراحت بيان شده است: “ليس يعنى اكثر عملا، و لكن اصوبكم عملا، و انما الاصابة خشية اللَّه و النية الصادقة؛ منظور اين نيست كداميك بيشتر عمل مى‏كنيد، بلكه منظور اين است كداميك صحيحتر عمل مى‏كنيد، و عمل صحيح آن است كه توأم با خداپرستى و نيت پاك باشد” ثم قال: الإبقاء على العمل حتى يخلص اشدّ من العمل، و العمل الخالص الصالح الذى لا تريد ان يحمدك عليه احد الا اللَّه عز و جل؛536 سپس فرمود: نگهدارى عمل از آلودگى سخت‏تر است از خود عمل، و عمل خالص صالح، عملى است كه نمى‏خواهى احدى جز خدا تو را به خاطر آن بستايد.

4-1-5. جامع‌نگري در توجّه به ابزارهاي تربيتي
تربيت، آميزهاي از دانش و مهارت است. بُعد دانشي تربيت را ميتوان با مطالعه منابع معرفت‌ساز اين حوزه مانند قرآن، حديث و علوم تربيتي بهدست آورد. جنبه مهارتي تربيت، تنها با عمل تربيت و در صحنه فعاليتهاي تربيتي قابل دستيابي است. فعاليت تربيتي مبتني بر آگاهي از اصول، روشها و ابزارهاي تربيتي و به کاربستن آنها در صحنه عمل است؛ براي‌مثال، قصّه به عنوان يک ابزار تربيتي و قصه‌گويي به عنوان يک روش تربيتي، دقايق و ظرايفي دارد که فراتر از جنبه تعليمي و اکتسابي، نيازمند مهارت و تجربه است.
“ابزار تربيتي” هر چيزي است که به وسيله آن، عمل تربيت تسهيل شده و اثربخشي آن افزون ميگردد. امروزه و با رشد صنعت تبليغات، طيف وسيعي از ابزارها بهکار گرفته ميشود. اين ابزارها عمدتاً ذيل وسايل سمعي و بصري و نيز مکتوب و غير مکتوب قرار ميگيرند. تصوير (اعمّ از: عکس، فيلم، نقاشي، اسلايد، گرافيک، کاريکاتور..)، داستان و حکايت، شعر، تمثيل، روايت و… از جمله مهمترين ابزارهاي تربيت هستند که از ديرباز مورد استفاده قرار گرفته و با رشد دانش و صنعت توسعه يافته‌اند.537 در قرآن کريم و سخنان و سيره معصومان7 سطح وسيعي از کاربرد ابزارهاي آموزشي و پرورشي ديده مي‌شود.538 هر يک از ابزارها معمولاً بخشي از وجود انسان را تحت تأثير قرار مي‌دهند. با توجّه وسعت و تنوّع مخاطبان قرآن و نيز تفاوت و تنوّع طبايع آنها در نحوه تأثير پذيري، قرآن کريم علاوه بر روشهاي گوناگون، ابزارهاي مختلفي را نيز به کار بسته است. در روانشناسي شخصيّت که تيپهاي مختلف شخصيّتي را تحليل ميکند گاه از تيپهاي شخصيّتي سمعي، بصري، لمسي ، عاطفي، عقلي و…ياد مي‌شود. روشن است نحوه تأثير‌پذيري هريک از اين تيپها متفاوتند و مبلّغ بايد با روشها و ابزارهاي مختلف، تبليغ خويش را متناسب با روحيّات مختلف، فراگير سازد؛ برايمثال، ابزارهاي بصري که شامل گونههاي مختلف تصوير ميگردند تناسب بيشتري با تيپ شخصيّتي بصري دارد. مفسّر تربيتي به مثابه يک مبلّغ ديني بايد از اين ابزارهاي متنوّع در تدوين تفسير بهره جويد. در فصل آينده “ابزارهاي تفسير تربيتي” به تفصيل مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

4-2. جامع نگري در توجّه به مسائل تفسيري
طيف دوّم از مسائل مرتبط با بحث، جامعنگري در “مسائل تفسيري” است. اين مسائل معمولاً به گونه تفسيري خاصّي مربوط نميشود و اساساً از ويژگيهاي يک تفسير جامع و کارآمد است. در تفسير تربيتي نيز اين عناصر تنها به صورت تأکيد و توصيه مطرح ميشوند.
3-2-1. جامعنگري در بهرهگيري از روشهاي تفسيري؛ مانند: روشهاي قرآني، نقلي، عقلي و شهودي،
3-2-2. جامعنگري در توجّه به گرايشهاي مختلف تفسيري در خدمت به اهداف تفسير تربيتي؛ مانند گرايش لغوي و بلاغي، علمي، عقلي و اجتماعي، عرفاني. از اين منظر، مفسّر، دادههاي علمي، لغوي، بلاغي، عقلي و… را به خدمت تفسير تربيتي آيه در مي‌آورد و نگاه تربيتي را توسعه ميبخشد.
3-2-3. جامعنگري در بهرهگيري از ظرفيت سبکهاي مختلف تفسيري؛ اعمّ از موضوعي و ترتيبي و زير شاخههاي هريک
3-2-4. جامعنگري در توجّه به متون گوناگون تفسيري به منظور ايدهگيري از زاويه ديد و نيز نوع نگرش‌هاي به کار رفته در آنها. آگاهي از زاويههاي ديد، انديشه مفسّر را توسعه ميبخشد و مايه غناي محتوايي تفسير وي ميگردد.
براي‌مثال، به بررسي زواياي ديد مختلف در تفسير آيه “نَفر”، با تأکيد بر زواياي تربيتي، ميپردازيم.539
“وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُون؛ و شايسته نيست مؤمنان همگى [براى جهاد] كوچ كنند. پس چرا از هر فرقه‏اى از آنان، دسته‏اى كوچ نمى‏كنند تا [دسته‏اى بمانند و] در دين آگاهى پيدا كنند و قوم خود را- وقتى به سوى آنان بازگشتند بيم دهند- باشد كه آنان [از كيفر الهى‏] بترسند؟”540
– در برنامه‏ريزى و مديريت‏ها جامع‏نگر باشيم تا توجّه به مسئله‏اى سبب اخلال در مسائل ديگر نباشد. “ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً”541
– تفقّه در دين، گاهى ممكن است براى دنيا و مقام و عشق به درس و بحث و سرگرمى و عقب نماندن از دوستان باشد و گاهى براى دين خدا، بهشت و نجات امّت باشد. آيه، دوّمى را ارزشمند مى‏داند كه بيم‏دهى مردم و دعوت آنان به راه خداست. “لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ”542
– دانشمندان اسلامي اوّلاً؛ از طبقه و نژاد خاصى نيستند؛ بلكه همه از درون جامعه اسلامى برخاسته‏اند. ثانيا؛ علم (فقه) را در صحنه عمل اسلامى مى‏آموزند نه در زواياى مساجد و مدارس. ثالثاً؛ پس از آموختن علم ديدن نه چناناند که بمانند تا مردم به سراغشان آيند؛ بلکه چونان “طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبّه”،543 خود به ميان مردم رفته انذار ميدهند.544
– ترغيب، ترهيب و توبيخ از روشهاي تربيتي قرآن است.545
– بهرهگيري از روشهاي متنوّع در تأکيد و تبيين مسائل ديني، از روشهاي تربيتي قرآن است.
– مقصد تبليغ، صِرف آگاهي بخشي نيست. هدفگذاري بايد در جهت برحذرسازي از منکرات و ايجاد پاکسازي فردي و اجتماعي باشد و در اين مسير بايد از روشهاي تربيتي؛ مانند انذار و ترهيب و ترغيب بهرهگيري شود.546 بنابراين، غرض مبلّغ بايد ارشاد و انذار و غرض متعلّم بايد کسب خشيت باشد نه قدرتمندي و تکبّر.547
– غايت تفقّه، انذار است و لازمه تحقق انذار، ظهور علم انذاردهنده بر اعضا و جوارح خويش و التزام عملي به آن است و گرنه پوچ و بياثر خواهد بود.548
– تعليم و تعلم، توأمان ارزشمند است. شناخت براي شناخت ممنوع است. پاکي علم به انتشار آن است: “زکات العلم نشره”549 و گرنه علم پاک و پاکساز نيست.
– تقدّم انذار بر تبشير، سيره تربيتي قرآن است.550 اساساً تخليه وجودي بر آراستهسازي آن اولويت دارد.551
– غربت و دورى از وطن، خصوصيّتى در تحصيل علم و فراگرفتن احكام دين دارد. انسان ميتواند در غربت چيزهايى ياد بگيرد كه در وطن براى او ميسّر نيست؛552 از اينرو گفتهاند:

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه آموزش و پرورش، سوره بقره Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه زبان قرآن