منابع و ماخذ پایان نامه مصالح مرسله

دانلود پایان نامه ارشد

ابي عقيل عماني و تهذيب الشيعه لاحکام الشريعه از ابن جنيد اسکافي در 20 جلد به شيو? استدلالي نگاشته شده بود که به دلايلي که پيش از اين اشاره نموديم مهجور ماند و پس از قرن هشتم هجري بکلّي از ميان رفت.1134
شيخ طوسي در آغاز مبسوط مي گويد:
“چون اماميه در گذشته تفريع فروع نمي کردند و تنها به تبيين حکم موارد نصوصي که دست به دست به آنها رسيده بود قناعت مي کردند مخالفان بر آنان طعن مي زدند . اين کتاب بدان سبب تصنيف شد تا بدانند شيعه اماميه به برکت احاديث وارده از ائمه: مي توانند تمام مسائل را استنباط کنند و نيازي به اعمال قياس و امثال آن ندارند”.1135
تقسيم مباحث فقهي و دسته بندي آنها موضوع ديگري است که نخستين بار در مکتب بغداد شکل گرفته است. در فقه شيعه، کهنترين تقسيم بندي در مراسم سلار بن عبدالعزيز ديلمي(د. 448 ق.)، مهذّب قاضي عبدالعزيز بن برّاج (د. 481 ق.) و کافي ابوالصلاح حلبي (ق5) ديده مي شود.1136
سلار بن عبدالعزيز فقه را به دو بخش عبادات و معاملات تقسيم کرده و بخش دوم را در دو قسمت عقود و احکام، و احکام را نيز به احکام جزايي و ساير احکام دسته بندي نمود.1137 محقق حلّي با الهام از شيو? سلار کتاب شرايع را به چهار بخش عبادات، عقود، ايقاعات و احکام تقسيم کرد1138 که اين شيوه مقبول فقيهان پس از وي قرار گرفت.1139
ابن برّاج نيز که شاگرد فقيهان مکتب بغداد بود، در مهذّب احکام فقهي را دو بخش احکام مورد ابتلاء همگان و غير آن تقسيم کرد. 1140
نکت? ديگر آن که ابوالفتح کراجکي نخستين کسي است که در کتاب فقهي خود به نام البستان، ابواب فقه را به ترتيب مشجّر (نمودار درختي) در سيصد و اندي باب از يک ديگر تفکيک نمود.1141

6- 4- 4. تدوين تفاسير اجتهادي
سبک نوشته هاي تفسيري عالمان شيعي مکتب بغداد با ديگر تفاسير عالمان دوره هاي پيشين متفاوت است. آثار تفسيري نگاشته شده در سه قرن نخستين عمدتاً با رويکرد روايي فراهم آمده است نظير: تفسير علي بن ابراهيم قمي (زنده در 307 ق.)، تفسير فرات کوفي (زنده در 307 ق.)، تفسير العياشي، نگاشت? ابونضر محمد بن مسعود عياشي، تفسير منسوب به امام حسن عسکري( به روايت ابوالحسن محمد بن قاسم استرآبادي، تفسير نعماني منسوب به ابوعبدالله محمد بن ابراهيم کاتب نعماني معروف به ابن ابي زينب (اوايل قرن 4). اما در آثار تفسيري مکتب بغداد نظير حقائق التأويل شريف رضي، الامالي شريف مرتضي و التبيان شيخ طوسي همگام با تغيير نگرش کلّي مکتب بغداد از مکاتب پيشين، رويکرد اجتهادي و عقلاني به روشني مشهود است. از اين رو، ميراث تفسيري مکتب بغداد و بويژه التبيان شيخ طوسي نقط? عطفي در تغيير ساختار و نگرش تفسير نگاري شيعي به شمار مي رود. به طوري که مؤلّفان تفاسير جامع و اجتهادي پس از شيخ طوسي نظير طبرسي در مجمع البيان و ابوالفتوح رازي در روض الجنان عموماً وامدار تفسير وي بوده اند و اهتمام به تفسير نگاري به عنوان ويژگي اي براي پيروان مکتب شيخ طوسي در سده هاي بعد خود نموده است.1142

6- 5- 5. اعتبار بخشي به علم و يقين
انديشمندان اسلامي دراستنباط احکام اسلامي بر چند دسته اند:
گروهي فقط به آن دسته از ادله تمسک مي جستند که مفيد علم به احکام بوده و از راه يقين و قطع، انسان را به فروع احکام رهنمون مي گردند. از قبيل خبر متواتر و دليل عقل و هرچيزي که از رهگذر آن يقين به احکام پيدا شود. از قائلان به اين ديدگاه اخباريان – که البته تمامي اخبار کتب اربعه را مفيد علم مي دانند- و گروهي از اصوليان همچون ابن قبه، سيد مرتضي، ابن زهره و ابن ادريس مي باشند.
گروه ديگر براي رسيدن به فروع احکام الهي، راه را منحصر به ادلّه اي که موجب قطع و يقين مي گردد ندانسته، بلکه با اثبات حجيت ظنّ راه هاي ظنّي را براي رسيدن به احکام شرع کافي دانسته اند. بيشتر اصوليان متأخر قائل به اين ديدگاهند.
در اين ميان عالمان مکتب بغداد عموماً در مقام استنباط ، اجتهاد از راه رأي و منابع ظنّي نظير: قياس، استحسان، مصالح مرسله، استصلاح، مذهب صحابي، شريعت سلف، عرف و حتّي خبر واحد را نپذيرفته اند. از اين رو، يکي از ويژگي هاي اين عصر علم گرايي و رسيدن به قطع و يقين در احکام بود که به طور کلي در دو امر نمود يافته است: نخست عدم حجيت خبر واحد و ديگري نفي قياس.
بنابر آنچه پيش از اين گفتيم شايد بتوان چنين ادعا کرد که به دليل اهمّيّت حصول علم و يقين در نظر متقدّمان، هيچ يک از دانشمندان شيعه که مشرب عقلي را پذيرفتند و به عنوان فقيه و متکلّم مشهور بودند، خبر واحد محض را حجّت ندانسته اند و عموماً اخبار آحاد را بدون توجّه به وضع راوي آن بي اعتبار مي دانستند، مگر آن که قرين? قطعيّه اي بر آن اقامه گردد؛ و اگرچه در عبارات برخي از آنان مسأل? حجّيّت خبر واحد بدون قرينه به چشم مي آيد- مانند عباراتي از شيخ طوسي که در فصل پيش به آن پرداختيم- امّا ايشان نيز در عمل اخباري را معتبر دانسته اند که محفوف به قرينه بوده است و حتي آن گونه که از عبارات و سير? عملي شيخ طوسي بر مي آيد وي نقد سندي روايات را در مرتب? بعد از متن پژوهي قرار داده است.1143
از اين رو، شايد بتوان چنين ادّعا کرد که تا عصر ظهور مکتب حلّه هيچ يک از متکلّمان، به سبب در اختيار داشتن قراين علم آور، به خبر واحد بدون قرينه که افاد? ظنّ و گمان مي کرده توجهي نداشته اند. بدين سان، حصول اين مبنا چنان اهمّيّتي در مکتب کلامي بغداد داشته که آرا و نظريات حديثي اين مکتب را نيز تحت الشعاع قرار داده است، به طوري که عدم حجّيّت خبر واحد را مي توان يکي از ويژگيهاي مکتب حديثي بغداد دانست.
ديگر نشان? توجه به حصول علم ويقين، ابطال قياس فقهي با الهام از تعاليم ائم? اطهار: است.1144 آن گونه که پيش از اين نيز گفتيم دانشمندان مکتب بغداد، روش آن دسته از عالمان اماميه نظير ابن جنيد اسکافي را که به قياس عمل مي کردند، به شدت محکوم نمودند.1145
در مقابل، استناد به ادلّ? علم آور نظير اجماعي که کاشف از رأي معصوم باشد يا اخبار متواتر و محفوف به قرينه که مفيد علم است، نزد آنان حجّت بوده است. از اين رو، متأخران شيعه اجماع عالمان صدر اول تا شيخ طوسي را معتبر مي دانند. زيرا اين اجماع، با عنايت به سخت گيري و احتياط ايشان در استنباط احکام، کاشف از دليلي معتبر نزد آنان مي باشد.1146

6- 5- 6. مقابله با حديث گرايي قميان
آن گونه که در بخشهاي پيشين اشاره شد، فقه و کلام اهل سنت دو رويکرد متفاوت داشت:
نخست جريان “حديث گرا” که جريان غالب بود و ديگري “اهل رأي” که مدتي خوش درخشيدند و به ويژه در دور? آل بويه انديشه اي مسلّط داشتند، اما دولت آنها مستعجل بود و سرانجام با گسترش سلجوقيان به حاشيه رانده شدند. اگرچه سبک معتزله و شيو? خرد ورزان? آنان به کلّي از ميان نرفت و حداقل تا قرن نهم هجري، و در ميان “حنفيان” خوارزم دوام يافت.1147
بدين سان، آن گونه که در ميان اهل سنت اين دوگانگي روش شناختي ميان “اهل حديث” و “اهل رأي” مشاهده مي گردد، همين دوگانگي در جامع? شيعيان سده هاي اوليه نيز وجود دارد که در دو مکتب حديث گراي قم و عقلي مشرب بغداد نمود يافته است.
در حالي که مشربهاي اصولي، کلامي و عرفاني به موازات حديث گرايي در سد? سوم هجري جريان داشت، تکيه بر متن حديث و گردآوري آن، مهمترين شاخص? مکتب قم بود. بطوري که اهل حديث کار عمد? خود را در فراهم آوردن منابع اصلي روايي فقه و عقايد شيعه مي ديدند.1148 در قرن چهارم، با پيدايش مکتب کلامي- فقهي بغداد که از کلام عقلاني و روش شناسي اصول فقه در مقابل حديث گرايي جانبداري مي کرد، مکتب حديث گراي قم به افول گراييد و تا قرن يازدهم با ظهور مکتب اخباريان نتوانست حاکميّت علمي خود را ديگربار بازيابد.
انديشمندان مکتب بغداد در ابطال شيو? خرد ستيزان شيعه سعي بليغ نمودند و از اين جريان با تعابيري نظير “اصحاب الحديث”، “اصحابنا المتعلقين بالاخبار”، “مقلّده” و “حشوي? شيعه” نام برده اند. در ميان دانشمندان مکتب بغداد، شيخ مفيد نخستين کسي است که صراحتاً به مقابله با حديث گرايان و نقد روشمند و منصفان? مباني استادان خويش همچون شيخ صدوق پرداخت و کتاب تصحيح الاعتقاد و مقابس الانوار في الرد علي اهل الاخبار1149 را در ردّ اهل حديث نگاشت. از اين رو، مي توان او را يکي از بنيانگذاران شيو? نقد علمي درون مذهبي و از احياگران تفکر اصيل اسلامي دانست.1150
ملا امين استرآبادي (د. 1033ق.)، بنيادگذار مکتب اخباريان در قرن يازدهم دربار? اين کوشش شيخ مفيد در برچيدن گرايشهاي حديثي و توسع? مکتب اجتهاد اظهار ناخشنودي کرده و چنين ابراز مي دارد:
“اين مفيد بود که پس از ابن جنيد و ابن ابي عقيل ظهور کرد و آثار و افکار عقلي و اجتهادي ناپسند آن دو را نزد شاگردانش به ويژه مرتضي و طوسي ستود و موجب گرديد اين شيوه در اصحاب ما رواج يابد”.1151
به طور کلي مي توان گفت که انتقاد شيخ مفيد بر حديث گرايان معاصرش از دو جهت است:
1- آن که در فهم روايات خرد و عقل را به کار نمي گيرند و به جاي تفکّر و تعمّق تنها به ظاهر و سطح معاني چشم مي دوزند. از اين رو از بسياري معارف نهفته در احاديث به دور بوده و از پاسخ گويي به مسائل نوظهور و تبيين احکام آنها عاجزند.
2- به نقد و بررسي احاديث از جهت سند و صدور آنها و نيز بازشناسي احاديث صحيح و ضعيف نمي پردازند.1152
اين شيو? مقابله با حديث گرايي قميان مورد توجه ديگر عالمان بغداد نيز قرار گرفت و آثاري در دفاع از سنگر عقلانيت و ردّ آراء اخباري مسلکان نگاشته شد. از آن جمله اند: جوابات الموصليات الثالثة ، رسالة فى ابطال العمل باخبار الاحاد ، رسالة في الرد على اصحاب العدد از سيد مرتضي.
وي به تبع موضع روش شناختي خود در به کارگيري عقل و عدم حجّيّت اخبار آحاد، بر محدّثان و اخباريان اماميه خرده گرفته و در معرفي اصحاب حديث چنين ابراز داشته است:
“اما اصحاب حديث، کساني هستند که هر آنچه را شنيده اند روايت مي کنند و از پيشينيان خود نقل مي نمايند، و براي آنها فرقي ندارد که در احکام شرعي حجّت و دليلي دارند يا نه؟ پس اگر کسي در حکم شرعي به حديثي که به صحت آن اعتماد و قطع ندارد احتجاج نمايد به خطا و لغزش دچار شده است و کسي که معيارهاي شيعه در نفي قياس و عمل به خبر واحد را مي داند، به حديث غير معتمد عمل نمي کند. بلکه هيچ عاقلي که حتّي مسلک خاصّي ندارد آن را مرتکب نمي شود. حتي بزرگان ايشان در اصول دين و مسائلي نظير امامت و عدل به اخبار آحاد عمل مي نمايند که براي هر خردمندي عدم حجيت اين اخبار در اثبات مسائل اصول دين آشکار است. و اي بسا برخي از اهل حديث به فريب اخبار آحاد به جبر و برخي ديگر به تشبيه دچار گردند”.1153
بدين سان سيد مرتضي با تخطئ? مباني اخباريان، در قلع و قمع محدثان و زوال مکتب آنان نقش مهمي داشت. او در بسياري از آثار خود بر آنان سخت تاخت و هم? محدّثان قم به جز شيخ صدوق را به فساد عقيده و انحراف مذهبي متهم ساخت و احاديث راويان بسياري را مورد ترديد قرار داد1154 و حتي بر شيخ کليني به سبب آوردن برخي احاديث باطل و نادرست خرده گرفت.1155
اما شيخ طوسي بدان سبب که حلق? واسط ميان مکاتب قم و بغداد به شمار مي آيد، در جهت آشتي ميان دو مکتب حديث گراي قم و عقلي مشرب بغداد کوشيد و توانست موضع معتدلتري پيش بگيرد و نسبت به شيخ صدوق موضع منصفانه تري اتخاذ کند و از او با نام نقّاد بزرگ اخبار ياد نمايد.1156 امّا به هرحال، وي نيز بر حديث گرايان خرده گرفت و در مقدم? المبسوط دربار? انگيز? خود از تأليف کتابهايش چنين گفته است:
“من در گذشته و اکنون مشتاق بوده و هستم که کتابي شامل هم? مسائل فقهي و احکام دين تنظيم کنم، امّا هر بار با موانع و مشکلاتي برخورد کرده و گرفتاريهاي فراوان مانع کارم مي شدند. از سوي ديگر، کمي رغبت اين گروه]اهل حديث[ و بي اعتنايي آنان عامل ديگر در تضعيف اراده و عزم من]بر اين مهم[ بوده است. اين گروه تنها به روايات صريح و نص، آن هم با الفاظ مخصوصي اکتفا کردند، به گونه اي که اگر مسأله اي عبارتش

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه علم اصول فقه، امام صادق، عقل و نقل، ابوسهل نوبخت Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه غلوّ، ديدگاه، تبليغ، نفي