منابع و ماخذ پایان نامه مسئولیت پذیری، روان شناسی، فرزندپروری، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

کلاس، مدرسه و اجتماع فردی مفید و مؤثر و شریک در کارها و مسئولیت‌های همگانی باشند.در واقع در این جا مقصود، داشتن توقع و انتظار فوق‌العاده و غیرممکن از کودکان نیست و خداوند نیز انسان‌ها را به قدر توان و وسعشان مسئول می‌داند لایکلف الله نفسا الا وسعها (بقره، 286) « و از انسان‌ها با توجه به قابلیت‌ها و توانایی‌هایی که خود اعطا نموده است مسئولیت می‌خواهد »، لذا، ضمن آن که با ملاحظه کودکی و محدودیت‌های توانایی کودکان، انتظار تمام مسئولیت‌ها را از آنان نداریم، باید به تناسب توانایی‌های ذهنی و جسمی آنان از آنها مسئولیت خواست (مشتاقی، 1388).
والدین باید مسئولیت ‌هایی را به فرزندان خود پیشنهاد کنند که با مرحله رشد و بلوغ فکری و عاطفی و همچنین با توانایی‌ها و محدودیت‌های آن‌ها متناسب باشد. مسئولیتی که از کودک می‌خواهید باید در حد توان او باشد و امکان انجام دادن آن را داشته باشد و هم چنین باید بفهمد اگر کاری را که از او خواسته شده انجام ندهد پیامدش چه خواهد بود (زارع بیدکی، 1391).
در نظر گرفتن سن کودک برای آموزش مهارت مسئولیت پذیری بسیار حائز اهمیت است. گاهی حتی لازم است برای انجام امور مهمی با کودکان مان مشورت داشته باشیم. کودکانی که به درستی مسئولیت پذیر نیستند، برای فرار از آنچه بر عهده شان است به راه های مختلفی از جمله پرسیدن پرسش های فراوان، ایراد گرفتن، خود را به مریضی و فراموشی زدن و مقصر جلوه دادن دیگران دست می زنند که همه اینها ناشی از اعتماد به نفس پایین، تنبلی و تن پروری، انتظارات زیاد، سرزنش والدین و تشویق نکردن آنهاست.
والدین همواره باید جانب اعتدال را در این باره نگه دارند. بیش از اندازه تشویق کردن فرزندان همان قدر غلط است که کم جلوه دادن اموری که به درستی از پس انجام آن برآمده اند. گاهی اوقات فرزند ما کاری را نادرست یا با بازدهی کم انجام می دهد در اینجا برخی والدین با به کاربردن القاب و الفاظ نادرست از جمله « دست و پاچلفتی »، « کودن » یا « بی عرضه »، باعث شکل گیری تصویر ذهنی نازیبا از مسئولیت در ناخودآگاه کودک می شوند. این کودک به احتمال زیاد در بزرگسالی با بحران هویتی رو به رو خواهد شد. جملات منفی و ناامید کننده مانع می شود افراد به انجام کارهای بزرگ اقدام کنند. وقتی به فرزندتان می گویید « تو قابل اتکا و قابل اعتماد هستی » یا « وقتی چیزی به من می گویی می توانم حرف ات را باور کنم » یا « من روی تو حساب می کنم » در واقع او را شایسته ی تحسین می دانید (شیبانی، 1392).
متاسفانه درصد زیادی از کودکان و نوجوانان به دلایل عدیده از جمله، انتظارات فوق‌العاده والدین و اطرافیان، ناتوانی در رقابت با همسالان، فراوانی تجارب ناموفق در حسن انجام امور، تهدیدها و تحقیرهای مستقیم و غیرمستقیم دیگران، آزردگی‌های عاطفی و تنبیه‌های اجتمالی جسمی و روانی و ناکامی‌های مکرر در انجام امور، نگرشی مثبت و خوشایند نسبت به فعالیت‌ها و عملکردهای خود ندارند (مشتاقی، 1388).
2- 24 تشویق درست، برگ برنده والدین
والدین برگ برنده ای به نام تشویق در اختیار دارند و در صورت استفاده از آن می توانند از این اهرم برای آموزش و تفویض مسئولیت به کودکان بهره برداری کنند. پژوهش ها نشان داده است تزریق انگیزه به کودکان تکرار رفتار مثبت را در آنها افزایش می دهد اما باید به یادداشت تشویق صرفاً پاداش مادی یا کلامی نیست و والدین می توانند با خلاقیت، ماده اولیه تشویق را به سمت آموزش و مسئولیت پذیری ببرند. بسیاری از آدم هایی که در بزرگسالی نمی توانند شکست هایشان را هضم کنند، به آنها در کودکی یاد داده نشده که آدمی هر لحظه ممکن است در معرض شکست باشد. پس به کودکان باید یاد داد، اگر برای رسیدن به اهداف شان با شکستی روبرو شدند، از تجربیات به دست آمده برای موفقیت‌هایشان استفاده کنند. کودکانی که از روی ترس از تنبیه به والدین و متولیان جامعه احترام می‌گذارند، عقده حقارت در آن‌ها شکل می‌گیرد. آنها به خاطر فراز از تنبیه و ترس‌هایی که به دنبال آن به وجود می‌آید، قانون را پذیرفته‌اند. بنابر این در روابط آینده‌ی خود عزت نفس پایینی را تجربه خواهند کرد (شیبانی، 1392).
2-25 آثار و فواید مسئولیت‌پذیری
بر اساس دیدگاه « کلز » (روان‌شناس)، مسئولیت‌پذیری آثار مثبت بسیاری دارد که عبارت‌اند از: توانایی برخورد با شرایط دشوار و انتخاب تصمیمات درست، احساس رضایت درونی، پرورش انضباط درونی، کسب اعتماد به نفس و رشد تفکر و افزایش قدرت شناختی، سازگاری بیش‌تر با خانواده و محیط زندگی و مورد توجه خانواده، گروه و جامعه قرار گرفتن، برخورداری از یک توان بالا برای انجام درست و به موقع کارها و ایجاد روحیه‌ی نشاط، شادابی و صرفه جویی در هزینه‌های گزافی که در مؤسسات اصلاح رفتار، بازداشت‌ها و صرف بازپروری افراد می‌شود و … (حسینی‌راد، 1392).
همچنین برخی از پیامدهای مسئولیت‌پذیری عبارت‌اند از: شناسایی و شکوفایی استعدادها، ایجاد انگیزه‌ی بیشتر برای پذیرش مسئولیت بیشتر، ایجاد انگیزه‌ی مبارزه جویی و سخت کوشی، ایجاد تعهد و پشتکار نسبت به انجام دادن کار، فراهم شدن زمینه توانمندی در سایر مهارت‌ های زندگی، رشد فکری و رشد شخصیت، افزایش عزت نفس، پذیرش اشتباه، انجام دادن درست کارها، و تشویق دیگران به مسئولیت‌پذیری (ویتو، 2003).
2-26 مسئولیت پذیری از طریق الگو گرفتن کودکان از والدین
بشر از آغاز زندگی و بیش از هر چیز با این روش رشد می کند و شکوفا می شود و همیشه وجود الگوها و سرمشق های بزرگ در زندگی انسان ها وسیله ی مؤثری برای تربیت و پرورش روحی انسان ها بوده است. به همین دلیل، پیامبران و رهبران معصوم مهم ترین و بیشترین نقش هدایتی و تربیتی را با کردارشان نشان می دادند. واضح است که ارائه الگوی عملی و عینی، موجب تأثیرگذاری و برانگیختگی روانی هم سو با ابعاد شخصیتی الگو می شود. تأثیر عمیق و جدی الگو، مبتنی بر روحیه ی تقلید و همانندسازی در آدمی است. آدمی از هنگام تولد و آغاز زندگی به همراه یک سری غرایز پا به این عالم می گذارد که از جمله ی آن، غریزه تقلید است. کودک می تواند به کمک این غریزه همانند مربیان خود – از جمله پدر و مادر – برادر و خواهر خود- سخن بگوید و رفتار نماید و خصلت های اخلاقی را بیاموزد (عاشوری لنگرودی، 1388).
یادگیری مسئولیت‌پذیری در نهاد خانواده شکل می‌گیرد. بدین معنا که آموزش مسئولیت‌پذیری از سنین اولیه کودکی آغاز می‌شود. وقتی در موضوعی که بر کودک اثرگذار است از او نظر خواهی کنیم و به او اجازه دهیم عقیده‌اش را در مورد آن بیان کند، کودک در مورد آن موضوع احساس مسئولیت می‌کند. کودک زمانی مسئول به شمار می‌آید که با در نظر گرفتن نیازهای خود و دیگران و هدف ‌هایش عمل کند و بهترین روش در این مورد الگوبرداری از والدین است (درسیتان، 1389).
به طور مثال والدینی که خواسته‌ های خود را اولویت‌بندی می‌کنند و بر اساس اولویت‌ هایشان برنامه‌ریزی مالی می‌نمایند، سپس کودکان را با صمیمت و قاطعیت از تصمیم‌گیری خود مطلع کرده و در مواقع لزوم نظر آن‌ها را پرسیده و مورد ارزیابی قرار می‌دهند، کودکانشان نیز همین الگو را فرا می‌گیرند و به اولویت ‌های خود و دیگران توجه نشان می‌دهند در خانواده چنانچه والدین خود الگوهایی مسئولیت‌پذیر برای فرزندانشان باشند، انتظارات آنها واضح و روشن باشد، مسئولیت ‌های جزئی را به کودکان بسپارند و آنها را بابت انجام وظایفشان مورد تشویق قرار دهند می‌توانند مسئولیت‌پذیری کودکان را افزایش دهند(همان منبع).
والدین غیرمسئول نمی‌توانند مسئولیت را به فرزندان خویش بیاموزند. آنها برای کودکان خود الگوی بی مسئولیتی محسوب می‌شوند هنگامی که والدین با اشتیاق، تعهد و قاطعیتی معقول به وظایف خویش عمل می‌کنند، کودکان خود را با این منش وفق می‌دهند. حتی وقتی کودکان مشاهده می‌کنند والدینشان وظایفی را اجرا می‌کنند که انجام آنها دشوار است مسئولیت‌پذیری را بهتر می‌آموزند. کودکان با مشاهده‌ی طرز رفتار پدر و مادر با یکدیگر نیز مسئولیت‌پذیری را فرا می‌گیرند. چنانچه والدین در قبال هم احساس مسئولیت کنند و روشی آزادانه، صادقانه و صریح در خانواده حکم فرما باشد فرزندان آسان تر عهده‌دار مسئولیت می‌شوند (کلمز و بین، ترجمه علی‌پور، 1387).
از آنجا که یکی از راه های اکتساب رفتارهای اجتماعی در کودکان نیز، از جمله مسئولیت پذیر بودن، سخاوت، بخشندگی، بلندنظری و نوع دوستی و غیره ، همانندسازی با الگوها و تقلید از رفتارهای آن ها ست. آشکار است که مربی باید بکوشد تا برای آن ها نمونه و الگوی خوبی باشند (مفیدی، 1389).
کودکان، زمان بسیاری را برای مشاهده رفتار والدین و الگوبرداری از آن صرف می کنند. مسئولیت پذیری، زمانی برای والدین اهمیتی ویژه پیدا می کند که آنان مستقیمأ با کودکان رویارو می شوند. زیرا کودکان در این واکنش های متقابل نکات بسیاری را در مورد مسئولیت فرا می گیرند. کودکان وقتی مشاهده کنند که والدین شان وظایفی را اجرا می کنند که انجام آن ها دشوار یا ناخوشایند است، مسئولیت پذیری را می آموزند. کودکان با مشاهده طرز رفتار پدر و مادر با یکدیگر، مسئولیت پذیری را یاد می گیرند (کلمز، ترجمه علی پور، 1387).
چنانچه والدین در قبال هم احساس مسئولیت کنند و روشی آزادانه، صادقانه و صریح در خانواده حکمفرما باشد، فرزندان آنان بسیار آسان تر عهده دار مسئولیت می شوند. کوکانی که مشاهده می کنند والدین شان تعارض ها را به شیوه ای مسالمت آمیز حل می کنند، همان رفتار را الگوی خویش قرار می دهند. والدینی که سایرین را مسبب مشکلات خویش می دانند، متزلزل اند، فراموش کاراند، بازیچه دیگران قرار می گیرند، و از سایرین می خواهند که به جای ایشان تصمیم بگیرند، برای کودکان خویش الگوی بی مسئولیتی محسوب می شوند. به هیچ روی نمی توان مسئولیت را به کودکانی که والدین شان غیرمسئولانه عمل می کنند، آموخت (همان منبع).
2-27 مبانی نظری سبک های فرزندپروری
2-27-1 تاریخچه سبک های فرزندپروری
موضوع خانواده و تربیت فرزندان از روزگاران گذشته مورد توجه متفکرین بوده، و در چندین قرن اخیر به ویژه قرن حاضر این اهمیت و توجه افزایش یافته و پژوهش های متعددی در این حوزه صورت گرفته است. بر اساس اسناد موجود، تا قرن نوزدهم دوره ی کودکی از لحاظ اجتماعی نیز دارای ارزش نبوده است، افراد در دوره ی کودکی به طور معمول یا کودک محسوب می شدند که به آنها توجهی نمی شد یا کودکی شان نادیده گرفته می شد و همچون بزرگسالان با آن ها برخورد می شد. در سال های پایانی قرن نوزدهم، روان شناسی از دیدگاه های مختلف به خصوص از دید روان شناسی رشد به بررسی کودکان پرداخت (اعزازی، 1387).
نظریه های روان کاوی فروید با تاکید بر تاثیر تجربیات دوران کودکی بر مسائل روانی بزرگسالان و نیز روابط اجتماعی و تربیتی، کودکان را تحت تاثیر قرار داد و مطالعه رشد روانی و جسمانی کودک و نوجوان موضوعی خاص و مهم شد. فتناکیس برای رابطه والدین و فرزندان، مراحل الگویی مطرح می کند که در ادامه به صورت خلاصه به آن اشاره می شود.مرحله اول که تا حدود سده ی چهارم میلادی ادامه دارد، دورانی است که “نوزاد کشی” مورد قبول بوده است. در این مرحله، کشتن نوزادان برای ایجاد تعادل در جمعیت و مواد غذایی امری رایج بود. پس از آن، دوره ی خارج کردن کودک از خانواده، یعنی واگذاری آنان به دایه، سپردن آن به دیرها و صومعه ها و فرستادن کودکان به خانه دیگران به

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه مسئولیت پذیری، مسئولیت اجتماعی، یادگیری اجتماعی، ارزش های اجتماعی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه فرزندپروری، احساس امنیت، خودانگیختگی، سبک فرزندپروری