منابع و ماخذ پایان نامه مسئولیت پذیری، مسئولیت اجتماعی، یادگیری اجتماعی، ارزش های اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

دوام آوردن زندگی، داشتن وظیفه ای برای به انجام رساندن است ». (کاشینگ، به نقل از شولتس، ترجمه خوشدل، 1388).
2-19-7 دیدگاه آلبرت الیس87، منطقی – هیجانی88 :
الیس در مورد مسئولیت و مسئولیت پذیری در زندگی معتقد است: مردمان سالم مشکلات خود را می توانند حل کنند. گرچه ممکن است به کمک دیگران نیز احتیاج داشته باشند، اما قادرند بدون کمک هم، زندگی خود را اداره کنند. آنها می توانند در عین حال که از خود باخبرند، از حال دیگران نیز آگاه باشند. در مورد تعهد هم می گوید: کسانی که اختلالی ندارند و پریشان نیستند، گرایش به خود شکوفایی دارند و به مردم و اشیاء علاقمند ند. می توانند کوشش های خود را تغییر جهت داده و جذب امور دیگر شوند (شیلینگ، ترجمه آرین، 1391).
به نظر او افراد در قبال برخوردی که دیگران در کودکی با آنها داشته اند و ساخت ژنتیکی خود نمی توانند مسئول باشند ولی می توانند مسئول تمایل شان به نامعقول بودن باشند. اگر اصرار دارند که والدین و ژن های آنها، آنچه را هستند، تعیین می کنند، تنها می توانند به طور موقت خودشان را تسکین دهند که با شانه خالی کردن از هرگونه مسئولیت، از جمله مسئولیت آفریدن زندگی بهتر، همراه است (پروچاسکا، ترجمه سید محمدی، 1391).
این تفکر که دوری از مشکلات زندگی و مسئولیت ها، آسان تر از مواجه شدن با آنهاست، غیر منطقی است. زیرا دوری از یک کار، سخت تر و رنج آورتر از انجام آن است و به مشکلات بعدی می انجامد و باعث کاهش اعتماد به خود می شود. مضافاً بر اینکه یک زندگی راحت، لزوماً یک زندگی شاد نیست. فرد منطقی آنچه را باید انجام دهد، بدون شکوه ی زیاد به انجام می رساند اگر هم از مسئولیت های ضروری اجتناب کند باید به تجزیه و تحلیل دلایل آن بپردازد و خود نظم باشد. کم کم پی می برد که زندگی با مبارزه، مسئولیت و حل مشکل لذت بخش تر است. خلاصه اینکه او برای کسب استقلال و مسئولیت، تلاش می کند (شفیع آبادی و ناصری، 1392).
بنابراین، الیس مسئولیت پذیری را معادل با منطقی بودن و معقول زندگی کردن می داند. به نظر او بهترین نوع حمایت مشاور این است که در مراجع مسئولیت ایجاد کند (شولتس، ترجمه خوشدل، 1388). در میان روان شناسان، آدلر بیشتر بر مسئولیت اجتماعی تاکید دارد. به نظر او انسان دائماً در جامعه با مردم در تماس است و مجموع این تماس ها، سبب پرورش حس اجتماعی و آموختن احساس مسئولیت و همکاری می شود (شیلینگ، ترجمه آرین، 1391).
2-20 ویژگی‌های افراد مسئولیت‌پذیر
روان‌شناسی به نام « دورت »، سال‌ها درباره‌ی مسئولیت‌پذیری به مطالعه پرداخته است. نتایج پژوهش‌های وی نشان داده است که افراد مسئولیت‌پذیر دارای ویژگی‌های مشترکی هستند که عبارت‌اند از:
• آنچه را که متعهد به انجام آن می‌شوند به پایان می‌رسانند؛
• دارای انعطاف‌پذیری بالایی هستند؛
• می‌توانند تصمیم‌هایی اتخاذ کنند که با تصمیم‌های سایر افراد گروه (دوستان، خانواده و …) متفاوت باشد؛
• می‌توانند بدون آن که خود را زیاد ناراحت کنند، به تنهایی به کار بپردازند؛
• اهداف و علائق گوناگونی دارند که برایشان قابل توجه است؛
• بدون دلیل تراشی افراطی، به اشتباه‌های خود اعتراف می‌کنند و در این زمینه به تذکرات افراد ذیصلاح احترام گذاشته، آن‌ها را رعایت می‌کنند؛
• می‌تواند از بین راه حل‌های مختلف، راه حل مناسب را انتخاب کرده و برای هر چه انجام می‌دهند، دلایلی را معین کنند،
• ثابت قدم، برنامه‌ریز، هدفمند، پای‌بند وجدان، فعال، پویا، منظم و کمال طلب بوده و می‌خواهند همه‌ی کارها بدون کم‌ترین لغزش و به مطلوب‌ترین شکل ممکن انجام شود؛
• دارای روابط اجتماعی مطلوب بوده و در گروه‌های اجتماعی، بیش‌تر شنونده هستند تا گوینده؛
• از شکست نمی‌ترسند و بیش‌تر از آن درس می‌گیرند؛
• صرفه‌جو هستند و از دور ریختن چیزهایی که برای ‌شان فایده‌ای دارند یا قبلاً داشته‌اند و یا در آینده خواهند داشت، خودداری می‌کنند (حسینی راد، 1392).
هم چنین از نظر مارنات، ویژگی های افرادی که دارای احساس مسئولیت بالا هستند به شرح زیراند:
وظیفه شناس هستند، نظم و مقررات را رعایت می کنند، امین و درستکار هستند، قابل اطمینان و اعتماد هستند، سخت کوش هستند، دقت آن ها در انجام کارها زیاد است و رویکرد آن ها به مسائل، بسیار روشن و منطقی است، از ارضای نیازهای خود به خاطر نیازهای گروهی، چشم پوشی می کنند، پیامدهای رفتار خود را می پذیرند، نسبت به ارزش های اجتماعی منطقی، معقول، مؤدب، پخته و جدی هستند، در انجام وظایف پر انرژی و مصمم هستند، سطح انتظار آن ها بالاست و وضعیت تحصیلی آن ها خوب است، به والدین، دوستان و همکاران و به طور کلی، به دیگران احترام می گذارند، معمولأ اعتقاد مذهبی قوی دارند و بر اخلاقیات ارزش قائل اند، تلاش می نمایند تا وظایف خود را بدون عیب و نقص و به موقع انجام دهند و در انجام وظایف نیازی به کنترل آنان نیست (مارنات، ترجمه شریفی و نیکخو، 1392).
2-21 مسئولیت‌پذیری چگونه در فرزندان شکل می‌گیرد؟
اساس ایجاد حس مسئولیت در افراد به نخستین سال های زندگی هر فرد باز می‌گردد. کودک پس از طی مرحله اولیه رشد یعنی مرحله حسی- حرکتی (2-5 سالگی) به تدریج وارد مرحله کشف دنیای پیرامون خود گشته و به طور غریزی به تعامل با دیگران می‌پردازد و در این راه از حرکات اطرافیان به شکل الگوی دیداری- شنیداری تقلید می‌کند. در همین دوران است که می‌توان آرام آرام رفتار صحیح و به دور از خطر را به وی آموخته، او را مورد تشویق قرار داد. به طور مثال کودک پس از تجربۀ لمس یک وسیله داغ و درک این مسئله که هر گاه به وسیله سوزاننده نزدیک شود همین تجربه ناخوشایند تکرار خواهد شد می‌آموزد که از دست زدن یا نزدیک شدن به وسیله داغ مانند بخاری، شومینه و… اجتناب کند. اگر چه کودک در این مرحله از رشد هنوز قادر به درک استنباطی نبوده و به تفکر انتزاعی نرسیده اما به طور تجربی و غریزی اجتناب از خطر و آسیب را فرا می‌گیرد (ابوطالبی، 1389).
مسئولیت‌پذیری یک بخش مهم از رشد شخصیت کودک است. معمولاً کودک از سن دو تا سه سالگی متوجه وجود دیگران می شود و می‌فهمد که به دیگران نیاز دارد و باید به آن‌ها و نیازهایشان اهمیت بدهد و به انتظاراتی که از او دارند پاسخ بدهد؛ این روند یک تصویر ایده‌آل از خود را در ذهن کودک ایجاد می‌کند که باعث رشد شخصیت او شده و حس مسئولیت‌پذیری را در او ایجاد می‌کند. از این گذشته مسئولیت‌پذیری همیشه یک رابطه دو طرفه بوده و هست و اگر انتظار داریم کودک مسئولیت‌پذیر باشد، پدر و مادر باید الگوی این مسئولیت‌پذیری را به او ارائه دهند. در این رابطه دو طرفه، باید هر دو طرف حضور داشته باشند، خواسته یکدیگر را بشنوند و متقابلاً به آن پاسخ دهند؛ یعنی باید این رابطه، رابطه زنده‌ای باشد. اگر شرایط مسئولیت‌پذیری رعایت نشود در این صورت فرزند، کم خطرترین و یا بی‌خطرترین راه را برای اعتراض به شرایط آزار دهنده‌اش برمی‌گزیند که همان « مسئولیت‌پذیر نبودن » است (زارع بیدکی، 1391).
برای مسئولیت پذیر شدن فرزندان باید توانایی آن‌ها را شناخت، به آن توجه کرد و به آن‌ها نقش فعال داد تا فرزندان احساس کنند در پیشبرد اهداف خانواده نقش دارند. اگر والدین وظایف فرزندان را بر عهده بگیرند، آن‌ها را وابسته بار می‌آورند و از رشد و مسئولیت پذیر شدن آن‌ها جلوگیری می‌کنند. بچه‌ها دائم در حال الگوبرداری هستند، اگر والدین یا مربی‌های آنان مسئولیت‌پذیر باشند و بتوانند کارها را به خوبی انجام دهند و از زیر بار آن‌ها شانه خالی نکنند، بچه‌ها هم این رفتار را سرمشق خود قرار می‌دهند. این مهمترین عاملی است که می‌تواند به مسئولیت‌پذیر شدن آن‌ها کمک کند. این نکته مهم است که مسئولیتی را که از کودک می‌خواهیم چگونه برایش تصویر کنیم. اگر انجام کارهای روزمره منزل را ارزشمند بدانیم و به فرزند خود بگوییم که انجام دادن این کارها، احترام به محیط خانه و احترام به خودت است، و تو به این طریق در زندگی جمعی شرکت می‌کنی، او هم متقابلاً برای این کار ارزش قائل می‌شود، اعتماد به نفس پیدا می‌کند و در نهایت تصویری را که از خود دارد مثبت تلقی می‌کند (همان منبع) .
مسئولیت پذیری را در هر سنی می توان آموخت (پس یادگرفتنی است). اما باید دانست از اول درست آموختن بهتر از بعداً درست آموختن است. پدر و مادر مسئول، با پیوند عاطفی که با فرزند خویش برقرار می کنند درس عشق و انضباط و مسئولیت را به کودک شان می دهند. بنابراین بهتر است مسئولیت پذیری را در خانه و در دامان مادر آموخت. کودکی که والدینش سرمشق او بوده اند و در خانه به او تعلیم داده اند به آن ها احترام خواهد گذاشت و آن ها را دوست خواهد داشت (یادگیری اجتماعی بندورا، تأثیر الگو و مشاهده ی آن). اگر والدین طریق مسئولیت پذیری را در پیش گیرند موجب از خود بیگانگی فرزندان نخواهند شد. مسئولیت پذیری در دل انضباط قرار دارد و همیشه عشق باید با عنصر انضباط همراه باشد. انضباط یعنی: مقررات و قوانین انضباطی که رفتار فرد را با توجه به فرهنگ یک گروه، تحت کنترل در می آورد (حاج ملک، 1390). کانت معتقد است که مسئولیت پذیر بودن حسی شگفت است ، که نه وعده و وعید می تواند آن را به کار اندازد و نه بیم و تهدید و فقط عامل محرک آن انس و آشنایی روح با قانون، وظیفه و تکلیف است (مسگری، 1389).
اگر آموزش مسئولیت‌پذیری از ابتدای کودکی اغاز گردد، عادات خوب و پسندیده جایگزین عادات بد خواهد گردید. بنابراین بهتر است به کودکان مسئولیت‌پذیری را آموزش داد. این تغییرات باعث می‌گردد تا کودک احساس پیشرفت و عزت نفس کند و در دریافت بازخورد های مثبت مسئولیت‌پذیرتر خواهند شد. یکی از روش های مهم و مؤثر در آموزش مسئولیت‌پذیری، واگذار کردن فعالیت های روزمره مناسب با سن به آنهاست. هر قدر سن کودک بالاتر می‌رود، مسئولیت‌ ها می‌تواند پیچیده‌تر و مشکل‌تر شود این فعالیت ‌ها باید متنوع باشد تا کودک مهارت ‌های مختلف را بیاموزد. با انجام کارهای روزمره، کارآمدی و مسئولیت‌پذیری کودک افزایش ‌می‌یابد (رحیمی، 1377، به نقل از حسینی قمی، 1391).
2-22 انتخاب و مسئولیت‌پذیری
بخشی از مسئولیت‌پذیری انتخاب درست و مؤثر رفتار است. کسانی که در جوانی از تصمیم‌گیری منع شده‌اند، در بزرگسالی تصمیم گیرندگان ضعیفی خواهند بود. باید اجازه داد که دانش‌آموزان (کودکان) دست به انتخاب بزنند و از اشتباهات خودشان بیاموزند. مسئولیت‌پذیر شدن با دست زدن به انتخاب طولانی مدت جواب می‌دهد (ویتو89، 2003).
دیده شده است که افراد هنگام قبول مسئولیت معمولأ درباره ی آن تأمل می کنند و در ذهن خود محاسباتی انجام می دهند. یکی از مسائلی را که مورد توجه قرار می دهند موضوع اختیارات است . چنانچه اختیار فرد محدود باشد، وی تمایل زیادی برای پذیرش وظیفه، از خود نشان نمی دهد. (مسینا و مسینا2006، به نقل از حاج ملک، 1390).
2- 23 توقعات زیاد و مسئولیت گریزی
احساس مسئولیت و ایفای وظایف ناشی از آن، قدم اولیه زندگی اجتماعی است و اولیا می‌بایستی کودکان خود را به مسئولیت‌ های مختلف فردی و اجتماعی خود آگاه نمایند. از همان ابتدای سنین کودکی، کودکان می‌توانند یاد بگیرند که چگونه در خانواده،

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه محدودیت ها، سلامت روان، واقعیت درمانی، سلامت روانی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه مسئولیت پذیری، روان شناسی، فرزندپروری، عزت نفس