منابع و ماخذ پایان نامه محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ، نزول قرآن، عام و خاص

دانلود پایان نامه ارشد

شده است؛ بر ايناساس، اگر در يک نگاه کاملاً تخصصّي، از يافتههاي قطعي دانش تعليم و تربيت براي تبيين و تفسير آيات بهرهگيري شود، داده تربيتي حکم منبع تفسير را پيدا ميکند و تفسير تربيتي بهعنوان يک روش تفسيري تلقّي ميگردد و مصداقي از آن به شمار ميرود؛ البته مفسّر بايد همواره مراقب آسيب‌هاي تفسير علمي باشد. تحميل علوم بر آيات، بهرهگيري از دادههاي غيرقطعي علوم، مرادِ قطعيِ الهي دانستنِ يافته تفسيري از جمله اين آسيبها است.

تفسير تربيتي به مثابه گرايش
هر چند تفسير تربيتي از منظر موقعيّت آن در دستهبندي تفاسير، در عرض ديگر گرايش‌هاي همچون فقهي، سياسي، اجتماعي قرار دارد؛ امّا از منظري ديگر، تفاوتي بنيادين با آنان دارد و در فرازين سطح نشسته است؛ زيرا ميتواند همنشين تمام روشها و گرايشهاي ديگر باشد؛ برايمثال ميتوان از تفسير تربيتي بلاغي، تفسير تربيتي کلامي، تربيتي فقهي و … نام برد؛ به عبارت ديگر، تفسير تربيتي ميتواند از هر يک از گرايش‌هاي تفسير به عنوان ابزار استفاده کند و با جهتدادن تربيتي، با آن تعامل برقرار نمايد.
علت دامنگستري تفسير تربيتي و همپوشاني آن نسبت به همه روشها و گرايش‌هاي تفسيري اين است که تفسير تربيتي انطباق کاملي با هدف اساسي نزول قرآن دارد؛ در صورتي که هر يک از گرايش‌هاي ياد شده نهايتاً بخشي از اين هدف را تأمين ميکنند.

تفسير تربيتي در قالب سبک
تفسير تربيتي ميتواند در هر دو قالب ترتيبي (مصحفي، تنزيلي) و موضوعي با رويکردها و روشهاي پيش‌گفته صورت پذيرد. هر يک از اين سبکها و زيرشاخه‌هاي آن، کاربردها و فوايدي دارد که ميتواند منظومه تفسير تربيتي را کامل کند. در تفسير تربيتي به ترتيب مصحف، پيامها و گزارههاي تربيتي تمام آيات و فرازهاي آن، با نگاه غالب تربيتي تفسير ميشوند. در اين نگرش، تفاوتي بين آيات وجود ندارد؛ چه صراحت تربيتي داشته يا نداشته باشد؛ چه محتواي آيه توصيفي باشد يا توصيهاي و تجويزي؛ چه تاريخي باشد يا اعتقادي. در پرتو اين نگاه، ابعاد تربيتي آيات برجسته ميشود، پيامهاي آن کشف ميشود و سيماي روشني از اهداف و مقاصد آيات به دست ميآيد و زمينه تأثير‌پذيري و حرکت به سوي نقطه مطلوب قرآن فراهم ميگردد. در اين روش، مفسّر نقش و جايگاه هر آيه يا گزاره را در مسائل مهم تعليم و تربيت؛ مانند مباني، اصول، روشها، مراحل، منابع، عوامل، زمينهها، موانع، آسيبها، الگوها، عبرتها و… مورد اشاره قرار ميدهد.
برجستهترين عرصه حضور تفسير تربيتي، عرصه تفسير موضوعي است؛ تفسير موضوعي تربيتي ميتواند در تلفيق با تفسير ترتيبي عرضه شود و آن در صورتي است که مفسّر ترتيبي، هنگام مواجهه با يک موضوع مهمّ تربيتي، اقدام به توقّف، گردآوري آيات و موضوعات مرتبط، منظومه سازي و نتيجه گيري کند و سپس دنباله تفسير را پي بگيرد.
در تفسير موضوعي با رويکرد سنتي و رايج، مفسّر موضوعات تربيتي آشکار در قرآن را با روش خاص تفسير موضوعي، تحليل کرده به ديدگاه قرآن در اين زمينه دست مييابد.
در تفسير موضوعي با بهرهوري موضوعات برونمتني، مسائل، پرسشها و معضلات تربيتي جامعه که قرآن به آن تصريح نکرده است بر قرآن عرضه ميشود و با کاربست روش هاي فنّي، موضع ايجابي، سلبي، اسکاتي، يا پاسخ اجمالي يا تفصيلي قرآن روشن ميشود.
در تفسير تربيتي تنزيلي، آيات قرآن ناظر به فضاي نزول؛ اعمّ از زمان، مکان، مخاطب، شرايط و… تحليل ميشوند. قرآن کريم در طول 23 سال نزول، با آغاز رسالت خود در ابتداييترين مردم جاهلي، پايههاي تربيت جامعه آرماني خويش را استوار ساخت. شناخت روش قرآن در ايجاد چنين تحول شگرف،190 کليد توفيق در تربيت هر نسل و عصري است. طرفداران اين روش معتقدند که اين روش ميتواند علاوه بر تحليل تک‌تک آيات و ارائه آموزههاي آن در بستر شرايط و تحولات تدريجي جامعه اسلامي، چگونگي ايجاد تحول را نيز تبيين کند.191 به عبارت ديگر، گاه سخن در اين است که قرآن براي تربيت چه مي‌گويد. امّا مهمتر از آن، جستجوي اين حقيقت است که قرآن چگونه و با چه روشي تربيت ميکند؟ کشف دقيق اين روشها از طريق انطباق آيات بر شرايط و موقعيتهاي مردم و جامعه عصر نزول امکان پذير ميگردد.192 در حقيقت اين شرايط روحي رواني، موقعيت هاي زماني، مکاني، اقتصادي، فرهنگي و… هستند که مربّي را از انتخاب شيوه عمل آگاه مي‌کند. تشويق و تنبيه، انذار و تبشير، استدلال يا موعظه، لحن کلام، غيبت يا خطاب، همه و همه روشهايي هستند که انتخاب هر يک در گرو شناخت مخاطب و شرايط اوست. نزول تدريجي قرآن، وجود آيات مکّي و مدني، کوتاهي و بلندي آيات، تفاوت آيات در عمق و ژرفايي و وجود لايه هاي مختلف معنايي، اسباب النّزول، ناسخ و منسوخ ، مطلق و مقيّد، عام و خاص، محکم و متشابه، همه در راستاي هدف تربيتي و به دست دادن الگو و روش تربيت، قابل تحليل هستند.
برخي از دغدغهمندان اين سبک، با تحليلي جامع، فوايدي را براي آن برشمردهاند؛ از جمله:
کشف روش تحول ديني، کشف مراحل تغيير، تحول و تثبيت ارزشهاي اسلامي، کشف هندسه تحول اسلامي، تحليل درست چالشها و ارتباط آنها با هندسه تغيير و تحول ديني، سير تثبيت سکونت قلب پيامبر9 متناسب با نزول پيامهاي الهي، گسترش و تعميق نگاه تربيتي و آموزشي به مقوله تفسير.193

تفسير تربيتي به مثابه مکتب
مکاتب تربيتي از ديرباز عرصه حضور انديشه هاي گوناگون در چرايي و چگونگي تربيت انسان بودهاند.
گرايش نقلي به تربيت، گرايش عقلي به تربيت، گرايش کارکردگرا در انديشه تربيتي، گرايش صوفيانه به تربيت، گرايش کلامي به تربيت، گرايش سلفي به تربيت، منجر به شکل‌گيري مکاتب تربيتي و نظرياتي گرديد194 که هر يک ديدگاه خاصي نسبت به ماهيت تربيت و مکانيزم‌هاي رسيدن به آن داشتند و از آنجا که منبع و آبشخور اصلي تربيت اسلامي، قرآن و روايات است، طبيعتاً موجب گزينش نگاه و رويکرد خاصي در فهم و تفسير قرآن مي‌گردد. تفسير اخلاقي نقلي، تفسير صوفي عرفاني، تفسير عقلي اجتماعي … از جمله رويکردهاي تفسير تربيتي است که در جريانشناسي تفسير تربيتي قابل طرح و بررسي است. هر يک از جريانها، گرايشها و مکاتب پيشگفته مي‌توانند ذيل “مکتب تفسير تربيتي” طرح و بررسي شده، شاخصه‌ها، مؤلفهها و آسيبهاي آن مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد.
براي‌مثال، در تربيت صوفيانه،195 تربيت انسان تنها از راه رياضت‌دادن نفس براي پذيرش حقيقت الهي و ذوب شدن در آن دانسته شده و راه آن نيز خودداري از هوس ها و دل بريدن از دنيا و پشت پا زدن به دار غرور و رويکردن به سراي جاويد معرفي شده است.196 مفسّري که رويکرد صوفيانه به تربيت دارد در تفسير تربيتي قرآن، آيات حکايتگر مباني فکري خويش را برجسته ميکند و از ابعاد ديگر تربيت؛ مانند آيات تربيت اجتماعي به طور گذرا عبور ميکند. برخي نيز بر جايگاه نقل و احاديث و سنت معصومين در تربيت انسان تأکيد ميکنند و راههاي غير‌نقلي را غير‌مطمئن و ناکارآمد ميدانند. طرفداران اين رويکرد، در “مکتب تربيتي نقلي” جاي ميگيرند و ذيل “مکتب تفسير تربيتي نقلي” در سامانه تفسيرپژوهي قرار ميگيرند.

تفسير تربيتي به مثابه يک صبغه (لون)
هر يک از روشها، گرايشها، سبکها، مکتبها، ميتوانند زيرشاخه‌اي داشته باشند که آنها را از نمونههاي مشابه و در عينحال متفاوت متمايز مينمايد. در اينگونه موارد، ميتوان آن را تحت عنوان “صبغه” يا “لون” ساماندهي کرد؛ براي‌مثال، تفسير تربيتي موضوعي مي‌تواند به صبغه سنّتي (با بهره‌وري از موضوعات درون‌متني) يا به صبغه برون متني و يا تلفيقي تقسيمبندي شوند. مکتب تفسير تربيتي عرفاني نيز مي‌تواند به صبغه تفسير تربيتي عرفاني صوفي، تفسير تربيتي عرفاني اجتماعي197 و… تقسيمبندي شود.

فصل سوّم:
رسالتهاي تفسير تربيتي

برخي از پژوهشگرانِ حوزه تفسير تربيتي با تحليل وظايف مفسّر و شيوه‌هاي عمل در تفسير تربيتي به مفهوم‌شناسي آن پرداخته‌اند.198
مراد از رسالتهاي تفسير تربيتي چيست؟ وقتي که دو واژه “تفسير” و “تربيت” با يکديگر ترکيب ميشوند و ساختار جديد و ترکيب وصفي “تفسير تربيتي” را تشکيل ميدهند مفسّر به دنبال چه چيزي در تفسير متن است و بايد چه اقدامات جديدي را نسبت به متن انجام دهد؟ هر يک از “تفسير” و “تربيت” يک دانش مستقل با تعاريف مخصوص به خود هستند؛ امّا ترکيب اين دو دانش با يکديگر چه رسالتهاي جديدي را بر دوش مفسّر مينهد و شيوههاي عمل وي در تعامل و نسبت تفسير و تربيت چيست؟
رسالتهاي تفسير تربيتي و شيوههاي عمل آن، با دو تقسيمبندي ذيل قابل تحليل است. در تقسيمبندي نخست، رسالتهاي تفسير تربيتي ناظر به مفسّر و اقدامات وي در جريان تفسير تربيتي با تأکيد بر اقدمات وي در گونههاي مختلف تفسيري تحليل شده است؛ امّا در تقسيمبندي دوّم، رسالتهاي تفسير تربيتي ناظر به معاني مختلف تربيت، که عمدتاً در دو معناي “فرايند” و “علوم تربيتي” تحليل ميشوند مدّنظر بوده است؛ بنابراين، تفکيک اين دو تقسيمبندي تفکيکي ماهوي نيست؛ از اين رو در برخي محورها قابل تداخلاند.

1. رسالتهاي تفسير تربيتي در تقسيم نخست
عمدهترين رسالتهاي تفسير تربيتي به شرح زير است.
1-1. استخراج و برجسته‌کردن آموزههاي تربيتي قرآن
يکي از رسالتهاي مفسّر تربيتي، کشف و برجسته کردن نکات تربيتي آيات است. استخراج آموزههاي تربيتي قرآن ميتواند هم در قالب ترتيبي و هم در قالب موضوعي صورت پذيرد.
1-1-1. استخراج آموزه‌هاي تربيتي قرآن در قالب ترتيبي
در اين‌گونه از تفسير تربيتي، مفسّر از آغاز سوره با جهتگيري تربيتي خويش به کشف و برجستهسازي آيات ميپردازد. در برخي آيات، نکات تربيتي به صراحت وجود دارد. مفسّر تربيتي اين نکات را برجسته کرده مورد تأکيد قرار ميدهد و گاه به ذکر ابعاد، زوايا، مصاديق و نمونههاي آن پرداخته و مورد تحليل قرار ميدهد. گاه نيز زواياي تربيتي آيه و پيام آن نيازمند کشف و استخراج است. در حقيقت، قرآن چونان معدني است که گاه کانيهاي خويش را به آساني در دسترس قرار ميدهد و گاه نيز دست يافتن به گوهرهاي ارزشمند آن نيازمند ژرفکاوي در عمق اين معدن است. آنچه در دانش منطق با عنوان دلالت التزامي کلام، که مرحلهاي فراتر از دلالتهاي مطابقي و تضمّني است مورد بحث قرار مي‌گيرد در اين مرحله مورد استفاده قرار ميگيرد. گاه نيز بيان اين نکات به مدد بهرهگيري از آيات همسو؛ مانند آيات متّحد الموضوع، قريب الموضوع و يا روايات مرتبط و يا حتي دادهاي از دادههاي علوم تربيتي صورت ميگيرد.
نکته مهمّي که در اين گام مورد توجّه مفسّر است، داشتن نگاه تربيتي به آيات است. از آنجا که مفسّر به قرآن از دريچه کتاب تربيت مينگرد به دنبال کشف و استخراج نکات تربيتي و تحوّلساز از تمام آيات است. در اينصورت براي مفسّر، سياسيبودن، تاريخيبودن يا اجتماعي، فقهي و اقتصاديبودن آيه اهميّتي ندارد؛ بلکه آنچه مهمّ است جايگاه تأثيريتحوّلي آيه در منظومه تربيتي انسان موحّد است.

انواع ارتباط بين آيات قرآن و تربيت
نسبت آيات قرآن با مسائل تربيتي به گونههاي مختلفي است؛ ازجمله:
الف. برخي آيات مستقيماً به ارائه يک بحث تربيتي ميپردازند. در اين دسته آيات، مفسّر با پروراندن بحث و تحليل عميق همراه با بهرهگيري از اطلاعات قرآني، روايي، تربيتي، عرفاني، تاريخي، تمثيلي، ابعاد گوناگون آن را تبيين کرده انديشه مخاطب را اقناع و شوق عمل را در وي زنده ميسازد؛ مانند آيات يازدهم و دوازدهم سوره مبارکه “حجرات” که سراسر توصيه هاي تربيتي است.199
ب. برخي آيات هر چند در مقام ارائه مستقيم يک بحث تربيتي نيست؛ ولي در خود نکته‌اي تربيتي را به صراحت بيان داشته است. مفسّر تربيتي در تفسير خود اين نکته را برجسته ميسازد و به تناسب حال و مقال، زواياي اين نکته را مورد تأکيد قرار ميدهد.
براي‌مثال، در آيه “أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً يَرْتَعْ وَ يَلْعَبْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون؛ فردا او را با ما بفرست تا [در چمن‏] بگردد و بازى كند، و ما به خوبى نگهبان او خواهيم بود.”200 در حالي که بيشتر تفاسير به بيان گفتگوي فرزندان با پدر اکتفا کرده و برخي نيز حداکثر به نياز کودک به بازي و سرگرمي براي نشاط و سرزندگي وي اشاره داشته ند؛201

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه نقش برجسته، توسعه دانش Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه اوقات فراغت، امام صادق، امام سجاد، حقوق بشر