منابع و ماخذ پایان نامه فرزندپروری، سبک های فرزندپروری، سبک فرزندپروری، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

عنوان مستخدم یا جهت کارآموزی است، که در حدود قرن سیزدهم میلادی روش غالب بود (همان منبع).
از سده ی سیزدهم تا هفدهم، نوعی دوگانگی احساسات نسبت به کودکان به وجود آمد.در قرن هجدهم، والدین سعی در شناخت تفکر و احساسات کودکان خود کردند. در قرن بیستم، به سبب شناخت علمی خانواده و رشد جامعه شناختی، خانواده مهم ترین مکان آمادگی ورود به زندگی اجتماعی کودک شناخته شد. با پیشرفت علوم متفاوت در قرن بیستم اهمیت زیادی به کودکان در خانواده دادند و این نظریه مطرح می شود که جامعه شناسی و علوم دیگر باید از کودک به عنوان عضو آسیب پذیر خانواده در مقابل شرایط، روش ها و فشارهایی که از طرف خانواده به او وارد می شود حمایت کند (همان منبع).
هر دوره با توجه به نگرش های اجتماعی و فرهنگی رایج، شیوه های تربیتی خاصی نسبت به کودکان اعمال شده است. مثلا در سه دهه ی نخست قرن بیستم در آمریکا روش های فرزندپروری، خشک و خشن بودند. در آن زمان به والدین توصیه می شد که با آغوش گرفتن کودک در حال گریه او را لوس نکنند، طبق برنامه ی ثابتی به او غذا بدهند و آداب توالت رفتن را از همان ابتدای زندگی به او آموزش دهند. در دهه 1940روند شیوه های فرزندپروری در جهت سهل گیری و انعطاف پذیری بیشتری دگرگون شد. در این زمان نظریه های فرزندپروری زیر نفوذ مکتب روان تحلیل گری قرار گرفت. مکتبی که در آن بر امنیت عاطفی کودک و زیان های ناشی کنترل شدید و تکانه های طبیعی او تاکید می کند.در حال حاضر با پیشرفت جوامع و رشد آن، بحث فرزندپروری کودک محوری مطرح است که مطابق خواست و میل و اراده کودک رفتار کنند (غنی آبادی، 1380).
به طور خلاصه می توان گفت ، سبک های قدیمی فرزندپروری، روش های کنترل سخت و تنبیه بدنی را برای جلوگیری از لوس کردن فرزندان تجویز می کردند، اما در نظریه های جدید تعلیم و تربیت، تاکید بیشتر بر جنبه های روان شناختی و ملایم همراه با است (کاویان، 1387).
2-27-2 تعاریف سبک های فرزندپروری
فرزندپروری از ریشه پریو، به معنی زندگی بخش گرفته شده است و منظور از آن روش هایی است که والدین برای تربیت فرزندان خود به کار می گیرند و بیانگر نگرش هایی است که آن ها نسبت به فرزندان خود دارند و همچنین شامل معیارها و قوانینی است که برای فرزندان خویش وضع می کنند ولی باید پذیرفت که رفتارهای فرزندپروری به واسطه ی فرهنگ، نژاد و گروه اقتصادی تغییر می کند (دفتر مطالعات خبرگذاری ایران، 1387). فرزند پروری فعالیتی است پیچیده و در بر گیرنده ی رفتارهای خاصی است که کودک را تحت تاثیر قرار می دهد و همچنین سبک های فرزندپروری، مجموعه نگرش های والدین نسبت به کودک است که منجر به ایجاد جو هیجانی می شود که در آن جو رفتار هی خاصی بروز می کند (اسلمی، 1385).
شیوه ی فرزندپروری یکی از سازه های جهانی است که بیانگر روابط عاطفی و نحوه ارتباط کلی والدین با فرزندان است و عامل مهمی برای رشد و یادگیری کودکان به شمار می آید (بامریند، 1991). هم چنین شیوه ی تربیتی اعمال شده از سوی والدین که شامل مجموعه رفتارهای متعدد و گوناگون طبیعی و به هنجار است که والدین به منظور کنترل کردن و اجتماعی کردن کودک از آن استفاده می کنند (بامریند، 1991).
2-27-3 ابعاد سبک های فرزندپروری
دایانا بامریند (1991) با مشاهده ی تعامل والدین با فرزندان پیش دبستانی در خانه و آزمایشگاه اطلاعات فراوانی درباره ی تجارب فرزندپروری جمع آوری کرد.وی دریافت که شیوه های مختلف فرزندپروری در دو بعد با یکدیگر متفاوت اند بعد اول “توقع داری90 “، والدین استانداردهای بالایی را برای فرزندان خود تعیین می کنند و تاکید دارند که فرزندان شان به آن استانداردها دست یابند و بعضی دیگر از والدین از فرزندان خود توقع کم تری دارند و به ندرت سعی می کنند در رفتار فرزندان خود نفوذ داشته باشند. بعد دوم”پذیرندگی”91 است.گروهی از والدین نسبت به فرزندان خود پذیرنده و قبول کننده هستند (برک92، 1997، به نقل از بقائیان، 1390) .
بامریند(1989، 1991) دو بعد مستقل فرزندپروری رامطرح کرد: بعد اول: پاسخ دهی والدین است و به میزان حساس بودن والدین، گرمی، جلوه ی هیجانی و حمایت کنندگی آن ها مربوط است. بعد دوم: توقع والدین که به انتظارات آن ها از کودک و میزان کنترل کنندگی آن ها مربوط می شود. پاسخ دهی والدین که به میزان تعهد والدین برای ایجاد فردیت، خود نظم جویی و خود اطمینان بخشی کودک مربوط می شود و این در حالی است که آن ها میزان سازگاری، حمایت کنندگی و نیازها و مطالبات خاص کودک را هم در نظر می گیرند (بامریند، 1991). توقع والدین عبارت از تلاش های والدین برای وادار کردن کودکان به هماهنگ شدن با کل خانواده به وسیله اعمال مطالبات، نظارت و تلاش های انضباطی است (به نقل از برقیان زرنقی، 1391) .
پژوهش های معاصر در شیوه های فرزندپروری از مطالعات « بامریند » درباره ی کودکان و خانواده های آنان نشأت گرفته است. علاوه بر بامریند، پژوهشگران دیگر نیز برای توصیف سبک های فرزندپروری رویکرد ابعادی داشته اند. سیموندز93 (1939) این ابعاد را پذیرش/ طرد و مسلط/ مطیع دانسته است. شفر(1959) عشق/ خصومت و خود مختاری/ کنترل، بیکر94(1964) گرمی/ خصومت و محدود بودن/ آسان گیر بودن را از ابعاد سبک های فرزندپروری دانسته اند (براون و وایت ساید، 2007، به نقل از پرچم و همکاران، 1391).
بعد پاسخ دهی (صمیمیت و اطمینان بخشی): به میزان تلاش والدین برای رشد ابراز وجود و استقلال در کودکان، حمایت و اطمینان بخشی به کودکان و توجه به نیازهای اشاره دارد.
بعد تقاضا (کنترل): به تلاش والدین برای یکپارچگی خانواده و جذب فرزندان در خانواده از طریق داشتن تقاضاهای مناسب با توانایی های فرزندان، نظارت بر آنان و وضع مقررات اشاره دارد (بامریند، 1991). همانطور که در جدول 2-1 نشان داده شده است ترکیب گوناگون دو بعد پذیرندگی و توقع داشتن، چهار شیوه فرزندپروری را به وجود می آورد که پژوهش بامریند بر سه شیوه آن ها متمرکز است: مستبدانه، مقتدرانه و آسان گیر و چهارمین شیوه یعنی طرد کننده را محققان دیگر مورد مطالعه قرار داده اند (برک95، 2001).

جدول 2-1 طبقه بندی دو بعدی سبک های فرزندپروری
ناپذیرنده پذیرنده توقع
شیوه مستبدانه شیوه مقتدرانه متوقع
شیوه طرد کننده شیوه آسان گیر بی توقع

2-27-4 انواع سبک فرزندپروری
هر یک از والدین سبک مخصوص در پرورش فرزند خود دارند که در واقع بازتابی از شخصیت آن ها ست و تحت تاثیر عواملی می باشد که آن ها را از دیگران متمایز می سازد. این عوامل عبارت اند از: تربیت، شخصیت و ارزش ها، که هر یک از آن ها بر طرز نگرش والدین و بر عزت نفس فرزندان تاثیر مستقیم دارد، چرا که مشخص کننده ی نوع رابطه روزمره والدین با آن هاست. بسیاری از رفتارهای متقابل ما بر فرزندان مان و بر عزت نفس آنان، بسته به طرز پاسخ گویی ما، تاثیری مثبت و منفی می گذارند (برقیان زرنقی، 1392).
2-27-4-1سبک مستبدانه96( دیکتاتوری)
تحقیقات انجام شده درباره رشد و تکامل کودک به وضوع نشان دهنده این است که شیوه اعمال قدرت والدین در خانه، تأثیر چشمگیری بر رفتار کودکان دارد در برخی از خانواده ها یکی از والدین معمولا پدر زمام امور را در دست می گیرد. وی بیشتر تصمیمات اصلی مربوط به خانواده را اغلب بدون مشورت با دیگر اعضای خانواده می گیرد و همسر و فرزندان اش معمولا تسلیم محض خواسته ها و تصمیمات او هستند. در چنین خانواده هایی، ارتباط روزمره بین والدین و فرزندان اش بر اساس اعمال زور است و کودکان تنها باید، آنچه به آنان گفته می شود انجام دهند در غیر این صورت نخستین واکنش احتمالا تنبیه بدنی، حتی در سنین نوجوانی است.
نمایش قدرت والدین عاملی است که این شیوه را از دو شیوه ی دیگر متمایز می سازد. این والدین بسیار پر توقع بوده و پذیرای نیازها و امیال کودکان نسیتند. پیام های کلامی والدین یک جانبه و فاقد محتوای عاطفی است. والدین مستبد غالباً هنگام اعمال دستورات دلیلی ارائه نمی دهند. والدینی که شیوه مستبد به کار می برند، متوقع نیز هستند، اما هم نوایی آن ها آن قدر زیاد است که وقتی فرزندان تمایل به اطاعت ندارند نسبت به آن ها بی علاقگی نشان می دهند و حتی آن ها را طرد می کنند. هر گاه فرزند حرف والدین را بدون چون و چرا نپذیرد، متوسل به زور و تنبیه خواهد شد (برک، 2001).
والدین مستبد (دیکتاتور) معمولا دارای تعامل سرد همراه با کنترل زیاد با فرزندان هستند. فرزندانی که با سبک فرزندپروری دیکتاتوری پرورش یافته اند منفعل و وابسته بوده و دارای سطح پایینی از اعتماد به نفس و سازگاری اجتماعی هستند (رجایی و همکاران، 1387). و در عین حال اهدافی بسیار فراتر از سطح توانای خود انتخاب می نمایند (حسینی غفاری و همکاران، 1387). در چنین خانواده هایی جایی برای گفت وگوی دوجانبه بین والد و فرزند وجود ندارد. این کودکان در حل مسائل خود در آینده بدون منطق و دلیل برخورد می نمایند (تبیان نت، 2005).
ویژگی های والدین با سبک فرزندپروری مستبدانه:
1) در این خانواده ها قوانین مشخص و معینی وجود دارد این قوانین واضح و روشن است و انتظارات والدین از فرزندان تعریف شده است. والدین خود قوانین را وضع می کنند و رای و نظر فرزندان را دخالت نمی دهند. فرزندان ملزم به اطاعت از قوانین بوده و در صورت عدم اطاعت و رعایت، بازخواست می شوند و تحمیل قوانین به صورت انعطاف ناپذیر است.
2) روابط والدین نوعا استبدادی است یعنی با فرزندان خود رابطه یک طرفه برقرار می کنند، آن ها بر این تصور اند که فهم اطلاعات و کمالات بیشتری دارند. در واقع به فرزندان خود به عنوان یک عروسک کوکی نگاه می کنند واز هر راه که بخواهند می توانند در فرزندان خود تغییر ایجاد نمایند. این افراد به فرزندان خود به صورت تحقیر نگاه می کنند و خود را عقل کل می دانند.
3) بیشتر از تنبیه استفاده می نمایند یعنی با بد رفتاری و عدم اطاعت از قوانین به شدت مقابله می شود.
4) والدین، خشم و نارضایتی خود را بلا فاصله بروز می دهند و پنهان نمی کنند.
5) قوانین و انتظارات به صورت واضح ابلاغ می شود.
6) والدین اصل را بر منفی بودن بچه می گذارند.مشکل را در رفتار خود نمی دانند بلکه فرزندان را دارای مشکل می دانند.
7) محبت و صمیمیت در خانواده بسیار کم است. محیط خانه، محیط خشک و به دور از محبت است.
8) والدین خواسته ها، نیازها و امیال و نظریات فرزندان را در نظر نمی گیرند.
9) به امور فرهنگی، معنوی و ارزشی چندان توجه نمی شود. والدین به اوقات ارزشمند فرزندان اهمیت نمی دهند.
10) والدین با سخت گیری بیش از اندازه، حس مسئولیت پذیری را در فرزندان از بین می برند و در آن ها ایجاد سرخوردگی می کنند (فرهادیان، 1388).
والدین مستبد در مقایسه با سایر والدین، رابطه عاطفی و گرم کم تری را با فرزندان خود دارند وتا حدودی از این لحاظ بین خود و فرزندشان فاصله ایجاد می کنند. کودکانی که با این

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه مسئولیت پذیری، روان شناسی، فرزندپروری، عزت نفس Next Entries پایان نامه ارشد درباره توزیع فراوانی، توزیع فراوانی پاسخگویان، مشارکت مدنی، سرمایه اجتماعی