منابع و ماخذ پایان نامه فرار مالیاتی، اطلاعات مالی، فاصله مالیاتی، عدم تقارن

دانلود پایان نامه ارشد

بيشتر، ميزان وجه نقد بالاتري نگهداري نمايند(چن و همکاران5،2011)
بر طبق آنچه كه بيان شد، كيفيت اطلاعات حسابداري ميتواند از عدم تقارن اطلاعاتي كاسته و داراي پيامدهاي اقتصادي براي شركت باشد و از آنجاييكه عدم تقارن اطلاعاتي عامل اثر گذاري بر ميزان نگهداشت وجه نقد شركت است، مي توان بين كيفيت گزارشگري مالي و وجه نقد بر مبناي تئوري عدم تقارن اطلاعاتي، چارچوب نظري را ترسيم نمود. بنابراين مي توان انتظار داشت كه كيفيت گزارشگري از طريق كاهش عدم تقارن اطلاعاتي و متعاقبا كاهش وجه نقد مازاد بر نياز، موجب افزايش كارايي سرمايه گذاري شده و مديريت وجه نقد شركت را بهبود بخشد . كه نهايتا منجر به نگهداشت وجه نقد كمتري در شركت مي شود(نهندی و همکاران،1389).
د)ویژگیهای کیفی اطلاعات حسابداری
به طور کلی ویژگیهای کیفی به خصوصیاتی اطلاق می شود که به موجب آن اطلاعات ارائه شده در صورت های مالی برای استفاده کنندگان در ارزیابی وضعیت مالی، عملکرد و انعطاف پذیری مالی واحد تجاری مفید واقع شود، در بیانیه شماره (2) هیات استاندارهای حسابداری مالی (FASB) ویژگیهای کیفی اطلاعات حسابداری را منتشر نموده است. خصوصیات کیفی اطلاعات مالی از دیدگاه استاندارد ایران به خصوصیاتی اطلاق می شود که “اطلاعات ارائه شده در صورت های مالی می تواند در تصمیم گیریها مفید واقع شود” برخی از ویژگی های کیفی به (محتوی اطلاعات) مندرج در صورت های مالی و برخی دیگر به چگونگی ارائه اطلاعات و سرانجام رعایت محدودیت های حاکم بر ویژگی های کیفی اطلاعات مالی به عنوان یک عامل فراگیر باید مورد توجه قرار گیرد(یانگ و همکاران6، 2008).
سودمندی (مفید بودن) ویژگی های کیفی اطلاعات مالی برای تصمیم گیری، مرتبط با محتوی اطلاعات متشکل از دو خصیصه اصلی تحت عنوان مربوط بودن و قابلیت اتکا بودن مورد بررسی قرار می گیرد.
الف) مربوط بودن: اطلاعاتی مربوط تلقی می شود که بر تصمیمات اقتصادی استفاده کنندگان در ارزیابیهای گذشته آنها موثر واقع شود. به طور کلی اطلاعاتی مربوط تلقی می شود که:
1- ارزش پیش بینی 7داشته باشد (با توجه به نتایج و رویدادهای گذشته، حال و آینده را پیش بینی کند.)
2- ارزش بازخور داشته باشد (کمک کردن به استفاده کنندگان در تایید یا تعدیل انتظارات قبلی آنان از صورتهای مالی).
3- بموقع باشد(اطلاعات قبل از اینکه ارزش خودراازدست بدهد بایددردسترس استفاده کنندگان قرار گیرد).
میزان مربوط بودن اطلاعات مالی بین استفاده کنندگان دارای درجات متفاوت می باشد، زیرا با توجه به نیاز استفاده کنندگان اطلاعات مالی و خواستهای آنان به موضوع خاص بستگی دارد، با توجه به مفهوم چارچوب نظری اطلاعات مربوط به افراد ذینفع کمک می کند تا رویداد های مالی گذشته، حال و آینده را مورد ارزیابی قرارداده (سودمندی در پیش بینی) و انتظارات آنان را در مورد رویداد های آتی تایید یا انتظارات قبلی را تغییر دهد. اطلاعات در مورد رویدادهای مالی گذشته اغلب برای پیش بینی وضعیت مالی و عملکرد آتی مورد استفاده قرار می گیرد. اطلاعات مربوط قبل از اینکه اثر مفید بودن خود را از دست بدهد باید در اختیار استفاده کنندگان قرار گیرد (بموقع بودن). به طور مثال هنگامی که شرکت ایران خودرو صورت سود و زیان مقایسه ای خود را منتشر می کند،یک سرمایه گذار بر اساس اطلاعاتی که در اختیار دارد، می تواند نتایج عملیات سال قبل را با نتایج سال جاری مقایسه نموده و این عمل مبنا یی برای ارزشیابی انتظارات قبلی و برآورد نتایج سال آتی را فراهم نماید، در نتیجه اطلاعات نیز ارزش بازخور و ارزش پیش بینی را خواهد داشت. بدیهی است، بدون اطلاعات گذشته مبنایی برای پیش بینی وجود نخواهد داشت و بدون توجه به انتظارات آتی، اطلاعات گذشته، عقیم و بلا استفاده خواهد ماند(قربانی و همکاران،1392).
ب) قابل اتکا بودن
ه) مفهوم تمکین و فاصله مالیاتی
بحث تمکین مالیاتی که اغلب از دیدگاه مؤدی مورد مطالعه قرار می گیرد، در ادبیات اقتصاد نظری، بر اساس تئوری کلاسیک حداکثر کردن مطلوبیت مورد انتظار شکل می گیرد که طبق این تئوری، زمانی که هزینه های تمکین(مقدار مالیات پرداخت شده، زمان و سایر هزینه های صرف شده جهت تمکین مالیاتی) بیش از منافع خالص عدم رعایت باشد، مؤدیان مالیاتشان را پرداخت نخواهند کرد. در چنین حالتی حداکثر مطلوبیت مؤدی، بستگی به احتمال شناسایی وی توسط سازمان مالیاتی و اقدامات سازمان مذکور برای اجرای قانون دارد(اندرونی و دیگران،1998).
مطالعات تجربی بسیاری سعی در تعریف تمکین مالیاتی داشته اند. به عنوان مثال سازمان مالیاتی استرالیا(2009)، آلام(1199)، جکسون و میلیرون(2009) و کریچلر(2007)، تمکین مالیاتی را به عنوان تمایل مؤدی به رعایت قانون، اظهار درآمدها و هزینه ها به طور صحیح و پرداخت به موقع همه مالیاتها، تعریف می نمایند(پلیل، 2001). بنا بر نظر جیمز و آلی(2002)، عبارت تمکین مالیاتی را می توان از جنبه های متفاوتی از جمله، تمایل فرد و دیگر سازمانهای مشمول مالیات به عمل مطابق با اصول و قانون مالیاتی تعریف و تفسیر نمود. در این زمینه، مک بارنت(2003)، سه شکل تمکین بدون اجبار، تمکین از روی اجبار و تمکین نوآورانه را شناسایی می کند. تمکین بدون اجبار، تمایل نسبت به انجام تعهدات مالیاتی توسط مؤدیان مالیاتی بدون هیچ گونه امتناعی می باشد. درحالی که تمکین از روی اجبار، عدم تمایل نسبت به انجام تعهدات مالیاتی توسط پرداخت کننده مالیات می باشد و نیاز است اداره مالیاتی مؤدی را وادار به تمکین نماید و تمکین نوآورانه هر عملی را که توسط مودی به قصد کاهش مالیات از طریق تعریف مجدد درآمد و هزینه های مشمول مالیات در محدوده قانون انجام می پذیرد، در بر می گیرد. به گفته کریچلر(2007)، تمکین ممکن است اختیاری باشد و یا تحمیل شود. تمکین اختیاری ممکن است از طریق اعتماد و همکاری متقابل بین سازمان مالیاتی و پرداخت کننده مالیات انجام شود. اگر چه وجود بی اعتمادی و عدم همکاری بین اداره مالیات و مؤدی، باعث ایجاد جو خصومت آمیز و ضد مالیاتی می شود که منجر به اعمال تمکین اجباری برای مؤدیانی که تمایلی به پرداخت مالیاتشان ندارند، از طریق تهدید و انجام بازرسی و سرانجام جریمه در جهت تمکین می گردد(تيموتي و چي كان8، 2010).
فاصله مالیات عبارت از قصور مؤدی نسبت به انجام تعهدات مالیاتی از روی عمد و یا غیر عمد است. فاصله از قوانین مالیاتی به شکل های متفاوتی صورت می گیرد. ممکن است عدم تمکین، عمدی باشد که مؤدی تعمداً قوانین و مقررات مالیاتی را به نفع خودش تفسیر می نماید، و یا فاصله غیرعمدی باشد که ممکن است در نتیجه نادیده گرفتن و یا اشتباه در اعمال قوانین مالیاتی صورت گیرد. هرگونه عمل غیر عمد توسط مؤدی مالیاتی، بدون اجبار تلقی می شود و در صورتی که نتایج اظهارنامه و گزارش سود مشمول مالیات منجر به هیچ گونه پرداخت مالیات نشود، از آن به عنوان فرار از مالیات یاد می شود. پس به طور کلی می توان گفت تمکین مالیاتی به مفهوم پایبندی مؤدیان به تکالیف مالیاتی و تمکین به قانون مالیاتی از سوی آنها می باشد و درجه تمکین مالیاتی معیار سنجش کارائی سیستم مالیاتی هر کشوری می باشد(تيموتي و چي كان، 2010).

شكل 1-2) نمودار سلسله مراتبی تمکین و فاصله مالیاتی

و) عوامل مؤثر بر تمکین مالیاتی
مکانیزمهای مختلف روانی و رفتاری به عنوان عوامل مؤثر بر تمکین مالیاتی مؤدیان شناسایی شده اند:
اول) تمکین مالیاتی به عوامل شخصی از قبیل جنس، سن و تحصیلات بستگی دارد. در مورد مالیات یک مؤسسه، نگرشهای شخصی مدیر شرکت میتواند معنی دار باشد. همچنین عوامل ویژه شرکت از قبیل وضعیت صنعت، اندازه یا وضعیت مالی میتواند از عوامل قوی و مؤثر بر تمکین یا فاصلهباشند. دوم) تمکین مالیاتی بستگی به درک انصاف و عدالت توسط مؤدی از سیستم مالیاتی دارد. هر یک از مؤدیان انصاف را در الف( سطح مالیات پرداختی؛ ب( رفتار سازمان مالیاتی با مؤدی در مقایسه با دیگر مؤدیان یا به عبارتی، تبعیض مالیاتی؛ و ج ( نحوه استفاده از وجوه عمومی توسط دولت، ارزیابی می نمایند. عامل آخر به طور بالقوه در کشورهای با سطوح پائین حاکمیت دولت و درجه قابل توجهی از فساد، قوی عمل می نماید.
سوم: انگیزه مشارکت بالقوه، به طور قابل توجهی میتواند تمکین مالیاتی و در نتیجه، پرداختها را افزایش دهد. به این معنی که در عمل رابطه اصطکاکی قوی در تمکین مالیاتی و پرداختها وجود دارد. در زمانی که فاصله مالیاتی گسترده بوده و بوسیله مؤدیان درک شده است، مؤدی انگیزه قوی برای تمکین ندارد. در مقابل، هنگامی که تمکین جزو هنجارهای اجتماعی است، افراد تمایل بیشتر به تمکین مالیاتی دارند، چرا که میترسند توسط همکاران خود به عنوان دروغگو شناسایی شده و در نتیجه احتمال تشخیص توسط سازمان مالیاتی خیلی بالا می باشد. در برخی از مطالعات، عوامل مؤثر بر تمکین مالیاتی را به دو دسته عوامل اقتصادی و عوامل غیراقتصادی طبقه بندی می نمایند. عوامل اقتصادی نظیر سطوح درآمد واقعی، نرخ مالیاتی، جرایم، احتمال ممیزی و . . . ، و عوامل غیراقتصادی نظیر درک مؤدی از انصاف سازمان مالیاتی، هنجارهای شخصی، نگرش های مالیاتی و . . . می باشند. حاصل این تحقیقات، طبقه بندی عوامل یا فاکتورهای مؤثر بر تمکین و یا فاصله مالیاتی ناشی از رویکردها و تجربیات کشورها در قالب عوامل مرتبط با وضعیت واحد تجاری، عوامل صنعت، عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی و عوامل روان شناسی خواهد بود و این عوامل می تواند به عنوان متغیرهای توضیحی مدل ممیزی مبتنی بر ریسک تمکین باشد(رمضاني و همكاران، 1392).

جدول 1-2) عوامل تأثیر گذار بر تمکین مالیاتی مؤدیان
طبقه بندی مدل
ویژگی های عمومی

وضعیت واحد تجاری

ساختار)مالکیت انفرادی، شرکت تضامنی، شرکت، موسسه امین)سپرده پذیر((، اندازه و عمر واحد تجاری، نوع فعالیتهای انجام شده، تمرکز)محلی یا بین المللی(، اطلاعات مالی)سرمایه گذاری(، واسطه های کسب و کار
عوامل صنعت

تشریح و اندازه صنعت، شرکاء عمده در صنعت، حاشیه سود، ساختار سرمایه، قوانین صنعت، الگوهای کار، مسائل مربوط به صنعت )سطح رقابت، عوامل فصلی و مسائل مربوط به زیر ساخت ها(
عوامل اجتماعی
هنجارهای فرهنگی، پیشینه قومی، نگرش به دولت، سن، جنس و سطح تحصیلات
عوامل اقتصادی
سرمایه گذاری، نرخ بهره دموگرافیک، نظام مالیاتی، دولت، سیاست، نفوذ بین المللی، تورم و بازارها

عوامل روانشناسی
حرص و آز، خطر، ترس، اعتماد، ارزشها ، انصاف و عدالت، فرصت فرار
منبع: برگرفته از کتاب حسابرسی مالیاتی میتنی بر ریسک: رویکردها و تجربیات کشورها از انتشارات بانک جهانی

ز) فاصله مالیاتی و تفاوت آن با فرار مالیاتی
هرگونه تلاش غیرقانونی برای پرداخت نکردن مالیات مانند ندادن اطلاعات لازم در مورد عواید و منافع مشمول مالیات به مقامات مسئول ، فرار مالیاتی خوانده می شود.  تعریف فرار مالیاتی، برای انواع مالیات ها یکسان است. در فرار مالیاتی، به رغم تطبیق فعالیت با قوانین، در اجرای فعالیت یک یا چند ضابطه مصوب مراجع ذی ربط تعمداً نادیده گرفته می شود.  تمایز فرار مالیاتی و فاصله مالیاتی تمایز مفهومی بین فرار مالیاتی و فاصله از پرداخت مالیات به قانونی یا غیرقانونی بودن رفتار مؤدیان مربوط می شود. فرار مالیاتی، یک نوع تخلف از قانون است. وقتی که یک مؤدی مالیاتی از ارائه گزارش درست در مورد درآمدهای حاصل از کار یا سرمایه خود که مشمول پرداخت مالیات می شود، امتناع می کند، یک نوع عمل غیر رسمی انجام می دهد که او را از چشم مقامات دولتی و مالیاتی کشور دور نگه می دارد. اما در فاصله از مالیات، فرد نگران نیست که عمل او افشا شود. فاصله از مالیات، از خلاهای قانونی در قانون مالیات ها نشات می گیرد. در اینجا فرد به منظور کاهش قابلیت پرداخت مالیات، خود دنبال راه های گریز می گردد. مثلاً درآمدهای نیروی کار را در قالب درآمد سرمایه نشان می دهد که از نرخ پایین تری برای مالیات برخوردارند. در فاصله از مالیات، مؤدی

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه گزارشگری مالی، عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات، عدم اطمینان Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه فاصله مالیاتی، عدم تقارن، نرخ موثر مالیات، گزارشگری مالی