منابع و ماخذ پایان نامه فاصله مالیاتی، نظام مالیاتی، خدمات مالی، فرار مالیاتی

دانلود پایان نامه ارشد

مالیاتی دلیلی ندارد نگران احتمال افشا شدن باشد، چرا که او الزاماً تمامی مبادلات خود را با جزئیات آن البته به شکل غیر واقعی، یاددا شت و ثبت می کند.  در واقع ، عوامل اقتصادی با استفاده از روزنه های قانون مالیات و بازبینی در تصمیمات اقتصادی خود تلاش می کنند تا بدهی مالیاتی خود را کاهش دهند. از آنجا که فاصله از پرداخت مالیات فعالیتی به ظاهر قانونی است، از این رو بیشتر از فرار مالیاتی در معرض دید است(آلابد و همکاران9، 2011).
فاصله از مالیات، یک نوع سوء استفاده رسمی از قوانین مالیاتی است. این مقوله به بررسی و یافتن راه های گریز از پرداخت مالیات در قوانین مالیاتی مرتبط می شود که مؤدیان به آن وسیله خود را به نحوی از افراد مشمول مالیات کنار می زنند. مثلاً تبادل درآمد نیروی کار به درآمد سرمایه که نرخ کمتری از مالیات را به همراه دارد، مثالی از فاصله مالیاتی است.به عنوان مثال، فرض کنید بر فعالیتی چون فروش دوچرخه، مالیات بر ارزش افزوده وضع شود.حال اگر فروشنده ای برای پرداخت مالیات کمتر ،دوچرخه کمتری بفروشد، رفتار وی بر پایه فاصله از مالیات است.اگر همین فروشنده برای پرداخت کمتر مالیات، میزان فروش دوچرخه را کمتر از مقدار واقعی آن به اداره مالیات گزارش کند، رفتار وی فرار از مالیات قلمداد می شود.    بنابراین فاصله مالیاتی، قانونی و برای کاهش تعهدات مالیاتی فرد با دور زدن قانون یا استفاده کامل از ظرایف قانونی است ، اما تقلب یا فرار مالیاتی، غیرقانونی و مبادرت عمدی به اعمال خلاف قانون مانند گزارش غیرواقعی درآمد و فروش ، کسورات و تنظیم اظهارنامه ها است. نظام مالیاتی در شرایط آرمانی، باید قابلیت مقابله با هر دو نوع فرار مالیاتی را داشته باشد(پالیل و همکاران10، 2011).
  ح) زمینه های پیدایش فاصله مالیاتی
بررسی های مختلف نشان می دهد شایع ترین زمینه های پیدایش فاصله مالیاتی چنین است.
عدم گسترش فرهنگ مالیاتی در جامعه: فرهنگ مالیاتی، مجموعه ای از طرز تلقی ، بینش و عکس العمل افراد در قبال نظام مالیاتی است. به عبارت دیگر طرز تلقی ، بینش ، برداشت ، آرمان ها ، ارزش های اجتماعی ، قوانین جاری و میزان تحصیلات و آگاهی ، از جمله عواملی هستند که فرهنگ مالیاتی را شکل می دهند.
عدم مبادله کامل اطلاعات و نبودن سیستم نظارت و پیگیری در اخذ مالیات
تشخیص علی الراس و وجود ضعف در اجرای آن
عدم استقبال از تسلیم اظهارنامه های مالیاتی و ضعیف بودن ضمانت های اجرایی: ارسال نکردن اظهارنامه، دلایل گوناگونی دارد. رایج ترین دلیل عدم ارسال، می تواند این باشد که در صورت به روز نبودن ثبت مؤدی، بهترین امکان برای ارسال نکردن اظهارنامه و پس از آن فرار از پرداخت مالیات فراهم شده است. دلیل دیگر عدم برخورد قاطع ماموران مالیاتی است که آن هم می تواند به دلیل عدم آشنایی و عدم تسلط کافی ماموران مالیاتی به قوانین مالیاتی و نداشتن مهارت کافی دراجرای آنها باشد.
تاخیر در وصول مالیات
عدم شناخت مؤدیان و مستند نبودن میزان درآمد آنها
وجود معافیت های وسیع و متنوع: دولت ها گاه با اتخاذ برخی سیاست های حمایتی مالیاتی و معافیت های مالیاتی، راه فاصله مالیاتی را باز می کنند و در صورتی که در سیستم اطلاعات کارآمد نیز در نظام مالیاتی موجود نباشد، فاصله مالیاتی گسترش می یابد. همچنین با اعطای معافیت های مالیاتی، گروهی از پرداخت مالیات معاف می شوند و این امر به کاهش درآمدهای مالیاتی دولت منجر می شود. بنابراین ، اگر اعطای معافیت ها با دقت لازم صورت نگیرد ، دولت برای کسب درآمد مالیاتی مورد نظر ، فشار سنگینی را بر گروه های دیگر جامعه وارد می کند. یعنی برای جبران بخش خالی کاسه درآمد مالیاتی ، میزان نرخ های مالیاتی بیشتری ، بر گروه هایی که از معافیت های مالیاتی بهره مند نیستند، تحمیل خواهد شد. بی تردید اعطای معافیت های مالیاتی گسترده ، به ناکارایی نظام مالیاتی و ضعف نظام اجرایی مالیاتی منجر می شود(پالیل و همکاران، 2011).
ط) اندازه گیری فاصله مالیاتی در ایران
    در سال های اخیر، در بعضی از کشورها، دولت ها و محققان سعی در اندازه گیری میزان فرار مالیاتی، برای مالیات های خاص و نیز برای کل سیستم مالیاتی داشته اند . لیکن اندازه گیری میزان دقیق فاصله مالیاتی در کشور ایران، با مشکلاتی روبه رو بوده است که از اهم موانع در راه تخمین فاصله مالیاتی می توان به موارد زیراشاره کرد.
    1- ناتوانی در استفاده از روش های مستقیم اندازه گیری ( چرا که مردم مقادیر فرار مالیات شان را ابراز نمی کنند)
    2- انجام نشدن تحقیق جامع در مورد میزان فاصله مالیاتی در هر یک از شاخه های مشمول مالیات در ایران.
    3- تفاوت تعاریف بین المللی مالیات با تعاریف مالیات در ایران ، به نحوی که برخی از درآمدهایی که در ایران جزو درآمدهای مالیاتی محسوب نمی گردد، در سایر کشورها سهم عمده ای از درآمدهای مالیاتی را به خود اختصاص داده است.
4- عدم تطبیق آمارهای مراکز مختلف
5- محرمانه بودن اطلاعات مربوط
    اما با این حال به دلیل آثار سوئی که فاصله مالیاتی بر اقتصاد کشور دارد، به توجه و بررسی بیشتری در این زمینه نیاز است. به طور کلی ، فاصله مالیاتی سبب می شود که درآمدهای مورد نیاز دولت برای هزینه های دولت تامین نگردد و در نتیجه خدماتی که دولت می باید آن را فراهم سازد ، در حد مورد نیاز و باکیفیت ارائه نشود(حقيقت و محمدي،1392).     

ي) گزارشگري مالي و فاصله مالياتي
علی رغم این، مدیران، زمانی روشهای انتخاب شده برای اهداف مالیاتی را برای گزارشگری مالی و بالعکس، بکار می برند که منافع این کار، بیشتر از هزینههای آن باشد. از جمله منافع این کار، اجتناب از رسیدگی های اضافی و جرایم احتمالی از طرف سازمان مالیاتی خواهد بود. اما این همخوانی رویهها ممکن است هزینههای غیرمالیاتی نیز در برداشته باشد، به عنوان نمونه، بکارگیری روش اولین صادره از اولین وارده(FIFO) برای موجودی ها ممکن است منجر به کمتر نشان دادن سود و در نتیجه، مالیات مورد نظر شود که مزیت یا منافع این امر، نگهداری وجه نقد بیشتر برای شرکت خواهد شد. اما در مقابل، سود کمتر از دیدگاه اعتبار دهندگان شرکت ممکن است هزینه بهره بالاتری را برای شرکت به دنبال داشته باشد. نتیجه بکارگیری و مد نظر قرار دادن منافع و هزینه های مذکور از طرف مدیریت منجر به تفاوت بین سود قبل از مالیات گزارش شده در صورت سود و زیان و سود مشمول مالیات(تفاوت دفتری مالیات) خواهد شد. بنابراین، نحوه برآورد سود مشمول مالیات یا به عبارت دقیق تر، تفاوت دفتری مالیات و پرداخت های مالیاتی از جمله عوامل بسیار مهمی هستند که می توان از طریق آن فاصله مالیاتی را اندازه گیری نمود(فيليپس، 2013).

ك) نقش مشاوره در فاصله مالياتي شركتها
اگر شرکت ها به دنبال این باشند که در برنامه ریزی وضعیت مالیاتی خود ضمن رعایت قوانین مالیاتی، مالیات اضافی نپردازند و حتی تا جایی که ممکن است مالیات کمتری پرداخت نمایند، بنابراین، به دنبال مشاوره از مشاوران مالیاتی خواهند بود. کوک و عمر (2010) در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که حدود دو سوم(3/2) از شرکت های نمونه در پژوهش آن ها، حداقل بخشی از مشاوره مالیاتی و سایر خدمات مربوطه را از حسابرس خود دریافت می نمایند. بنابراین، برای بسیاری از شرکت ها، حسابرس به طور همزمان از طریق دو نقش مجزا، یعنی حسابرسی صورت های مالی و مشاوره مالیاتی، می تواند بر روی فاصله مالیاتی آن ها تاثیرگذارباشد(مک گوایر9 و همکاران، 2012). در حال حاضر، بیشتر موسسات حسابرسی از طریق سرمایه گذاری در آموزش کارکنان و اعضای حرفه ای خود در یک صنعت خاص و آموزش افراد حرفه ای متخصص در صنعت مربوط به مشتری، تخصص خود را در زمینه های مالی و مالیاتی در یک صنعت خاص ارتقا می بخشند. بر این اساس، نتایج پژوهش های دیگر نشان می دهد که دانش و آگاهی از صنعت مشتری و مالیاتی، عوامل بسیار مهمی در برنامه ریزی مالیاتی شرکتها است.
گلیسون و میلز26(2011) معتقدند از آنجا که هزینه مالیات نیازمند درک عمیق استانداردهای گزارشگری مالی و قوانین مالیاتی است که استراتژی های مالیاتی شرکت را احاطه کرده است، ارزیابی حسابرس از حساب هزینه مالیات به احتمال زیاد محصول کار مشترک متخصصان مالیاتی و حسابرسی است. کینی و همکاران27(2004) نیز در این زمینه معتقدند که تخصص و دانش ایجاد شده ناشی از ارائه خدمات غیر حسابرسی به انجام بهتر حسابرسی صورت های مالی کمک می کند و بالعکس، که اصطلاحا به آن انتقال دانش28 گفته می شود. طبق این مفهوم، متخصصان کلی در حسابرسی، توانایی فراهم کردن خدمات برتر و ایجاد تمایز رقابتی بیشتری را دارند زیرا گسترش تخصص در یک زمینه ( مثلا حسابرسی صورت های مالی) سایر تخصص ها را در حوزه های عملیاتی دیگر( مثلا حسابرسی مالیاتی) تکمیل می کند. به احتمال زیاد با ترکیب تخصص کلی حسابرس و تخصص مالیاتی آن با یکدیگر، زمینه مناسبی برای گسترش استراتژی های مالیاتی برای شرکت های صاحبکار نسبت به شرکت هایی که دارای کارشناسان متخصص نیستند، فرآهم می شود(میدو و شاکلفرد29، 2014).
اگرچه متخصصان مالیاتی دارای دانش برتر و تجربه بیشتری نسبت به غیر متخصصان هستند، نتایج بعضی از پژوهش ها نشان می دهد که شرکت ها، متخصصان مالیاتی صنعت را حداقل به سه دلیل استخدام نمی کنند. نخست، بعضی از شرکت ها ممکن است به منظور حفظ استقلال بین خود و حسابرس اقدام به دریافت خدمات مالیاتی از حسابرس خود نکنند. دوم، از آنجایی که متخصصان صنعت برای تعداد زیادی از مشتریان درون صنعت، خدمات مشابه ارائه می کنند، بعضی از شرکت ها برای جلوگیری از انتقال اطلاعات محرمانه به رقبا توسط حسابرس که به رقبای آنها نیز خدمات ارائه می کنند، خدمات مالیاتی را از حسابرسان خود دریافت نمی کنند. سوم، تخصص صنعت تنها شیوه ایجاد تمایز برای حسابرس نیست و ممکن است مهمترین عامل برای هر مشتری نباشد. به عنوان مثال، بونر و همکاران(2012) نشان دادند که یکی از اجزای دانش مالیاتی، درک درست قوانین مالیاتی در حوزه های قضایی خاص است. چینی و همکاران31(2004) به این نتیجه رسیدند که شرکت های خصوصی به جای توجه به تخصص صنعت حسابرس، به دنبال موسساتی هستند که حق الزحمه کمتری دریافت کنند. از سوی دیگر، از دیدگاه انجمن حسابداران رسمی آمریکا32(AICPA)(2000) و همچنین بوبک و همکاران33(2010)، زمانی که موسسه حسابرسی علاوه بر کار حسابرسی، خدمات مالیاتی را نیز به مشتریان خود ارائه می دهند باعث می شود تا متخصصان مالیاتی موسسه به حامیان مشتریان در محدوده قوانین مالیاتی تبدیل شوند. بنابراین، شرکت های صاحبکار خدمات مالیاتی را از موسسه حسابرسی دریافت می کنند که دارای سطح بالایی از فاصله مالیاتی باشند و نسبت به موسسات دیگر در امور مالیاتی متخصص باشند(بوبک و همکاران، 2014).

ل) استراتژی و انواع آن
فرد آر. دیوید در کتاب مدیریت استراتژیک خویش، انواع استراتژی را در دو بخش اصلی و فرعی طبقه بندی کرده است که در این بخش به صورت خلاصه به این طبقه بندی اشاره شده است(چاتوت و همکاران11، 2007).
ک) استراتژی‌های اصلی
استراتژی ثبات12: استراتژی ثبات به مفهوم حفظ موقعيت موجود است و اين در حالی است که اولاً شرکت يا وضعيت مناسبی داشته و تهديد خاصی در آينده متوجه آن نمی باشد. ثانياً امکانات و منابع لازم جهت توسعه سازمان موجود نيستند يا زمان و شرايط محيطی اجازه آن را نمی دهد.
استراتژی کاهش13 : در حالتی که بنا به هر دليلی شرکت درصدد کاهش حجم فعاليتهای موجود باشد، از اين استراتژی استفاده‌ می شود. انتخاب اين استراتژی نشانگر ضعف نيست، بلکه به علت تغيير اولويتها‌ می توان تخصيص منابع را از محصول دارای اولويت کمتر به اولويت بيشتر منتقل نمود.
استراتژی توسعه14: بر خلاف استراتژی کاهش بوده و در شرايطی است که شرکت به دنبال افزايش و گسترش فعاليتهای موجود باشد.
استراتژی رهبری هزينه15: هدف از اين استراتژی برتری در رقابت از طريق توليد محصول با کمترين هزينه ممکن

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه گزارشگری مالی، عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات، عدم اطمینان Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه عدم اطمینان، توسعه بازار، کسب و کار، بهای تمام شده