منابع و ماخذ پایان نامه غلوّ، ديدگاه، تبليغ، نفي

دانلود پایان نامه ارشد

عوض مي شد هرچند که به لحاظ معنا تفاوتي نداشت اظهار شگفتي مي کردند و از فهم آن، اظهار عجز مي نمودند؛ چرا که اين گروه صرفاً با الفاظ مأنوس بودند”.1157
بدين ترتيب ملاحظه مي گردد که مکاتب قم و بغداد اگرچه با هم اختلاف جوهري ندارند،1158 اما تفاوتهاي مبنايي بسياري ميان آنها وجود دارد؛ عالمان مکتب بغداد سعي داشته اند تا با به کارگيري عقل و جمود نورزيدن بر ظاهر نصوص و روايات، تفسير صحيحي از دين ارائه نمايند. ما در اين مقال برخي اختلافات مکتب قم و بغداد را که از ديدگاه بغداديان اهميت بيشتري داشته و تأليفات مستقلي را به آن اختصاص داده اند مورد بررسي قرار مي دهيم. البته بايد توجه داشت که اختلافات اين دو مکتب منحصر به اين موارد نبوده و موضوعات ديگري نظير عالم ذر و آفرينش ارواح، اراد? الهي و جزئيات برخي مسائل کلامي و اعتقادي را در برمي گيرد که بررسي آن مجال ديگري را مي طلبد.
6- 5- 6- 1. سهو النبيّ
اين بحث از مسائل مرتبط با مفهوم عصمت است و نوع برداشت از مفهوم عصمت اين سؤال را در پي دارد که آيا پيامبران افزون بر عصمت از گناه و معصيت ، از خطا و سهو و نسيان نيز مبرا مي باشند؟ مبناي طرح اين موضوع رواياتي است که در منابع فريقين آمده و سبب بروز اختلافاتي ميان ديدگاههاي دانشمندان شيعه و اهل سنت گرديده است. از مثالهاي بارز اين قسم از روايات حديث معروف به ذواليدين است. در اين روايت آمده است که پيامبر 6 نماز را دو رکعتي تمام کردند. ذواليدين اشاره کرد و گفت: آيا نماز را کوتاه کرديد يا اين که فراموش نموديد؟ پيامبر 6فرمود: “فراموش کردم”.
به طور کلي مي توان مجموع? نظرياتي را که در اين باره آمده است به چند گروه تقسيم کرد:
يک – ديدگاه اهل سنّت:
سنّيان عمدتاً معتقد بودند که امکان سهو در پيامبر اکرم 6وجود دارد؛1159 آنان در تأييد ديدگاه خود به روايتهايي استناد نموده اند نظير: حديث “انما انا بشر اذا امرتکم بشيء من دينکم فخذوا به و اذا امرتکم بشيء من رأيي فانما انا بشر”1160 و نيز “انما انا بشرمثلکم و ان الظنّ يخطيء و يصيب و لکن ما قلت لکم ما قال الله فلن اکذب علي الله”1161 و حديث ديگري بدين تعبير “انما انا بشر انسي کما تنسون فاذا نسي احدکم فليسجد سجدتين و هو جالس”.1162
اين روايات پيامبر اکرم 6 را به سان ديگر انسانها معرّفي مي کند. بنابراين، اموري چون سهو و خطا در مسائل عادي زندگي پيامبر 6 رواست. اين رأي در ميان اهل سنّت بيشتر در انديش? طوايفي نظير حشويّه و کراميّه مورد توجه قرار گرفته است. اما معتزله “پيامبران را از هرگونه خطايي که به اداي رسالت و تبليغ مربوط شود معصوم مي دانند. بنابراين بر آنان نه دروغ رواست، نه تغيير، نه تبديل، نه کتمان، نه تأخير بيان از وقت حاجت، نه اشتباه در آنچه از جانب خداوند به مردم مي رسانند و سرانجام نه سهو گويي و لغو گويي و نه خطا افکني”.1163
دو- ديدگاه شيعه:
الف- قائلان به سهو النبي6: از عالمان شيعه احمد بن محمد بن وليد، شيخ صدوق، غضائري،1164 طبرسي1165 و شيخ محمد تقي شوشتري معتقدند جايز است که بر پيامبر 6سهو و نسيان عارض شود و حتي کمترين درج? غلو را نفي سهو النبي مي دانند، اما بيشتر عالمان شيعه مخالف اين نظريه هستند.
شيخ صدوق در بيان ديدگاه خود و استادش در اين باره چنين ابراز مي دارد:
“همانا غلات و مفوضه – که خدا لعنتشان کناد – منکر سهو النبي6 بوده و مي گويند: اگر سهو پيامبر در نماز ممکن باشد امکان سهو وي در تبليغ نيز وجود خواهد داشت. زيرا نماز بر او واجب است همان گونه که تبليغ بر او واجب است. ولي اين استدلال قابل التزام نيست. زيرا پيامبر 6 در احوال مشترکه همچون ديگران است و او همچون ديگران متعبّد به نماز مي باشد؛ در حالي که نبوت و تبليغ از مختصات پيامبر6است و امکان ندارد که در تبليغ نيز آنچه در نماز بر پيامبر 6ثابت مي شود انجام پذيرد و نماز عبادتي است مشترك و به وسيل? آن عبوديّت پيامبر 6ثابت مي شود و با اثبات خواب بر پيامبر 6و حائل شدن خواب بين او و محضر ربوبي، بدون اين كه او در اين زمينه اراده و قصدي داشته باشد، ربوبيّت از او نفي و سلب مي شود؛ زيرا آن كه نه چُرتي او را مي گيرد نه خوابي، خداي حيّ قيوم است؛ و سهو نبي 6همچون سهو ما نيست. زيرا سهو او از جانب خداست و خدا او را گرفتار سهو مي كند تا بدانند كه او بشر و مخلوق است و كسي جز خدا را ربّ و معبود خويش اختيار نكنند؛ و ]نيز[ براي اين كه مردم با سهوالنبي6حكم سهو را فراگيرند. ولي سهو ما از شيطان است، و شيطان را بر پيامبر6و ائمه: سلطه اي نيست؛ و سلط? او بر پيروانش و بر مشركان مي باشد… و استاد ما محمد بن حسن بن احمد بن وليد مي گفت: “اولين درجه از غلوّ، نفي سهو از پيامبر6است و اگر بنا باشد اخبار وارده در اين زمينه پذيرفته نشود مي بايست همه احاديث را ردّ كرده و نپذيريم…”.1166
شيخ صدوق براي اثبات اين مسأله وعد? نگارش کتابي را در اثبات سهو النبي و ردّ منکران آن نيز داده است که امروزه اطّلاعي از آن در دست نيست.
در سخن شيخ صدوق دو نکته محل تأمّل است: نخست آن که وي ميان “سهو” و “اسهاء” فرق گذارده و معتقد است سهوي كه منشأ آن تسلّط شيطان باشد در پيامبر و امامان: وجود ندارد. اما ممكن است خداوند چيزي را از ذهن آنان محو نمايد كه اين را “اسهاء” مي نامد. ديگر آن که شيخ صدوق سهو را در تبليغ و بيان احكام قبول نداشته و معتقد است كه اسهاء تنها در امور شخصي و اموري كه به نبوت مربوط نمي باشد رخ مي دهد.
ب- منکران سهو النبي6: متکلمان شيعه عموماً با تبيين دقيق مفهوم عصمت روايات متضمن اثبات سهو النبي6 را مردود دانسته و به مقابله با حديث گرايان پرداختند. شيخ مفيد در توضيح مفهوم عصمت مي نويسد:
“عصمت نوعي توفيق و لطف از جانب خداوند نسبت به حجتهاي او است که موجب اجتناب آنان از گناهان و غلط و اشتباه در دين مي شود. عصمت گونه اي تفضّل ويژه از جانب خداوند براي کسي است که از تمسّک او به عصمتش آگاه است. در عين حال، چنگ زدن به عصمت]اعتصام[ جزئي از افعال انسان جويند? عصمت است. عصمت هرگز مانع از قدرت فرد بر افعال قبيح نمي شود و او را مجبور به اعمال نيک نمي کند… بلکه چيزي است که خداوند مي داند اگر به بنده اي از بندگان خود عطا کند، او با اراده و اختيار از هرگونه گناهان و معاصي پرهيز مي کند. احوال چنين کسي البته براي هم? خلق شناخته نيست، بلکه بر جمع اندکي از مردم که خود از برگزيدگان و نيکان هستند، قابل شناسايي است”.1167
بنابر اين تعريف، پيامبر اکرم 6از هرگونه سهو و نسيان مبرّا مي باشد. سيد مرتضي علم الهدي نيز در ابراز عقيد? شيعه در باب عصمت پيامبران بر اين باور است که هيچ گونه گناه و معصيتي چه كبيره و چه صغيره، چه پيش از نبوت و چه پس از آن بر آنان جايز نيست، و همين عقيده را درباره ائمه: نيز دارد. وي اصحاب حديث و حشويه را قائل به ارتکاب کبيره پيش از نبوت و حتّي ارتکاب هرگونه گناهي به جز دروغ پس از نبوت نيز مي داند. اما معتزله گناه صغيره را بر پيامبران قابل تصور مي دانند اما ارتکاب کبيره را بر ايشان جايز نمي شمرد. 1168
شيخ مفيد از متکلماني است که به شدت باور به سهو النبي 6 را مردود شمرد و رسال? عدم سهو النبي6 را به رد آراء صدوق اختصاص داد.1169
شيخ مفيد در اين رساله، ابتدا با استدلال هاي عقلي و با استناد به آيات قرآن، عصمت پيامبر6 را از اشتباه و خطا ثابت کرده، در ادامه روايات مربوط به سهو النبي 6را از قبيل اخبار آحاد دانسته و آنها را فاقد حجيت معرّفي کرده است. چندان که اثر علمي و عملي ندارد. سپس متن روايات را مورد بررسي قرار داده و به اضطراب موضوع آنها اشاره نموده و اين گونه روايات را هم سنگ روايات مربوط به غرانيق مي داند. سپس استبعادهايي را درباره هريک از روايات مطرح کرده و به لوازم باطل اين شبهه مي پردازد.1170
گفتني است که در بين رواياتي که از ائمه اطهار: صادر شده نيز، به داستان ذواليدين اشاره شده است که برخي از اين روايتها صحيح السند است؛ مانند روايت سعيد اعرج1171 که از آن تعبير به صحيحه کرده اند.1172 شيخ طوسي اين گونه روايات را مطابق نظر اهل سنت بر مي شمرد1173 و هرگونه سهو و اشتباه براي پيامبر اکرم 6را جايز نمي داند.1174 امّا همو در تفسير آي? (و إذا رأيت الذين يخوضون في آياتنا فاعرض عنهم حتى يخوضوا في حديث غيره وإما ينسينك الشيطان فلا تقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين)1175 سهو و نسيان پيامبر اکرم6را در اموري که به اداي رسالت مربوط نباشد، – مادام که به اختلالي در کمال عقلشان نينجامد- ممکن دانسته است و از اين جهت ادّعاي جبائي را که طائف? اماميه را معتقد به نفي سهو از پيامبر اکرم6معرّفي کرده است بي اساس مي شمارد.1176 از اين رو مي توان گفت شيخ طوسي با توجه به تاريخ نگارش تهذيب و استبصار که آنها را در سالهاي آغازين حيات علمي اش در بغداد نگاشته است، موضعي همانند استادش شيخ مفيد اتخاذ کرده اما در واپسين سالهاي سکونت در بغداد از اين رأي بازگشته و حتي نفي سهو از پيامبر اکرم 6را به طايف? اماميه نسبت مي دهد.
6- 5- 6- 2. غلوّ
غلوّ بر وزن فُعول، مصدر فعل “غلي يغلو” به معناي افراط، بالا رفتن و تجاوز از حدّ و حدود هر چيز است.1177 در اصطلاح غاليان کساني هستند که به اميرمؤمنان( و امامان ديگر از نسل آن حضرت نسبت الوهيّت و نبوت داده و آنان را به چنان فضيلتي در دين و دنيا ستوده اند که در آن از اندازه بيرون رفته و از مرز اعتدال گذشته اند. اين افراد گمراه و کافر هستند و امير مؤمنان( دستور به قتل و آتش زدن آنها داده و ديگر ائمه ( نيز حکم کفر و خروج از اسلام را بر آنها جاري ساخته اند.1178
اين تعريف شيخ مفيد از غلو که با واقعيت تاريخي نيز مطابقت دارد، همان غلوّ در ذات است. بدين مفهوم که شخص غالي، قائل به نبوت ائم? معصومين: يا حلول، يا تناسخ يا تفويض باشد. به عبارت بهتر ذات معصومين: را از مرتب? خود بالاتر برده است.
اما غلوّ در صفات، که در حقيقت غلوّ در فضايل و انتساب صفات، فضائل، کرامات و معجزات به ائم? معصومين: است، در اين تعريف نيامده است.1179
به طور کلي مي توان گفت غلوّ در صفات از مباحث اختلافي ميان دانشمندان شيعه است که بيشتر در قلمرو عصمت و مباحث مربوط بدان، نظير سهوالنبي و علم غيب نمود يافته است. توجه به اين اختلاف در محافل شيعي از آن جهت حائز اهميت است که برخي به دليل عدم آشنايي کافي با اصطلاحات علمي در حوز? حديث شيعه و بويژه با اصطلاح “غلوّ و غلات”، با برداشت نادرست از “غلوّ و غاليگري” پنداشته اند که رجاليان شيعه افرادي را غالي دانسته اند که به وجود کرامات و جايگاه والا براي امامان : باور داشته اند.1180 ليکن اين امر توهّمي بيش نيست، زيرا بيشتر شيعيان به وجود اين گونه فضائل و کرامات براي امامان : باور دارند. البته افرادي همچون نوبختيان ظهور کرامت و معجزه به دست ائمه: را نمي پذيرند1181 و آن گونه که ملاحظه شد رأي سيد مرتضي در مواردي به انديشه هاي نوبختيان نزديک مي گردد.
بدين سان، موضع دانشمندان متقدم دربار? غلوّ را مي توان به چند بخش تقسيم کرد:
1- ديدگاه محدّثان مکتب قم که در برابر غلوّ موضع سختي اتّخاذ کردند و روايات غاليان را بي اعتبار تلقّي کردند. در حالي که ممکن بود شخص متّهم به غلوّ واقعاً غالي نباشد؛ بلکه مباني عقيدتي وي با مبناي قميان متفاوت باشد.1182 براي نمونه ايشان حسين بن عبيدالله قمي،1183 سهل بن زياد آدمي،1184 ابوسمينه محمد بن علي قرشي1185 را به اتّهام غلو از قم اخراج کردند. يونس بن عبدالرحمن را که از اصحاب اجماع و فردي جليل القدر و مورد اعتماد ائم? اطهار: بود، نيز به غلو متّهم کردند.1186 محمد بن اورمه راوي ديگري است که به غلو متّهم شده1187 و ابن وليد آثاري را که وي به نقل آنها منفرد باشد مورد اعتماد ندانسته است.1188
از عالمان مکتب بغداد غضائري رويکردي همسو با ديدگاه قميان داشته و کمترين مرتب? غلو را نپذيرفتن امکان سهو براي پيامبر اکرم 6 دانسته است.1189 شايد علت اين همسويي، آن باشد که بسياري از مشايخ وي قميان

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه مصالح مرسله Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد تربیت هنری، آموزش هنر، برنامه درسی، کودکان پیش دبستانی