منابع و ماخذ پایان نامه عملکرد خانواده، بیماران سرطانی، تحت درمان

دانلود پایان نامه ارشد

اعضاء دیگر خانواده نیز، تمرکز کنند و برای ارتقاء الگوهای خوب ارتباطی در اعضاء خانواده مداخله کنند، زیرا ساختار خانواده حمایت گر منتهی به احساس خوب بودن روانی خانواده شود(88).
3- مطالعه دیگری در سال 2007، توسط Mantani، تحت عنوان” فاکتورهای مرتبط با اضطراب و افسردگی در زنان مبتلا به سرطان سینه و همسرانشان: نقش بی عاطفه بودن و عملکرد خانواده” در دانشگاه هیروشیمای ژاپن انجام شد. هدف اين مطالعه، بررسی بی عاطفه بودن، عملکرد خانواده و سایر فاکتورهایی که ممکن است سطح اضطراب و افسردگی را در زنان مبتلا به سرطان سینه و همسرانشان تحت تاثیر قرار دهد می باشد. در این مطالعه مقطعی، 46 زن با سرطان سینه که جراحی شده بودند و همسرانشان مورد مطالعه قرار گرفتند.
همه نمونه ها 3 مقیاس FAD14 (ابزار سنجش عملکرد خانواده)SAS 15مقیاس سنجش اضطراب زونگ) و SDS 16(مقیاس سنجش افسردگی زونگ) را تکمیل نمودند. همچنین شرکت کنندگان مقیاس (TAS-20) 17 که برای سنجش درجه بی عاطفه گی است دارای 20 آیتم می باشد را تکمیل کردند. نسخه ژاپنی FADدارای 60 آیتم است و برای بررسی 7 بعد از عملکرد خانواده است از آن استفاده شده است. امتیاز بالاتر نشان دهنده ی عملکرد ضعیف تر خانواده است.
برای انجام آماری ابتدا یک آنالیز تک متغیری بین SDSو SASانجام شده است و فاکتورهای اجتماعی – دموگرافیکی، روانی و پزشکی برای تعیین متغیرهای مستقل با تست من ویتنی یا ضریب همبستگی اسپیرمن به ترتیب در بیماران و همسران بررسی شدند.
سپس ریسک فاکتورهای نهایی SAS وSDS بیماران با استفاده از تجزیه و تحلیل رگرسیون چندگانه با امتیاز همسرانشان به عنوان متغیرهای وابسته تعیین شدند.
یافته های مطالعه نشان داد که عملکرد خانواده با افسردگی در بیماران سرطانی و همسرانشان مرتبط است، اما ابعادی از عملکرد خانواده که با افسردگی مرتبط است دربیماران وشوهرانشان متفاوت است. 1
افسردگی بیماران با درک آنها از پاسخگویی عاطفی نا مناسب در بین اعضای خانواده مرتبط است. در حالیکه درک شوهران از نقشهای نا مناسب در اعضای خانواده با افسردگی آنها مرتبط است. به عبارت دیگر، در صورتیکه بیمار در دوران تنش، نتواند پاسخ همدلانه از خانواده دریافت کند، افسردگی بیمار، شدید تر می شود(89).
4- در سال 2007 تحقیقی توسط Gazendam18،در کشور هلند بر روی بیماران سرطانی با هدف تعیین ارتباط احتمالی بین ارتباطات درخانواده، عملکرد کودکان با والدین مبتلا به سرطان و محیط خانواده صورت گرفت. مطالعه در طی یک دوره ی 2 ساله در دانشگاه پزشکی مرکز کرونیگن انجام شد. معیارهای ورود به مطالعه، گذشت 1 تا 5 سال از زمان تشخیص سرطان، داشتن کودک 4-18 ساله و تسلط به زبان هلندی بود. مطالعه بر روی 209 خانواده صورت گرفت و تمرکز بر خانواده هایی شد که کودکانی بین سنین 11 تا 18 سال داشتند. در کل، 138 بیمار، 114 نفر از همسران بیماران و 221 کودک، پرسشنامه مربوط به محیط را تکمیل نمودند. بیماران و خانواده آنهاپرسشنامه چک لیست رفتار کودکانCBCL19را پرنمودند و نوجوانان نیز پرسشنامه خود گزارش دهی کودکان20YSR را تکمیل نمودند.
از T-test برای مقایسه گزارشات اعضاء خانواده از محیط خانواده ها و گزارشات بیماران از عملکرد خانواده با گزارش های والدین، همسران با نوجوانان و اختلاف بین گزارش های دختران و پسران استفاده شد.
از ضریب همبستگی پیرسون، برای توضیح ارتباط بین عملکرد نوجوانان و گزارش های آنها از تنش مرتبط با سرطان و همچنین درک هر عضو خانواده از محیط خانواده و اختلاف والدین- نوجوان، استفاده شد. ضریب همبستگی کمتر از 30/0 به عنوان ضعیف، 30/0- 50/0 به عنوان متوسط و بیشتر از 50/0 به عنوان قوی در نظرگرفته شد.در مقایسه با گروه هنجار، والدین، خانواده خود را با تعارض کمتر، سازماندهی بهتر و کنترل کمتر و اجتماعی تر از گروه هنجار یافتند.
FRI21 یا شاخص ارتباط خانواده به میزان قابل توجهی بالاتر از گروه هنجار بود و همچنین FSI22 یا شاخص ساختار خانواده شبیه به گروه هنجار بود.
اختلاف معناداری بین گزارش های بیماران و همسران از عملکرد خانواده یافت نشد. نوجوانان نیز گزارش کردند که خانواده آنها منسجم تر، اجتماعی تر،با سازماندهی بهتر و تعارض کمتر نسبت به گروه های هنجار هستند.
یافته های این مطالعه نشان دهنده این است که، خانواده هایی که یکی از والدین آنها مبتلا به سرطان می باشد (از نظر نوجوانان و خود والدین) بطور مثبت تری عمل می کنند(90).
5 – در سال 2008، Schmitt23، مطالعه ای را بر روی بیماران سرطانی و کودکان آنها با هدف آزمودن فاکتورهای همراه با عملکرد خانواده در چنین بیمارانی انجام داد. فرضیه این مطالعه این بود که “وجود سرطان در یکی از والدین می تواند یک ریسک فاکتور برای عملکرد معیوب خانواده باشد”. برای انجام این مطالعه، 391 خانواده از بین 6 کشور اروپایی (آلمان، انگلستان، فنلاند، دانمارک، استرالیا و سوئیس) انتخاب شدند. مطالعه بین سالهای 2002 تا 2006 انجام گرفت.
معیارهای ورود به مطالعه، گذشت حداقل 2 وحداکثر 60 ماه از زمان تشخیص سرطان و داشتن کودک 4 تا 17 ساله بود که عملکرد خانواده با ورژن 60 آیتمی FAD(ابزار سنجش خانواده) سنجیده شد. توسط بیماران و اعضاء خانواده آنها تکمیل شد.جمعا 11متغیر سنجیده شد،3 متغیر مربوط به فرد (جنسیت، سن و نقش در خانواده)، 8 متغیر مربوط به خانواده (ساختار خانواده، تعداد کودکان، جنسیت بیمار، وضعیت اجتماعی- اقتصادی، تشخیص، زمان تشخیص،نمره افسردگی و نمره کیفیت زندگی) بودند.
افسردگی بیماران و همسران آنها با مقیاس افسردگی بک و کیفیت زندگی با پرسشنامه SF-8 سنجیده شد که فقط بیماران پرسشنامه را تکمیل نمودند.
برای آنالیز داده ها از آمار توصیفی و مدل آنالیز چند سطحی استفاده شد. آنالیز 2 بار انجام شد، یکبار با داده های مربوط به تمامی نمونه ها و سپس بطورمجزا با نمرات کودکان.
نتایج نشان دادند که کودکان بیشتر از والدین اختلال در عملکرد خانواده را گزارش کردند. در سطح فردی، هر 3 مورد جنس، سن و نقش در خانواده مهم بود. پدران و پسران اختلال در عملکرد خانواده را در مقیاس نقشها و پاسخگویی عاطفی درک کردند. سن در برخی مقیاس ها مهم بود، مثلا افزایش سن کودکان با کنترل رفتاری قوی تر همراه بود. در آنالیز همه شرکت کنندگان نیز نقش در خانواده، با درک اختلال در خانواده در 5 بعد، حل مساله، کنترل رفتار، ارتباطات، پاسخگویی عاطفی و آمیزش عاطفی همراه بود.
در سطح خانواده، 2 ریسک فاکتور یافت شد: افسردگی و وضعیت جسمانی والدین مبتلا.
شیوع افسردگی35% مادران و 28% پدران مبتلا بود. درآنالیز همه مشارکت کنندگان، افسردگی والدین نیز بطور معناداری با اختلال در 5 بعد از7بعد عملکرد خانواده (به جز کنترل رفتار وپاسخگویی عاطفی) همراه بود.
در آنالیز کودکان، درک کودکان از عملکرد خانواده با افسردگی والدین ارتباط معنادار نداشت. همچنین وضعیت جسمانی ضعیف بطور معنا داری با اختلال در ابعاد نقشها و ارتباطات همراه بود.
در کل مهمترین یافته مطالعه این است که، افسردگی والدین بیمار اصلی ترین فاکتور اختلال در عملکرد خانواده محسوب می شود(19).
6- در سال 2011 مطالعه اي با هدف” بررسي تاثير نگرانيهاي مالي و درد در كيفيت زندگي بيماران سرطاني و همسرانشان” انجام شد. در اين مطالعه رابطه زوجين و شيوه هاي سازگاري شريك زندگي جهت دخالت در پي آمدهاي بعدي، بررسي شده است.
شركت كنندگان شامل 177 زوج (از هر دو جنس به عنوان بيمار و همسر) بودند. بيماران تشخيص هاي متفاوت داشتند و در فازهاي مختلف درمان بودند. هر شركت كننده 4 ابزار را تكميل نمودند. قابل ذكر است كه اين مطالعه مقطعي، آناليز ثانويه از يك مطالعه مداخله اي است. معيارهاي ورود به مطالعه عبارت بودند از: بيماران فقط بايد در تعهد يك همسر باشند. داشتن تشخيص سرطان در هر مرحله، سطح شدت درد حداقل 3، از مقياس 0 تا 10، سن حداقل 18 سال، تحصيلات حداقل 6 كلاس و مشكل رواني نداشته باشند. 37% بيماران تحت درمان و شرايط Stable داشتند. 35% تحت درمان ادامه دار بودند، 11% درمان نگرفته بودندو Stable بودند، 10% در فاز تسكين بيماري بودند و 7% تحت درمان و در مرحله پيشروي بيماري بودند. هر عضو از زوجين پرسشنامه دموگرافيك،SDA24 يا مقياس قضاوت زوجي وPOMS 25يا پروفايل حالتهاي خلقي و فرم كوتاه پرسشنامه پي آمدهاي پزشكي ياMOS SF-16 26 را پر كردند.

بيماران شاخص درد Brief يا BPI27 و مقياس سنجش علائم حافظه اي یا MSAS 28و همسران نيز مقياس نگرانيهاي مالي يا CDS 29و شاخص حل مساله اجتماعي يا SPSI-R30 را پركردند.
از آناليز رگرسيون چندگانه (ANOVA) براي تعيين رابطه سن، جنس، درگيريهاي مالي و طول مدت زناشويي با كيفيت زندگي يا كيفيت پي آمدهاي زندگي استفاده شد.
نتيجه تحليل ها نشان داد كه شيوه هاي سازگاري همسران تنها كيفيت زندگي خودشان را تحت تاثير قرار مي دهد. درد تاثير معنا دار مستقيم و ومنفي بر كيفيت زندگي بيمار و رابطه غير مستقيم با كيفيت زندگي همسر دارد. درگيري هاي مالي بر كيفيت زندگي هر دو بيماران و همسران تاثير دارد.
زوجيني كه كيفيت زناشويي بهتري دارند، كيفيت زندگي بهتري نيز دارند.بيماراني كه مجرد هستند يا كيفيت زناشويي پايين تري دارند، تاثير منفي بر كيفيت زندگي، بهداشت رواني و بهداشت عمومي دريافت مي كنند(55).
7- در سال 2011 یک مطالعه در کشور هلند با عنوان” رضامندی از رابطه در زوجینی که با سرطان کولورکتال مواجه هستند” صورت گرفت. شرکت کنندگان شامل بیمارانی که جدیدا تشخیص سرطان گذاشته شده اند و همسران آنها بودند که در یک مطالعه طولی شرکت کردند. نمونه ها شامل 29 بیمار زن و 59 بیمار مرد و همسرانشان بودند. متوسط سن ازدواج در بین نمونه ها 33 سال بود و متوسط سن 61 سال داشتند. از نمونه ها خواسته شد تا در 3 زمان ( ماه های 3،5 و9پس از تشخیص)، 3 پرسشنامه را تکمیل کنند. مطالعه در فاز حاد و پس از درمان انجام شد. شرکت کنندگان سن 18 تا 75 سال داشتند.
3 پرسشنامه شامل مقیاس ازدواج فعال زوجی، که دارای 6 آیتم می باشد (نمره 1 تا 5 به هر آیتم تعلق می گیرد)، آلفا کرونباخ برای این مقیاس 83 (برای بیماران) و 85 (برای همسران) بود و آلفا کرونباخ برای مقیاس بعدی یعنی میانگیری حمایتی زوجی(MMQ)، 68 (برای بیماران) و 79 (همسران) بود. رضامندی از رابطه همسران با مقیاس کیفیت ازدواج سنجده شد.
این پرسشنامه نیز دارای 10 آیتم است. آنالیز داده ها با استفاده از نرم افزار HLM V6 و روشهای تجزیه ای اطلاعات جفت، تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند که در کوتاه مدت تعهدات مربوط به ازدواج فعال (شامل بحث در مورد احساسات و درگیری در حل مساله) بطور مثبتی با رضامندی رابطه در بیماران و همسران همراه است.البته تنها زمانی که حمایت قبلی زوجین کم باشد. میانگیری حمایتی ازدواج که شامل پنهان کردن نگرانیها و ترس و اجتناب از صحبت در مورد بیماریها، بطور منفی با رضامندی از رابطه ارتباط دارد برخلاف زمانی که حمایت قبلی زوج کم بود. برخلاف رفتار حمایتی جاری همسران، اگر حمایت گذشته زیاد باشد، مشارکت کنند گان کیفیت رابطه خود را بهتر گزارش می کنند(7).

این فصل در رابطه با روش پژوهش و ملاحظات اخلاقی تدوین شده است.روش پژوهش در این بررسی شامل نوع پژوهش، جامعه پژوهش، مشخصات واحدهای مورد پژوهش، حجم نمونه و روش تعین آن، محیط پژوهش، نمونه مورد مطالعه، حجم نمونه و نحوه تعیین آن، ابزار و روشهای جمعآوری اطلاعات، روایی و پایایی ابزار و روشهای آماری و نکات اخلاقی رعایت شده میباشد.

روش پژوهش
نوع پژوهش
این مطالعه یک پژوهش توصیفی میباشد که با هدف بررسی درک زوجین از عملکرد خانواده هنگام و قوع سرطان در یکی از آنها در شهر تبریز در سال 1390 صورت گرفته است.
مطالعه توصیفی به توصیف و تشریح و یا محاسبه خصوصیات فرد، موقعیت یا یک گروه خاص میپردازد. در واقع، مطالعات توصیفی روشی برای کشف ابزار جدید، توصیف وضعیت موجود، تعیین فراوانی وقایعی که اتفاق میافتد و دستهبندی

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه عملکرد خانواده، بیماران مبتلا، سرطان سینه Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه عملکرد خانواده، روش نمونهگیری، سنجش عملکرد