منابع و ماخذ پایان نامه عملکرد خانواده، مهارتهای زندگی، کارکرد خانواده

دانلود پایان نامه ارشد

(13،72،74،75،76). خانوادهها مجبورند که برای حفظ اثربخشی سیستم خانواده، برخی رفتارهای تکرار شونده را انجام دهند. نقشها به 3 حوزه ابزاری، بیانگر و ترکیبی از این دو تقسیم میشوند. 5 عملکرد ضروری خانواده شامل:
1- تدارک منابع: نقش هایی که در این حوزه قرار میگیرند بیشتر ابزاری هستند. مانند تهیه غذا، پوشاک و سرپناه برای خانواده
2- تربیت و حمایت: نقشهای این حوزه به عنوان عملکرد عاطفی تلقی میشوند که در شامل تامین آسایش، امنیت، اطمینان خاطر و حمایت از اعضاء میباشد.
3- رضایت جنسی: جزو عملکرد عاطفی است، برای زوجین بسیار مهم است که احساس رضایت از رابطه جنسی داشته باشند.
4- تکامل شخصیت: نقشهای این حوزه هم عاطفی و هم ابزاری میباشند که شامل وظایف وابسته به تکامل کودک وکسب مهارتهای زندگی میباشد، مانند کمک به کودک جهت شروع مدرسه، یا کمک به نوجوان برای بر عهده گرفتن یک حرفه.
5- بقاء و مدیریت سیستم خانواده: این حوزه نیز مانند بند 4، شامل چند نوع عملکرد است که تکنیکها و اقدامات مورد نیاز برای تثبیت استانداردهای جاری در خانواده را در بر میگیرد (74).
در الگوی مک مستر خانواده هایی با بهترین عملکرد، آنهایی هستند که هر کدام از اعضاء، نقش هایی را بر عهده دارند و مسئول انجام وظایف مربوط به آن نقش خاص میباشند(76،73).

4- پاسخگويي عاطفي
به درجه و کیفیت علاقه و نگرانی افراد خانواده نسبت به هم گفته میشود(13،75). پاسخگويي عاطفي به عنوان توانايي خانواده براي پاسخ به دسته تحريكاتي با كيفيت و كميت مناسب احساسات تصور ميشود. در بحث كيفيت 2 سوال مطرح ميشود، اول اينكه آيا اعضاء خانواده به طيف وسيعي از احساسات تجربه شده در زندگي عاطفي اشخاص پاسخ ميدهند؟ دوم، آيا احساسات تجربه شده با تحريكات هر موقعيت، همخواني دارند؟(71) در خانواده هایی که عملکرد مطلوب دارند، ابراز احساسات، صرف نظر از ماهیت آن پذیرفته میشود، اما در خانوادههایی که عملکرد نامطلوب دارند، احساسات سرکوب میشوند یا به افراد اجازه ابراز و بیان رنج محدودی از احساسات داده میشود(73).
5- آميزش عاطفي
به میزان مشارکت و همکاری اعضاء در خانواده گفته میشود(72). بعد آميزش عاطفي، به عنوان ميزان ارزشي كه هر خانواده به عنوان كل، به فعاليتها و علائق افراد خانواده ميدهد، در نظر گرفته ميشود. تمركز بر اين است كه اعضاء خانواده به چه ميزان و چه روشي به ارزشهاي همديگر، علاقه نشان ميدهند و خودشان را درگير ميكنند(71،74). شش نوع آمیزش عاطفی در خانواده ها شناسایی شده است که در یک طیف از فقدان کامل آمیزش تا میزان وسیع آمیزش قرار میگیرند. در ادامه در مورد این شش نوع آمیزش توضیح داده میشود:
1- فقدان آمیزش: اعضاء خانواده هیچ علاقهای به همدیگر نشان نمی دهند و تنها در یک مکان مشترک زندگی میکنند.
2- آمیزش بدون احساسات: در این نوع، علاقه کمی وجود دارد اما اعضاء در تعامل با دیگری سرمایه گذاری اندکی از احساسات خود میکنند. یعنی سرمایه گذاری از احساسات و عواطف برای دیگران در مواقعی که تقاضا میشود صورت میگیرد و آن هم به میزان بسیار ناچیز.
3- آمیزش نارسیستیک یا خود شیفته: دیگران هیچ جایگاه خاصی در نظر فرد ندارند.
4- آمیزش توام با همدردی: اعضاء خانواده نگرانی های عاطفی واقعی برای علائق همدیگر نشان میدهند.
5- آمیزش افراطی: این نوع از آمیزش با نشان دادن رفتارهای دخالت کننده بیش از حد و حمایت بیش از حد اعضاء از همدیگر مشخص میشود.
6- آمیزش همزیستانه: آمیزش عاطفی چنان شدید است که مرزهای موجود بین اعضاء خانواده از بین رفته اند(73،74).
همراهی توام با همدردی، موثرترین و سالمترین نوع آمیزش است (76) رابطه بین آمیزش عاطفی و عملکرد خانواده در این الگو منحنی شکل است، یعنی آمیزش عاطفی کمتر ممکن است به این معنا باشد که اعضای خانواده به همدیگر توجه نمیکنند و به عنوان خانواده با کارکرد بد شناخته شوند (73).

6- كنترل رفتار
به عنوان الگویی که خانواده برای اداره کردن رفتار در سه موقعیت جسمانی، روانی- زیستی و اجتماعی اتخاذ میکند ميباشد(11،13،71). اول، موقعيتهاي خطر فيزيكي وجود دارد كه خانواده رفتار اعضاي خود را پايش و كنترل ميكند. دوم، نيازهاي رواني- زيستي اعضاء خود مانند خوردن، آشاميدن، خوابيدن و نيازهاي جنسي را در موقعيتهاي مختلف برآورده ميكند و نهايتاً موقعيت هايي وجود دارد كه رفتار اجتماعي سازي بين فردي را در اعضاء خانواده و افراد بيرون از خانواده اداره ميكند. مهم است كه رفتار همه اعضاء خانواده را در هر موقعيت مورد ملاحظه قرار دهيم. در سلسله بررسی ها، تناسب قوانین و استانداردهای خانواده، سن و حالات افرادی که درگیر هستند باید مورد ملاحظه قرار گیرد. خانواده ها استاندارد رفتارهای قابل قبول خود و همچنین، درجه آزادی که به این استانداردها میدهد را تعیین میکنند. ماهیت این استانداردها و میزان آزادی عمل برای رفتارهای قابل قبول درجه کنترل رفتار در خانواده خوانده میشود(75،76).
این بعد هم استانداردها و انتظارات رفتار والدین نسبت به فرزندان و هم استانداردهای رفتار فرزندان با یکدیگر را نشان میدهد. چهار شیوه کنترل رفتار عبارتند از:
– کنترل رفتار سخت Rigid : قوانین حاکم بر خانواده شامل استانداردهای سفت و سخت است که در هر موقعیت اجازه انعطاف کمی به اعضاء میدهد.
– کنترل رفتار منعطف: استانداردها و قوانین در نظر اعضاء خانواده منطقی هستند و فرصت برای مذاکره و ایجاد تغییر وجود دارد.
– کنترل رفتار بی بندوبار: هیچ استانداردی در خانواده وجود ندارد.
– کنترل رفتار بی نظم (آشفته): در این نوع از کنترل رفتار، خانواده گرایش به یک الگوی غیرقابل پیشبینی و تصادفی بین الگوی سخت، منعطف و بیبند و بار دارد. افراد خانواده نمیدانند که کدام استانداردها را به چه میزانی و در چه زمانی به کار ببرند.
کنترل رفتار منعطف، کارآمدترین فرم و نوع بینظم، غیرموثرترین نوع کنترل رفتار میباشند(74).
عملکرد مطلوب خانواده:
خانواده هایی که سطح بالاتری از عملکرد دارند، در متون بهداشت جامعه به عنوان خانواده های سالم خوانده می شود، اما باید توجه داشت که تلاش برای تعریف خانواده “نرمال” یا خانواده “سالم” خصوصاً برای محققینی که خانواده را به عنوان سیستم تعامل افراد با همدیگر و با زیر سیستم های دیگر (فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، زیستی، اجتماعی) تعریف می کنند، یک تلاش بیهوده است. زیرا ” نرمال بودن” اغلب به معنای نداشتن هیچ گونه مشکل خاص می باشد که نمی تواند در مورد خانواده صدق کند، به همین جهت زدن برچسب “سالم” یا ” ناسالم” به خانواده، مشکل است(12،74). از نظر Lancaster نیز زدن برچسب ” خانواده ناسالم” یا ” خانواده با عملکرد نامطلوب” به خانواده ها، اجازه تغییر و مداخله پرستاری برای برآوردن نیازهای آن را نمی دهد. خانواده ها همه خوب یا همه بد نیستند. بنابراین نیاز است که پرستاران، برای ارزیابی درست خانواده، رفتار خانواده را در طیف نیازهای مختلف هر خانواده ارزیابی کنند و به این نکته توجه داشته باشند که همه خانواده ها نقاط قوت و ضعف هایی دارند(9).
با توجه به مشکلات ذکر شده، یک روش معمول برای توصیف عملکرد مطلوب خانواده استفاده از مفاهیم آماری مانند میانگین می باشد که سنجش خانواده بر اساس امتیازات کسب شده نمونه ها صورت می گیرد و بنابر این اگر نمونه انتخاب شده معرف جامعه باشد، خصوصیاتی از خانواده های آن جامعه به دست می آید(76،75،74) که این روش توصیف عملکرد خانواده در مدل مک مستر به کار برده شده است.
تا وقتی خانواده “طبیعی” غیرممکن می نماید، آگاهی نسبت به مفهوم کارکرد خانواده مطلوب می تواند مفید واقع شود. بسیاری از درمانگران دوست دارند علاوه بر حل مشکل مطرح شده از سوی خانواده به حل سایر مشکلات آنها نیز بپردازند. به همین منظور کریشنر و کریشنر(1986) ، الگوی” فرآیند خانواده مطلوب” راارائه کرده اند که بسیار با ارزش است. این دو در توصیف کارکرد مطلوب خانواده، تعاملات ازدواجی، تعاملات تربیتی و تعاملات مستقل را مورد توجه قرار داده اند و کنش فردی اعضای خانواده در فعالیتشان، خواه حرفه ای، تحصیلی، اجتماعی یا تفریحی را بررسی نموده اند. چنانچه رابطه زناشویی رابطه ای سست باشد، پایه های لازم برای موفقیت آمیز بودن و مطلوب بودن عملکرد خانواده، لرزان و یا حداقل ضعیف خواهد بود. برای زوجی که خودشان با هم سازگارنیستند،مشکل است که والدین خوبی باشند. خانواده ها ترکیب بسیار متفاوتی دارند و کنش خانواده سالم می تواند اشکال متفاوتی به خود بگیرد. دقیقاً بررسی ویژگیهایی که در ارزیابی کنشهای خانواده و طبیعی و غیر طبیعی بودن آنها مطرح هستند و تعیین میزان اهمیت آنها، به گرایش و دیدگاه درمانگر مبتنی است. ارزش های فرهنگی خانواده ها وزمینه های قومی آنها نیز عوامل مهمی به شمار می آیند.
“کارکرد مطلوب خانواده” مفهوم مفیدی است که نه تنها در مورد مشکلات احتمالی بوجود آمده در خانواده بلکه در تعیین این که آیا نیازهای زوجین و فرزندان آنها، آنچنان که می بایست برطرف می شوند یا نه نیز مد نظر قرار می گیرد. هر خانواده باید هم نیازهای عاطفی و هم روانشناختی اعضای خود را بر آورده سازد(12).
مطالعات نشان می دهد عملکرد مطلوب خانواده، در بهبود کیفیت زندگی وافزایش سطح سلامت افراد در جامعه موثر است، همچنین مشکلات خانواده را کاهش داده، رضایت از زندگی را بالا برده، امید به زندگی را افزایش داده ومهارت های زندگی را ارتقاء می بخشد. با بهبود عملکرد خانواده می توان سلامت عمومی کودکان را بالا برد و از اختلالات روانی و جسمی پیشگیری نمود. عملکرد خانوادگی خوب می تواند به اعضاء درسازگاری با استرس وشرایط نامناسب کمک نماید. اختلال درعملکرد خانواده اعضاء را سردرگم و نگران کرده و باعث ایجاد مشکلات بهداشتی می گردد. درخانواده با عملکرد مطلوب حل مشکلات به راحتی انجام شده، نقش ها و مسوولیت ها روشن و انعطاف پذیر می باشد(78).
همانگونه که اشاره شد، در این پژوهش خانواده تحت تاثیر نظریه سیستم های خانواده بررسی شده است. زيرا اين مدل ابعادي از عملكرد خانواده كه در برخورد باليني با خانواده كه در برخورد باليني با خانواده ها مهم هستند را شناسايي مي كند(71).
يعني با عملكرد جاري خانواده سر و كار دارد نه با مرحله تكاملي خانواده يا رشد قبلي آن.
بنابراین، قبل از تشریح مدل مک مستر، در ابتدا به توضیح مختصری از مفاهیم نظریه سیستمهای کلی و سپس تئوری سیستم های خانواده که چهارچوب تئوریکی الگوی مک مستر را تشکیل می دهد خواهیم پرداخت.

نظریه سیستمها و کاربرد آن دربررسی خانواده:
نظریه سیستم های کلی از سوی ون برتالنفی(1968) ارائه شده است. وی سیستم را ” دسته ای از عناصر تعدیل کننده” تعریف کرد. علاوه بر این، وی نظام های باز و بسته را از هم متمایز ساخت. نظام های بسته آنهایی هستند که تعاملی با محیط اطراف ندارند و کارکرد آنها همانند واکنش شیمیایی یا فیزیکی در یک ظرف دربسته است. چنین نظام هایی از قوانینی متفاوت از قوانین پیروی شده در نظام های باز تبعیت می کنند. برای نمونه، نظام های بسته از خود تحلیل نشان می دهند، گرایش به حداکثر سادگی دارند، وضعیت را به ساده ترین سطح ممکن نسبت به شروع موقعیت کاهش می دهند. بنابراین، چنانچه دو گاز از لحاظ شیمیایی نسبت به هم واکنش نشان نمی دهند در ظرفی سربسته قرار گیرند، نتیجه عدم اختلاط کامل آن دو با هم خواهد بود. به محض کامل شدن فر آیند، گفته می شود که نظام در حالت ” توازن” است. در حالیکه نظام های بازی چون خانواده از خود تحلیل نشان نمی دهند و رد و بدل مستمر موضوعات مربوط به آنها همیشه خارج از مرزهای نظام وجود دارد. چنانچه ویژگی های مرزها دست نخورده باقی بماند و محیط خارج نیز تغییر بکند، نوعی حالت ثبات حاصل می شود. البته محیط اکثر نظام های باز نسبت به تغییر مقاوم است(12). درتایید این سخن، سادوک نیز بیان می کند، که بنا بر نظریه نظام خانواده، خانواده واحدی است که طوری عمل می کند که اعتدال (هوموستاز) تعامل هایش به

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه عملکرد خانواده، خانواده محور، خود تنظیمی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه خانواده درمانی، عملکرد خانواده، گروههای اجتماعی