منابع و ماخذ پایان نامه علوم قرآن، امام حسن (ع)، جمال الدین، امام علی (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

المنار و نمونه درباره کدام یک از علوم قرآنی بیشترین بحث را داشته‌اند؟
3.میزان تأثیرگذاری این رویکردها بر دیدگاه‌های تفسیری نویسندگان المنار و نمونه چه مقدار است؟

پ. فرضیه های اصلی تحقیق :
1.نویسندگان المنار و نمونه در موارد فراوانی متناسب با بحث به برخی از علوم قرآنی توجه داشته‌اند. گاهی رویکرد و دیدگاه مشهور را پذیرفته و گاهی هم به نقد آنها می ‌پردازند و خود روشی نو را ارائه می‌دهند.
2.نویسندگان المنار و نمونه درباره بسیاری از علوم قرآنی بویژه «علم ناسخ و منسوخ»، «محکم و متشابه»، «اعجاز قرآن»، «تناسب آیات و سور»، «اسباب نزول» و «مکی و مدنی»، «سیاق آیات و سور»، …. بحث می کنند.
3.در مواردی رویکردی که مفسر نسبت به هر یک از علوم قرآنی اتخاذ نموده در برداشت تفسیری او تأثیر گذاشته است.

ت . سوابق پژوهشی موضوع :
درباره جایگاه علوم قرآن در تفاسیر و رویکرد مفسران به این علوم تحقیقات گوناگونی انجام شده است ولی درباره جایگاه این علوم در تفاسیر المنار و نمونه و تطبیق رویکردهای این تفاسیر به علوم قرآنی تحقیق جامع و کاملی صورت نگرفته است.
ث . بیان روش و مراحل انجام کار تحقیق :
این تحقیق از نوع کتابخانه ای است. با توجه به ماهیت موضوع، که از نوع مطالعه تطبیقی است، نگارنده پس از مطالعه قسمت‌های فراوانی از تفاسیر المنار و نمونه بدین شکل که به طور مستقیم یا غیر مستقیم به تحقیق و بررسی درباره علوم قرآن پرداخته اند به فیش برداری پرداخته و پس از تحلیل فیشها تدوین و تصحیح نهایی پایان نامه صورت می‌گیرد.

ج . نتایج علمی قابل پیش بینی از تحقیق:
بررسی جایگاه علوم قرآنی در تفاسیر المنار و نمونه و میزان تاثیرگذاری این علوم بر دیدگاه‌های تفسیری آنان، محققان و پژوهشگران را در فهم بهتر قرآن و همچنین فهم و درک دیدگاه‌های مفسران کمک خواهد کرد.

چ. مروری بر مباحث فصول
این نوشتار شامل یک مقدمه، چهار فصل و یک نتیجه گیری است. فصل اول این پژوهش به کلیاتی در ارتباط با تفسیر المنار و نمونه و گرایش های اجتماعی و فکری آنها پرداخته شده و اجمالی نیز زندگی نامه و تالیفات آنها بیان شده است. در فصل دوم به بحث اعجاز قران کریم در سه شاخه (بیانی، علمی، تشریعی) از دریچه نگاه نویسندگان المنار و نمونه پرداخته شده است . به این ترتیب که چون نگرش مفسران مذکور تربیتی و اجتماعی است به همین دلیل بعد اعجاز تشریعی از مهمترین بخش اعجاز محسوب می شود و صرفا جهت ضرورت و بیان بهتر مقصود، به اعجاز بیانی پرداخته اند. در اعجاز علمی نیز به دلیل عقلی گرایی افراطی و سلفی گری تحمیل نظرات خودرا به آیات داشته است اما آیت الله مکارم دیدگاهی معتدلانه و بی طرف داشته است.
در فصل سوم به قصص قران از نگاه مفسران المنار و نمونه پرداخته شده است و آورده شده است که دیدگاه تخیلی و تمثیلی نویسندگان المنار باعث تاویل برخی قصص شده است. آنها در بیشتر موارد تنها به آنچه در آیات درباره قصص آمده بسنده می‌کنند و روایات را در این باره معتبر نمی‌دانند. امادر تفسیر نمونه همه قصص قرآن حقیقی هستند و تمثیل دانستن آن خلاف عصمت قرآن و امام معصوم(ع) دانسته و صریحا آن را رد کرده اندو نقش عبرت آموزی و موعظه بودن قصص قرآن را، در حقیقی بودن آن دانسته اند.
در فصل چهارم به جایگاه روایات سبب نزول در المنار و نمونه اشاره شده است و متذکر شده ایم که عقلی گرایی افراطی رشید رضا باعث نگاه منفی نویسندگان تفسیر المنار شده است اما نویسندگان تفسیر نمونه برخلاف رشید رضا نگاه مثبت داشته و بهره های فراوانی برده اند.
در انتها نتیجه پایان نامه و منابع وجود دارد.

فصـل اول:
کلیات (زیست نامه نویسندگان المنار و نمونه)

1 . 1 . زیست نامه نویسندگان المنار و نمونه:
از آنجایی که نویسندگان تفسیر المنار متشکل از دو نفر، و تفسیر نمونه یک نفر است؛ بنابراین در این بخش از پایان نامه زیست نامه سه نویسنده: محمد عبده، رشید رضا و آیت الله مکارم شیرازی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

1 . 1 . 1 . زیست نامه عبده:
محمد عبده در سال 1266ق، در یکی از روستاهای استان بحیره در مصر متولد و در آنجا به تحصیل مشغول شد. او در دوران کودکی و نوجوانی قرآن را حفظ کرد. در سال 1282ق به دانشگاه الازهر وارد شد. پنج سال در آنجا دانش آموخت تا آنکه در ابتدای سال 1287ق سید جمال الدین اسدآبادی را دید و در مصاحبت وی زندگی و افکار و عقایدش دگرگون شد. (رشید رضا،1931م،ج1،ص26)
اصلاحگرایی در نظام اعتقادی و اجتماعی، نواندیشی و عشق به آزادی را از او الهام گرفت و از زندگی عزلتطلبانه به زندگی فعّال اجتماعی روی آورد. در کنار درس و تدریس و خطابه به روزنامهنگاری پرداخت. در سن 25 سالگی، رساله «الواردات فی سرّ التجلیات» را در فلسفه و عرفان تحریر کرد که بخشی از دروس استادش سید جمال بود. سید او را به اصلاح و تغییر فرا خواند و در اثر تعلیمات او، از سال 1293ق شیخ محمد عبده مقالههای اصلاحی مهمی نگاشت که در جراید و روزنامه های آن زمان، از جمله «الاهرام» در قاهره منتشر شد. در سال 1300 ق به همکاری با شورشیان ارتش متهم گردید و از مصر به لبنان تبعید شد و از آنجا به نزد سید جمالالدین، به پاریس رفت و با کمک یکدیگر به نشر هفتهنامه سیاسی معروف «العروةالوثقی» پرداختند. هدف این مجله اتحاد بین ادیان و نزدیک کردن آنها به همدیگر بود. علاوه بر آن گاه و بیگاه مقالاتی علیه استعمار کهنه انگلیس در این مجله به چاپ میرسید، مقالاتی با عناوین: «مسیحیت، اسلام و پیروان آن دو»، «وحدت اسلامی» و «دعوت مردم ایران برای اتحاد با افغانها» از این دستهاند. به تدریج به استقبال پرشوری که از سوی خوانندگان مجله دیده شد، شعبه هایی از آن در کشورهای دیگر مانند هند، مصر و تونس تأسیس و به صورت مخفیانه در این کشورها پخش شد.(حسینی طباطبایی،1357ش، صص65-70)
سیاستمداران انگلیس که از انتشار روز افزون این مجله وحشت داشتند برای خوانندگان آن جریمه تعیین کردند و برای تعدیل محتویات مجله از سید جمال دعوت نمودند به لندن سفر و با آنان مذاکره نماید. سید جمال که به شیخ محمد عبده از هر جهت اطمینان داشت و شجاعت او را هم امتحان کرده بود، وی را به نمایندگی از خود به لندن فرستاد.
در این سفر شیخ محمد عبده حامل پیامهایی از سوی مصریها و سودانیها نیز بود تا شاید پارلمان انگلستان در رفتار خود با این کشورها تجدید نظر کند. سرانجام پس از هیجده ماه از عمر مجله به دلیل ممنوعیت چاپ و مشکلات دیگر در سال 1302ق مجله تعطیل شد.( همان)
در پی آن سید جمال الدین به سوی ایران و محمدعبده به سوی بیروت روانه گردید. عبده در یکی از مدارس آنجا بحثهای کلامی خود را آغاز کرد. محصول این دوره، اثر معروف او «رسالة التوحید» است. او در بیروت بیشتر به کارهای اصلاحی از طریق نوشتن کتاب و مقالات بیدارگرانه میپرداخت و مقالات او در روزنامه «ثمرات الفنون» به چاپ میرسید. (عماره،1414ق، ج1، صص501-503)
در اثر تغییر شرایط سیاسی مصر، بار دیگر محمدعبده به مصر بازگشت و به عنوان عضو هیئت اجرایی جامعة الازهر و مستشار قضایی، فعالیتهای خود را آغاز کرد. وی سپس خود به تربیت شاگرد مشغول شد. از مهمترین شاگردان او «محمد رشیدرضا» است که همیشه در جلسات تفسیر قرآن محمد عبده شرکت میکرد. رشیدرضا پس از کلاس، مطالب استاد را در مجله ای به نام مجلة المنار به رشته تحریر در می آورد. از شاگردان دیگر عبده میتوان به کسانی چون «سعد زغلول»، «طه حسین»، «شیخ عبدالقادر مغربی»، «شیخ مصطفی عبدالرزاق» و «شیخ محمد مصطفی مراغی» اشاره کرد. برخی از شاگردان او مانند محمد رشیدرضا، دیدگاه خوبی با تشیع نداشته، (مطهری، 1357ش، ص45)
البته بعضی دیگر از آنان، نظیر محمد مصطفی مراغی از بارزترین شاگردان مکتب فکری محمد عبده به شمار آمده و دیدگاه معتدلتری نسبت به شیعه دارند.
مجلة المنار که توسط رشیدرضا پایه گذاری شده بود، پس از انتشار تفسیر، به «تفسیر المنار» معروف شد و در 12 جلد تا تفسیر جزء دوازدهم قرآن منتشر گردید. محمد عبده سرانجام در سن 57 سالگی، در سال 1323 ق به خاطر مرض سرطان از دنیا رفت. (عبدالرحیم،1400ق، صص332-337؛ حسینی طباطبایی، 1357ش، ص42)

1. 1 . 1 . 1. تالیفات شیخ عبده:
عبده تمایل زیادی به تألیف و نگارش نداشت و معتقد بود سخنرانی و تدریس تأثیرش در نفس از کلام مکتوب بیشتر است ولی با این حال آثار و تألیفاتی اندک از او بر جای مانده است مانند «رساله وحدةالوجود»، «تاریخ اسماعیل پاشا»، «شرح نهج البلاغه»، «شرح مقامات بدیع الزمان همدانی»، «رسالة التوحید و الاسلام و نصرانیة مع العلم و المدینة»، «الاسلام الرد علی منتغدیة», «صلاح المحاکم الشرعیة». (رشید رضا،1931م،ج1،ص782)
او علاوه بر ارائه تفسیر ترتیبی قرآن که توسط رشیدرضا نوشته میشد و به «المنار» مشهور است، چند اثر تفسیری دیگری دارد مانند تفسیر جزء 30 قرآن مشهور به «جزء عمّ»، که برای گروهی از مردم در مؤسسه ای به نام «الجمعیة الخیریة الاسلامیة» بیان شد و عبده قصد داشت پس از آن جزء 29 قرآن را آغاز کند ولی مرگ به او اجازه نداد. او تفسیر سوره «والعصر» را نیز در الجزائر نوشت که بعداً در مؤسسه المنار به چاپ رسید. تفسیر برخی آیات خاص مانند آیات 53 و 54 سوره حج و آیه 37 سوره احزاب و تلاش در جهت رفع و القاء شبهات پیرامون این آیات از دیگر آثار تفسیری اوست. (رومی، 1407ق،ج1،ص144)

1. 1. 2. زیست نامه محمد رشید رضا:
محمد رشیدرضا در سال 1282ق در یکی از قریه های شام، در جنوب طرابلس به دنیا آمد، او علاقه زیادی داشت خود را به اهل بیت رسول اکرم(ص) منتسب کند به همین خاطر در مواردی خود را چنین معرفی میکند: «جدنا المرتضی»( رشید رضا،1315ق، ش13،ص182)، «سیدنا علی(ع) » (همان،ش25،ص444)، «جدنا الحسین ع» (همان، ش 13، ص 131؛ ش 15، ص 78)، «جدنا الامام جعفر الصادق ع»( رشید رضا،1990م، ج 1، ص 42؛ ج 9، ص 449؛ ج 11، ص 40؛ رشید رضا،1318ق، ش 23، ص 584، ش 24، ص 78)، «جدنا الامام الهادی ع» (رشید رضا،1315ق، ش 35، ص 34).
وی مادر خود را نیز از نوادگان امام حسن (ع) معرفی کرده است. (رومی،1407ق، ج 1، ص 171). در موارد فراوانی او از اهل بیت (ع) با عنوان امام یاد می کند. برای نمونه در مواردی از امام علی (ع) (رشید رضا،1990م، ج 1، ص 55، ص 333؛ ج 2، ص 308؛ ج 3، ص 100؛ ج 4، ص 249، ص 273 )، امام حسن (ع) (همان، ج 4، ص 337؛ ج 9، ص 230؛ رشید رضا،1315ق، ش 1، ص 639؛ ش 23، ص 383، ص 729؛ ش 28، ص 516). امام جعفر صادق (ع) (رشید رضا،1990م، ص 9؛ ج 11، ص 72؛ رشید رضا، 1315ق، ش 10، ص 530؛ ش 16، ص 587؛ ش 23، ص 509.) و امام حسن عسگری (ع) (رشید رضا،1315ق، ش 29، ص 424) با لقب امام یاد کرده است.
رشیدرضا نزد شیوخ طرابلس در مدرسه ملی اسلامی درس آموخت. از جمله اساتیدی که در شکل گیری اندیشه ها و تقویت باورهای اسلامی وی نقش داشته اند می توان به شیخ عبد الغنی الرافعی، محمود الغجاوی و محمد الحسینی اشاره کرد. وی سپس در یکی از مدارس دولت عثمانی تحصیلات خود را به پایان برد و برکرسی استادی نشست. او در سال 1920م به ریاست کنگره ملی سوری در دمشق برگزیده شد و در سال 1921م به عنوان عضو هیأت نمایندگی سوریه و فلسطین برای اعتراض به قیمومیت انگلستان و فرانسه به سازمان ملل سفر کرد. (لوتوسکی، 1356ش،ص362)
زمانی که رشیدرضا در سوریه مشغول تدریس و تبلیغ بود، نسخه ای از العروة الوثقی سید جمال و عبده به دست او رسید و مسیر زندگی او را تغییر داد. او در رجب 1315 ق درمصر به جلسات درس استاد شیخ محمد عبده پیوست. محمدرشیدرضا بسیار پرکار و مشتاق به آموختن بود و مجله «المنار» را برای نشر نظرات خود طی سی و پنج شماره منتشر می کرد. او پس از تأملات بسیار، در مسائل جدید اسلامی و تعامل شریعت و مسائل اجتماعی نوین صاحب آرای مهمی شد. در سال 1326 ق، پس از اعلام قانون اساسی مشروطه در عثمانی، برا

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه اعجاز قرآن، علوم قرآن، قرآن کریم، اسباب نزول Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه علوم قرآن، روایات تفسیری، روش تفسیری، اعجاز قرآن