منابع و ماخذ پایان نامه علم اصول فقه، ظاهر و باطن، علل احکام

دانلود پایان نامه ارشد

قبح عقلي که زيربناي پذيرش قاعد? ملازمه است، به طور اجمالي مورد پذيرش مفيد قرار گرفته است و اين قاعده نيز معمولاً به احکام عقل عملي بازگشته و عدم پذيرش مستقلاّت عقليّه از جانب شيخ مفيد به بحث حاضر خللي وارد نمي کند.

4 – 3 – 5. اختلاف شيخ مفيد و سيد مرتضي در باب عقل
تکيه شريف مرتضي بر آيين معتزلي بصري، در مقابل گرايشات اعتزالي بغدادي شيخ مفيد، سبب بروز اختلافات جزئي ميان اين دو متکلّم برجسته گرديد. بنابر گزارش ابن طاووس، قطب الدين راوندي در رساله اي، اختلافات کلامي شيخ مفيد و سيّد مرتضي را دربار? حدود 95 مسأله گردآورده بوده است.833
اختلاف عمد? شيخ مفيد و سيّد مرتضي در باب عقل در اين است که استفاد? شيخ مفيد از عقل و نظر جنب? دفاعي دارد، و براي نشان دادن اين مطلب است که ميان مذهب اماميه و عقل تعارضي نيست. از سوي ديگر هدف سيّد مرتضي آن است که به ميانجيگري عقل و بدون استمداد از وحي به اثبات برخي مسائل بپردازد. 834
به عنوان نمونه سيّد مرتضي دربار? نخستين وظيف? انسان بر اين باور است که نخستين عمل از اعمال قلبي که بر عهده انسان گذاشته شده، اين است که پروردگار خويش را بشناسد، و تنها راه براي شناسايي، استدلال کردن بر حدوث اجسام و نظاير آنهاست. 835 بنابراين، نخستين تکليف ديني در نظر شريف مرتضي عبارت از تکليف و وظيفه اي است که عقل براي شناختن خدا دارد و از حديث و روايت در آغاز اين شناسايي کاري بر نمي آيد. و تنها راه رسيدن به شناخت خدا عقل و استدلال است. و درباب رابطه عقل و دين ابراز مي دارد که به هيچ وجه ممتنع نيست که خداوند متعال پيامبران را براي اين ارسال داشته که آنچه مقتضاي عقول شناخته مي شود را مورد تاکيد قرار دهند.836
در مقابل، نظام فکري شيخ مفيد به گونه ديگري بوده و معتقد است که آغاز تکليف از وحي است که به واسطه فرستاده اي از جانب خدا به انسان واصل مي گردد. اين وحي بالضروره پيش از آن است که انسان بتواند نظر و عقل خود را براي به انجام رسيدن تکليف ديني به کار بيندازد، و حتي در به کار افتادن ملک? تعقّل و استدلال، انسان نمي تواند بدون وحي راه خود را بيابد.837
مکدرموت درباره اين اختلافات ميان اين دو انديشمند شيعه مي گويد:
“اين اختلافات دربار? بعضي جزئيات ميان شيخ مفيد و سيّد مرتضي نشان مي دهد که هريک از آنان با يکي از دو مذهب معتزلي توافق داشته است: شيخ مفيد با مکتب بغداد و سيّد مرتضي با مکتب بصره.838 عدم توافق مهم ايشان به مسأل? مقام عقل مربوط مي شود، مفيد از عقل تنها براي دفاع از آموزه هاي حديثي بهره برداري مي کند، در صورتي که عقل در نظر سيّد مرتضي نقطه عزيمت ضروري براي تأسيس علم کلام است. اما با اين حال سيّد مرتضي نيز با تاکيد بر مسأل? نيازمندي به يک امام معصوم در هر عصر، و با انکار آموز? منزلتي ميان دو منزلت دربار? مرتکب گناه کبيره و انکار وعيد، به صورتي استوار در اردوگاه اماميه باقي مانده است”.839
برخي از انديشوران اين رأي نويسند? متتبّع کتاب انديشه هاي کلامي شيخ مفيد را بر نتابيده و بر او خرده گرفته اند که:
“اگرچه ظاهر کلام شيخ مفيد در اين بحث نياز به وحي در نخستين تکليف است، اما با توجه به اشکالات فراواني که بر اين مبنا وارد است بعيد است که شيخ مفيد با آن عظمتش از آنها غفلت کرده باشد، و نيز با عنايت به ديگر آراء مفيد، بسيار دور به نظر مي رسد که اين ظاهر، مراد شيخ مفيد باشد. اگر مقصود واقعي اين متکلّم بزرگ همين ظاهر باشد، در اين صورت با ديگر مباني او متناقض است 840… و هيچ يک از اين عبارات شيخ مفيد، نفي کنند? ادراکات نظري عقل نمي باشد”.841
البته بايد توجه داشت با اين فرض که احکام عقل عملي در نظر شيخ مفيد بدون استعانت وحي فاقد اعتبار است، ادلّ? مذکور در بحث عقل از ديدگاه شيخ مفيد، در احکام عقل عملي کامل به نظر رسيده و خللي به آن وارد نمي سازد.

4 – 3 – 6. نکته اي در باب اصطلاح قياس و اجتهاد:
اگرچه ميان دو اصطلاح قياس، اجتهاد و رأي امروزه تفاوت وجود دارد و با آنها برخوردهاي متمايزي مي شود، دست کم در دوره اي که عصر مورد بحث ما را نيز شامل است، اين اصطلاحها به صورت مترادف به کار گرفته مي شدند.842 بر اين اساس در منابع شيعه نيز ظاهراً نوعي خلط صورت پذيرفته و به رغم آن که معمولاً از ديدگاه شيعه در مواردي که علل احکام به صورت قطعي قابل کشف باشد، قياس حجت است، اما در سده هاي نخستين، با مخالفت محدّثان با هرگونه استدلال عقلي، اين کشفهاي قطعي را هم در حکم قياس دانسته و ناروا شمرده اند.843 بدين ترتيب، در بررسي آثار متقدمان، گاه ملاحظه مي شود که گروهي از برجسته ترين صحابه امامان معصوم: که اجتهادات دقيقي از ايشان در منابع فقهي و حديثي يافت مي شود، به پيروي از قياس متهم گرديده اند. فضل بن شاذان نيشابوري (د.260 ق.)، يونس بن عبدالرحمن، زرارة بن اعين، جميل بن درّاج و گروهي ديگر از صحاب? نامدار امامان به عنوان به کارگيري قياس مورد طعن قرار گرفته اند. در حالي که تقريباً قطعي است که آنان در فقه پيرو روش استدلالي و تحليلي بوده اند نه پيرو قياس سني. فتاواي آنان که بسياري از موارد آن را مؤلف کشف القناع گرد آورده است خود بهترين دليل بر صحت اين مدعاست.844
چنين مطلبي در کتاب الذريعه سيّد مرتضي در فصل “جواز التعبد بالقياس‏” به چشم مي خورد. در اين مبحث، وجوهى براى صحت‏ شناخت احكام از رهگذر قياس بيان شده و از مجموع آنچه در مطاوى سخن سيد مرتضى در اين فصل آمده و همچنين از تصريح وى به اين كه “هر يك از اين طرق ما را به شناخت ‏حرمت نبيذ مسكر مى‏رساند” 845 به دست مى‏آيد كه در اين كتاب و به طور خاص در اين مبحث، قياس عنوانى براى دلالت ‏بر دليل عقل است و مقصود از آن هم هر چيزى است كه بتواند علم به احكام شرعى را در پى آورد. به ديگر سخن، در اين جا عقل به عنوان “راهى براى رسيدن به حكم شرعى‏” و “ابزارى براى استكشاف اعتبار شرعى‏” مطرح است.846
قابل توجه اين که سيّد مرتضي با وجود چنين اظهار نظري، راويان پيش گفته را به قياس متهم کرده و عمل به قياس را معادل کفر مي داند.847
اصطلاح اجتهاد نيز در عصر متقدمان گرفتار نوعي برداشت خطاآميز شده و در عرف فقهي آن زمان، به معناي استدلالهاي غير علمي و رأي به کار رفته است.848
از اين رو، اگرچه سيّد مرتضي نياز به اجتهاد را، در بعضي از احکام عملي مانند تعيين قبله، تأييد مي کند، در وضع قواعد شرعي اجتهاد را نمي پذيرد.849 بنابراين، سيّد مرتضي اصل وجود کاربرد عقل و اجتهاد را در احکام شرع في الجمله قبول داشته، اما دامن? آن را در گستره اي محدود و بعضاً امور عادي و متداول در زندگي روزمره يا حداکثر تشخيص موضوعات احکام مي داند.850 اما وي نيز همچون استاد خويش، به اجتهاد رايج در آن زمان خرده گرفته و عمل به رأي و ظنّ و اجتهاد را نزد اماميه جايز ندانسته و بطلان آن را اعلام مي دارد.851 شيخ طوسي نيز از منتقدان قياس و اجتهاد (به مفهوم رايج در آن دوران) بوده، و عمل به اجتهاد را به دليل ظنّي بودن آن جايز نمي دانسته است،852 اما گويا بر اساس پيروي از روش استدلالي به پيروي از قياس متّهم گرديده است. 853
بر اساس آنچه گفته آمد مي توان نتيجه گرفت که اجتهاد و قياس مردود، به معناي به کار گيري رأي يعني اجتهاد در مقابل نصّ، مورد پذيرش هيچ يک از فقهاي مکتب بغداد و نيز ديگر عالمان قرون بعد، اعم از انسداديون و يا انفتاحيون، قرار نگرفته است اما به دليل در دسترس نبودن امام معصوم ( بعد از غيبت صغري و معضلات و مشکلات ناشي از آن، فقهاي خاصّه ناگزير، براي استنباط احکام به اصول عقليه دست يازيدند. نخستين فقيهان امامي که احکام فقهي را بر پاي? اجتهاد و اصول عقلي و رأي بنيان نهادند ابن ابي عقيل عمّاني و ابن جنيد اسکافي بوده اند. ابن جنيد اسکافي را مي توان پيرو مسلک عمّاني در فقه دانست، با اين تفاوت که ابن جنيد، عمل به قياس و استنباطات ظنّي را نيز روا مي دانست و همين امر سبب شد تا فقه ابن جنيد تا عصر ابن ادريس حلّي متروک بماند. به هر روي، شهرت اين دو شخصيت بزرگ شيعي و قدمت زماني آنان و سبب شد تا ايشان را ملقب به “قديمَين” نمايند. پس از اين دو تن، به کارگيري علم اصول فقه و اجتهاد در نزد فقهاي شيعه، شيوه اي معمول گرديد. اگرچه عمّاني و ابن جنيد باب اجتهاد را بر فقه شيعه گشودند اما بنيانگذار حقيقي اجتهاد و علم اصول در فقه اماميه را مي توان شيخ طوسي قلمداد کرد. وي با به کارگيري منطق فهم احکام توانست تحول عظيمي در فقه شيعه به وجود آورد و فقه منصوص را به فقه استدلالي مبدّل نمايد. از اين رو، گرچه اجتهاد نزد دانشمندان مکتب بغداد مرادف با رأي و قياس بوده، اما اجتهاد در معناي کنوني آن، هرگز به مفهوم به کارگيري رأي و استدلالات ظني نبوده و مراد از آن “گفتمان ويژه اي است که با پيوند نام وار ميان چهار عنصر کتاب، سنت، عقل و اجماع چونان دستگاهي به توليد و آفرينش احکام و قواعد زندگي و طبعاً زندگي سياسي شيعه مي پردازد؛ نوعي فرآيند فکري است که با گذر از نظام معنايي ايجاد شده، احکام مشروع و الزام آوري براي زندگي سياسي شيعه توليد مي کند”.854 پايه گذاران حقيقي اين گونه از استنباط احکام که امروزه فرآيند اجتهاد ناميده مي شود، دانشمندان مکتب بغداد بوده اند که آثار اجتهادي بسياري از خويش به يادگار گذاردند. به طوري که از قرن چهارم به بعد، روش استدلال تحليل عقلي، روش منحصر در مباحث فقهي گرديد.

فصل پنجم

روش شناسي مکتب حديثي بغداد

5 – 1.روشهاي شرح و فهم حديث
هست? اصلي دانش فقه الحديث در سده هاي سوم و چهارم هجري، يعني مقارن با ظهور مکتب قم و بغداد شکل گرفت. محدثان برخاسته از اين مکاتب، براي نخستين بار به سر و سامان بخشيدن به احاديث شيعه پرداختند و سپس اين شيوه را شاگردان ايشان ادامه دادند. در پيش گرفتن روش فقه الحديثي مبتني بر تأويل، نقد و تحليل روايات و جمع اخبار به ظاهر متعارض از شيوه هاي نويني بود که در برخورد با احاديث به کار گرفته شد.
تأويل مختلف الحديث از شيوه هاي شيخ مفيد در فهم روايات بود و گويا همو اثري مستقل با عنوان التمهيد دربار? اين موضوع نگاشت.855 افزون بر اين شيخ مفيد رساله هايي را در شرح و نقد برخي اخبار مانند خبر “سهو النبي” و “نحن معاشر الانبياء لا نورث” نگاشته است.
سيّد مرتضي نيز در پي استاد خويش، با نگارش کتاب الامالي و تنزيه الانبياء، به شرح و تفسير برخي آيات و روايات پرداخت. وي با تأليف کتاب الذريعة الي اصول الشريعة پايه هاي اصلي علم اصول فقه را که نقش اساسي در استنباط احکام فقهي از آيات و احاديث دارد بنيان نهاد. کتاب المجازات النبوية نگارش شريف رضي نيز با رويکرد شرح و تبيين احاديث نگاشته شده و مي توان آن را از زمر? آثار فقه الحديثي محسوب کرد. تکامل اين شيوه را مي توان در آثار سترگ شيخ طوسي همچون تهذيب الاحکام، الاستبصار فيما اختلف من الاخبار و عدة الاصول ملاحظه کرد. بر اين اساس، آثار حديثي سده هاي سوم تا پنجم را مي توان نخستين گام در زمين? فقه الحديث، و تدوين جوامع روايي محسوب نمود که مهمترين آنها در مکاتب حديثي قم و بغداد به چشم مي خورد.
آنچه اين محدثان را بر آن داشت تا به مقول? فقه الحديث و دانشهاي وابست? به آن بپردازند، مسائل خاصي است که بر احاديث عارض شده و بر دلالت هر يک به تناسب شرايط صدور حديث اثر گذاشته است. از اين رو، شيخ مفيد روايات را بر اساس نوع دلالت آنها به چند دسته تقسيم مي کند:
– احاديثي که ظاهر و باطن آنها موافق يک ديگر است.
– احاديثي که از روي تقيه صادر شده و ظاهر آنها خلاف باطن آنهاست.
– آن دسته از احاديث که از ظاهر آنها وجوب و الزام فهميده مي شود اما در واقع بر استحباب دلالت مي کند و بر عکس.
– احاديثي که صورتي عام دارد اما مراد از آن خاص مي باشد و برعکس.
– رواياتي که در قالب استعاره و در غير معناي حقيقي خود به کار رفته است.856
بدين ترتيب، در شرح و

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه خاندان نوبخت، عقل و نقل Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه حکمت خداوند، استنباط حکم