منابع و ماخذ پایان نامه علامه طباطبایی، اعجاز قرآن، نکات ادبی، پیامبر (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

معنی است که اگر کسی از لحاظ امی بودن با پیامبر (ص) برابر بوده و بتواند یک سوره بیاورد، به این اقدام کند و بیاورد. و هر کس را که مورد اعتماد شماست، به جز خداوند دعوت کند تا ادعای شما را تایید و شهادت دهد، همانگونه که خداوند دعوت پیامبر(ص) را تایید و شهادت داد. وی در ادامه به ایاتی چون (اسراء/88، یونس/30، هود/11و13) جهت اثبات اعجاز استناد می کند.(همان، ص190-193)
رشید رضا در مورد فاء در سوره توبه آیه 40آورده که این فاء برای تفریع بوده و گویای این نکته است که مدخول فاء پس از جمله پیشین محقق شده است. در نتیجه در آیه مورد نظر جمله «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْه» متفرع بر جمله «ِإِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَن» است و لازمه تفریع این است که سکینت پس از خطاب « لا تَحْزَن» نازل شده باشد. به بیان دیگر پس از اینکه پیامبر (ص) به ابوبکر فرمود مضطرب و محزون مباش، خداوند سکینه اش را بر ابوبکر نازل کرد تا حزن و نگرانی او بر طرف شود.(همان، ج10، ص429)
از امام علی (ع)روايت شده است كه فرمود: «در قرآن، تنها حكم‏ مسح پاها نازل شده است»؛(حر عاملی، 1409ق،ج1،ص420) و از ابن عباس نقل شده است كه گفت: «در كتاب خدا تنها مسح تعيين شده است، ولى مردم از پذيرش آنچه به جز شستن پاهاست سر باز مى‏زنند».(همان)
اين سخن ابن عباس نوعى اعتراض بر عامه است كه با ظاهر قرآن، كه با قواعد فنى و ادبى و اصول نيز همسو است مخالفت ورزيده‏اند. شيخ محمد عبده‏ مى‏گويد: «ظاهرا «ارجل» بر «رؤوس» عطف شده است؛ يعنى «و امسحوا بأرجلكم إلى الكعبين».- عبده مى‏گويد- مسلمانان درباره اينكه حكم پاها؛ شستن است يا مسح كردن اختلاف نظر دارند؛ جمهور مسلمانان حكم شستن را برگزيده‏اند و شيعه اماميه حكم مسح را … فخر رازى از قفّال روايت مى‏كند كه حكم به مسح، نظر ابن عباس، انس بن مالك، عكرمه، شعبى و امام باقر (ع)است». عبده مى‏گويد:«دليل جمهور مسلمانان در اين مسأله (شستن پاها) سيره عملى مسلمانان صدر اول و نيز احاديثى است كه در اين زمينه رسيده است». عبده در ادامه گفتار را به درازا كشانده و نظر طبرى در مسأله را كه قائل به جمع بين هر دو حكم- غسل و مسح- است بيان داشته، سپس كلام آلوسى و تهاجم وى بر شيعه را كه نظاير آن در كتب اهل سنت فراوان است در ضمن كلامى بسيار طولانى آورده است.(رشید رضا، 1990م، ج 6، ص 227 و 235)
نویسنده المنار در تفسیر آیه «وَلْتَکنْ مِنْکمْ أُمَّةٌ یدْعُونَ إِلَى الْخَیرِ وَ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکرِ وَ أُولَئِک هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (آل عمران/ 104) می نویسد: برخی مفسران و صاحب نظران مانندجلال الدین سیوطی و قبل از او زمخشری در کشاف «مِن» را برای تبعیض دانسته و معتقدند که امر به معروف و نهی از منکر واجب کفایی است، ولی استاد معتقد است که امر در این جا عام است سپس آیات سوره عصر را دلیل بر عموم دانسته است. از نظر عبده «تواصی» در سوره عصر شامل امر و نهی هر دو میشود.(همان، ج4، ص23)
علّامه طباطبایی با نظر عبده مخالف است و آن را «مِن» تبعیضی میداند زیرا وی معتقد است که اگر «مِن» بیانیه باشد آیه معنا ندارد زیرا اگر افرادی از جامعه کاری را انجام بدهند دیگر معنا ندارد که دیگران دوباره آن را انجام دهند بنابراین، تبعیضیه گرفتن آن صحیحتر است.(طباطبایی، 1417ق، ج3، ص373)
باتوجه به آیه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم»(نساء/59) تکرار شدن یا نشدن کلمه «اطیعوا» موجب اختلاف آرای مفسران شده و درباره علت تکرار نشدن کلمه «اطیعوا» در آیه مورد نظر وجوهی ذکر شده است: گروهی از مفسران بر این عقیده اند که تکرار نشدن «اطیعوا» گویای این نکته است که اطاعت وجود ندارد.(همان، ج3 ، ص 160 و 161 ؛ مکارم شیرازی، 1374ش، ج2،ص 516؛ مظهری ، 1412ق، ج2، ص38 ) گروهی دیگر بر این باورند که آیه ناظر به تفاوت و تغایر دو اطاعت یاد شده، از نظر متعلق است. به سخن دیگر، آیه به دو نوع اطاعت فرمان داده است. یکی اطاعت از خداوند درباره احکام قرآن و دیگری اطاعت از پیامبر (ص) با پیروی از سنت آن بزرگوار.(رشید رضا، 1990م، ج3،ص285؛ طبرسی، 1372ش، ج2،ص732)
افزون براین مباحث همچنین می گوید: در آیه «كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَة »(بقره/213)، «کان» را همانند «وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيما»(نساء/152)، منسلخ از زمان دانسته و گفته که دلالتی بر زمان ماضی نداردو بر این اساس امت واحده بودن انسانها محدود و منحصر در برهه ای از زمان نیست، بلکه انسان ها همواره امتی واحده بوده و خواهند بود.( همان، 1990م،، ج2 ، ص 277 ، 278 ، 279 )
نویسنده المنار در برخی موارد تقدیرهایی را در بیان نکات ادبی آیات، بیان می کند که البته با مخالفتهایی هم روبرو شده است. در آیه «قالُوا يا صالِحُ قَدْ كُنْتَ فِينا مَرْجُوًّا قَبْلَ هذا أَ تَنْهانا أَنْ نَعْبُدَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا وَ إِنَّنا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ مُرِيب»(هود/62)، عبارت«أَ تَنْهانا أَنْ نَعْبُدَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا» را جمله استفهام تعجبی و انکاری در نظر گرفته است و مراد از «ما يَعْبُدُ» را، «ما کان یعبد» یعنی به صورت «ماضی استمراری» در نظر گرفته است.(همان، ج12،ص122) اما برخی از مفسران نظر وی را نپذیرفته و خلاف او نظر داده اند. علامه طباطبایی آورده است: جمله «أَ تَنْهانا أَنْ نَعْبُدَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا» می فهماند که پرستش بت در ثمود سنتی مستمر بوده و از نیاکان آن قوم به ارث مانده است و اگر غیر این بود مساما می گفت: « أَ تَنْهانا (ما کان) يَعْبُدُ آباؤُنا»، که تفاوتی آشکار دارند.(طباطبایی، 1417ق، ج10،ص312)
صاحب المنار هم چنین در جایی دیگر آورده است: براساس آیه «… فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ، وَ مَنْ كانَ مَرِيضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ، يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ، وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ، وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداكُمْ، وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون»(185/بقره) مریض و مسافر هم می تواند روزه بگیردو هم این که افطار بکند،و به همان تعداد از روزهای دیگر سال روزه بگیرد. ایشان برای توجیه نظریه خود کلمه (افطر) را درآیه به صورت تقدیر گرفته است:«.. وَ مَنْ كانَ مَرِيضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ (فافطر) فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَر..».(رشید رضا،1990م،ج2،ص150) اما علامه طباطبایی با این نظر مخالف است و تفسیری موافق با ظاهر آیه را صرفا ارایه داده است. (طباطبایی، 1417ق، ج2،ص111)
عبده بر این باور است که در آیه «قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلاَّ أَنْ يُهْدى‏ فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ»(35/یونس) لام در« يَهْدِي لِلْحَقِّ» لام تعلیل است؛ به این دلیل که علت پرستش خداوند، به حق بودن دعوت اوست.(رشید رضا، 1990م، ج11،ص362-363) اما علامه سخن وی را نپذیرفته و بیان می دارد: جمله « يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ » و جمله «یَهْدِي لِلْحَقِّ» هر دو به یک معنا است و نیازی نیست لام، لام علت باشد؛ چون ماده هدی به هر دو قسم متعددی می شود؛ یعنی هم با حرف «الی» و هم با حرف« لام»، و هادی به حق، عین حق است و پیروی از او نیازی به دلیل ندارد. در چند جای قران کلمه«هدی» با حرف لام متعدی شده است؛ مانندآیات 36/سجده، 9/اسراء و موارد دیگر.(طباطبایی، 1990م، ج10،ص56)
البته در همه موارد مباحث ادبی المنار مورد نقد واقع نشده است ، چه بسا مفسرانی در جهت بیان نظراتشان از آن استمداد نیز جسته اند. به عنوان مثال علامه طباطبایی در آیه« ….رَبَّنا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلى‏ أَمْوالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ فَلا يُؤْمِنُوا حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ »( 88/یونس)، بدون اشاره به نام مولف المنار و با ذکر کلمه «و قیل اللام»(رشید رضا، 1990م، ج11، ص427) آورده است: لام در « لِيُضِلُّوا» لام عاقبت است معنای آیه چنین است:« خدایا تو به فرعون و فرعونیان زینت و اموال داده ای. نتیجه و عاقبتش این شد که بندگانت را از راهت گمراه کنند». نه لام تعلیل و یا به عبارتی لام غرض، تا معنایش این شود که «تو به همین منظور مال و زینت به آنان داده ای»، چون ما با ادله ای روشن می دانیم خدای تعالی چنین کاری نمی کند؛ یعنی به غرض گمراهی بندگانش به دشمنانش مال و زینت نمی دهد. همان طور که می دانیم، هیچ رسولی را مبعوث نمی کند، به اینکه مردم را به ضلالت وادار کند و نیز می دانیم که خدای تعالی از مردم ضلالت را نخواسته و به این منظور مال دنیا به آنان نمی دهد. .(طباطبایی، 1990م، ج10،ص115)

بنابراین با توجه به آنچه گفته شد درباره تاثیری گذاری رویکرد بیانی مفسران المنار در تفسیر آیات اعجاز بیانی قرآن، باید گفت:
یکی از جمله موارد اعجاز قرآن کریم در تفسیر المنار «اعجاز بیانی» نام دارد. تفسیر المنار تفسیری تربیتی است و به همین دلیل، رویکرد تربیتی نسبت به آیات دارد. اگر چه در برخی آیات نکاتی بس اندک درباره مباحث بلاغی آیات دیده می شود اما باید گفت این نکات صرفا جهت بیان بهتر مفهوم تربیتی آیه است و به همین دلیل در بیان نکات ادبی وارد جزییات نشده است و به گفتن نکاتی چند، در حد ضرورت بسنده کرده اند.
مثلا در آیه 88سوره یونس دیده شد که رشید رضا ازآنجایی که لام در « لِيُضِلُّوا» را لام عاقبت دانست، خداوند را بری از آن دانست که عامل گمراهی بندگانش شده باشد، بلکه از نظر وی عامل گمراهی آنها زینت های دنیوی است. البته ناگفته نماند نکات ادبی مفسران المنار در برخی موارد اگرچه مورد نقد واقع شده است مانند نقد علامه طباطبایی در آیه 35سوره یونس بر لام تعلیل دانستن لام در« يَهْدِي لِلْحَقِّ».(طباطبایی، 1990م، ج10،ص56)؛ اما در مواردی نیز برخی مفسران نظرات وی را در جهت استمداد نظرات خودشان بهره جسته اند. مانند بهره علامه طباطبایی در آیه 88سوره یونس، که لام در « لِيُضِلُّوا» را لام عاقبت گفته است. (طباطبایی، 1990م، ج10،ص115)
درباره علل این نوع رویکرد مفسران المنار باید گفت: یکی از جمله ویژگی‌های تفسیر نگاری در قرن اخیر نسبت به قرون گذشته، «پرهیز از پرداختن به مسائل ادبی و لفظی»، مثل صرف، نحو، بلاغت، لغت و غیره است. همچنین بررسی دیدگاه‌های نادر و وارد شدن در مسائل جزئی و تخصصی، و پرداختن به امور غیر ضروری، چندان جایگاهی در تفاسیر این قرن ندارد. در حالی که تفاسیری مانند «التبیان» شیخ طوسی، «مجمع البیان» شیخ طبرسی، «الجامع لاحکام القرآن» قرطبی، تفسیر طبری، «تفسیر ابوالفتوح رازی»، «کشاف» زمخشری، «تفسیر کبیر» فخر رازی و غیره، به مباحث ادبی و لغوی اهمیت ویژه داده و به مباحثی از این قبیل اهتمام داشته‌اند. البته در بعضی از تفاسیر قرن چهاردهم به طور پراکنده همین شیوه نمود دارد، اما مفسر تنها در حد ضرورت به این بحث پرداخته است.

2 . 2. 1 . 1 . 2 . اعجاز علمی قرآن درتفسیر المنار:
یکی از جمله وجوه اعجاز قرآن کریم، اعجاز علمی این کتاب آسمانی است که از زمان نزول آیات الهی تاکنون به شیوه های مختلف مورد بحث قرار گرفته است. مفسران قرآن بویژه در دوران معاصر به این بُعد از اعجاز قرآن توجه نموده و به تبیین آن پرداخته‌اند. از جمله این مفسران رشیدرضا در تفسیر المنار است.
عقل در نظر عبده از جایگاه والایی برخوردار است و از نظر وی و رشیدرضا عقل قدرت درک و فهم آیات قرآن را دارد. عبده معتقد است که قرآن با مخاطب قرار دادن عقل، فکر را به تلاش بر می‌انگیزد و همبستگی عقل و دین را به شیوه‌ای آشکار اعلام می‌دارد. (ابوالنصر، 1378،صص21- 22). عبده بر این باور بود که تنها اسلام دین عقل است و دیگر ادیان این‌گونه نیستند.(همان، ص23)
مفسران المنار براى عقل و دستاورد آن، يعنى علم، جايگاهى بس بلند قائلند و به يافته‏هاى آن مستقل

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه اعجاز قرآن، قرآن کریم، فلسفه یونان، قانون اساسی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه علوم طبیعی، تفسیر قرآن، نزول قرآن، علامه طباطبایی