منابع و ماخذ پایان نامه عقل و نقل

دانلود پایان نامه ارشد

و انسان ميدان جنگ اين دو طايفه است: اگر جنود رحمانى غالب شد، انسان از اهل سعادت و رحمت است و در سلك ملائكه منخرط، و در زمره انبيا و اوليا و صالحين محشور است، و اگر جنود شيطانى و لشكر جهل غالب آمد، انسان از اهل شقاوت و غضب است، و در زمره شياطين و كفار و محرومين محشور است. 164
با معرفت به اين ساحات سبعه در وجود شخصيت متعالي انسان است که آن عارف بزرگ تمام همت خويش را براي دستيابي به مراحل عاليه انساني به کار گرفت و به درجاتي از اين مراتب در حيات سعادت مندانهاش دست يافت و در عين حال با کمال تواضع و فروتني ميفرمود:
در دلــــم بود که آدم شوم امـــــا نشدم بيخبر از همه عالـــم شوم اما نشدم
فارغ از خويشتن و والــه رخســار حبيب همچنان روح مجســم شوم اما نشدم 165
از نگاه امام انسان موجودي ذوبطون است و تا هفت بطن در او شمردهاند تا اين هفت بطن در وجود انسان با هفت بطن قرآن و هفت بطن جهان مطابقت لازم آيد چرا که هر سه به نوعي کتابند که الفاظشان داراي معانياند؛ انسان کتاب نفس است ” اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسيبا”166 جهان کتاب تکوين است. ” قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً “167 و قرآن نيز کتاب تشريع است.” كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى‏ صِراطِ الْعَزيزِ الْحَميدِ “168 هرکس به مقدار حظ معرفت در وجود خويش ازحياتش بهره دارد و ميزان سعه و ضيق زندگي در ميزان معرفت به جان آدمي است لذا به همين دليل در کلام نوراني علوي گفته شد که ” افضل الحكمة معرفة الانسان نفسه و وقوفه عند قدره.”169 عاليترين مقام حکمت، معرفت به نفس و وقوف به جايگاه انسانيت است.
2-3-2. قابليت وجودي انسان
امام با بصيرت نافذ خويش و با توجه به جايگاه متعالي انسان، تکساحتي بودن را عقيدهاي باطل و متعارض با انديشه عارفان و دون شخصيت انسان ميشمارد زيرا تکبعدي دانستن انسان به معناي عدم قابليت تکامل در قوس نزول و صعود است و با حشر آدميان پس از مرگ و وجود معاد و حيات اخروي منافات دارد در حالي که انکار معاد و حشر انسان خلاف بداهت عقل و نقل است. در روايات ماثوره از ذوات مقدسه بر اين نکته تاکيد شده که انسانها در قيامت با صور مختلفه محشور ميشوند. معاذ از رسول خدا( نقل ميکند که آن حضرت در حالي که اشک از چشمانش جاري بود فرمود: ” يُحْشَرُ عَشَرَةُ أَصْنَافٍ مِنْ أُمَّتِي بَعْضُهُمْ عَلَى صُورَةِ الْقِرَدَةِ وَ بَعْضُهُمْ عَلَى صُورَةِ الْخِنْزِيرِ وَ بَعْضُهُمْ عَلَى وُجُوهِهِمْ مُنَكَّسُونَ أَرْجُلُهُمْ فَوْقَ رُءُوسِهِمْ يُسْحَبُونَ عَلَيْهَا وَ بَعْضُهُمْ عُمْياً [عُمْيٌ‏] وَ بَعْضُهُمْ صُمّاً [صُمٌ‏] وَ بُكْماً [بُكْمٌ‏] وَ بَعْضُهُمْ يَمْضَغُونَ أَلْسِنَتَهُمْ فَهِيَ مدلات [مُدْلَاةٌ] عَلَى صُدُورِهِمْ يَسِيلُ الْقَيْحُ يَتَقَذَّرُهُمْ أَهْلُ الْجَمْعِ وَ بَعْضُهُمْ مُصَلَّبُونَ عَلَى جُذُوعٍ مِنَ النَّارِ وَ بَعْضُهُمْ أَشَدُّ نَتْناً مِنَ الْجِيفَةِ وَ بَعْضُهُمْ مُلْبَسُونَ جِبَاباً سَائِغَةً مِنْ قَطِرَانٍ لَازِقَةٍ بِجُلُودِهِم‏.”170 سپس در ادامه علت اين حشر را بيان فرمودند.171
امام با بيان اين حديث ميفرمايند ممکن است از براي يک نفر در آن عالم چند صورت باشد زيرا آن عالم مثل اين عالم نيست که يک چيز بيش از يک صورت قبول نکند و اين مطلب مطابق با برهان است.172 امام با تاکيد بر اين موضوع که به ساحات وجودي انسان راجع است در شرح بيان ملاصدرا ميفرمايد: با اين وصف بعضى از افراد بشر با اين گمان كه انسان غير از حيوان است دلشان را شاد نمودند؛ زيرا گمان دارند كه چون انسان در مقابل حيوان محسوب مى‏شود، پس حشر آنها حشر حيوانى نخواهد بود. اين گمان باطلى است و قضيه آن چنان نيست كه آنها گمان مى‏كنند، بلكه خيلى از افراد بشر همانند حيوانات خواهند بود و نبايد گمان كرد كه چون در منطق، انسان را قسيم ساير انواع حيوان قرار داده‏اند، انسان از ساير انواع حيوان برتر است؛ زيرا فاصله‏ وجودى بين كرم خراطين و ميمون بيشتر از فاصله وجودى بين ميمون و انسان است؛ چون ميمون كه از درك و شعور برخوردار است به انسان نزديك‏تر است و فاصله‏اش از كرم خراطين بيشتر است، پس خيلى از حيوانات به انسان نزديكند.173پس همانگونه که انسان در دنيا يک صورت ملکي دارد براي او يک صورت ملکوتي غيبي هم ميباشد که آن صورت تابع ملکات نفس و باطن اوست. “انسان يک موجود جامع است نه يک موجود يکبعدي يا دو بعدي بلکه موجودي چندين بعدي است که براي هر بعدش احتياج به رشد دارد.174
2-3-3. ابعاد وجودي انسان
ابعاد وجودي انسان يکي از موضوعات مهم انسانشناسي است که تفصيل در باب آن رساله مستقلي را طلب ميکند.175 مراد از ساحت همان جنبه و بعد است، البته عين اين واژه در تعابير امام به کار نرفتهاست اما تعابيري چون قواي نفس، مراتب وجود و جهات نفس را به کار برده که حاکي از همين معناست. آنچه از نگاه امام در اين باب مطرح است اين است که ايشان انسان را موجودي مرکب از جسم و روح يا نفس و بدن دانسته که جسم ظاهر و روح باطن انسان را شکل ميدهد و اعتقاد امام را تکساحتي دانستن انسان بر نميتابد. البته اين نگاه برآمده از آيات و روايات عديدهاي است که در محل خود به اثبات رسيدهاست. انسان مثل حيوانات نيست كه يك حد حيوانى‏ داشته باشد و تمام بشود. انسان يك حد مافوق حيوانى و يك مراتب مافوق حيوانى، ما فوق عقل دارد تا برسد به مقامى كه نمى‏توانيم از آن تعبير كنيم؛ و از آن آخر مقام مثلا تعبير به‏ “فنا” يا “كالألُوهِيه” ميکنند.176 انسان علاوه بر جنبه مادي داراي روح معنوي است “اين انسان مثل ساير حيوانات‏ نيست كه همان حيات طبيعى و دنيايى باشد بلكه انسان يك طور خلق شده است كه علاوه بر حيات طبيعى، حيات مابعدالطبيعه هم دارد، و آن حيات مابعدالطبيعه حيات صحيح انسان است، اينجا همان حيات حيوانى است، از اين جهت مردم محتاج شده‏اند به اينكه در پيدا كردن راه صحيح از طريق وحى به اينها گزارش داده بشود و خداى تبارك و تعالى هم منّت بر مردم گذاشت و انبيا را مبعوث فرمود تا اينكه راه را به اينها نشان بدهند.”177
ملاصدرا با تبعيت از ارسطو انسان را داراي سه مرتبه عقلاني، نفساني و طبيعي ميداند و معتقد است همانگونه که سه عالم داريم عالم عقل و عالم طبيعت و متوسط بين آن دو، انسان هم اين چنين است.178 امام در تائيد کلام ملاصدرا معتقدند که انسان داراي وجود سهگانه است. همانگونه که با قاعده امکان اشرف در سلسله قوس نزول عالمي بين عالم اعلي و عالم ادني اثبات شده است به همين معنا در وجود انساني سه مرتبه وجود داريم؛ طبيعت صرف، عقل و حد متوسط و مرتبه برزخيه که از يک طرف به طبيعت متصل است و از طرف ديگر به عقل متصل ميباشد. البته با اين فرق که مراتب ثلاثه در انسان (عقل و نفس و بدن) داراي يک هويت و شخصيت ميباشند.179 تمام تاکيد امام بر ذو مراتب بودن وجود انسان و مطرود دانستن نگاه تکساحتي براي او به چند دليل است يکي عاقل و مختار بودن انسان است و ديگر تربيتپذيري و کمالجويي اوست لذا در همين راستا انبيايي از جانب خدايتعالي براي انسانها مبعوث شدند.

گفتار چهارم
وحدت نفس وتعدد قواي انسان
2-4-1. سياليت و صيرورت انسان
از نگاه امام، انسان با دارا بودن روح موجودي فعال و سيال است و دائما در حال کمال است، چرا که در بدو تولد قوايي متعارض در او هست که استعداد تحقق و شکوفايي را داراست. به هر جهت که توجه کند همان را تحقق ميبخشد؛ قوه عاقله در جهت فرشتهخويي و انسانيت، قوه شهويه در راستاي بهيميت و قوه غضبيه به سمت سبعيت. “انسان اولا در بدو تولد، همه خصائل اخلاقي ممدوح و مذموم را به نحو استعداد، واجد است و قابليت تحصيل ملکات صالحه و رذيله را دارا ميباشد.”180 نفوس انسانها مادامي که در حرکتند از نوع واحدي هستند ولي بعد از رسوخ ملکات و اخلاق ملکيه يا شيطانيه و يا بهيميه و يا سبعيه نوع مستقلي خواهند شد.181 و اين حاکي از سياليت و صيرورت انسان است.
همه انواع موجودات سيالند اما ويژگي سياليت انسان اين است که او همانند ساير موجودات حد خاصي ندارد و به همين جهت هيچ موجودي همتراز او نيست.182 از نگاه امام طور سياليت موجودات محدود به امور جسماني است اما انسان علاوه بر سياليت تکويني در سير کمالات معنوي هم اين حالت را واجد است. در انسان اين انواع سيال‏ بالذات و الصفات هستند؛ زيرا وقتى كه جوهر آنها سيال‏ شد، صفات آنها هم سيال‏ خواهد بود؛ چرا كه اعراض قائم به جواهر است و در حقيقت اين تبدلات و تغيرات از مراتب وجود است كه‏ “كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ” و در لباسى است كه آن اشراق بر اين قوالب تابيده و وحدت شى‏ء با اوست نه با اين قوالب. از اينجاست كه اگر بگوييم: حضرت امير( شبى در خدمت حضرت رسول( بوده و در همان شب و همان وقت در مجلسى با سلمان‏ و باز در همان شب و همان موقع در مجالس متعدده بوده، حق است و همه‏اش هم حضرت امير( است؛ چون اين قالب جسمانى حقيقت شى‏ء نيست تا بگوييم آن يك قالب داشته و آن هم در خدمت پيغمبر( بوده است.183 درک صيرورت انسان به اين معنا براي همه افراد ساده و آسان نيست، لذا امام با علم به اين مطلب مي فرمايند: اگر اشکال شود که با سير تکاملي وحدت شخصيه متکثر شده و ثبات شخصيت خدشهدار ميگردد پاسخ ما اين است که با اعتقاد به حركت جوهريه لطمه‏اى به وحدت وارد نميشود، بلكه اشراق همان اشراق است. زيرا اين وجود جوهرى كه رفت؛ چون به مبدأ بازگشت كرده يك عيد، و وجود ديگرى كه به تعاقب او آمده چون فيض و اشراق ديگرى است كه از دوست رسيده، عيدى ديگر است. پس آنها كه عارفند در هر آنى دو عيد كنند ولى كسانى كه مثل ما در راه معرفت قدم نمى‏زنند، عنكبوت‏وار به دور خود پيچيده و دامها براى صيد جيفه دنيا گسترانيده و همچون عنكبوتان در خوردن گوشت و كباب مگسها فرو رفته‏اند.184
با اين بيان مي توان گفت که از نگاه امام صيرورت و سيال بودن انسان با ساير موجودات از دو جهت متفاوت است؛ يکي اين که سياليت انسان نامحدود است در حالي که در ساير موجوات محدود است.
ديگر اين که سياليت و حرکت در انسان به جنبه جسماني محدود نميشود بلکه در امور معنوي هم چنين است، آدمي چون حيوان نيست که فقط تغذيه او به غذاي مادي بوده و او را در بعد جسماني رشد دهد بلکه روح او هم چون بدن در حال رشد و تعالي است.
2-4-2. معيار ارزش انسان
براي شناخت اشياء و براي ارزش آنها نياز به معيار و ملاک است؛ طلا و نقره را با گرم، گندم را با کيلو و من، پارچه را با متر و حيوان را با تبار و نوع آن ارزشگذاري مي کنند. اين پرسش در باب انسان مطرح است که ملاک انسانيت انسان به چيست؟ امام در مقام پاسخ به اين سئوال ميفرمايد: انسانيت انسان به روح اوست نه به جسم، روح انسان به منزله ريشه درخت است که بايد به خوبي از آن مراقبت وآن را آبياري نمود. “انسان داراى روحى است و جسمى. آنكه انسان به او انسان است، روح انسان است نه جسم انسان.”185 اگر روح سالم باشد انسان، انسان است اگرچه دست و پايش معلول باشد، با نقص جسماني بر انسانيت انسان نقصي وارد نميشود چنان چه نوابغي بودند که جسمشان عليل بوده است. دست و پاى انسان مناط انسانيت نيست. زيرا که اين قشر است؛ لُبِ‏ انسان روح انسان است، نفس ناطقه انسان است. وقتى نفس ناطقه انسان قوى شد، باكى از اين نيست كه جسمش عليل باشد. ما در نوابغ عالم داشتيم اشخاصى كه نابينا بودند ولى نابغه بودند. اشخاصى كه معلول بودند ولى از علما و نوابغ بودند، از فلاسفه بودند.186 وقتي ميزان و ملاک روح باشد آنگاه قرب و بعد روح نسبت به ذات ربوبي ارزش انساني را تعيين مينمايد و ميزان انسانيت به ميزان قرب به ربوبيت خواهد بود. در کلام نوراني علي( آمده است. “فالصوره صوره الانسان و القلب قلب الحيوان .”187 امام در نامهاي عرفاني که به يکي از شاگردان خود به نام

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، عالم ماده، مبدأ و معاد، محکم و متشابه Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه شناخت انسان، انسان کامل، کمال مطلق