منابع و ماخذ پایان نامه عقلانیت ارتباط، عقلانیت ارتباطی، عقلانیت ابزاری، علوم طبیعی

دانلود پایان نامه ارشد

می کشد. مارکس گرچه به صورت مفهومی « رابطه انسان با طبیعت» را از « رابطه انسان با انسان» مجزا کرده بود، اما رابطه دوم را یکسره به رابطه اول تقلیل داده و طفیلی آن می دانست(مارکس، 1380: 27-20)‌ بدین ترتیب « رهایی54» در حوزه فرهنگ و اجتماع مشروط به رهایی در حوزه اقتصاد شد. در قرائتی جبرگرایانه از آرای مارکس، پیشرفت و رهایی انسان در حوزه « رابطه انسان با طبیعت» سرانجام به پیشرفت و رهایی انسان در حوزه « رابطه انسان با انسان» منجر خواهد شد و بدین ترتیب آرمان روشنگری ( رهایی از سلطه طبیعی و اجتماعی) تحقق خواهد یافت.
اما هابرماس سه نوع علاقه ی شناختی را در انسان تمیز می دهد که هر یک بنیاد یک نوع معرفت تلقی می شود: علایق نوع اول « علایق تکنیکی» است. این نوع علایق ما را با واسطه « کار» به « جهان طبیعی» مرتبط می سازد. در این قلمرو انسان درصدد است که نیازهای مادی خود را با تسلط بر طبیعت بر طرف کند. بنابراین همصدا با مارکس و وبر و برخلاف نگرش رمانتیک ، که از یک علم جدید و تکنولوژی تازه سخن می گفت
( مارکوزه، 1359)« عقلانیت ابزاری» را مناسب این حوزه می داند. به نظر وی در حوزه علوم طبیعی نگرش ما اساساً فایده گرا است.( هابرماس، 1976:(29
علایق نوع دوم « علایق عملی» است که به جهان اجتماعی اشاره دارد. این نوع علایق به واسطه « زبان» منجر به درک روابط تفاهمی و بین ذهنی میان افراد و گروه های اجتماعی می شود که حوزه شناخت « تاریخی -تأویلی» را تشکیل می دهد. برمبنای این علایق می توان نگرش اثباتی را کنار گذاشت و بر مبنای کنش تفاهمی با دیگران وارد تعامل و گفت و گوی خالی از هرگونه سلطه شد. در نگرش اثباتی افراد در رده اشیاء طبیعی قرار گرفته و به وسیله ذهنی مستقل به منظور چیرگی بر آنها فهم می شوند، در حالی که، هابرماس بر آن است که جهان اجتماعی دقیقاً به این معنی « عینی» است که در میان اذهان مختلف مشترک است، و بدین ترتیب از جهان اشیاء مجزا می شود.
نهایتاً علایق نوع سوم « علایق آزادی خواهانه و رهایی بخش» است که حوزه شناخت نقاد را ایجاد می کند. در تجربه روزمره، همواره جزئی از ذهن ما می کوشد میان قدرت و حقیقت تمیز دهد و به ورای افسانه ها و توهمات حافظ قدرت در جامعه نفوذ کند. « علوم انتقادی» به این معنا معطوف به رهایی انسان از نمادهای منجمد قدرت سازمان یافته است. این علوم با انتقاد از قدرت شیءواره شده، راه را به وی آزادی واقعی باز می کنند. ( بشیریه،‌1380: 214)
بدین ترتیب، هابرماس، به تعبیر کرایپ، با این قفسه بندی سه تایی ، نه تنها خود را از انفعال مارکسیسم معاصر در برخورد با شرایط جدید و دیالکتیک منفی(12) می رهاند، بلکه راه برون رفت از قفس آهنین وبر را نیز نشان می دهد. به نظر وی معضلات مدرنیته از آنجا بر می خیزد که منطق اقتصاد در سایر حوزه ها وارد شده و عقلانیت ابزاری تمامی عرصه ها را درنوردیده است.
علایق
نوع علم
دانش
واسطه اجتماعی
قلمرو
کنترل فنی
علوم طبیعی( تجربی/ طبیعی)
دانش فنی یا ابزاری
کار
طبیعت
علمی
تاریخی/ هرمونوتیکی
علمی
زبان
جامعه
رهایی و استقلال
علوم انتقادی
رهایی
اقتدار

به نظر هابرماس « سرمایه داری متأخر» ( late capitalism) این معضلات را در قالب بحران های چهارگانه ( بحران اقتصادی، بحران عقلانیت، بحران مشروعیت و بحران انگیزش) نمودار می سازد که دائماً به یکدیگر بدل شده و از یک عرصه وارد عرصه دیگر می شوند. ( هابرماس، 1381) لذا برای رفع بحران های مدرنیته و تکمیل آن باید عقلانیت حوزه فرهنگ و اجتماع را مستقل از حوزه اقتصاد احیاء کرد؛ « عقلانیت ارتباطی»هابرماس، برخلاف پسامدرنیستها که اعتقادی به فرازبان و فرا روایت نداشته و هرگونه مفاهمه بین جزایر زبانی را ناممکن می دانند، معتقد است که امکان چنین تفاهمی در درون هر گفتمان و زبانی تعبیه شده است و لذا امری استعلایی نیست. براین اساس، کنش ارتباطی که در « حوزه عمومی» ( public sphere) صورت می گیرد، « عقلانیت ارتباطی» را که عقلانیتی سراسری است، احیاء می کند.
هابرماس با تمسک به این نوع عقلانیت ارتباطی معقتد است که حتی می توان اخلاق را عقلانی کرد و بدین وسیله با « گفت و گو» به « جنگ خدایان» خاتمه داد. اما این اخلاق، که به تعبیر کرایب « اخلاق آیین نامه ای» یا فرایندی( procedural) است، به محتوای یک هنجار معطوف نیست، بلکه به شیوه شکل گیری، بروز و ظهور آن توجه دارد. اگر این بروز و ظهور محصول یک بحث آزاد و دور از هر گونه قدرت باشد ( عقلانی باشد)، آن حکم ( اخلاق) عقلانی است و اگر این شرایط برقرار نباشد، آن حکم غیرعقلانی خواهد بود. بنابراین، « آنچه اهمیت پیدا می کند، چگونگی انتخاب اخلاقی است، نه چیستی آن.» ( کرایب، 1381: 301)یک قانون تنها زمانی می تواند مدعی مشروعیت باشد که تمام کسانی که از آثار آن تأثیر خواهند پذیرفت بتوانند ضمن مشارکت در یک گفت و گوی عقلانی با آن موافقت کرده باشند.»
از عقلانيت هدفمند ” وبر” تا عقلانيت ارتباطي “هابرماس”
کنش گران در مدل ارتباطي نه تنها توانش مي يابند تا سه رابطه جهاني را عرضه کنند ، بلکه توانش ارزيابي عقلانيت يا فقدان عقلانيت کنش هاي يکديگررا به انطباق با تمامي سه مجموعه از معيارهاي مربوط : حقيقت ، مشروعيت هنجاري و حقانيت ، به دست مي آورند
در مدل ارتباطي امکانات بالقوه اي وجود دارد که تا اندازه در ساير مدل ها وجود دارد . چون هرکدام از آن ها تنها روي يک داعيه اعتبار و يک جهان رابطه ، متمرکز مي شود . از سوي ديگر مدل ارتباطي به طور کامل مي تواند ” ساختار دروني عقلاني ” روند نيل به توافق را تکميل کند . و اين توافق در مدل ارتباطي قابل فروکاستن به محاسبات راهبردي و تناسب داشتن با ساختارهاي هنجاري ( عقلانيت زمينه اي ) نمي باشد
کنش ارتباطي و کنش راهبردي
وجهي از مدل ارتباطي که تاکنون مورد تاکيد بوده و توانايي آن در محاسبه نوعي از هماهنگي کنش است که به گمان هابرماس ، براي حيات اجتماعي جنبه مرکزي دارد . از سوي ديگر به نظر مي رسد ، مدل راهبردي فاقد ظرفيت هماهنگ يا هم نواخت کردني از اين دست است . بدين ترتيب براي پروژه هابرماس توانايي ترسيم تمايز نمايان ميان اين دو مدل ضروري است .
“هابرماس معتقد است که نظريه عقلاني شدن وبر براي درک مدرنيته که مسئله اي بنيادين است ، از اهميت برخوردار است . ما مسنله مدرنيته را از طريق آثار ماکس وبر دنبال مي کنيم زيرا ” خطاهاي ” او تجسم درماندگي فکري و عملي ما در مواجهه با زمانه خودمان است. “
از سويي کاملا مطمئنيم که گذار از جامعه ها ي سنتي به جامعه ها ي کنوني مان ، به مثابه رهايي از سحر ، جادو و افسون ، و از انواع فراوان وحشت مقدس بوده است که موجبات تفتيش عقايد ، فرجام ناميمون گاليله بينوا، و جادوگران سليم را فراهم آورد ، اين پيشرفت درکنار تحول علوم … پيشرفتي عقلاني است .وبر اين پيشرفت را فرآيند ” افسون و توهم زدايي ” مي نامد . (همان)
ازسوي ديگر ، وقتي که با تيز بيني به زمان خودمان مي نگريم بي شک همه چيز را کاملا متفاوت مي بينيم . ناگهان پيشرفت …به رشد نيمه مستقل علوم و تکنولوژي تبديل مي شود ، عنان مارا به دست مي گيرد …و مارا از مسيري عبور مي دهد که هابرماس آن را د ربازسازيش ” عقلاني شدن به مثابه از دست دادن معني ” و ” عقلاني شدن به مثاه از دست دادن آزادي ” مي نامد . .. روندي که مارا يک راست به ” قفس آهنين ” سرمايه داري اخير مي کشاند .
مسئله اين جاست . هابرماس مي کوشد دو فرآيند افسون و توهم زدايي ، و عقلاني شدن را در نظريه واحد مدرنيته و مدرنسازي آشتي دهد . براي انجام اين کار به نحو مناسب ، لازم است نظريه وبر بازسازي شود ، بازسازيي که ” نظريه را به عناصر مجزا تجزيه کند و ديگر بار آن را در شکلي جديد جمع آورد تا به هدفي که نظريه براي خود قائل شده است ، به نحو کاملتري نائل گردد. ”
قفس آهنين به نماد مدرنيته ، نماد سرمايه داري متاخر و نماد عقلاني شدني تبديل مي کردد که در اين جا وبر به شيوه اي کاملا منفي آن را متصور مي شود . هابرماس مي خواهد تا ما نگاه ديگر ي هم به اين نمايشنامه بيندازيم : او مي خواهد به ما نشان دهد که در مقايسه با تحليل وبر از اين نخستين مرحله فرايند عقلاني شدن ، جابه جايي و تحديد منظر در چشم انداز وبر به وجود آمده است .
هابرماس مي خواهد بر اين نکته تاکيد کند که اين ديدگاه تغيير يافته ديدگاهي محدود نيز هست زيرا وبر از اين به بعد به فرآيند عقلاني شدن تنها در قالب نهادينه کردن يکسويه کنش عقلاني – هدفمند مي نگرد : يک سويه است زيرا فرض را بر اين مي گذارد که کنش ارزشي عقلاني در حال محو و فنا شدن است . خلاصه ، آن طور که هابرماس مي گويد ، از اين رو نقطه مرجعي که وبر از آن نقطه عقلاني شدن اجتماعي را بررسي مي کند ، همان عقلانيت هدفمند فعاليت تجاري بازرگاني است55
” درجامعه شناسي جديد با الگوقرار دادن نظريه ماکس وبر چهار سنخ از عقلانيت معرفي شده است . اين چهار گونه به تبع کالبرگ عبارتند از : عقلانيت نظري ، عملي ، ذاتي و صوري ( ساختاري) .
در مقابل ، هابرماس با انتقاد از نظريه وبر طبقه بندي جديدي از عقلانيت ارائه داد . به نظر وي ، ما با دو سنخ از عقلانيت مواجهيم ، يکي عقلانيت ابزاري که به زعم او تمام تلاش وبر در توضيح اين نوع عقلانيت گذشته است . ديگري عقلانيت ارزشي – فرهنگي که معطوف به اهداف کنش هاست . عقلانيت ارزشي – فرهنگي به تصحيح کنش هاي ارتباطي ناظر است که اين فرايند از طريق گفتمان آزاد و خردمندانه امکان پذير مي گردد. ”
در جامعه شناسي ماکس وبر ، از فرآيند عقلاني شدن وسايل و ابزارها که به معقول شدن کنش ها و کردار ها مي انجامد سخن گفته مي شود . ولي هابرماس عقلاني شدن وسايل و ابزارها را کافي و وافي به مقصود تشخيص نمي دهد و بر آ

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه نسبی گرایی، معرفت شناختی، کنش ارتباطی، عقلانیت ابزاری Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد مالکیت فکری، حقوق مالی، مالکیت صنعتی، حقوق مالکیت