منابع و ماخذ پایان نامه ظاهر و باطن، زمان گذشته، انسان سالم، ظلم و ستم

دانلود پایان نامه ارشد

و خيانت او قابل دفاع و جبران است زيرا هويّت او معلوم و سوء قصد او روشن است، اما دشمن ناشناخته هر چه هم کوچک و ناتوان باشد چون نقابي از دوستي و محبت بر چهره دارد و شعار او شعار توده مردم است ولي زير آن نقاب و لباس ظاهري، دلي مملو از کين و عداوت و خنجري زهرآلود و کشنده پنهان دارد و همواره منتظر فرصتي است تا به اغراض پليدش جامه عمل بپوشاند. اسلام در طول تاريخ خود بيشترين ضربه را از منافقان خورده است. به همين دليل است که قرآن سختترين حملات خود را متوجه منافقان ساخته است و بزرگترين اعلام خطر را درباره آن دسته از دشمنان داشته است که ميفرمايد: “هم العدو فاحذرهم” طبق اين فراز نوراني، تنها منافقان دشمنان حقيقي هستند و بايد از آنان پرهيز نمود و براي فاصله گرفتن از آنها، بايد آنها را در مرحله نخست شناخت سپس از آنها فاصله گرفت.442
خطر اين قشر براي اسلام و مسلمين تا آنجاست که پيامبر، قهرمان و مقاومي که در برابر قدرتهاي بزرگ و دشمنان سرسخت اسلام بدون هيچ ترس و بيمي ايستاد و سرسختانه ميخروشيد و ميجنگيد، درمورد نقشههاي خائنانهي منافقين بر پيکر امت اسلام فرمود: “من بر امتم نه از مؤمنان بيمناکم، نه از مشرکان؛ مؤمن، ايمانش مانع ضرر اوست و مشرک، خدا او را به خاطر شرکش رسوا ميکند ولي من از منافق بر شما ميترسم که از زبانش علم ميريزد(و در قلبش کفر و جهل است) سخناني ميگويد که براي شما دل پذير است، اما اعمالي (در خفا) انجام ميدهد که زشت و بد است.443
از منظر قرآن بحث منافقين، آنچنان مهم و حسّاس است که سورهاي به نام “منافقون” در قرآن آمده است و به صراحت ميتوان ادّعا کرد که شديدترين لحن در قرآن پيرامون نفاق و منافقين ميباشد زيرا که اسلام ضربههاي سخت و جبران ناپذيري را از سوي آنان متحمل گشته است.

3-3-3) ويژگيهاي منافقان:
بايد دانست آياتي که بيانگر ويژگيهاي منافقان هستند، نبايد به عنوان يک مسئلهي تاريخي و مربوط به زمان گذشته مورد مطالعه قرار دهيم بلکه بايد آنرا درسي براي امروز و فردايِ خود و همهي انسانها بدانيم، زيرا هيچ جامعهاي از گروه منافق، اندک يا بسيار خالي نيست و صفات آنها تقريباً يکسان و يک نواخت است. خصوصيّات و ويژگيهاي متعددي که قرآن براي منافقان بيان نموده است، تصوير روشني را از شخصيّت منافق ارائه ميدهد که در قالب خصوصيّات زير قابل تبيين است:

3-3-6-1) ويژگيهاي فردي رواني:
3-3-3-1-1) بيماري روحي:
اين افراد داراي قلب مريض هستند، بنابراين از نظر روحي بيمار هستند و قرآن اين موضوع را چنين ميفرمايد: ” فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً”444 در دلهاي آنها يک نوع بيماري است و خداوند هم بر بيماري آنها مي‌افزايد آنها مىگويند: به خدا و پيامبر ايمان داريم و اطاعت مىکنيم؛ ولى بعد از اين ادعا، گروهى از آنان رويگردان مى‌شوند. آنها (در حقيقت) مؤمن نيستند. نفاق در حقيقت بيماري انحراف است. انسان سالم، يک چهره بيشتر ندارد و روح و جسم او هماهنگ است. اگر مؤمن است، تمام وجودش فرياد ايمان مي‌کشد و اگر منحرف است، ظاهر و باطنش بيانگر انحراف است؛ اما اينکه ظاهرش دم از ايمان بزند و باطنش بوي کفر دهد، اين يک نوع بيماري است. مستحق لطف و هدايت خدائي نيستند از آنجا که اينگونه افراد بر اثر لجاجت و پافشاري در برنامه‌هايشان مستحق لطف و هدايت خدائي نيستند، خداوند آنان را به حال خود مي‌گذارد، تا اين بيماريشان افزوده گردد.
مرض قلب همان بيماري روحي و شک و ترديد آنان نسبت به شريعت و احکام قرآن و حقانيت دين مبين اسلام است چون داراي قلب بيماري هستند.
3-3-3-1-2) خود بزرگبيني:
تکبر خود و تحقير ديگران از بزرگترين بيماري روحي، منشأ بسياري از انحرافهاي اخلاقي و جزء گناهان کبيره هست. اين صفت بسيار خطرناک ميباشد.
” وَ إِذا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ”445
آيه شريفه بعضى از عادات گروه منافق را يادآورى فرموده، كه به عناوين مختلف بر شئون ملى اجتماع حكومت دارند و از هيچگونه ظلم و ستمى فرو گذار نكرده و هرگز حقوق افراد و اجتماع را رعايت نمى‏كنند و چنان در نخوت و غرور فرمانروائى فرو رفته‏اند كه نه از كسى نصيحت مى‏پذيرند و نه از عقوبت الهى وحشت دارند.446
3-3-3-1-3) ترس و اضطراب:
شجاعت و ترس ريشه در ايمان دارد زيرا که با وجود ايمان، شجاعت هم هست و منافقان چون ايمان ندارند بنابراين ترسو هستند. ” …يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ…”447: نظر به اين كه درباره امور و حوادث عمومى در مدينه منادى فرياد ميزد منافقان از نظر خوف و هراس از مسلمانان كه به نفاق و دروئى و خيانت آنان پى برده باشند و در مقام آزار و اضرار آنان بر آمده از شنيدن فرياد بيمناك مى‏شدند و به ضرر خود مى‏پنداشتند كه در اثر توجه مسلمانان اقدام به هتك و دستگيرى آنان نمايند زيرا خائن و منافق بر حسب طبع خائف و ترسان خواهد بود از اينكه اسرار و منويات آنان براى مسلمانان آشكار شود و در مقام انتقام و دستگيرى و قتل آنان برآيند از نظر جنايتها كه در باره رسول(صلّى اللّه عليه و آله) و تكذيب رسالت او و نيز كارشكنىها كه درباره امور مسلمانان نموده‏اند.448
ترس و وحشتى عجيب هميشه بر قلب و جان آنها حكمفرماست و يك حالت سوء ظن و بدبينى جانكاه سرتاسر روح آنها را فرا گرفته است. و در پايان آيه به پيامبر(صلّى اللّه عليه و آله) هشدار مى‏دهد كه”اينها دشمنان واقعى تو هستند پس از آنها بر حذر باش”.449
” وَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنْكُمْ وَ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ‏”450
نشانه ديگرى از منافقان! در اينجا يكى ديگر از اعمال و حالات منافقان به روشنى ترسيم شده است مى‏گويد: “آنها به خدا سوگند ياد مى‏كنند كه از شما هستند” (وَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنْكُمْ)
“در حالى كه نه از شما هستند (و نه در چيزى با شما موافقند) بلكه آنها گروهى هستند كه فوق العاده مى‏ترسند” و از شدت ترس كفر را پنهان كرده اظهار ايمان مى‏كنند مبادا گرفتار شوند (وَ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ)
3-3-3-1-4) لجاجت:
قرآن کريم در اينباره ميفرمايد:” صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ‏”451 خداوند اين دسته را مذمت و سرزنش ميكند كه اينان گويى قلبشان مهر شده و ايمان داخل آن نميگردد مانند آيه كريمه: “صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ” اينان گويى كر و كور و گنگ‏اند يعنى كفر چنان در دل آنان جا گرفته است كه ديگر نمى‏بينند مانند كسانى كه قلبشان مهر شده است.452
صاحب تفسيرآسان مينويسد: يعنى از گمراهى خود باز نميگردند و توبه نميكنند. علت اينكه خدا آنان را به شخص كر تشبيه نموده اين است كه به دليل‏هاى خداى تعالى گوش نميدادند. پس گويا: كر بودند. و چون به خدا و رسول اقرار نميكردند پس مثل اينكه گنگ بودند و چون به عظمت و اهميّت آسمان و زمين‏ها نظر نميكردند پس گويا: كور بودند.453
3-3-3-1-5) سستي در معنويت:
يکي ديگر از صفات فردي منافقان سستي در معنويت است، قرآن چنين بيان مي کند:” إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ، وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‏ يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا. “454
اين جمله وصف ديگرى است از اوصاف منافقين و آن اين است كه وقتى به نماز مى‏ايستند اولاً به حالت كسالت مى‏ايستند و پيدا است كه هيچ اشتها و ميلى به نماز ندارند و در ثانى همه در صدد آنند كه به مردم بفهمانند كه ما نمازخوانيم، با اينكه نماز برترين عبادتى است كه خداى تعالى در آن ذكر و يادآورى مى‏شود و اگر به راستى دلهايشان علقه و محبتى به پروردگارشان مى‏داشت و به او ايمان مى‏داشت، در توجه به سوى خدا و در ذكر خدا دچار كسالت و سستى نمى‏شدند و عمل خود را به قصد ريا و نشان دادن به مردم انجام نمى‏دادند و در عوض بسيار خدا را به ياد مى‏آوردند، آرى قلب به هر چه تعلق داشته باشد و خاطر آدمى به هرچه مشغول باشد، دائماً به ياد همو خواهد بود.455
3-3-3-1-6) هواپرستي:
هواپرستي آنان جاي خداپرستي را گرفته است. قلب آنها به جاي اين که جاي خدا باشد، جايگاه شيطان و هوا و هوسها شده است.” وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ”456: گروهى از آنان به سخنانت گوش فرامى‏دهند، امّا هنگامى كه از نزد تو خارج مى‏شوند به كسانى كه علم و دانش به آنان بخشيده شده (از روى استهزا) مى‏گويند: ” (اين مرد) الان چه گفت؟!” آنها كسانى هستند كه خداوند بر دلهايشان مُهر نهاده و از هواى نفسشان پيروى كرده‏اند.
3-3-3-1-7) بهانه تراشي:
تمام تلاش منافقان، اخفاي باطن پليدشان از طريق ظاهرسازي است تا خود را در صف مؤمنان قرار بدهند به عنوان مثال، براي عدم حضوردر صحنهي جنگ با دشمن به توجيهگري دست ميزنند:” وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ”457
منظور از اين افرادى كه آيه مورد بحث مى‏فرمايد همان: جدّ بن قيس است. اين شخص منافق اعتراف مى‏كند: اگر من به جنگ روميان بيايم ناچارم با دختران و زنانشان زنا كنم، يا محمّد (ص) اگر من زنا كردم و دچار فتنه زنا شدم گناهى بر من نيست. بلكه چون تو مرا براى جهاد فى سبيل اللّه ميبرى باعث اين گناه خواهى شد.458
3-3-3-1-8) امر به بدي و نهي از خوبي:
اين کار منافقان درست بر عکس برنامه مؤمنان راستين است، قرآن اين موضوع را چنين بيان ميکند:” الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقِينَ هُمُ الْفاسِقُونَ‏”459
مردان منافق و زنان منافق برخى از آنان از برخى ديگرند. يعنى همگى سر و ته يك كرباسند و طرز تفكر و عملكرد همگى مشابه هم است و آنان هدف مشتركى دارند و آن نابودى اسلام است. آنان براى رسيدن به اين هدف خود، دست به كارهايى مى‏زدند كه در اين آيه سه مورد از آن ذكر شده است.460
3-3-3-1-9) بخل:
قرآن کريم ميفرمايد: “… وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ…”461؛ منافقان نه در راه خدا انفاق ميکنند و نه به کمک محرومان ميشتابند. روشن است که آنها چون ايمان به آخرت و نتايج و پاداش انفاق ندارند، در بذل اموال سخت بخيلند. هر چند، آنها براي رسيدن به اغراض شوم خود اموال فراواني خرج ميکنند و يا به عنوان رياکاري بذل و بخششي دارند، امّا هرگز از روي اخلاص و براي خدا دست به چنين کاري نميزنند.462به منظور اجتناب از تطويل بحث صفات رواني منافقين، ديگر صفات را به صورت اجمال فقط نام ميبريم: فريب کار463، مسخره کننده464، فتنه گر465، پر توقع466، راحت طلب467، دروغ گو468 و…

3-3-3-2) ويژگيهاي سياسي منافقان:
3-3-3-2-1) دوستي با بيگانگان:
يکي از مهمترين ويژگي سياسي منافقان، دوستي با بيگانگان است قرآن کريم در اينباره ميفرمايد: ” أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ‏ “469
اين آيات سرگذشت دسته‏اى از منافقين را ذكر مى‏كند كه با يهوديان دوستى و مودت و با خدا و رسولش دشمنى داشتند و ايشان را به خاطر همين انحراف مذمت نموده، به عذاب و شقاوت تهديد مى‏كند، تهديدى بسيار شديد. و در آخر به عنوان حكمى قطعى و كلّى مى‏فرمايد: ايمان به خدا و روز جزا نمى‏گذارد انسانى با دشمنان خدا و رسولش دوستى كند، حال اين دشمنان هر كه مى‏خواهند باشند. و سپس مؤمنين را مدح مى‏كند به اينكه از دشمنان دين بيزارند و ايشان را وعده ايمان مى‏دهد، ايمانى مستقر در روح و جانشان، ايمانى از ناحيه خدا و نيز وعده بهشت و رضوان مى‏دهد.470
صاحب تفسير هدايت مينويسد: آيا نديده‏اى آن كسان را

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه ظاهر و باطن Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه چنين، يهود، بيرون، ولايت