منابع و ماخذ پایان نامه صفات خداوند، ظلم و ستم

دانلود پایان نامه ارشد

و به علت زيبايى و جمالشان بايد اختيار نمود و خود را با آنها آراست. بايد تهذيب نفس و تحصيل ملکات فاضله نمود تا اين که مردم وجامعه او را مورد ستايش قرار دهند، عفت، قناعت، صداقت، سخاوت و بسياري از اوصاف حميده انسان را در جامعه سربلند ميکند و به او عزت و سر بلندي ميبخشد.
طريقه دوم مسلک پيغمبران: تمام انبياء آمدهاند تا به مردم و امت خويش بگويند همه رفتار و اعمال خود را بر اساس اهداف اخروي انسجام بخشيد و ملاک و معيار اصلي در فضايل ورذايل، ثواب و عقاب اخروي است.
طريقه سوم روش اختصاصى اسلام: اين روش مشحون از معرفت و عرفان است، استدلال اسلام در اين زمينه در پرتو توحيد خالص و ناب به اتمام است، زيرا هنگامى‏كه انسان يقين پيدا كرد كه هستى حقيقى ويژه خداست خواهد دانست كه اوست مالك تمام وجود و هستى و آثار آن و پروردگار جهانيان اوست و ديگران در برابر او مالك نفع و ضرر، مرگ و زندگى نيستند، در اين حال است كه انسان جز آن چه را خدا بخواهد، اراده نمى‏كند و جز از آن كه خدا از آن كراهت دارد، متنفر نيست، او اصلًا خودش را مالك چيزى نمى‏داند تا خود را با آن مشغول كند و در نتيجه دچار عجب و تكبر و يا غم و اندوه و ديگر حالات نفسانى نمى‏گردد.
او در جهان هستى براى غير خدا وقعى و منزلتى قائل نيست كه كليدهاى خير و سعادت در دست آن ها باشد تا مجبور شود به آن چه نزد آنان است دل بندد و بى آن ‏كه سزاوار باشد تن به ذلت و خوارى دهد و يا اين‏كه به طمع به دست آوردن مال و مقامى از حريم حق و عدل دور افتد و به كسى ظلم و ستم روا بدارد.
او در جهان جزء خدا را مؤثر نمى‏داند و در نتيجه كسى را مالك نفع و ضرر نمى‏داند تا از او بر جان خويش بترسد و ناچار تن به ذلت دهد و يا براى خاطر او حقى را باطل گرداند. پس” توحيد خالص” درمان هر دردى است و به بركت اين داروى شفا بخش، تمام بيمارى‏هاى انسان برطرف مى‏شود.
اين روش از نگاه علامه در هيچ يک ازمکاتب وجود ندارد و نيز در هيچ يک از تعاليم انبياي گذشته نقل نشده و نيز در هيچ يک از مکاتب فلاسفه وحکماي الهي ديده نشده است. چرا که تعالي بايد از طريق دفع باشد نه از راه رفع؛ به اين معنا که از ابتدا بايد کاري نمود که اوصاف رذيله و خوهاي ناستوده در قلوب راه پيدا نکند نه اين که فرد کوتاهي نموده و درون را آلوده سازد سپس در مقام رفع آن برآيد. در جنگهاي فيزيکي مي توان دو نوع مبارزه را در مقابل دشمن پيش گرفت گاهي از طريق دفع است و گاهي از طريق رفع؛ دفع به اين معناست که از ابتدا در مقابل دشمن موانعي سخت ايجاد ميکنند تا مبادا که او وارد حريم شده و زميني را اشغال نمايد و گاهي تاکتيک جنگ را تغيير ميدهند به اين صورت که اجازه داده ميشود که او وارد خاک شده به قصد اين که او را اسير نمايند، اولي را دفع و دومي را رفع گويند. بسيار روشن است که اگر دشمن دفع گردد به از آن است که رفع شود؛ راه ندادن معصيت به دل و پاک نگه داشتن آن بهتر از آلوده نمودن آن به گناه و پاک کردن آن است. “پيشگيري بهتر از درمان است.” هر عملي که انسان براي غير خدا انجام دهد قطعا در راستاي يک هدفي دست به آن کار ميزند يا براي دستيابي به عزت و سربلندي است و يا به خاطر ترس از نيرويي است که ميخواهد از شر آن نيرو در امان ماند، قرآن کريم هم عزت و هم قدرت را از آن خداي حکيم ميداند؛ در انحصار عزت ميفرمايد “ان العز? لله جميعا”523 و در منحصر بودن قدرت الهي ميفرمايد: “ان القو? لله جميعا “524 بسيار روشن است کسي که به چنين تعاليمي پاي بند باشد در دلش غير خدا ورود پيدا نميکند؛ قلبش ظرف فضايل اخلاقي و عرفاني ميگردد و به زيور صفات الهي آراسته و مزين ميشود، با چنين ديدگاهي انسان خود را فقير محض و خدا را غني مطلق ميداند و جايي براي استقلال او باقي نميماند در ذات و صفات و افعال موحد ميشود و مقام توحيد را درک ميکند چنين انساني هرگز غير خدا را اراده نميکند و در مقابل غيرحق تواضع نميکند از غير او نميترسد و به غير او دل نميبندد و از هيچ چيز ديگري جز ياد و ذکرحق لذت نميبرد.525
علامه با بياني جامع در اين زمينه بر جنبه تعالي انسان در پرتو تعاليم آسماني اسلام تاکيد دارند و معنقدند که تعاليم هيچ مکتبي در انسانسازي و تعالي بخشي انسان در نيل به سعادت و رستگاري به جامعيت تعاليم اسلام نمي رسد و تنها دستورات و تعاليمي که مي تواند انسان را به ذروه سعادت رساند اسلام است.
3-5-9. انسان متعالي و دوام فيوضات الهي
تداوم رفتار و عمل برمبناي اعتقاد به توحيد، ايمان انسان را تعالي ميبخشد و در اثر تعالي ايمان، دل مجذوب اسماء و صفات خداوند سبحان ميگردد. جذبهاي خاص در او ايجاد ميشود، طوري عمل و عبادت را انجام ميدهد که گويا او را شهود ميکند شوق و محبت در او روز افزون ميگردد “والذين آمنوا اشد حبالله “526 در اثر کسب ملکات و تهذيب امور نفساني به هدف بلندي دست مييابد و به جايگاه رفيع و مقام منيع ميرسد و اين همان مقام مخلَصين است که خداوند ايشان را از فحشا و زشتيها باز ميدارد، وسوسه شيطان، وحشت و ترس از قيامت، صعقه و بيهوشي، نفخ صور و احضار افراد، کتاب و نامه اعمال هيچ يک شامل حال ايشان نميشود و نيز جزا و پاداش در مقابل عمل نخواهد بود زيرا آنان کاري براي خود نميکنند و عملي براي خود ندارند همهي اينها بخشي از عنايات الهي است که شامل حالشان شده است. “وانه يصرف السوءوالفحشاءعنهم وان وسوس? ابليس تمس کلا الا اياهم وان اهوال الساع? من الصعق? وفزع الصور واحضارالجمع واعطاءالکتاب والحساب والوزن غير شامل? لهم وهم مستثنون منها وان جزائهم ليس في مقابل الاعمال اذ لا عمل لهم فهذه نبذه من مواهب الله سبحانه في حق اوليائه.”527
ايشان معتقد است که اين تعالي در پرتو تعاليم توحيدي اسلام ممکن خواهد بود چه اين که خداي سبحان، خالق انسان است و علم او به حاجات و مقامات او در حد کمال است. قرآن بهترين شناساي وجود است و انسان با تعريف قرآن، شايسته سجود است و مقامش در اعمال توحيدي محمود است.” وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً”528 تنها راه رشد و طريق تعالي، دوري از معاصي و صافي قلب از هر نوع رجس و پليدي با ابزاري به نام تقواي الهي است. تلازم تعالي با استدامه ذکر و ياد الهي است. “وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ.”529 خداى خود را با تضرّع و پنهانى و بى‏آنكه آواز بركشى در صبح و شام ياد كن و از غافلان مباش.
اين تفسير را علامه نه تنها در مقام انديشه و نظر ارائه ميدهد تا طريقي براي تعالي تابعان راستين قرار گيرد بلکه او خود در مقام عمل بدان پاي بندي تام و کامل داشته و در اين راستا اين بيت حافظ را مدام زمزمه مي نمود که:
پرده بدريده و سرگرم به ديدار نگار نيست برلوح دلم جز الف قامت يار530
سر مطلب اين است که در باطن شريعت مقامات و کرامات ولايي نهفته است که انسان مؤمن با عمل به تعاليم شرع مقدس بدان دست مييابد. علامه در فصل چهارم رسالة الولايه در باب محوريت و اصالت طاعت در سعادت و تمرد در شقاوت، مطلب را به خوبي تبيين نموده است. “اذا تتبعنا الکتاب و السنه و تاملنا فيها تاملا وافيا وجدنا ان المدار في الثواب و العقاب هو الاطاعه و الانقياد و التمرد و العناد.”531
3-5-10. نقش توحيد در کمال انسان
شالوده تعاليم آسماني اسلام، توحيد الهي است. انسان در تحت قيمومت اسلام خود را در ظل توجهات خداي سبحان مشاهده ميکند و دائما خود را در محضر او ميبيند و يقيين دارد که لحظهاي از علم او پنهان نيست و خداوند از سر و علن او آگاه هست: “اَ وَ لا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُون.”532 مراقب پندار و گفتار و کردارش ميباشد تا از حيطه حق پا فراتر نگذارد و حتي توهم گناه را در سر نميپروراند چرا که:” وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ .”533 تجلي توحيد در حيات انسان به اين معناست که خدا را در تمام حرکات و سکنات و حتي در افکار و عقايدش لمس نمايد و بداند که خدا از خود او به او نزديکتر است. با نگاه توحيدي، امحاء اعمال معنا ندارد بلکه ثبت و املاء جايگاه پيدا ميکند؛ به اين معنا که همه چيز به واسطه فرشتگان الهي ثبت وضبط ميگردد. ” ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ .”534 پس بايد از خدا پروا نمود و گناه را از دل زدود و اعمال را با اين شيوه و مسلک اصلاح نمود.
از نگاه علامه يکي از مهمترين عناصري که در دين اسلام مشاهده مي شود انسجام کامل ميان احکام و قوانين آن است؛ به اين معنا که روح توحيد در همهي ابعاد فردي و اجتماعي آن ساري و جاري است به نحوي که اگر همهي اجزاي دين اسلام به خوبي تجزيه و تحليل شود به توحيد بر ميگردد و اگر توحيد، ترکيب شود به صورت اخلاق و اعمال در ميآيد. اگر توحيد از مقام عالي اعتقادي فرود آيد رفتار و اعمال ميشود و اگر اعمال و رفتار از درجه نازله خود بالاتر روند توحيد خواهد بود و به تعبير قرآن مجيد: کلمههاي پاکيزه (اعتقاد پاک) به سوي خدا بالا ميرود و کار شايسته آن را بالا ميبرد. “مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه”535 536
بر مبناي اين انديشه علامه معتقد است که ميان دانش و ارزش ، به بيان ديگر، بين عقيده و عمل ارتباط استوار و ناگسستني وجود دارد و نظريه بيگانه بودن و تفکيک اين دو از يکديگر سخني ناصواب است. برخي در مخالفت ديدگاه توحيدي علامه اين شبهه را مطرح کردهاند که در دنياي متمدن امروز اين نقيصه وجود دارد که بسياري ازعمل کردهاي مردم از ديد قوه مجريه مخفي است لذا ناهنجاريهاي اخلاقي اتفاق ميافتد. دقيقا همين اشکال بر اسلام وارد است و بهترين دليل آن ناتواني دين اسلام در از بين بردن و زايل کردن آن در جامعه اسلامي است. ما مشاهده ميکنيم که اسلام فاقدآن قدرتي است که بتواند تعاليم خود را در جامعه پياده نمايد.
علامه در مقام پاسخ ميفرمايند: حقيقت قوانين اجتماعي اعم از الهي يا بشري يک سلسله صورتهاي ذهني و دانستههايي است که در سينههاي مردم ثبت است و وقتي اراده به آن تعلق گرفت به اجرا در ميآيد و در غير اين صورت اگر مردم اراده خلاف نمايند عمل بر اقتضاي قانون ظاهر نخواهد شد و به اجرا در نخواهد آمد؛ يعني بايد عاملي وجود داشته باشد که به واسطه آن اراده بر عملي ساختن آن تعلق گيرد. در دنياي متمدن همه اهتمام بر اين است که کارها به اراده اکثريت واگذار گردد و به عاملي که حافظ اين اراده باشد اهميتي قائل نيست. با اين وصف هرگاه اراده اکثريت زنده بود قانون اجرا ميشود ولي اگر بنا به دلايلي جامعه به انحطاط و پستي گراييد و شعور اجتماعي خود را از دست داد و يا قدرت حاکمه جلوي خواسته اکثريت را گرفت و تمايلات خود را تحميل نمود قطعا قانون عمل نخواهد شد و همينگونه است در مواردي که افراد از نفوذ سيطره مجريان قانون خارجند در اين گونه از موارد به قوانين عمل نخواهد شد زيرا که ازعامل نگه دارنده دورند. همهي از هم پاشيدگي اجتماع و نقض قوانين و مفاسد اجتماعي از اين قبيل است که به عامل حفظ ارادهها توجه نشده و بدان اهتمام نورزيدهاند آن عامل حفظ اراده و عنصر نگه دارنده در اسلام از نگاه علامه همان روح توحيدي است. اگر رفتار و اعمال فردي و اجتماعي در جامعهاي ريشه در جان مردم نداشته باشد قطعا چنين جامعهاي رو به نابودي است زيرا رعايت حقوق اجتماعي از ثمرات و نتايج درختي است که ريشه در توحيد دارد. اين همان نکته ظريفي است که قرآن کريم بدان اشاره دارد” وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ.”537 بنابراين نميتوان بين عقيده و عمل فاصله انداخت و تلازم ميان آن دو را انکار نمود. عقيده ريشه و عمل ميوه آن است کمال فرد و

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، معرفت نفس، عالم ماده Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، نفس اماره، معرفت خدا