منابع و ماخذ پایان نامه شهيد، ثاني، توثيق، تضعيف

دانلود پایان نامه ارشد

به نام حديث عرضه مي دارد و گاهي متن حديث ضعيفي را گرفته و براي آن حديث مردود سند معتبري درست مي كند245.

3- نا شناخته بودن راوي
از منظر رجاليان، يکي از عوامل تضعيف، مجهول بودن راوي است. منظور از مجهول بودن راوي، شخصي است که بزرگان رجاليان به روشني به مجهول بودنش حکم کرده اند اين معنا تا زمان علامه حلي و ابن داوود ادامه دارد و به عنوان يکي از عوامل تضعيف معرفي مي شود246. اما در آثار شهيد ثاني معناي مجهول بودن راوي گسترش مي يابد بدين شرح که وي علت ضعف سند را ناشناخته بودن راويان مي داند اما اين مجهول بودن به دو معنا کاربرد دارد :
– اول معناي قدمايي که از منظر بزرگان رجالي بيان شد .
– دوم معنايي که شهيد ثاني گسترش داده، مجهول عبارتست کساني که رجاليان به ناشناختگي آنان تصريح کرده اند و هم شامل راوياني است که نام شان در کتاب هاي رجالي نيامده يا اگر ذکر شده درباره مدح و ذم شان سکوت شده است247 . شهيد ثاني مجهول قدمايي را با عبارت مجهول العين نيز ذکر مي کند 248.
يکي ديگر از عوامل مجهول بودن، عناوين مشترک است يعني عناويني که در نام، نام پدر، و… يکسان اند اما مصداق خارجي آن ها متفاوت است. از منظر شهيد ثاني روايت مشترك روايتى است كه در سلسله سند آن راوي وجود داشته باشد كه نام او بين ثقه و غيرثقه مشترك باشد249 به عنوان نمونه شهيد ثانى در سراسر فقه خود روايات محمد بن قيس را ضعيف دانسته و وجه ضعف آن را مشترك بودن محمد بن قيس بين ثقه و غيرثقه ذكر كرده و فرقى هم نگذاشته است250.

4- جرح تفسير نشده
از منظر شهيد ثاني يکي از شرايط پذيرش جرح، ذکر سبب آن است . در آثار وي گاهي دليل تضعيف روشن است مانند فساد عقيده، مجهول بودن، مشترک بودن و … اما در مقابل گاهي دليل تضعيف مبهم است و جرح و تعديل که اساسي ترين عنصر ارزش يابي احاديث به شمار مي رود، بيان نشده است. شهيد ثاني دراين باره تصريح مي کند جرح هاي مطلق و فاقد دليل هرچند بر اساس ديدگاه کسي که تنها مرجح مفسر را معتبر مي داند، به جرح نمي انجامد اما شک و گمان قوي به راوي مجروح به وجود مي آورد که ترک حديث او را در پي دارد از همين رو تا اثبات عدالت فرد يا يافتن علت از ميان برنده سبب جرح، درباره پذيرش حديث او توقف مي شود251.

5- اعتبار احاديث
بيشترين انديشه هاي رجالي شهيد ثانى در آثار فقهي اش تجلي يافته است جايي که از رهگذر بررسي و نقد روايات در موضوعات فقهي نظر خويش را ابراز مي کند و در اين راه بارها اسناد روايات را به لحاظ حال راويان مورد نقض و ابرام قرار داده است .
5-1 شهيد ثانى به روايت موثقه عمل نكرده وي روايات سكونى، عبدالله بن بكير، حسن بن فضال، سماعه و ديگر راويان فطحى و واقفى مذهب و بنوفضال و عامه و… را رد مى كند و آنان را ضعيف مى شمارد252 .
5-2 از منظر شهيد ثاني برخورد فقها با خبر حسن بدين شرح است :
– گروهي از فقها شيعه طبق خبر حسن در كليه موارد عمل مي نمايند و برايشان فرقي در عمل بين خبر صحيح و خبرحسن وجود ندارد .
– عده اي ديگر از فقها خبر حسن را مردود مي دانند و به آن ترتيب اثر نمي دهند.
– دسته اي از فقها در مورد خبر حسن قائل به تفصيل شده اند در مورد خبر حسن اگر مشهور علما برطبق آن عمل نموده باشند ارزشمند است و اگر مشهور علما بدان عمل نكرده باشند اعتبار ندارد253 .
نمونه فقهي خبر حسن در آثار شهيد رواياتي است که در سلسله سند آن ابراهيم بن هاشم واقع شده است . شهيد ثاني به روايات او عمل نکرده است و روايات وي را ضعيف شمرده است . وي در آثار فقهي بسيار اصرار مي ورزد که روايت ابراهيم بن هاشم را حسنه بنامد254.
5-3 از منظر شهيد ثاني مرسل روايتي است که شخصي آن را از معصوم نقل کند درحالي که او را درک نکرده است. مراداز ادراک، تلاقي معصوم در همان حديث است بنابر اين ممکن است صحابي از پيامبر (ص) حديث نقل کند و در عين حال حديث او مرسل باشد بدين معنا که احاديث از پيامبر (ص) باشد اما از طريق صحابي ديگري نقل کند . از ديدگاه وي به مرسل، منقطع، معضل نيز گويند. منقطع آن است که از سلسله سند آن يک راوي قطع شده باشد. معضل آن است که بيشتر از يک راوي ساقط شده باشد255. از نظر شهيد ثاني حديث مرسل مطلقا حجت نيست چه آن را صحابي ارسال کند يا غير صحابي، يک راوي ساقط شود يا بيشتر، مرسل، شخص برجسته باشد يا اين گونه نباشد. مرحوم خويي نيز بر همين عقيده هستند256 شهيد ثاني حجيت مرسلات را به طور کلي رد کرده مگر پرهيز مرسل از غير ثقه دانسته شود مانند ابن ابى عمير از اصحاب ما بنابر آنچه كه بسيارى از علما يادآور شده اند257 وي در برخي مباحث چون مدرك آن مرسله ابن ابى عمير است از آن به صحيح تعبير كرده است258. در نتيجه شهيد ثاني روايت هاى مرسل را مطلقا مردود مى داند به غير از استثناء ياد شده .
5- 4 از منظر شهيد ثاني روايت مقطوع در زمره روايات ضعيف قرار دارد259 روايت مقطوع روايتى است كه گوينده آن روشن و مشخص نيست وي روايت مقطوعه را حجت نمى داند260. با توجه به مباحث ارائه شده ديدگاه رجالى شهيد ثانى بر پايه وثوق سندى استوار شده و اين مبنا اثر بسيارى در اختلاف فتواى وى با ديگران پديدآورده است. در مقابل اين ديدگاه وثوق صدورى وجود دارد . در انديشه وثوق سندى تنها راه دستيابى به اعتبار روايت سند است و بر اين باور است از راه غير ازسند نمى توان به اعتبار روايت پى برد. در مقابل گروه وثوق صدورى معتقد است معيار و تراز عمل به حديث اطمينان به صدور آن از معصوم است وصدور آن از معصوم از دو راه ثابت مى شود :
– يکي از راه سند يعنى سلسله سند آن بايد موثق باشد .
– از راه قرينه ها و نشانه ها261.

6- قواعد کلي علم رجال
6-1 قاعده اصحاب اجماع از اهميت ويژه اي در علم رجال برخوردار است. به طوري که اين قاعده از مهمترين مباحث اين فن است زيرا در بعضي از فروض هزاران حديثي که از حريم صحت خارج هستند در محدوده صحت داخل مي شوند يا حکم حديث صحيح بر آن جاري مي شود262. اولين کسي که اصحاب اجماع را نقل کرده کشي است. اگر چه علامه حلي، شهيد اول، قاعده اصحاب اجماع را پذيرفته اند اما شهيد ثاني براى اين قاعده ارزشى قائل نيست263وي روايات ابان بن عثمان و عبدالله بن بکير که از اصحاب اجماع مي باشد به جهت ناووسيت و فطحيت مردود دانسته است264.
6-2 شهيد ثاني شيخوخت اجازه را از راه هاي توثيق راوي مي داند و معتقدند که در مورد آن ها نيازي به نص تزکيه نيست265 در نتيجه وي دراين زمينه خود نظريه پرداز يکي از اين قواعد کلي علم رجال است. ايشان در مورد مشايخ اجازه بر اين اعتقاد است که آن ها مشهورند و نيازي به توثيق ندارند وي در اين باره مي گويد عدالت معتبر يا با تصريح دو نفر عادل دانسته مي شود يا با استفاضه به اين معنا که عدالت راوي بين محدثان و ديگر عالمان مشهور باشد مانند مشايخ پيشين ما از روزگار محمد بن يعقوب کليني تا روز گار ما هيچ يک از اين مشايخ مشهور نيازي به تصريح بر تزکيه يا بينه اي بر عدالت ندارد زيرا در دوران خود به وثاقت، ضبط، ورع شهره بوده اند که فراتر از عدالت است266 بر اساس گزارش شهيد ثاني مشايخ در اين باره زماني، غالبا به صورت مشايخ راوي کتاب ها نقش داشته اند و در واقع اجازه نقل کتاب ها را صادر مي کرده اند . به ديگر سخن آن ها مشايخ اجازه بوده اند که پس از اين در عبارات بزرگان رجالي از آن تعبير شد. صاحب معالم267، شيخ بهايي268 ، ميرداماد269 از شهيد ثاني پيروي کرده اند .
6-3 شهيد ثانى كسانى را كه متاخرين مانند علامه حلى و ابن داود ثقه دانسته اند ثقه نمى داند و به اين گونه ثقه شمردنها اعتنايى ندارد و آن را كافى نمى شمارد. او و پيروانش ثقه شمردنهاى متاخران را بر حدس و گمان استوار مى دانند نه بر حس زيرا به باور اين گروه فاصله زمانى تا راوى مانع از اين مى شود كه بتوان بر ثقه بودن راوى شهادت داد و شهادت حدسى در ثقه بودن کافي نيست270مطلب ديگر اين که بيشتر رجاليان صحيح بودن روايت را دليل بر ثقه بودن راوي گرفته اند مثلا اگر روايتى را علامه حلى صحيح بداند بسيارى از عالمان و فقيهان مانند صاحب جواهر اين عمل را دليل بر ثقه بودن راوى و صحيحه بودن روايت مي داند271 اما شهيد ثاني اين مورد را نيز نمي پذيرد272 .
6-4 شهيد ثاني معتقد است چنانچه راوي از مشايخ صدوق باشد نشانه توثيق راوي مي شود273.
6-5 بسيارى از فقيهان بر اين نظرند اگر شيخ صدوق و ديگر بزرگان راوى را بستايند و بر او ترحم ورزند دليل بر ثقه بودن او خواهد بود شهيد ثانى به اين نشانه ها توجهى نمى كند و آنها را دليل بر ثقه بودن فردى نمى گيرد274.
6-6 از منظر شهيد ثاني توثيق امامي به دست غير امامي معتبر نيست275.
6-7 شهيدثاني تصريح مي کند دانشمندان شيعه تلاشهاي علمي زيادي در زمينه ” رجال شناسي ” انجام داده و آثار ارجمندي را عرضه داشته اند از جمله كتاب پرارج ” رجال كشي ” است كه در بردارنده ابعاد گوناگوني از اين تلاشهاي موثر است. چهره هاي نامدار ديگري نظير نجاشي، شيخ طوسي، ابن طاووس، ابن داود و… در اين زمينه آثاري عظيم و گرانقدر به يادگار گذاشته اند كه امروز در خدمت محققين است. آنچه امروز موجود است عاري از عيب نيست لذا بر محققين هرعصري است با تكيه بر اصل اجتهاد، قدرت، لياقت، كفايت علمي، در آثار دانشمندان سلف، تدبر و تامل نموده و بر كژيهاي آن دست يابند و نكات تاريك يا ضعيف را روشن و برطرف نمايند در كتب سلف چه بسا مدح يا ذم راوي و ناقلي يا محدثي صورت گرفته باشد و آن فرد شايسته ذم يا مدح نباشد چنانچه ما ( شهيد ثاني ) پرده از اشتباهات پيشينيان در اين زمينه برداشته ايم و در كتب مربوطه خويش آنها را متذكر شده ايم. لذا بر اين نكته تاكيد داريم آنان كه شايستگي كامل علمي را دارند نشايد كه در اين فن مقلد و پيرو اسلاف خويش باشند بلكه بايد با تكيه بر علوم خويش و با اجتهاد و تلاش مستمر خود مقولات گذشتگان را حلاجي کنند276. شهيد ثاني بر اقوال رجاليان گذشته از جمله نجاشي، شيخ طوسي، ابن غضائري تکيه زده است277.
6-8 هرگاه راوي در زمره راويان مشهور و شناخته شده نزد رجاليان باشد و جرحي هم درباره او وارد نشده باشد شهيد ثاني روايت چنين راوي را مي پذيرد278.
6-9 شهيد ثاني در بررسي سندي روايات به چگونگي حال راويان توجه کرده و در نقد طريق روايات به وجود مختلف ضعف پرداخته است. وي هرگاه دليلي بر عدالت راوي نيابد او را مجهول الحال معرفي مي کند279 .
6-10 در اصطلاح رجاليان در صورتي که توثيق و تضعيف عالم رجالي در قالب قضيه اي به صورت موضوع خاص و مشخص انجام پذيرد به آن توثيق خاص گويند. شهيد ثاني در مواردي توثيق و تضعيف راويان خاصي را ارائه کرده است اين توثيقات و تضعيفات به دو شکل در آثار شهيد ثاني قابل مشاهده است ؛
– شکل اول به جمع بندي، نتيجه گيري، ترجيح وثاقت يا ضعف يک راوي بر پايه تحقيقات مبتني بر قواعد رجالي و مباني اجتهادي شهيد ثاني در اين موضوع . نمونه مهم اين ترجيحات عبارتند از :
– ابراهيم بن عمرو يماني : ترجيح تعديل علامه را شهيد ثاني نپذيرفته است280.
– ابان بن عثمان : تضعيف به جهت فساد مذهب را شهيد پذيرفته است اگرچه از اصحاب اجماع است281.
– جرير بن عبد الله بجلي : مدح را معارض با اخبار تاريخي مي داند282.
– عبدالله بن بکير : شيخ طوسي او را توثيق کرده است اما شهيد ثاني به جهت فساد مذهب او را تضعيف کرده است283.
– شکل دوم درباره توثيق و تضعيف کساني که پيشينيان درباره آن ها اظهار نظري نکرده اند يا اين که به صراحت توثيق و تضعيف درباره آنان ندارند اين موضوع در بخش نوآوري ذکر مي شود بدين جهت از تکرار مطالب خودداري مي شود .

مبحث دوم : نوآوري شهيد ثاني

شهيد ثاني در زمينه علم

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه اکل مال به باطل، صاحب نظران، تعذر وفا