منابع و ماخذ پایان نامه سوره بقره، امام سجاد

دانلود پایان نامه ارشد

توصيهها و پندها، روشها و تاکتيک‌ها، احکام و مقررات، زمينه چينيها و بسترسازيها، عوامل و موانع، تأکيدها و تحذيرها، بشارتها و انذارها، قصهها و مثلها، تحليلها و تبيينها، تصويرسازي‌ها و تجّسمبخشيها است؛ براي مثال، اقداماتي چون: گشودن گرههاي علمي و شبهات فکري، زدودن موانع تفکّر و تعقّل، تهذيب روح و جان از تمايلات بيارزش، کنترل غرائز و بازداشت از شهوات ناشايست که بهعنوان بخشي از مؤلّفه هاي تربيت قرآني بهشمار ميرود، صرفاً به صورت توصيهها و درسگفتارهاي خشک و ساکن توسط قرآن مطرح نمي‌شود؛ بلکه با روش‌ها و ابزارهاي متنوّع اعمّ از مواعظ و حکم، قصص و امثال، نمونههاي نيک و بد، لحنهاي تند و نرم، بهرهگيري از عناصر بلاغي و بياني گوناگون و در قالبها و سبکهاي متنوّع و جذّاب با در نظر گرفتن شرايط مکاني، زماني، روحي و عاطفي و رعايت تفاوت متربّيان و …صورت ميگيرد.
بنابراين مفسّر تربيتي، علاوه بر بهرههاي عام تربيتي که با اندک تدبّري در قرآن رخ مينمايند، به کشف و برجستهسازي معارف تربيتي مرتبط با “سيره تربيتي قرآن ” که منطبق با نگاه “روششناسانه” است نيز مي‌پردازد؛ ضمن اينکه مفسّر با کشف الگوي موفق تبيين معارف دين و شناخت روشهاي آن در اصلاح و تربيت انسانها، با الگوگيري از قرآن کريم، اقدام به پياده ساختن اين توصيهها و روشها در فرايند سامان‌دهي تفسير خويش مينمايد و آينه تمامنماي قرآن در تعليم معارف دين ميشود. بدينسان، مصداق “تَخَلّقوا بِأخلاِق الله” در ساحت “تخلّق خاص” ميگردد.
به اعتقاد بسياري از مصلحان ديني سدههاي اخير، هر حرکت اصلاحي بايد بر محوريت قرآن و تعاليم آن باشد؛461 “حسن الترابي” نويسنده مجموعه سهجلدي “التفسير التوحيدي” به نيکي به اين مسأله اشاره کرده:
“هيچ حرکتي براي باز آفريني اسلامي نيست؛ جز آنکه بايد نمونه کارش همان روش والاي قرآن باشد”462
حرکت تفسيري نيز مصداقي از همين بازآفريني اسلامي است که بايد بر اساس سلوک قرآني باشد.
برايمثال، قرآن کريم در موارد فراوان، از عنصر دعا و مناجات بهره گرفته463 و در تعليم معارف ديني و تربيت انسان توحيدي به کار بسته است. ذکر دعا و نيايش به گونههاي مختلفي در قرآن بهکار رفته است؛ به عنوان نمونه، گاه بعد از مباحث اعتقادي و اخلاقي، اسلوب دعا بهکار رفته است. آيات پاياني سوره بقره و آل عمران از اين نمونه است.464
“لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسينا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ”465
گويا ختم بيانات اخلاقي و اعتقادي در پايان سوره به دعا بيانگر همان توحيد افعالي است که همه چيز به لطف الهي است و کسب اعتقاد و اخلاق جز در پرتو اين لطف ممکن نيست. در تفسير اين آيه مي‌خوانيم:
“در اين آيه انسان تمام مراحل لطف را از خداوند مى‏خواهد: مرحله اوّل عفو است كه محو آثار گناه و عقاب است. مرحله دوّم مغفرت و محو آثار گناه از روح است و مرحله سوّم بهره‏گيرى از رحمت پروردگار و پيروزى بر كافران مى‏باشد”466
قالب دلنواز دعا و مناجات، روح آدمي را متوجّه مبدأ هستي ميکند و معارف ديني را قبل از گوش سر به گوش هوش و فطرت آدمي ميرساند. دعا بهمنزله يک دانشگاه تربيتي بزرگ و عمومي است که در جهت دو اصل مهم “تزکيه” و “تعليم” و آموختن معرفت و بصيرت و نشر پيامهاي سازنده و عميق همواره مي‌تواند فعال باشد.467 به عقيده برخي از مفسّران، ادعيه معصومان( در کنار کتاب و سنت بايد مرجع و ملجأ دانشمندان اسلامي باشد.468 براين اساس، کوشيدهاند با دعاها و نيايشهاي مناسب ضمن تفسير، روحانيت و لطافت تفسير را افزون سازند و مايه اتصال آن به سرچشمه وحي الهي و مصونسازي آن از دستاندازي شيطان شده سرمشق مناسبي براي مخاطبان خود و نيز مايه احياگري روش قرآن و عترت در راستاي بهسازي محيط زيست و نشو و نماي تفسير باشند. 469
مفسّر تربيتي با الگوگيري از قرآن، در تدوين تفسير خويش به بهرهگيري از اين عنصر مي‌پردازد؛ برايمثال، آيت الله سيد مصطفي خميني در “تفسير القرآن الکريم”، بارها از اين عنصر بهره گرفته است. نيايشنامه ايشان در اواخر مباحث تفسيري سوره “حمد” اين چنين است:
“فيا رب و يا عزيزي و املي و سيدي و مولاي، اليک نبتهل و منک نسأل، يا ذالجود و الکرامه…و دلهاي ما را از انوار اين سوره مبارکه لبريز سازي و ما را مدد رساني بر طاعت خود با مواظبت بر احکام اين سوره و مراعات آداب اين سوره و از آن کسان نباشيم که اين سوره را مي‌خوانند و مانند کلاغ منقار بر زمين مي‌سايند. و از آن کسان نباشيم که مشمول لعنت کتاب تواَند و نه از آن کسان که از حقايق و دقايق آيات آن در حجابند و نه از آن کسان که زنداني اند و از درک شئون و اطوار آن بي خبرند؛ که در حديث است:”رب تال القرآن و القرآن يلعنه”. همچنين است که چه بسا مفسّر کتاب الهي که عمرش را در توضيح مقاصد قرآن فنا کرده است امّا قرآن از او منزجر است؛ و به خداوند متعال پناه مي‌بريم که از آن زمره باشيم. يا خير المسئولين و يا خير المعطين اشف صدورنا و اذهب به غيظ قلوبنا و اهدنا لما اختلف فيه باذنک يا رحيم يا کريم.”470
يکي ديگر از راز و نيازهاي مفسّر به دنبال بحث درباره “نفاق” چنين است:
“خداوندا، اي معبود من، به درگاه تو ابتهال ميکنم و در پيشگاه تو به گريه و زاري مينشينم و از تو اميد دارم که مرا در طاعت و عبادت خود ياري دهي، در پرتو نيکويي حال و کرامت وجود خويش، اي معبود من و اي سرور من، با حفظ خود مرا از نفاق، زياد آن و کم آن، بزرگ آن و کوچک آن، محفوظ بدار و در پرتو حمايت خويش مرا در برابر اين صفت شوم و اين رذيلت مذموم که مرا درخور سخط و غضب تو و حتي استهزاء مي‌گرداند حمايت فرما. اي معبود من که اگر تو نکني آسمانها و زمين نيز نخواهد توانست. خداوندا کار به دست توست و توکّل بر توست تو نيز مرا به جز خودت وامگذار، يا الله”471
علاوه بر بيان دعا از زبان مفسّر، مي‌توان در ضمن تفسير نيز از ادعيه مأثوره معصومان 7 به تناسب موضوع آيه بهره جست.472 از اينرو برخي از مفسّران تأکيد ميکنند که: “شايسته است از دعاهاى به جا مانده‏اى كه گنجينه‏هاى معارف اسلامى و درخششهايى از نور وحى است و بر زبان بزرگان عرفاى مبارك يعنى پيامبر9 و اهل بيت او: جارى شده، در تفسير آيات معرفتى كه نيمى از قرآن يا بيش از آن است، بهرهبردارى كنيم.”473 نمونهاي از کاربست دعاهاي معصومين :، يکي از پيامهاي تربيتي آيه 178 آل‌عمران در “تفسير نور” چنين است:
“وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهين؛ و البته نبايد كسانى كه كافر شده‏اند تصور كنند اينكه به ايشان مهلت مى‏دهيم براى آنان نيكوست ما فقط به ايشان مهلت مى‏دهيم تا بر گناه [خود] بيفزايند، و [آن گاه‏] عذابى خفت‏آور خواهند داشت”
“طول عمر مهم نيست، بهره از عمر مهم است: “أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ”. امام سجاد عليه السلام در دعاى مكارم الاخلاق چنين مى‏فرمايد: [خدايا] هر گاه عمر من چراگاه شيطان گشت… جانم را به سوي خود برگير”474
بنابراين، مفسّر قرآنسلوک بايد پيش از هر چيز روشهاي قرآن در تعليم و تربيت را بياموزد و در تدوين تفسير خويش به کار بندد؛ ازجمله روشهاي قرآن در تبيين معارف ديني که برخي از مفسّران بدان آگاهي دادهاند ميتوان به موارد زير اشاره کرد:
1. استفاده گسترده از تمثيل براي تنزّل دادن معارف سنگين؛ 2. بهره گيري از جدال احسن و پايه قرار دادن پيش فرضهاي مقبول خصم در احتجاج با کساني که در برابر اصل دين يا خصوص قرآن سرسختي نشان مي‌دهند؛ 3. آميختن معارف و احکام با موعظه و تعليم کتاب و حکمت با تربيت و پيوند زدن مسائل نظري با عملي و مسائل اجرايي با ضامن اجراي آن؛ 4. پيوند دادن مسائل جهان شناسي با خداشناسي؛ 5. گزينش صحنه‌هاي درس‌آموز تاريخي در تبيين قصه‌ها؛ 6. بيان مصداق و پرهيز از کلي‌گويي؛ 7. تکرار هدفمند مطالب.475

4. تفسير تربيتي؛ تفسيري جامع نگر
“سطحينگري و بخشينگري” دو آسيب مهمّ بسياري از رويکردهاي تربيتي است.476 اين امر، ناشي از عدم شناخت يا غفلت از مباني مهم تفسيري و تربيتي است؛ مانند: مباني قرآنشناختي که مرتبط با قلمرو و اهداف قرآن، مباني انسانشناختي که مرتبط با ساحتهاي وجودي او، مباني هستيشناختي که مرتبط با جنبههاي حيات انساني (دنيوي و اخروي) و مباني معرفتشناسي که مرتبط با منابع و روشهاي معرفت‌يابي درست است. حقيقت تربيت، کمالرساني انسان دانسته ميشود. تربيت و کمالرسانيِ بخشي از وجود انسان منجر به تربيت ناقص و معيوب است و برآيند آن، بسياري از معضلات تربيتي انسانها در عصرهاي مختلف؛ به ويژه دوران معاصر است. کمال تربيت، نيازمند جامعنگري به حقيقت تربيت و انسان، در تمام محورهاست. قرآن کريم با شناخت درستي که از ماهيت انسان دارد و با نگاهي جامع، توصيهها و روشهاي دقيق و عميقي را بيان کرده است. رويکرد مفسران به تربيت قرآني که عمدتاً تابع شرايط فکري، روحي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي عصر خويش بوده نگرشهاي متفاوتي را در اولويّتهاي تربيتي انسان ايجاد کرده و در تفسيرنگاري آنها انعکاس داده است؛ از اينرو شاهد رويکردهايي با غلبه نگاه نقلي، عرفاني، اعتقادي، اخلاقي و عقلي اجتماعي در جريان تفسير تربيتي هستيم؛ بسياري از مفسران در انتظار از قرآن، بي ترديد همان هدف هدايتي و تربيتي را نشانهگيري کردهاند؛ امّا تفاوت در راه وصول به اين هدف و گزينش اولويتهاي تربيتي، پيش‌زمينههايي را ايجاد کرده که فرايند تفسير را تحتالشعاع خويش ساخته است؛ بدينسان شاهد تفاسيري هستيم که هريک بخشي از تربيت را تبيين و تأمين ميکنند؛ از اينرو تربيتهاي مبتني بر اين رويکردها تربيتهاي ناقص و معيوبي است که ميتواند مايه خسارتهاي فکري و عملي در حوزه فردي و اجتماعي گردد. زهدگرايي، عزلتگزيني و اجتماعگريزي، جمود و خمود، نقل‌گرايي و عقلگريزي، آخرتگروي و دنياگريزي، جسمسوزي و روحپروري از جمله اين آفات است.
تدوين تفسير تربيتي کارآمد در گرو توجّه به عنصر “جامع نگري” در محورهاي زير است:

4-1. جامع نگري در توجّه به عناصر نظام تربيتي
فرايند تربيت، با قوانين و اصول ويژهاي همراه است. کشف و شناخت قوانين حاکم بر اين فرايند؛ همانند کشف قوانين و اصول ساير پديدههاي طبيعي ميتواند از حرکتهاي نامطلوب جلوگيري کرده زمينههاي لازم را براي ظهور و بروز هر چه بيشتر و بهتر اين پديدهها فراهم سازد؛ همچنين کشف قانونمنديهاي حاکم بر تربيت، زمينه را براي کشف و اتخاذ شيوهها و روشهاي مطلوب و کارامد براي تربيت فراهم مي‌سازد؛ از اين‌رو در تعليم و تربيت، هم مباني و اصول بايد شناخته شود و هم با اتخاذ روشهاي مؤثّر و بهکارگيري آنها، فرآيند تربيت در مسير صحيح و شايسته خود قرار گيرد. به يقين، اطلاع مربّي از متربّي، اهداف تربيت، محتواي تربيت، روشها و اصول حاکم بر آن نقش مهمّي در فرايند دارد؛ زيرا اساساً هيچ اقدامي بدون کمکگرفتن و تأثير پذيري خواسته يا ناخواسته از دستگاه شناختي و اطلاعات ذهني ممکن نيست؛ از اين رو حضرت علي7 خطاب به کميل فرمودند: “يا کميل ما من حرکه الا و انت فيها محتاج الي معرفه؛ اي کميل! هيچ حرکتي نيست جز آنکه در آن محتاج به شناخت هستي”477
“نظام تربيتي” متکفّل تبيين موضوعات مرتبط با اين شناخت قرار ميگيرد و نسبت به نظامهاي تربيتيِ گوناگون، متفاوت خواهد بود. مراد از از نظام تربيتي “مجموعهاي از مفاهيم و انديشههاي منتظم و سازمان‌يافته در باب تربيت است که بين آنها روابط متقابل جريان داشته و به اصطلاح از نوعي همبستگي دروني برخوردارند و بيانگر کيفيت و چگونگي تربيت به طور اساسي و پايهاي مي‌باشند”478
عناصر نظام تربيتي عبارت از مباني، اهداف، اصول و روش‌ها هستند و ساير مباحث تربيتي به گونه‌اي به اين عناصر

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه نزول قرآن، امام صادق Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق