منابع و ماخذ پایان نامه سن ازدواج، احمد شاه قاجار، ناصرالدین شاه قاجار، ناصرالدین شاه

دانلود پایان نامه ارشد

پدر و مادرش نمیتوانند بکنند. زیرا اجازه ندارد دختر را دیده و با او صحبت نمایند. پس از آنکه از رضایت دختر، اطلاع حاصل شد، آن جوان دو نفر از دوستان نزدیک خود را، به خواستگاری نزد پدر آن دختر میفرستد تا در این مورد با او صحبت نمایند. در این مذاکرات غالبا دوستان پدر عروس هم شرکت دارند و آنها به طوری که معمول است، اول به تقاضای دوستان داماد، روی خوشی نشان نمیدهند، ولی بعدا مذاکرات در اطراف شرایط ازدواج و مهریه شروع میگردد (اولئاریوس،1386)
« پس از انجام این تشریفات، عروس و داماد، هر یک از طرف خود، یک نفر وکیل انتخاب میکنند که اگر در شهر هستند نزد قاضی و اگر در ده هستند، نزد ملای ده رفته و آنها را به عقد ازدواج یکدیگر درآورند. زیرا نه عروس و نه داماد، نباید شخصا در این مراسم و نزد قاضی یا ملا حاضر شوند. قاضی پس از آنکه از رضایت پدر و مادر عروس و داماد، اطلاع پیدا کرد و صحت وکالت آن دو نفر را دریافت، صیغه عقد را به نام خدا، محمد(ص) و علی(ع) جاری کرده و عروس و داماد را که غالبا یک دیگر را ندیدهاند. به عقد هم در میآورد و عقد نامهای را نوشته و مهر و امضاء مینماید.
« پس از پایان مراسم عروسی، اگر قرار باشد عروس و داماد در منزل پدر داماد زندگی کنند، عروس حق ندارد هیچ وقت با روی باز و بدون حجاب، نزد پدر شوهر خود برود و بعلاوه نمیتواند کلمهای با او صحبت کند و در مواقع لزوم، فقط با اشاره باید مقصود خود را بفهماند. این وضع تا یک سال ادامه دارد و در این موقع، اگر پدر شوهر، هدیهای که شامل سکه طلا یا یک دست لباس و یا بالاخره قطعهای جواهر باشد، به عروس بدهد، زبان عروس باز شده و با پدر شوهر خود صحبت میکند. ولی باز هم روی خود را به طرف او باز نمیکند و در موقع غذا خوردن، دهان خود را هم نشان نمیدهد. بلکه یک پارچهای مثلث شکل را به دو گوش خود میبندد که جلوی دهان او را میگیرد و لقمه را در پشت این پارچه که آن را یاشمان میگویند، به دهان میگذارد و یا آنکه آب و شربت مینوشد.»
تاورنیه در این باره مینویسد: «ایرانیان عادت دارند اطفال خود را خیلی زود نامزد میکنند. یعنی از سن هشت نه سالگی و گاهی زودتر. اما ارامنه از آنها زودتر به این کار اقدام مینمایند؛ از پنچ سالگی، پسر و دختر را تزویج کرده، از همان وقت در یک بستر میخوابانند.» (مهرآبادی، 1379).

3-10-2-1- در زمان ناصرالدین شاه قاجار
پولاک در باب سهولت ازدواج در این زمان مینویسد:
« در مشرق زمین، کار ازدواج برای هر کس، سهل است. با نیاز اندک به پوشاک و مسکن، ارزانی خواربار، لطف و مساعدت طبیعت، اعتقاد به قضا و قدر، با دگرگونی همیشگی احوالات روزگار که تحصیل ثروت و از دست دادن آن را کلا در اثر تصادف، وانمود میکنند، دیگر پر کردن شکم بر و بچهها برای یک نفر شرقی، ایجاد ناراحتی خیال و نگرانی نمیکند.
« این دیگر از جمله بدیهیات است که دختری که به سن معینی رسید، باید شوهر کند و به همان نسبت، مسائل مربوط به ثروت و وضع طبقاتی، کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
« از آن گذشته، سهولت طلاق، دیگر اقدام به ازدواج را در دیده مردم، مانند اروپا کاری چنان صعب و مشکل جلوه نمیدهد.« پس میتوان فهمید که چرا از پیر دختران و پیرعزب ها که این روزها در کشورهای متمدن، گروه، گروه از آنان دیده میشود در ایران خبری نیست. و به ندرت دختر بی عیب و نقص و خوشنامی در این ممکلت وجود دارد که به علت توقعات و خودخواهیهای محتمل پدر و مادر، پس از بیست سالگی، بدون شوهر مانده باشد. من فقط به یک مورد از آنچه یاد شد، برخوردهام: شاهزاده فخرالدوله تا هفتاد سالگی، دختر باقی ماند.
« مرد شرقی اصلا نمی فهمد وقتی امکان زن گرفتن هست، چرا باید عزب بماند (پولاک23،1361).
در مورد سن ازدواج بیان میکند:
«در ایران پسر بچهها در چهارده سالگی بالغ میشود. هرگاه وی از خانواده معتبری باشد، در حدود شانزده یا هفده سالگی و گاهی نیز حتی در ده سالگی، بزرگترها برایش یک زن قراردادی که صیغه نامیده می شود، میگیرند و هنگامی که کسب و کاری پیدا کرد و به سن رشد واقعی رسید، وی به ازدواج واقعی (عقدی) با دختری از خانوادهای محترم یا دختر عمویش یکی از شاهزاده خانمها تن میدهد.
«مردانی که در آستانه هفتاد سالگیاند، دختر بچه ده ساله را به زنی میگیرند، بی آنکه عمل آنها جلب توجه خاصی کند یا یاوگویی را باعث شود. عکس آنچه گفته شد، بسیار به ندرت رخ میدهد. یعنی مرد جوان شانزده سالهای به سهولت یک عاقل زن بیوه را نمیگیرد، مگر آنکه ملاحظات خانوادگی، صنفی یا مالی در مد نظر باشد.» (همان،1361).

3-10-2-2- ازدوجهای خویشاوندی
پولاک در این باره مینویسد:
«اغلب بچهها را که هنوز در گهواره هستند برای هم نامزد میکنند و بیشتر این مطلب در مورد عموزادهها صدق میکند. ازدواج افراد خانواده با یکدیگر، خود رسم و قاعده شمرده میشود. هرگاه به عللی دختر را به پسر عمویش ندهند، این امتناع باعث ایجاد خصومتها و رنجشهای متمادی خواهد شد.
« خانمی که با یکی از خویشان خود ازدواج کرده باشد، در حرمسرا از بهترین احترامات برخوردار است. شوهر معمولا به وی دختر عمو خطاب میکند و این عنوان، خود به دارندهاش حق میدهد که توقع ملاحظه و احترام داشته باشد.»
پولاک همچنین در مورد ازدواج در بین قوم و قبیله بیان میکند:
« اگر ازدواج در داخل خانواده انجام نشده باشد، ازدواج بین قوم و قبیله، خود، قاعده و ملاک محسوب میشود. یک نفر از ایل افشار از افشارها زن میگیرد، قشقایی از قشقاییها و … قس علیهذا. یک دختر ایلی، بهترین خواستگار شهری را تحقیر میکند. وی فقط به افراد قبیله خود، شوهر میکند. بدین ترتیب، خانوادهها و عشیرهها دست نخورده و مخلوط نشده میمانند.»
در مورد دلاله های ازدواج پولاک مینویسد:
« از آنجا که مرد، قبل از ازدواج نمیتواند همسر آینده خود را ببیند و در ضمن، دختر حتی بدون دیدن شوهر هم حق انتخاب ندارد، بلکه فقط بزرگترها اختیار وی را دارند، اغلب ازدوجها در اثر وساطت زنان خویشاوند یا دلاله ها عملی میگردد. دلاله به مردی که قصد زن گرفتن دارد، رجوع میکند و از خصوصیات ممتاز بدنی و جسمی زنی که برایش در نظر گرفته است، داد سخن میدهد و معمولا در این باره مبالغه میکند و میگوید پوستش سفید، چشمانش درشت، صورتش گرد و همچون ماه، ابروانش کمانی و قامتش مانند سرو است. پس از آن، دلاله به خانه پدر و مادر دختر میرود و از نظر مالی، وضع را روشن میکند (همان،1361).
اوایل زمان رضاشاه رسوم ازدواج تغییر مییابند.فرد ریچاردز در ضمن توصیف اوضاع ایران در اوایل روی کار آمدن رضا شاه، مینویسد: در این اطاقهای هلالی شکل (پل خواجو)، مردان جوان دربار زنهای آینده خود که زیبائیهای آنها در پشت نقابهای ضخیم و چادر پنهان است، میاندیشند. چه عجیب است که فقط در شب عروسی است که پدر و مادر به شوهر اجازه میدهند تا همسر خود را برای اولین بار ببیند و سلیقه پدر و مادر خود را بستاید. در بعضی از موارد، داماد از حیرت شاخ در میآورد.
« این روزها بین پیرمردهای ریش حنائی بازار، افسانههای عجیبی شایع است و میگویند که پسرهایی که به مدرسه میروند و در کلاسهای بالا تحصیل میکنند، مانند سابق، مطیع و حرف شنو نیستند. در مدرسهها باشگاههایی تشکیل دادهاند و اعضای این جمعیتهای مخفی، سوگند یاد کردهاند که قبل از دیدن زن خود، او را به همسری قبول نکنند پیرمردان در حالی که انگشتان خود را در میان ریشهای مسی رنگ خود فرو میبرند، سر را تکان میدهند و متحیرند که کار دنیا به کجا خواهد کشید.»
در زمان احمد شاه قاجار رابینو درباره آداب عروسی زنان ترکمن در زمان احمد شاه قاجار مینویسد:
« سن ازدواج در میان ترکمنها معمولا 15 یا 16 سالگی برای پسران و 9 یا 10 سالگی برای دختران است. میزان ارزشی که قبیله به دختر میدهند، در حدود سیصد تومان است که نیمی از آن نقد است و نصف دیگر، حیوانات از قبیل اسب و شتر و گاو میباشد. گاهی نیز به اندازه وزن دختر، نقره داده شده است. پس از انجام تشریفات عروسی، عروس دو یا سه روز با شوهر خود به سر میبرد. بعد به چادر پدرش بر میگردد تا تمام چیزهایی را که یک زن ترکمن باید بداند از قبیل: پارچه بافی، دوختن و پختن غذا یاد بگیرد. پس از چند سال باز به خانه شوهرش میرود. هرگاه شوهر وفات کند، به چادر خود مراجعت مینماید و اگر در این وضع و حال خواستگار تازهای پیدا شود، دیگر ارزش او سیصد تومان نیست، بلکه ششصد تومان خواهد بود که باید به پدر پرداخته شود. زنی که دو بار شوهرش را از دست داده باشد، شاید حتی تا هزار و پانصد تومان، عاید پدر خود سازد (مهرآبادی، 1379).
در مورد مراسم ازدواج بلوچها در زمان فتحعلی شاه قاجار یاتینجر مینویسد:
« وقتی مردی (در میان بلوچها) تصمیم میگیرد با دختری ازدواج کند، معمولا برادرش یا کسی را که قوم و خویشی نزدیک با پدر دختر دارد، مامور میکند تا مطلب و درخواست او را با پدر در میان بگذارد و تقاضای اتحاد و ازدواج بنماید. ممکن است این تقاضا یا بهتر بگویم خواستگاری، به تصویب پدر دختر برسد. در صورت رضایت وی، تشریفات مبادله تحف و هدایا بین طرفین انجام میگیرد. این عمل متقابل را سنگ یا وعده (قول و قرار) مینامند. اگر چه بعضی اوقات در بین طبقات بالاتر، پیش از آنکه دو طرف نامزد شده، همدیگر را ببینند، این عملیات انجام میگیرد. این عمل، چنان مقدس و آسمانی و طبیعی محسوب میگردد که ممکن نیست روزی تحت هر شرایطی که باشد، نقض شود و اگر مرد نامزد شده، بمیرد، برادرش موظف است این قانون را به خاطر حفظ شرافت و شئون خانوادگی و رعایت نزاکت و ادب، محترم شمرده، با نامزد بردار متوفایش ازدواج کند. هدایایی که از جانب مرد داده میشود عبارتند از شتر، گوسفند و بز و سایر چهارچایان اهلی؛ و این هدایا مستقیما به خانه پدر زن آینده اش ارسال میگردد. چند روز پس از مراسم سنگ، به شرطی که قدرت مالی مرد جوان اجازه دهد که خرجی سنگین بنماید، مهمانی بسیار مفصلی که تقریبا تمام افراد دخیل در آن دعوت میشوند، برپا میگردد. بسیار اتفاق میافتد که مراسم سنگ، قبل از آنکه دختر، قابل ازدواج باشد، انجام میگیرد و در این حالت، دو نامزد اجازه دارند که یک دیگر را در خانه پدر دختر ببینند و در این ملاقات و دیدار باید یکی از افراد خانواده پدر دختر نیز حاضر باشد. به هیچ وجه به دختر اجازه داده نمیشود که به خانه اقوام شوهر آینده برود مگر در حضور دیگران. به محض این که دختر به سن ازدواج برسد و بتواند وظایف شوهرداری را بر عهده بگیرد، تشریفات ازدواج توسط ملا و در حضور دوستان و اقوام عروس و داماد انجام میگیرد و داماد، یک بار دیگر مهمانی و جشن عروسی دایر میکند و تا حد امکان از افراد دعوت نموده، با هر قدرتی که داشته باشد، آن را با شکوه تر و مجلل تر برگزار میکند (بیشوب،1375).
شاردن در مورد صیغه در زمان شاه سلیمان صفوی مینویسد:
« زنان اجارهای را متعه و صیغه میخوانند. هر کس، هر قدر بخواهد، در مقابل وجه مقرر، برای مدت معلوم میتواند زن برای خود، متعه و صیغه بکند. در اصفهان که پایتخت امپراطوری ایران است مهرویان جوان را در مقابل چهارصد و پنچاه لیره ( فرانسوی، معادل فرانک طلا) برای یک سال اجاره میکنند البته پوشاک و خوراک و منزل معقوده موقت به عهده عاقد دواطلب است. ازدواج در محضر قاضی شرع برگزار میشود؛ مثل ازدواج دایم، یک عمل فوق العاده مثبت و مشروع و قرین شرافتی محسوب میگردد. معمولا صیغه و متعه را در پایان مدت معهود و مقرر، در صورت رضایت طرفین، تجدید میکنند و ممکن است که پیش از انقضای مدت معلوم، اجاره نامچه فسخ گردد. ولی در این صورت، عاقد ناگزیر است که تمام وجوه مقرر در قرارداد را به معقوده موقت بپردازد. یک زن اجارهای (صیغه)، پس از جدایی، فقط بعد از گذشتن چهل روز و اختتام ایام ماهیانه، مجاز است که شرعا به دیگری تعلق بگیرد.»
خانم شیل در باب صیغه در زمان ناصرالدین شاه قاجار مینویسد:
« ازدواج در ایران به دو شکل صورت میگیرد: یکی ازدواج واقعی (عقد رسمی) دیگری ازدواجی است که معروف به صیغه میباشد و به هیچ وجه محدودیتی از

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه آداب و رسوم، تعدد زوجات، روابط جنسی، عصر قاجار Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه جامعه ایرانی، کشورهای آفریقایی، روابط جنسی، کشورهای خاورمیانه