منابع و ماخذ پایان نامه سلامت روان، کیفیت زندگی، سلامت روانی، اختلال طیف اتیسم

دانلود پایان نامه ارشد

بیشتری نسبت به آزمودنیهای با احساس تنهایی بالا برخوردار بودند.
رحیمی، فداکارسوقه، تبری و کاظمنژاد (1392) در پژوهشی ارتباط سلامت عمومی مادران با کیفیت زندگی کودکان مبتلا به سرطان را بررسی کردند. رگرسیون لوجستیک چندگانه نشان داد، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودکان و کیفیت زندگی اختصاصی نسبت به عوامل فردی-اجتماعی از قبیل سن کودک و عوامل بالینی از قبیل تعداد دورههای پرتودرمانی و مدت ابتلا به بیماری ارتباط بیشتری با سلامت عمومی مادران دارد.
خرم آبادی و همکاران (1389) در طی پژوهشی شبهآزمایشی، اثربخشی برنامه پرنده کوچولو بر بهبود سلامت عمومی مادران کودکان اختلال طیف اتیسم را مورد بررسی قرار دادند. بدین منظور 24 مادر کودک اختلال طیف اتیسم انتخاب شدند که در دو گروه آزمایش وکنترل قرار گرفتند. در هفته قبل از اجرای برنامه، در هفته شانزدهم (هفته اتمام برنامه) و یک ماه پس از اجرا پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) به دو گروه آزمایش و کنترل داده شد و در انتها نتایج دو گروه مقایسه گردید. نتایج نشان دادند برنامه بر بهبود سلامت عمومی اثرگذار بوده است.
کیمیایی، محرابی و میرزایی (1388) در مطالعهای وضعیت سلامت روان پدران و مادران با کودکان کم‌توانیذهنی آموزشپذیر در شهر مشهد را مقایسه کردند. نتایج نشان داد تمام آنها در سلامت روان مشکلات جدی داشتند؛ ولی تفاوت معنیداری بین پدران و مادران این کودکان به لحاظ میزان اختلال در سلامت روان وجود نداشت و هر دو گروه به یک میزان از مشکلات سلامت روان رنج می بردند.
گرجی و محمودی (1391) در پژوهشی با عنوان مقایسه سبک فرزندپروری و میزان سلامت عمومی والدین دارای فرزند ناشنوا و کمتوانذهنی در شهر کرج نشان دادند که بین سلامت عمومی وسبک فرزندپروری این دو گروه از والدین تفاوتی وجود ندارد. همچنین سبک فرزندپروری نمیتواند سلامت عمومی را پیشبینی کند.
هاشمی نسب، آقایوسفی و علیپور (1386) در پژوهشی با عنوان مقایسه بهزیستی شخصی کودکان باکمتوانیذهنی و مادران آنها نشان دادند، بین بهزیستی شخصی کودکان با کمتوانیذهنی در دو جنس پسر و دختر، تفاوت معنیداری وجود ندارد. نتایج همچنین نشان دادند بین بهزیستی شخصی مادران و کودکان آنها رابطهای مستقیم وجود دارد. به این معنا که با افزایش بهزیستی شخصی در مادران، این شاخص در کودکان با کمتوانیذهنی آنها نیز افزایش خواهد یافت.
بهرامی و رضاپورمیرصالح (1389) طی پژوهشی رابطه سبکهای مقابلهای، جهتگیری مذهبی و ابعاد شخصیت با سلامت روان مادران دارای کودک کمتوانذهنی را بررسی کردند. نتایج نشان داد که سبک های مقابلهای، جهتگیری مذهبی و ابعاد شخصیت هر یک قادر به پیشبینی درصد معنیداری از سلامت روان در مادران کودکان کمتوانذهنی هستند.
افروز، فرامرزی، منصور و ملکپور (1386) طی پژوهشی، تأثیر مداخلات به هنگام روانشناختی و آموزشی خانوادهمحور، بر سلامت روانی مادران دارای فرزند با نشانگان داون را بررسی کردند. نتایج نشان داد که بین عملکرد گروه مداخله و کنترل در آزمون سلامت روانی و خرده مقیاسهای آن تفاوت معنی‌داری است، یعنی مداخلات به هنگام روانشناختی و آموزشی خانوادهمحور، بر ارتقای سلامت روانی مادران دارای فرزند با نشانگان داون زیر 5 سال تأثیر دارد.
ملکپور، فراهانی، آقایی و بهرامی ( 1385 ) طی پژوهشی، تأثیر آموزش مهارتهای زندگی بر کاهش فشار روانی مادران کودکان با کمتوانیذهنی و عادی را بررسی کردند. نتایج نشان داد که تأثیر آموزش مهارتهای زندگی بر میزان فشار روانی مادران معنیدار بوده است.
امیری، افروز، مالاحمدی، جوادی، نورالهی و رضاییبیداخویدی ( 1389) در پژوهشی سلامت روانی و استرس والدگری در والدین کودکان با کمتوانیذهنی را بررسی کردند. در این پژوهش 200 نفر از والدین (70 پدر و 130 مادر) مطالعه شدند، و به پرسشنامههای شاخص استرس والدین، سلامت روانی، مقیاس سنجش خانواده و پرسشنامه خصوصیات جمعیت شناختی والد و کودک پاسخ دادند. نتایج نشان دادند که متغیرهای عملکرد خانواده، ویژگیهای کودک و متغیرهای جمعیت شناختی با سلامت روانی و استرس والدگری رابطه دارند و قادر به پیشبینی آنها هستند.
رحیمزاده، پوراعتماد، سمیعیکرانی و محمدی (1387 ) در پژوهشی با عنوان ارزیابی سلامت روانی والدین کودکان واجد اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی و پیشنهاد شیوههای مداخلهگری، نشان دادند که سطح سلامت روانی والدین کودکان واجد اختلال کمتوجهی بیش فعالی34به صورت معنیدار پایینتر از والدین کودکان بهنجار بود.

2-2-2 پیشینه خارجی
دارداس و احمد35 (2014) پژوهشی با عنوان ” تعیین‌کننده‌های کیفیت زندگی برای پدران و مادران کودکان دارای اختلال‌های طیف اتیسم” بر روی والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم انجام دادند. این پژوهش اولین مطالعه با تمرکز بر کیفیت زندگی پدران و مادران کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم است. این مطالعه در جستجوی تعیین‌کننده‎های کیفیت زندگی از تحلیل‌های رگرسیون چند‌گانه استفاده کردند. 70 پدر و 114 مادر مورد بررسی قرار گرفتند. 6 متغیر وارد معادله رگرسیون شدند، افسردگی والدین، تعامل ناکارآمد والد و کودک، ویژگی‌های مشکل کودک، درآمد خانوار، سن کودک دارای ناتوانی و تعداد خواهر و برادر کودک دارای ناتوانی. نتایج پژوهش بیان می کند که تنها افسردگی والدین تعیین‌کننده مهمی برای کیفیت زندگی آن‌ها بود در حالی که سایر ویژگی‌ها تنها تعیین‌کننده کیفیت زندگی مادران کودکان دارای اختلال بودند.
در پژوهشی دیگر با عنوان ” کیفیت زندگی والدین کودکان با اختلال اوتیسم، نمونه ای از جهان عرب” دارداس و احمد (2014) کیفیت زندگی والدین کودکان دارای ناتوانی یادگیری را مورد بررسی قرار دادند. محققان در این پژوهش مطرح می‌کنند که علی‌رغم انجام پژوهش‌های متعدد در این زمینه این موضوع در کشورهای عرب مورد مطالعه قرار نگرفته است. هدف این پژوهش 1) بررسی تفاوت کیفیت زندگی بین مادران و پدران کودکان طیف اتیسم، 2) بررسی همبسته‌های روانی کیفیت زندگی والدین کودکان طیف اوتیسم در کشورهای عرب است. پرسشنامه‌ای در زمینه استراتژی‌های تطبیق، استرس و ویژگی های جمعیت شناختی افراد توسط 184 شرکت‌کننده تکمیل شد. بر اساس نتایج به دست‌ آمده بین پدران و مادران کودکان طیف اتیسم تفاوت معنی‌داری در سلامت اجتماعی، سلامت روانی و فیزیکی وجود نداشت. علاوه بر این، هم مادران و هم پدران رابطه دوطرفه مشابهی بین سطوح کیفیت زندگی و استرس والدینی، استراتژی‌های تطبیق و ویژگی‌های جمعیتی نشان دادند.
در پژوهشی با عنوان ” کاهش افسردگی در مادران با کودکان دارای اتیسم و سایر ناتوانی‌ها: یک تلاش تصادفی” دیکنز، فیشر، تایلر، لامبرت و میودراگ36 (2014) به مقایسه مادران فرزندان عادی و مادران دارای فرزندان با اختلال‌های طیف اتیسم یا ناتوانی رشدی عصبی پرداختند. 243 مادر به طور تصادفی به گروه‌هایی برای کاهش استرس ذهنی و یا رشد مثبت بزرگسالی تقسیم شدند. یک ناظر و کارشناس خبره 6 گروه را برای 6 ماه به صورت 1 تا 5 ساعت در هفته هدایت کرده و مادران را 6 بار قبل، در طول و بعد از درمان اعمال شده در این 6 ماه ارزیابی کرد. نتایج پژوهش نشان‌دهنده این امر است که درمان‌های انجام شده منجر به کاهش شدید در استرس، افسردگی و اضطراب و نیز بهبود خواب، و رضایت از زندگی مادران شد. مادران در گروه کاهش استرس ذهنی نسبت به مادران در گروه رشد مثبت بزرگسالی وضعیت بهتری را از لحاظ بهبود در کاهش اضطراب تجربه کردند، در سایر موارد همه مادران تجربه یکسانی داشتند.
زابلوتسکی، بردشو و استوارت37 (2013) در پژوهشی با “عنوان رابطه بین سلامت روانی، استرس، و حمایت‌های تطبیقی در مادران دارای فرزندان با اختلال‌های طیف اتیسم” به بررسی استرس و سلامت روانی مادران دارای فرزندان اتیسم پرداختند. آن‌ها در مطالعه خود مطرح می‌کنند که پرورش و بزرگ کردن کودکان در طیف اتیسم می‌تواند تجربه استرس‌زایی برای والدین باشد و اگر این استرس مدیریت نشود می‌تواند به علایم افسردگی در والدین بیانجامد. محققین در پژوهش خود از داده‌های یک پیمایش ملی استفاده کردند. نتایج تحقیق بیان گر این موضوع هستند که مادران با فرزندان دارای اختلال اتیسم در خطر بیشتری برای مشکلات روانی و استرس شدید هستند. وجود استراتژی‌های حمایتی در شکل‌های حمایت عاطفی و حمایت از طرف دوستان و همچنین مهارت‌های تطبیق‌پذیری با شرایط ریسک این بیماری ها در مادران با چنین فرزندانی کاهش می‌دهد.
سیمور، وود، جیالو و جیلت38 (2013)در پژوهشی با عنوان” خستگی، استرس و تطابق مادران با اختلال‌های طیف اتیسم” بیان کرده‌اند که پرورش فرزندان در طیف اوتیسم می‌تواند خسته‌کننده بوده به شکلی که بر سلامت و رفاه والدین تأثیر بگذارد. پژوهش حاضر تأثیر خستگی مادران و تطبیق آنان را بر رابطه کودکانی که مشکلات رفتاری دارند و نیز بر استرس 65 مادر دارای فرزندان (سنین بین 2 تا 5 سال) دارای اختلال‌های طیف اتیسم بررسی می‌کند. نتایج این مطالعه بیانگر این است که خستگی مادران و نه روش‌های غیرتطبیقی آن‌ها بین رفتارهای مشکل‌برانگیز کودکان و استرس مادران رابطه ایجاد می‌کند؛ که این امر ممکن است بر استراتژی‌های تطبیقی غیرمؤثر و استرس افزایش‌یافته تأثیر بگذارد. اهمیت تأثیر خستگی بر سلامتی و رفاه مادران به عنوان یک حیطه مهم برای بررسی خانواده‌های دارای فرزندان با اختلال‌های طیف اوتیسم است.
جیالو، وود، جیلت و پورتر39 (2013)در پژوهشی با عنوان فرسودگی، رفاه و خودکارآمدی والدینی در مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم 50 مادر با کودکان اختلال طیف اتیسم را که سن بین 2 تا 5 سال داشتند را با مادرانی که رشد کودکشان عادی بود مورد مقایسه قرار دادند. مادران کودکان با اختلال طیف اتیسم خستگی و فرسودگی بیشتری با نمرات به طور متوسط بالاتری گزارش کردند. خستگی زیاد با کیفیت پایین خواب، نیاز بالا برای حمایت اجتماعی و کیفیت پایین از فعالیت فیزیکی مرتبط بود. نتایج نشان داد که تفاوت در خستگی و رفاه و خودکارآمدی مادران معنی‌دار بوده است.
ایستس، اولسون، سولیوان، گرینسون، وینتر، داوسون و مونسون40 (2013) درمطالعه‌ای استرس مرتبط با والدینی و پریشانی روانی در مادران کودکان نوپا با اختلال طیف اتیسم ومادران کودکان با تأخیر در رشد بدون اختلال اتیسم و کودکان با رشد عادی را مورد بررسی قرار دادند. تأثیر رفتار کودک مشکل و مهارت‌های روزانه زندگی در استرس والدینی و پریشانی روانی بیشتر یافت شد.در این پژوهش از خود‌گزارشی استرس مرتبط با والدینی و پریشانی روانی والدین به کار گرفته شده بود. نتایج نشان داد که والدین کودکان نوپا با اختلال طیف اتیسم استرس مرتبط با والدینی افزایش‌یافته‌ای را در مقایسه با والدین نوپا بدون تاًخیر در رشد و رشد عادی گزارش کردند. پریشانی روانی تفاوت قابل توجه‌ای در بین گروه‌ها نبود. نتایج این یافته‌ها نشان می‌دهد که توانایی پدر و مادر برای مدیریت و کاهش مشکلات رفتاری یک هدف مهم برای مداخلات زودهنگام برای کودکان با اختلال طیف اتیسم و بدون تاخیر به منظور بهبود عملکرد کودک و کاهش استرس مرتبط با والدینی است.
مارچل، ماوریس‌استم، ون‌تروتسنبورگ و گروتنهویس41 (2013) در پژوهش خود با عنوان ” سلامت مرتبط با زندگی والدین کودکان 6 تا 8 ساله مبتلا به سندرم داون” مطرح می‌کند که پرورش یک کودک مبتلا به سندرم داون با سطوح کاهش یافته‌ای از کیفیت زندگی در ارتباط است که این امر بیشتر در عملکرد ذهنی افراد، عملکرد اجتماعی، فعالیت‌های روزانه غالب است. محققان در این پژوهش معتقدند که متغیرهایی مانند ویژگی‌های اجتماعی- جمعیتی، عملکرد کودک و متغیر‎های روانی با سلامت والدین مرتبط است. والدین 98 کودک مبتلا به سندرم داون در این تحقیق توسط پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان‌دهنده این است که عملکرد ذهنی والدین توسط خواب کودک، همینطور داشتن سرگرمی، رابطه با همسر و نیز داشتن زمان برای خود تعیین می‌شود.
بورک تایلر، پالانت، لو و هووی 42(2012) در پژوهشی با عنوان “بررسی وضعیت سلامت روانی مادران دارای

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه سلامت عمومی، سلامت روان، ناتوانی یادگیری، اختلال یادگیری Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه ناتوانی یادگیری، احساس تنهایی، سلامت عمومی، سلامت روان