منابع و ماخذ پایان نامه سرمایه نوآوری، سرمایه فکری، سرمایه ساختاری، سرمایه انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

فرايندهاي تجديد نظر شده
تعداد فرايندهاي تغيير يافته
درصد فرايندهاي پذيرفته شده در اولين تجديد نظر
نسبت كاركنان تمام وقت به پاره وقت
تعداد امتيازها
تعداد اجراي ايده‌هاي حاصل از پيشنهادات
شاخص‌هاي سنتي كيفيت
ISO و رضايت مشتري
2-5-4- مالکیت معنوی
مالکیت معنوی شامل مجموع داراییهای دانشی یک سازمان است که در قالب حق ثبت، کپیرایت، نام تجاری و علامت تجاری ثبت شدهاند. از سوی دیگر رازهای تجاری، طرحهای صنعتی و مجموعه فرآیندهایی که مالکیت آنها از لحاظ قانونی از آن سازمان است نیز جزیی از مالکیت معنوی محسوب می‌شوند(مار،2004).
اجزاء نامبرده شده عموماً جزء آندسته از نامشهودهایی محسوب میشوند که در ترازنامهها وجود دارند. حق ثبت و اختراع حقی انحصاری است که در قبال اختراع انجام شده به مخترع یا نماینده قانونی او اعطا می‌شود. هر حق ثبت و اختراع به صاحب آن اجازه میدهد تا دیگران را از ساخت، استفاده یا فروش اختراع مربوطه در دورهی زمانی ثابت و مشخصی، منع نماید. به مالکیت معنوی میتوان انواع لیسانسها و توافقنامههای فرانشیز23 را نیز افزود. در یک قرارداد فرانشیز امتیازدهنده به امتیازگیرنده حق استفاده از یک اختراع، حق اختراع، نشان تجاری، فرمول محصول، نام شرکت یا هر چیز باارزش دیگری را واگذار میکند. علاوهبراین امتیازدهنده کمک‌های عملیاتی و مدیریتی را نیز در اختیار امتیازگیرنده قرارمیدهد.
2-5-5-. تحقیق و توسعه(R&D)
R&D به یک بخش خودکفا در سازمان اطلاق میشود که با زمینههایی مانند تحقیق مداوم در زمینه ارائه محصولات و خدمات جدید ارتباط دارد.
در سالهای اخیر R&D در تیررس توجهات زیاد در مقوله سرمایه فکری قرار گرفتهاند، چرا که در اقتصاد دانشی ایدهها و نوآوریهای مرتبط با محصولات و فرآیندها مهمترین منابعی هستند که میتوانند جانشین زمین، انرژی و مواد خام بشوند. مخصوصاً در صنایعی مانند تکنولوژی ارتباط نقش R&D به سرعت درحال تغییر و پررنگتر شدن است. ابرنتی24 و همکارانش(2003) در زمینه اهمیت R&D مطالعاتی انجام دادهاند که ماحصل همگی آنها به صورتی کاملاً مشخص نشان دهنده عایدات مثبت ناشی از سرمایه گذاری در R&D شرکتها بوده است . قابل توجه اینکه بازگشت سرمایه به شرکت از این طریق چندین برابر بازگشت سرمایه حاصل از سرمایهگذاری در زمنیه داراییهای مشهود میباشد. آنها نشان دادهاند که بدون سرمایهگذاری در زمینهR&D، یک شرکت قادر به تشخیص و بکارگیری اقتصادی فرآیندهای تکنولوژیکی جدید نخواهند بود(چن،2005).
تاکنون بسیاری از محققان در رابطه با وجود ارتباط مشخص و معنیدار مابین هزینههای R&D و عملکرد کسبوکار و همینطور ارزش بازار تحقیق کرده و به نتایج مثبتی در این زمینه دست یافتهاند.
بدیهی است که تمامی هزینههای انجام گرفته در R&D، چه آنهایی که در رابطه با طراحی محصولات و یا فرآیندهای جدید هستند یا آنهایی که مرتبط با انجام بهبودهای چشمگیر در محصولات یا فرآیندهای موجود از طریق ایجاد یک نمونه آزمایشی و یا تولید آزمایشی هستند، با آنکه هزینهبر محسوب میشوند اما منفعتهایی را برای یک سازمان به ارمغان می‌آورند.
همانگونه که بیان گردید سرمایهگذاری درR&D فرصتهایی برای اعضای سازمان در زمینه افزایش، تعریف و بکاربستن تکنولوژیهای جدید پدیدار میکند، که این امر منجر به تولید محصولات و خدماتی خواهد شد که سودآوری سازمان را افزایش می‌دهد. فهم بهتر از یک تکنولوژی منجر به بالا رفتن توانمندی‌ها برای بدست آوردن دانشی جدید و متعاقب آن افزایش میزان سرمایه انسانی خواهد شد. بر اساس تحقیقات انجام پذیرفته توسط بونتیس(2004) اینگونه فرض شده که شرکتها عموماً دانش کارکنانشان را به سیستمها و فرآیندهای سازمانی تزریق میکنند که این سرمایههای ساختاری در آینده با کمک سرمایه‌گذاری‌هایی که در بخش R&D شده مجدداً باز سازی میشوند. در اصل وقتی سازمانی بر روی R&D سرمایهگذاری میکنند، بر روی کارکنانش برای بالا بردن دانش فردیشان سرمایه‌گذاری کرده و بنابراین سرمایه انسانی ایجاد نموده است که این دانش متعاقباً به سیستمها و فرآیندهای سازمانی تزریق شده و سرمایه ساختاری را افزایش می‌دهد. این سیکل میتواند بارها و بارها تکرار شده و در نتیجه این کار سرمایه انسانی تقویت میگردد. این وظیفه مدیریت است که تمامی تلاش خود را در جهت حفظ و تداوم این ارتباط به کاربندد.
محققان ارتباط مثبتی مابین هزینههایR&D و شمار حقثبت و اختراعات واگذارشده یافتهاند. در عملی مشابه گریلیچس(1998) هم ارتباطی مشابه بین آن دو یافته و اذعان کرده که از طریق آنها میتوانیم میزان اثربخشی صنعت را کنترل نماییم. کوهن و لوینتال بیان کردهاند که توانایی جذاببودن یک شرکت به میزانی بسیار زیاد ماحصل سرمایهگذاری در R&D است. بنابراین بدون سرمایهگذاری کافی در R&D یک شرکت فاقد امکانات لازم برای بهره برداری از ایدههای جدیدی خواهد بود که از منابع خارجی بدست آمده است.(چانگ، 2007).
بونتیس در سال 1998 شاخصهای زیر را برای R&D برشمرده است:
به اجرا درآوردن ایدههای جدید
حمایت از توسعه ایدههای جدید
به اجرا درآمدن بیشتر ایدهها در سازمان
میزان حمایت رویههای موجود از نوآوریها
2-5-6- سرمایه نوآوری
سرمایه نوآوری یکی از اجزای سرمایه فکری است که بهندرت در مدلهای سرمایه فکری بدان اشاره شده است. بهگونهای که تحقیق انجام شده بوسیله ونبورن(1999) در ادبیات سرمایههای فکری یک استثناء در این مورد میباشد. نوآوری به معنای ایجاد ترکیبی جدید از فاکتورهای ضروری تولید در یک سیستم تولیدی است که به ارائه محصولات، تکنولوژیهای، بازارهای، مواد و ترکیبات جدید منجر میگردد. سرمایه نوآوری به قابلیت سازماندهی و اجرای تحقیق و توسعه و بوجودآوردن بیوقفه محصولات و تکنولوژیهای جدیدتر برای پاسخگویی بهمشتریان و بالاتربردن رضایت آنها از این طریق اطلاق میگردد. با افزایش اهمیت دانش، سرمایه نوآوری به هسته سرمایه فکری در سوقدادن شرکت در مسیر توسعه پایدارش تبدیل شده است. در مدل اسکاندیا نویگیتور از سرمایه نوآوری بهعنوان بخشی کوچک از سرمایه ساختاری نامبرده شده است که این برخلاف ارزش واقعی این سرمایه مخصوصاً در دوران اقتصادی کنونی است. در عصر اقتصادی کنونی از نوآوری بهعنوان فاکتوری کلیدی برای کسب برتری رقابتی در بلندمدت تعبیر میشود. تحقیقات نشان میدهد که رشد اقتصادی کشورهای توسعهیافته ناشی از نوآوریهای آنها و سرمایه‌گذاری‌های انجام گرفته در همین مسیر است. این سرمایه بهطور خودکار و مستقل از دیگر سازههای سرمایه فکری بوجود نخواهد آمد و رشد و توسعه آن مرهون حمایتهای سرمایه ساختاری و سرمایههای انسانی است. زمانی این سرمایه بوجود خواهد آمد که در سازمان شرایطی مانند دارابودن کارکنان برتر، قوانین و مقررات منطقی و متعارف، فرهنگ و تکنیکهای مناسب وجود داشته باشد. علاوهبراین، این سرمایه میتواند نیروی محرکی برای افزایش سرمایههای مشتری باشد. امروزه چرخه حیات محصولات روز به روز کوتاهتر و کوتاهتر میشود و شرکتهایی در این شرایط میتوانند شکستناپذیر باقی بمانند که بتوانند محصولاتی جدیدتر تولید نموده و از این طریق مشتریانشان را راضی بنمایند(چن،2004).
سرمایه نوآوری تمرکز بر دانش صریح داشته، نوآوری و خلق محصولات و خدمات جدید را دربر می‌گیرد. مقصود از دانش صریح دانشی است که بهراحتی مثل آرشیو یا پایگاهداده قابل بهکاربردن است. این سرمایه بنا به دلایل زیر دارای اهمیت زیادی است:
در اقتصاد نوین قابلیت نوآوری بدلیل تاکید بیشتر بر دارائیها بهطوری فزآینده توجهات را به خود جلب میکند.
سرمایه نوآوری بدلیل ارتباط نزدیک با R&D نقش مهمی در رقابتپذیری سازمانها دارد.
سرمایه نوآوری با انعطافپذیری هرچه تمامتر قابلیت پاسخگویی به تغییرات بازار را دارد.
چن(2004) در تقسیمبندی که از سرمایه نوآوری بهعمل آورده، آنها را در دو دسته اصلی گنجانده است. این دو دسته عبارتست از:
الف- موفقیتهای نوآورانه25
شامل محصولات جدید، حقثبت و اختراعها و تکنولوژیهای بدست آمده از طریق نوآوریهای تکنیکی است. این موفقیتها نمایانگر پیشینه تاریخی نوآوری در شرکت است.
ب- مکانیزم نوآورانه26
یک شرکت زمانی به موفقیتهای نوآورانه خواهد رسید که مکانیزم نوآورانه داشته باشد. در این مکانیزم بایستی مکانیزم سرمایهگذاری، مکانیزم عملیاتی، مکانیزم همکاری و مکانیزمهای انگیزشی تعبیه شده باشد. بدین صورت که برای انجام یک نوآوری مؤثر بایستی:
سرمایهگذاری کافی در سرمایههای انسانی و ابزارآلات اولیه مورد نیاز انجام پذیرد.
خطمشیهای استراتژیک مناسب توسط سطوح ارشد سازمانی تصویب بگردد و نهایتاً
همکاری مناسب مابین بخشهای R&D، بازاریابی و ساخت و همینطور با خارج از سازمان در جهت کسب موفقیت در بدستآوردن حمایتهای تکنیکی مؤثر برقرار شود.
به طوركلي، محققان و دست اندركاران رشته سرمايه فكري، برروي سه عنصر سرمايه فكري اتفاق نظر دارند(قليچ لي و مشبكي،1385):
1.سرمايه انساني،
2.سرمايه ساختاري،
3.سرمايه رابطه اي.
با توجه به اینکه در این پژوهش از مدل پالیک برای سنجش سرمایه فکری استفاده شده است، طبق تقسیم‌بندی پالیک:
سرمایه بکار گرفته شده 2. سرمایه انسانی 3. سرمایه ساختاری،
عناصر اصلی سرمایه فکری در نظر گرفته شده است.
2-6- عناصر سرمايه فكري از ديدگاه محققين و صاحبنظران
در دهه 1990 محققين و صاحبنظران از جمله ادوينسون و مالون، بروكينگ، روس و همكاران، استوارت، ساليوان و بنوفر، مدلهاي مختلفي در رابطه با عناصر سرمايه فكري ارائه كردهاند كه زمينه را جهت مفهوم سازي سرمايه فكري فراهم كردهاند.
2-6-1- ادوينسون و مالون27: ادوينسون و مالون سرمايه فكري را به عنوان دانش، تجارب كاربردي، تكنولوژي‌هاي سازماني و روابط با مشتري و مهارتهاي نوآوري تعريف ميكنند، كه در بازارهاي رقابتي توانايي سودآوري آتی را تقويت ميكنند. از ديد اين محقق عناصر سرمايه فكري به شرح نمودار(2-1) مي‌باشد.
نمودار(2-3)طبقه بندی عناصر سرمایه فکری از دیدگاه ادوینسون ومالون (1998)

ین دو محقق اجزاء متشکله سرمایههای فکری را اینگونه تعریف کردهاند:
سرمایه انسانی: به میزان ارزش دانش، مهارتها و تجاربی که افراد در سازمانها دارا میباشند اطلاق می‌گردد.
سرمایه ساختاری: شامل فرهنگ، توانمندیها، سخت افزارها و نرم افزارهای حامی سرمایه انسانی می‌باشد.
سرمایه مشتری: در ارزش ارتباطات سازمان با مشتریانشان نمایانگر میشود.
سرمایه سازمانی: شامل فلسفه سازمانی و سیستمهایی برای بالابردن قدرت نفوذ و توانمندیهای سازمانی است.
سرمایه نوآوری: شامل داراییهای معنوی است که توسط قوانین حمایت از حقوق مالکیت معنوی شامل کپیرایت، نام تجاری و داراییهای نامشهود مورد پشتیبانی قرار میگیرد.
سرمایه فرآیندی: شامل تکنیکها، شیوهها و برنامههایی است که مواردی مانند تحویل محصول یا خدمات را تسهیل میکند.
سرمایه ساختاری نتیجهای از سرمایه فکری و بهصورت اطلاعات، منابع دانش یا اسناد و مدارک منعکس میشود. همانطور که قبلاً نیز توضیح دادهشد، سرمایههای ساختاری، آن چیزهایی است که پس از رفتن کارکنان در سازمان باقی میماند.
سرمایه مشتریان نیز در ارزش ارتباطات سازمان با مشتریانش نمایانگر میشود.
سرمایه سازمانی شامل داراییهای دانشی نهادینه شده در بستر فرآیندها و نوآوریهای سازمانی می‌باشد.
سرمایه فرآیندی اشاره به فرآیندهای ارزشافزای سازمانی مانند ساختار سازمانی، تجارب مدیریتی، سیستمها و رویهها، زیر ساختها، سیستمهای کامپیوتری و… دارد.
سرمایه نوآوری شامل دانش آشکار همراه با داراییهای فکری میگردد که شناسایی هر دوی آنها در سازمان مشکل است، همانند فرهنگ مثبت.
مالکیت معنوی، بیانی است برای دانش مستند شده و جمعآوری شده مانند نوآوریها، تجارت عملی، حقوق اختراع، فناوری، برنامههای تحصیلی، زیرساختهای دانشی شرکت، طراحیها و همچنین ویژگیهای خاص تولیدات و خدمات.
الگوی ارزشی اسکاندیا، توجه و تمرکز زیادی بر قابلیتهای نوسازی سازمانی دارد. این الگو، بر سرمایه نوآوری و فرآیندی بهعنوان بخشی از

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه ارزش بازار، سرمایه فکری، سرمایه انسانی، اطلاعات بازار Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه سرمایه فکری، عملکرد شرکت، مزیت رقابتی، اقتصاد دانش محور