منابع و ماخذ پایان نامه سرمایه فکری، مدیریت سرمایه، سرمایه انسانی، ارزش واقعی

دانلود پایان نامه ارشد

توسعه‌ي استانداردي براي ارزشگذاري دارايي هاي نامشهود

انتشار كتاب فرانسوي منابع انساني توسط جان بودريو و پيتر رامستاد
2007میلادی
انتشار كتاب گزينه هاي حقيقي و مالكيت فكري توسط فيليپ باكر

انتشار كتاب سرمايه فكري و موفقيت كسب وكار توسط ليدساي مور و لزلي كرايگ
2008میلادی
انتشار كتاب حسابداي سرمايه فكري توسط ايندرا آبيسكرا

انتشار كتاب از دارایی‌ها تا سود توس بروس برمن

انتشار كتاب مالكيت فكري: سوداوري از ايده در عصر نو اوري جهاني توسط بارتي،پرايس و هانت

2-3- مفهوم سرمايه فكري
قبل از اينكه بخواهيم سرمايه فكري را شناسايي، مديريت و اندازهگيري كنيم، نياز است كه مفهوم آن را درك كنيم. مفهوم سرمايه فكري هميشه مبهم بوده و تعاريف مختلفي براي تفسير اين مفهوم مورد استفاده قرارگرفته است. بسياري تمايل دارند اصطلاحاتي مانند دارایي‌ها، منابع يا محركهاي عملكرد را به جاي كلمه سرمايه استفاده كنند و آنها واژه فكري را با كلماتي مانند نامشهود، بر مبناي دانش يا غير مالي جايگزين مي‌كنند. بعضي از حرفهها(حسابدراي مالي و حرفههاي قانوني) نيز تعاريف كاملاً متفاوتي مانند دارایي‌هاي ثابت غيرمالي كه موجوديت عيني و فيزيكي ندارند، ارائهكرده‌اند(مار7،2008).
ارزش واقعی ناشی از توانایی اکتساب و بکارگیری سرمایه فکری است. دارایی‌های دانشگر وجود دارند و تنها در بطن یک استراتژی ارزش پرورش مییابند. شما نمی توانید دارایی‌های فکری را تعریف و مدیریت کنید مگر اینکه بدانید دقیقا می‌خواهید با آنها چه کنید. بطور کلی، دو روش اصلی برای تعیین ارزش یک شرکت بر اساس صورت های مالی شرکت(ترازنامه) یا بر مبنای ارزش بازار آن وجود دارد. امروزه، شکاف بین این دو ارزش بسیار زیاد شده و اغلب ارزش بازار بسیار بالاتر از ارزش دفتری شرکت‌هاست.
با توجه به آنچه گفته شد در ادامه به تعدادي از تعاريف اشارهميكنيم. تعاريف از تحقيق دستگير و محمدي گردآوري شده است و منابع ذكر شده براي تعاريف به صورت منابع دست دوم هستند:
1. استوارت اعتقاد دارد، سرمايه فكري مجموعهاي از دانش، اطلاعات، دارایی‌هاي فكري8، تجربه، رقابت و يادگيري سازماني است كه ميتواند براي ايجاد ثروت به كار گرفته شود. در واقع سرمايه فكري تمامي كاركنان، دانش سازماني و توانايي‌هاي آن را براي ايجاد ارزش افزوده در بر ميگيرد و باعث منافع رقابتي مستمر ميشود( قليچ لي و مشبكي،1385).
2. بنتيس سرمايه فكري را به عنوان مجموعهاي از دارايي‌هاي نامشهود(منابع، تواناييها، رقابت) تعريف مي‌كند كه از عملكرد سازماني و ايجاد ارزش به دست ميآيند(بنتیس9،1998).
3. ادوينسون و مالون، سرمايه فكري را «اطلاعات و دانش بكار برده شده براي كاركردن، جهت ايجاد ارزش» تعريف ميكنند(واسیل10،2008).
4. سرمايه فكري دارايي است كه توانايي سازمان را براي ايجاد ثروت اندازهگيري ميكند. اين دارايي ماهيت عيني، فيزيكي ندارد و يك دارايي نامشهود است كه از طريق به كارگيري دارايي‌هاي مرتبط با منابع انساني، عملكرد سازماني و روابط خارج از سازمان به دست آمده است. همه اين ويژگي‌ها باعث ايجاد ارزش در درون سازمان ميشود و اين ارزش به دست آمده به دليل اينكه يك پديده كاملاً داخلي است، قابليت خريد و فروش ندارد(رس و بارونس11،2005).
5. يكي از كارامدترين تعاريف به وسيله سازمان همكاري اقتصاي و توسعه(OECD)12(1999) ارائه شده ‌است كه سرمايه فكري را به عنوان ارزش اقتصادي دو گروه از دارایی‌هاي ناملموس يك شركت يعني سرمايه سازماني(ساختاري) و سرمايه انساني شرح ميدهد(گودری،2001).
باوجود شباهت سرمایه فکری با دارایی‌های مشهود، در توانایی بالقوه برای ایجاد جریان‌های نقدی آتی، اما ویژگی‌هایی که سرمایه فکری را ازاین دارایی‌ها متمایز می‌کنند، عبارت‌اند از:
– دارایی‌های فکری، دارایی‌های غیر رقابتی هستند. بر خلاف دارایی‌های فیزیکی که فقط می‌توانند برای انجام یک کار به خصوص در یک زمان خاص مورد استفاده قرار بگیرند، دارایی‌های فکری را می‌توان به طور همزمان برای چند امر خاص به کار گرفت. برای مثال، سیستم پشتیبانی از مشتری می‌تواند، امکان حمایت از هزاران مشتری را در یک زمان خاص فراهم کند. این توانایی یکی از مهمترین معیارهای برتری دارایی‌های فکری بر دارایی‌های فیزیکی است.
– سرمایه انسانی و سرمایه رابطه‌ای، قابلیت تبدیل شدن به مالکیت شخصی ندارند، بلکه باید بین کارکنان و مشتریان و تأمین‌کنندگان مشترک باشند. بنابراین، رشد این نوع از دارایی‌ها نیاز به مراقبت و توجه جدی دارد(تالوکدار،2008). 
سرمايه فكري را مي‌توان به منزله تمامي فاكتورهاي مهم براي موفقيت سازمان دانست كه در ترازنامه نشان داده نشده است. بر اساس قابليت پايداري آتي مي‌توان گفت كه اگر سازماني سرمايه فكري خود را بهينه كند قابليت سودآوري بلندمدت در سازمان دو چندان خواهد شد.
با اهمیت یافتن موضوع سرمایه فکری، محققین مختلفی در مورد آن تحقیق کرده‌اند و تعاریف متعددی برای آن ارائه شده است. چهار عنصر زیر در اکثر تعاریف به چشم می‌خورد:
سرمایه فکری در مورد ناملموس‌هاست. یعنی مستقیما قابل مشاهده و حس نیست، بنابراین مدیریت آن با پیچیدگی‌هایی مواجه است.
سرمایه فکری موجب تمایز می شود. همانطور که گفته شد ناملموس‌ها منبع مهم و منشأ مزیت رقابتی سازمان‌هاست.
سرمایه فکری به منابع سازمانی ساختار می‌دهد.
سرمایه فکری هم به منابع انسانی و هم غیرانسانی سازمان می‌پردازد.
2-4-مدیریت سرمایه فکری
مدیریت سرمایه فکری، بیش از آنکه تکنیکی مدیریتی باشد، رویکردی بنیادی در مدیریت منابع و دارایی های سازمان است. در واقع، بنگاه‌هایی که به شکلی استراتژیک بر مواردی چون: مدیریت و سنجش سرمایه فکری،ارزیابی‌های فناوری رقابتی و سامانه‌های مالکیت فکری تمرکز دارند، قادرند تا سرمایه‌های فکری خود رابه صورتی کاراتر مدیریت کنند.
امروزه جنبهي نامشهود اقتصاد بر پايهي سرمايه فكري بنيان نهاده شده و مادهي نخستين و اصلي آن، دانش و اطلاعات است. سازمانها براي مشاركت در بازارهاي امروزين در هر شكل و نوع به اطلاعات و دانش براي بهبود عملكرد خود نيازمندند. مطالعات انجام گرفته بيانگر افزايش گاه 60 تا 70 درصدي ارزش سرمايه فكري و دارایی‌هاي نامشهود در قيمت سهام شركتها است، به عبارت ديگر ميتوان گفت كه امروزه مديريت سرمايههاي فكري، سازمانها را به موفقيتهاي بيشتري در افقهاي آيندهي بازارهاي رقابتي خواهد رساند.
2-4-1-مراحل مدیریت سرمایه فکری
پنج مرحله برای مدیریت موفق سرمایه فکری وجود دارد، در مرحله اول باید سرمایه فکری تعریف و شناسایی شود. یعنی باید معیارهای شناسایی آن مشخص شود تا بر این اساس، بتوان ارزش واقعی دارایی‌های فکری سازمان را تعیین کرد. مشخص کردن اینکه چه اقلامی جزو سرمایه فکری هستند، از این نظر مهم است که می‌تواند به سازمان در جهت رسیدن به اهدافش کمک کند. در مرحله دوم، سرمایه فکری از نظر محرکهای ارزش، مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. منظور از محرکهای ارزش، عواملی هستند که موجب تغییر در ارزش سرمایه فکری می‌شوند و آن را تحت تأثیر قرار می‌دهند. این محرکها باید براساس یک طرح استراتژیک و برنامه هدفمند مشخص شوند. در مرحله سوم، اطلاعات مدیریتی دقیق و معناداری در رابطه با اندازه‌گیری عملکرد سرمایه فکری جمع‌آوری می‌شود. در مرحله چهارم، اطلاعات مدیریتی جمع‌آوری شده در مرحله قبلی، برای تجزیه و تحلیل عملکرد و بهبود عملیات مدیریتی در زمینه آموزش و تصمیم‌گیری در سازمان مورد استفاده قرار می‌گیرند. در مرحله آخر نیز گزارشهای خارجی در رابطه با عملکرد سازمان در زمینه سرمایه فکری‌اش در طول یک یا چند دوره مالی فراهم می‌شوند. این گزارشها برای سهامداران داخلی و خارجی و بقیه افرادی که منافعی در شرکت دارند مفید خواهد بود. با استفاده از اندازه‌های به دست آمده، سازمان قادر خواهد بود که سرمایه فکری خود را مدیریت کند. بدون داشتن ارزیابی‌های مربوط به سرمایه فکری(دستگیر و محمدی، 1388): درک سطح عملکرد جاری، دانستن اینکه آیا سرمایه فکری در طول دوره افزایش یافته یا بر عکس کاهش پیدا کرده است و درک هر فعالیت و عاملی که عملکرد سازمان را تحت تأثیر قرار می‌دهد،غیر ممکن خواهد بود.

شکل(2-1)نمودارمراحل مدیریت سرمایه فکری(دستگیرو محمدی،1388)

2-4-2-اصول مدیریت سرمایه فکری (استیوارت،1997) :
شرکت‌ها مالک سرمایه انسانی و سرمایه مشتری نیستند. تنها با سازماندهی ماهیت مشترک این دارایی‌ها، یک شرکت می تواند آنها را مدیریت کند و از آنها سود ببرد.
برای ایجاد یک سرمایه انسانی قابل استفاده، شرکت‌ها باید کار تیمی و دیگر شکل‌های اجتماعی یادگیری را تقویت کنند.
سرمایه سازمانی از طریق مهارت‌ها و استعدادهایی خلق می شود که نایاب و البته ارزشمند هستند. شرکت‌ها باید بدانند افرادی که دارای این استعدادها هستند، ارزش سرمایه گذاری را دارند.
دارایی‌های ساختاری ساده‌ترین نوع برای مدیریت هستند اما این همان موضوعی است که مشتریان کمترین توجهی به آن دارند.
حرکت از یک دانش گذرا به سمت اطلاعاتی که مشتریان واقعا به آنها نیاز دارند، اهمیت فراوانی دارد.
اطلاعات و دانش می‌توانند جایگزین دارایی‌های گران‌ قیمت و پرهزینه فیزیکی و مالی شوند.
کارایی دانش، کارایی بهره مندی استفاده از مشتریان است.
هر شرکتی باید صنعت خود را از نو تجزیه و تحلیل نماید تا به مهم‌ترین اطلاعات دست یابد.
در جریان اطلاعات تمرکز کنید نه بر جریان مواد.
سرمایه‌های انسانی، مشتری و ساختاری در کنار هم کارایی دارند. سرمایه‌گذاری مجزا بر روی افراد، سیستم ها و مشتریان کافی نیست.
سازمان‌هایی که اطلاعات معناداری در مورد عملکرد سرمایه فکری خود در طول دوره مالی داشته باشند، می‌توانند از آن برای اطلاع پیدا کردن از تصمیم‌گیری‌ها، آزمون و بررسی استراتژیها و مدیریت ریسک‌های مربوط به سرمایه فکری استفاده کنند.
2-5-عناصر سرمايه فكري
از زمان پيدايش سرمايه فكري محققين بسياري درصدد تبيين مفهوم سرمايه فكري به واسطه تأثير قابل توجه آن بر عملكرد سازماني و كسب قابليتهاي محوري در محيط رقابتي امروز بوده‌اند. از جمله مزاياي بررسي ابعاد سرمايههاي فكري را میتوان به شناسايي و تعيين داراييهاي ناملموس، تشخيص الگوهاي جريان دانش در سازمان، اولويتبندي مباحث كليدي دانش، سرعتدهي به الگوهاي يادگيري سازماني، ايجاد فرهنگ عملكردگرا،… را اشارهنمود(فقيهي و فيضي،1385).
در ادامه به تشریح عناصر عمده سرمایه فکری میپردازیم:
2-5-1-سرمايه انسانی13
سرمايه انساني نشان دهنده موجودي دانش افراد يك سازمان است. همچنين، بروكينگ14 (1996) معتقد است دارایي انساني يك سازمان شامل مهارت‌ها، تخصص، توانايي حل مسأله و سبكهاي رهبري است.
استوارت15 (1997) اظهار مي‌كند اگرچه دريك سازمان يادگيرنده، كاركنان به عنوان مهمترين دارايي در نظر گرفته مي‌شوند، با اين وجود آنها در تملك سازمان نيستند، چراكه هنوزيك بحث داغ اين است كه آيا دانش جديد ايجاد شده توسط كاركنان، متعلق به سازمان است يا خير؟ براي مثال، يك برنامه نويس نرم‌افزار يك شركت كه در تعطيلات آخرهفته درمنزل يك برنامه تدوين مي‌كند، آيا شركت هنوز مي‌تواند ادعا كند كه اين برنامه متعلق به آن است؟ سرمايه انساني سبب شده است كه سازمان‌ها تا حد زيادي به دانش و مهارت‌هاي كاركنانشان براي ايجاد درآمد، رشد و همچنين بهبود كارآيي و بهره وري متكي شوند(قليچ لي و مشبكي، 1385).
رس و همكارانش16(1997)معتقدند كاركنان سرمايه فكري را از طريق شايستگي، نگرش و چالاكي فكري خود ايجاد مي‌كنند. مهم‌ترين عناصر تشكيل‌دهنده سرمايه انساني بنگاه اقتصادي مجموعهي مهارت‌هاي نيروي كار، عمق و وسعت تجربه آنان است. منابع انساني مي‌تواند به منزله روح و فكر منابع سرمايه فكري باشد. اين سرمايه در شب با ترك سازمان از سوي كاركنان از شركت خارج مي‌شود اما، سرمايه ساختاري و سرمايه رابطه‌اي حتي با ترك سازمان در شب هم، بدون تغيير باقي مي‌ماند. سرمايه انساني شامل: الف) مهارت‌ها و شايستگيهاي نيروي كار

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه سرمایه فکری، صاحبان سهام، بورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه سرمایه فکری، مالکیت معنوی، سرمایه ساختاری، سرمایه انسانی