منابع و ماخذ پایان نامه سرمایه فکری، مالکیت معنوی، سرمایه ساختاری، سرمایه انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

سرمایه سازمانی تاکید دارد.
2-6-2- بروكينگ: بروكينگ 4طبقه از دارايي‌هاي سرمايه فكري شامل بازار، دارايي‌هاي تمركز يافته انساني، ساختاري و دارايی‌هاي فكري را در راستاي معرفي عناصر سرمايه فكري ارائه كرده است. وي اصطلاح سرمايه فكري را به عنوان دارایي‌هاي نامشهود و تركيبي بيان میکند. كه شركت را قادر به اجراي آن ميكند. از ديد اين محقق عناصر سرمايه فكري به شرح نمودار (2-2) میباشد.
نمودار(2-4)طبقه بندی عناصر سرمایه فکری( بروکینگ،1998)

دارایی بازار: به داراییهای بالقوهای اطلاق میشود که یک شرکت به خاطر نامشهودهای بازار گرایانهاش مانند نام تجاری، مشتریان و کانالهای توزیع دارا میباشد.
دارایی انسان محور: شامل میزان تخصصهای گروهی، خلاقیت و حل مسایل، رهبری، مهارتها و توانمندیهای موجود در کارکنان یک شرکت میباشد.
زیرساختها: شامل تکنولوژیها، متدولوژیها وکلیه فرآیندهایی است که باعث میشود صحت، کیفیت و ایمنی در سازمان حفظ شود.
مالکیت معنوی: که شامل دانش فنی، رازهای تجارت و کسبوکار، کپیرایت، حقوق مربوط به طراحی‌های گوناگون و نشانهای تجاری است.
جدول(2-5) مولفه‌های سرمایه‌ی فکری از دیدگاه آنی بروکینگ
دارایی‌های بازار
برندهای خدمات، برندهای تولید، برندهای مشارکتی، پشتیبان‌ها، مشتریان، وفاداری مشتریان، معاملات تکرار شده، سفارشات، کانال‌های توضیع، توافقات تجاری، توافقات حق استفاده‌از نام تجاری، ،توافقات استفاده از اجازه انحصار
دارایی‌های با
خصیصه‌ی فکری
حقوق و امتیازات انحصار معنوی، کپی رایت، حقوق طراحی، رموز تجاری، دانش فنی، علامت‌های تجاری، علانت‌های خدمات
دارایی‌های زیر ساختی
فلسفه مدیریت، فرهنگ مشارکتی، فرآیندهای مدیریتی، سامانه ی فناوری اطلاعات، سامانه های شبکه ای، روابط مالی

دارایی‌های با
محوریت انسان
تحصیلات، شایستگی های مرتبط، دانش مرتبط باکار، قابلیت های مرتبط با کار

2-6-3- روس و همكاران: روس و همكاران تعريف سرمايه فكري را گسترش دادهاند و آنها ديدگاه سرمايه مبتني بر دانش را بيان كردند، بنابراين همان ويژگي مبتني بر دانش بودن را نيز در تعريف خود از سرمايه فكري لحاظ كردند. ديدگاه اين محقق به شكل دقيق ولي نوعي مشابه با نظريات ادوينسون و مالون بود.به طوريكه سه طبقه مجزا شامل سرمايه انساني، سرمايه سازماني و سرمايه ارتباطي به عنوان عناصر سرمايه فكري معرفي كردهاند و بيانكننده تفاوت بين منابع فكري و غيرفكري كه در بسياري از روشهاي مديريتي استفاده ميشود از اين محقق عناصر سرمايه فكري به شرح نمودار(2-3)ميباشد.

نمودار (2-6)طبقه بندی عناصر سرمایه فکری (روس و همکارانش،1995)

این محققان سرمایه ارتباطی را بهعنوان بخشی از سرمایه ساختاری (بهجای آنکه آن را در دسته سومی قرار بدهند) در نظرگرفتهاند. روس و همکاران(1997) سرمایه انسانی را به شایستگی، نگرش و زیرکی فکری تقسیم کردند.
شایستگی28: شامل دانش فردی کارکنان و مهارتها، استعدادها و دانش فنی آنهاست.
نگرش29: نشان دهنده ارزشی است که نتیجه نوع رفتار کارکنان در محل کار بوده و تحتتأثیر انگیزش، رفتارها و رهبری است.
چالاکی فکری30: شامل نوآوری کارکنان، توانایی انطباق با شرایط و قابلیت استفاده از دانش از یک مفهوم و زمینه به مفهوم و زمینه دیگراست.
ازسوی دیگر سرمایه ساختاری شامل اجزاء زیر است:
روابط31: به معنی ارتباط با مشتریان، عرضه کنندگان، شرکاء استراتژیک و دیگر ذینفعان.
سازمان32: یک سازمان نهتنها دارای سیستمها و ساختارهای مشهود است، بلکه همچنین شامل زیرساختارهای نامشهود، داراییهای معنوی، فرآیندها و فرهنگ نیز میباشد.
تجدید و توسعه33: بهعنوان جنبه نامشهود هر چیزی که باعث خلق ارزش در آینده گردیده اما اثر آن درحال حاضر مشخص نیست.
2-6-4-استوارت34: استوارت سرمايه فكري را تركيبي از سرمايه انساني، سرمايه ساختاري و سرمايه مشتري تعريف كرد. اما جايگاه سرمايه ساختاري و سرمايه مشتري را پايين‌تر از سرمايه انساني معرفي كرد. او معتقد است همه شركت‌ها سه نوع سرمايه دارند، اما بر يكي از سرمايه‌ها(سرمايه انساني) نسبت به بقيه تاكيد بيشتري مي‌كنند. از ديد اين محقق عناصر سرمايه فكري به شرح نمودار(2-4) مي‌باشد.

نمودار(2-7)طبقه بندی عناصر سرمایه فکری از دیدگاه (استوارت،1998)

از منظر استیوارت اجزای سرمایه فکری عبارتند از:
سرمایه انسانی: که اشاره به مهارتها و دانش فردی کارکنان شرکت دارد.
سرمایه ساختاری: شامل مالکیت معنوی، متدولوژی، نرمافزار، اسناد و مصنوعات دانشی دیگر.
سرمایه مشتری: به معنی ارتباط با مشتریان و عرضهکنندگان است.
2-6-5-ساليوان35: ساليوان معتقد است سرمايه فكري متشكل از دو جزء است:1.سرمايه انساني، 2.دارايي‌هاي فكري، كه دارايي‌هاي فكري خود به دو دسته مجزا تقسيم مي‌شود:1.دارايي‌هاي نامشهود ساختاري، 2. دارايي‌هاي نامشهودي كه ميتواند تجاري شود. برخلاف نظر ادوينسون، استوارت و بنتيس و ساليوان از اصطلاح سرمايه ساختاري كه در برگيرنده تمام دارايي‌هاي نامشهود ساختاري شركت كه نيازمند دارايي فكري تجاري هستند استفاده كرد. از ديد اين محقق عناصر سرمايه فكري به شرح نمودار (2-8)مي‌باشد.
سالیوان یکی از پایهگذاران و شریک تجاری گروه” مدیریت سرمایههای فکری” است. گروه مدیریت سرمایههای فکری یک شرکت مشاورهای است که فعالیتهایش بر ایجاد و تولید ارزش از سرمایههای فکری متمرکز شده است. براساس نظر این گروه، از کنار هم قراردادن دو رکن اساسی زیر میتوان به مفهوم و جایگاه سرمایههای فکری دست یافت:
سرمایه انسانی
داراییهای فکری
مالکیت معنوی
شکل(2-8) نمودار طبقه بندی عناصر سرمایه فکری (سالیوان،1997)

مطابق این مدل، سرمایههای فکری از سه جزء تشکیل شدهاند:
منابع انسانی: در این منابع هوش و خرد کارکنان سازمان در نظر گرفته میشوند. منابع انسانی منشاء فن، تخصص و حافظه سازمانی در خصوص موضوعات مهم و حائز اهمیت برای سازمان هستند. منابع انسانی، شامل تجارب جمعی، مهارتها و فوت و فن عمومی تمام کارکنان بنگاه است.
داراییهای فکری: دانش مشهود طبقهبندی شده و یا توضیحات فیزیکی از دانش خاصی را شامل میشود که سازمان میتواند ادعای مالکیت آن را نموده و بدون ایجاد مشکلی در حقوق معنوی، آنها را به سادگی خرید وفروش کند. هر تکهای از دانش سازمان، که معمولاً به شکل مستند کاغذی یا کامپیوتری است، به عنوان دارایی فکری سازمان تلقی شده مورد حمایت و حفاظت قرار گیرد. داراییهای فکری منشاء ایدهها و نوآوریهایی هستند که شرکتها و بنگاهها آنها را تجاری مینمایند.
مالکیت معنوی: مالکیت معنوی یک نوع دارایی فکری است که به صورت قانون قابلیت حمایت، حفاظت و پیگیری را داراست. از موارد مالکیت معنوی میتوان به حق اختراع، حق تألیف، علائم و نشان تجاری و اسرار و رموز تولید تجاری اشاره نمود.
2-6-6-بنوفر36: بنوفر تعريف و اجراي سرمايه فكري را توسعه داد و 4 جزء متمايز براي سرمايه فكري قائل شد كه عبارتند از سرمايه انساني، سرمايه ساختاري، سرمايه بازار و سرمايه نوآوري. او معتقد به رويكرد ارزش پوياي سرمايه فكري است كه در ابعاد پويا و سازماني عملكرد اقتصادي اجرا مي‌شود و در سطوح اقتصادي خرد و كلان يك جامعه تبلور مي‌يابد. از ديد اين محقق سرمايه فكري به شرح نمودار(2-6) مي‌باشد.
نمودار(2-9)طبقه بندی عناصر سرمایه فکری( بنوفر2002)

بنوفر مدل ارزش پویای سرمایه فکری(37IC-dval) را ایجاد و مابین چهار جزء سرمایه فکری شامل سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه بازار و سرمایه نوآوری تمایز قائل شد(شکل 2-6).
سرمایه انسانی: مجموعه از دانشهای فنی و روتین موجود در تفکرات کارکنان.
سرمایه ساختاری: همه آیتمهای نامشهود که از دانش ضمنی قابل تفکیک هستند.
سرمایه بازار: استعدادهای سازمانی در ارتباط با روابط با جهان خارج(به عقیده بونفرر این جزء شامل پایگاه داده، سهم بازار، شهرت و اعتبار و محصولات و خدمت جدید است).
سرمایه نوآوری: قابلیت نوآوری سازمان.
از سوی دیگر وی در رویکرد ارزش پویای سرمایه فکری، شاخصهای ویژهای را مدنظر قرارداده که بر روی بعد پویا و سازمانی عملکرد اجتماعی- اقتصادی38 تمرکز کرده و تحت شرایط مختلفی در سطوح خرد و کلان اقتصادی قابل اجرا است. وی در روش ارزش پویایی سرمایه فکری، چهار بعدی که منجر به توانمندی رقابتی شدن سازمان میگردد را با یکدیگر یکپارچه کرده است(نمودار 2-10).
منابع بهعنوان ورودیها: که اشاره به منابع مورد نیاز فرآیندهای تولیدی شامل منابع مشهود، میزان سرمایه‌گذاری درD&G و اکتساب تکنولوژی مناسب و … دارد.
فرآیندها: که نقش آنها در صفآرایی و بهکارگیری آن دسته از استراتژیهای پویای است که بر مبنای فاکتورهای نامشهود شکل گرفتهاند.
سرمایه فکری: بوسیله ترکیبی از منابع نامشهود ساخته شده و میتواند به نتایج ویژهای مانند دانش جمعی، حق ثبت و اختراعها، علامت تجاری، شهرت، رویههای عادی خاص و شبکههای همکاری منجر شود.
سطح خروجیها: عملکرد سازمانها(سهم بازار، کیفیت محصولات و خدمات) به صورت سنتی از طریق تحلیل موقعیت بازار محصولات و خدمات اندازهگیری میشود(چانگ، 2007).
بنوفر(2002) این چهار بعد را به یک چهارچوب یکپارچه تبدیل کرده و یک ارتباط بین ورودیها (منابع)، فرآیندها، دارائیهای نامشهود و عملکرد شرکت مطرح کرد.

نمودار (2-10)چارچوب 4 بعدی IC- Dval

2-7- اندازه‌گيري سرمايه فكري
اگرچه روش‌هاي سنتي حسابداري به طور قابل ملاحظهاي به درك ارزش كسب و كار كمك ميكنند، با اين وجود در يك سازمان دانش محور، كه در آن دانش بخش بزرگي از ارزش يك محصول و همچنين ثروت يك سازمان را تشكيل ميدهد. روش‌هاي سنتي حسابداري، كه مبتني بر دارایی‌هاي ملموس و نيز اطلاعات مربوط به عمليات گذشته سازمان هستند، براي ارزشگذاري سرمايه فكري، كه بزرگترين و ارزشمندترين دارایي براي بسياري از سازمانها است، ناكافي هستند. ديدگاه اندازهگيري سرمايه فكري بر چگونگي ايجاد سازوكارهاي اندازهگيري جديد براي گزارشدهي متغيرهاي غير مالي يا كيفي سرمايه فكري در كنار دادههاي سنتي، كمي يا مالي تمركز دارد.
در مقايسه با حسابداري مالي سنتي، اندازهگيري سرمايه فكري موضوعات مهم غير مالي، مثل سرمايه انساني، رضايت مشتري و نوآوري را در برميگيرد. بنابراين رویكرد سرمايه فكري براي سازمان‌هایی كه ميخواهند ارزش عملكردشان به خوبي اگاهي داشته باشند، جامعتر است. تفاوتهاي بين اين دو رويكرد معنيدار هستند. در حاليكه حسابداري مالي به گذشته گرايش دارد، اندازهگيري سرمايه فكري آيندهنگر است. اندازهگيري سرمايه فكري واقعيتهاي نرم (كيفيت ها) را اندازهگيري ميكند، در حاليكه حسابداري مالي واقعيتهاي سخت (كميت ها)را اندازهگيري ميكند. اندازهگيري سرمايه فكري بر ايجاد ارزش تأكيد دارد، در حاليكه حسابداري مالي بازدهي عمليات گذشته و جريان نقدينگي را منعكس ميسازد به تدريج مشخص شدهاست كه اندازهگيري مالي سنتي در هدايت تصميمگيري استراتژيك ناكافي است و بايد با اندازهگيري سرمايه فكري تكميل يا حتي جايگزين شود. در اين صورت مديران به خوبي ميتوانند از وضعيت موجود (نقاط قوت و ضعف)مديريت سرمايه فكري شان مطلع شوند. به طور مشخص، اندازهگيري سرمايه فكري در تصديق توانايي سازمان براي تحقق اهداف استراتژيك، نمايش تحقيق و توسعه، فراهم ساختن اطلاعات پشتيباني براي بهبود پروژه‌ها، تأييد اهميت برنامههاي تحصيلي و آموزشياش مفيد است. اندازهگيري سرمايه فكري به عنوان يك روش مهم مديريت بازاريابي و كسب وكار استراتژيك نيز، بيش از اينكه يك ابزار ارتباط با سهامداران يا سرمايهگذران باشد، به عنوان يك ابزار مديريت درون سازماني مفیدتر خواهد بود(بونتيس،2000)39.
بنابراين چون سرمايه فكري يك مسئله استراتژيك كليدي است، در نتيجه وضعيت موجودش بايستي به طور منظم به هيئت مديره گزارش داده شود. با اين حال، يك بانك فكري سوئيسي در نتيجه تحقيقاتش درباره سرمايه فكري در يافت كه به دليل فقدان اندازهگيري

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه ارزش بازار، سرمایه فکری، سرمایه انسانی، اطلاعات بازار Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه ارزش بازار، ارزش افزوده، ارزش بازار سهام، سنجش عملکرد