منابع و ماخذ پایان نامه سازمان ملل، حقوق بشر، حل و فصل اختلافات

دانلود پایان نامه ارشد

سياسي ديگر چون جبهه ملي سابق به رهبري دکتر ترابي يا حزب اتحاد دمکراتيک به رهبري محمد عثمان ميرغني نيست. بلکه منظور حضور و قدرت سياسي و معنوي حزب امت به صورت سنتي در اين منطقه مي باشد که هميشه اکثريت را دارا بود.43
از سوي ديگر موقعيت جغرافيايي منطقه دارفور طوري است که تحولات کشورهاي منطقه مجاور و نيز تحولات دارفور تاثير مستقيم و متقابل بر يکديگر دارند. دارفور با کشورهاي منطقه شامل ليبي، چاد، آفريقاي مرکزي همسايه است که هر يک از اين کشورها به نحوي با مسائل و مشکلات داخلي، منطقه اي و بين المللي مواجه هستند.
چاد با منازعات داخلي مواجه است به طوري که درگيري هاي چاد و ليبي با چاد تاريخي است و دارفور دروازه سلطه بر انجامنا است. از همين منطقه، هابره رئيس جمهور چاد دست به شورش زد و از همين منطقه ادريس دبي به پيروزي رسيد و از همه مهم تر ارتباط قبايل دو سوي مرز يعني ساکنين نواحي مرزي چاد با اهالي دارفور است که هر نوع درگيري بين يکي از قبايل باعث تحريک قبيله هم مرز و هم خانواده در آن سوي مرز خواهد شد و در نتيجه اين درگيري ها چه در سطح منطقه و چه در سطح داخلي باعث بي ثباتي و ناامني داخلي سودان خواهد شد که دارفور از اين وابستگي قبيله اي کاملاً متاثر بوده است.44
گفتار سوم: پيشينه بحران دارفور
دارفور به علت بافت اجتماعي و وجود قبايل گوناگون از سال ها پيش با منازعات قبيله اي بر سر چراگاه‌ها،آب و زمين دست به گريبان بود تا سال 2003 ده ها نزاع قبيله اي در اين منطقه به وقوع پيوست که منجر به 39 نشست در سطح منطقه و حل و فصل اختلافات به طريق ريش سفيدي شد.45
عده اي از محققان مسائل زيست محيطي و تغييرات آب و هوايي در کره زمين را يکي از عوامل تأثيرگذار در منازعات مسلحانه مي دانند به باور اينان تغييرات آب و هوايي تأثير مستقيمي بر منازعات مسلحانه داخلي و بين‌المللي دارد در همين راستا، دکتر جمشيد ممتاز به وجود ارتباط بين منازعات مسلحانه در دارفور و تغييرات آب و هوايي در اين منطقه اشاره دارد و از نظر وي خشکسالي در دارفور موجب شد که دامداران با از دست دادن چراگاه هاي خود در نواحي بياباني به سمت نواحي حاصلخيز کشاورزي حمله نمايند و اولين درگيري در دارفور بين کشاورزان و دامداران روي داد.46
غارت هاي مسلحانه و يورش به روستاها هم زمان با خشکسالي دهه 80 باعث شد تا هزاران دارفوري آوره کوه و بيابان شوند. در اين ميان دولت براي سرکوب نمودن غارت و يورش به روستاها، اقدام به مسلح کردن گروهي عرب تبار تحت عنوان “جانجاويدها” نمود که عملکرد آنان پس از چند سال موجبات نارضايتي و بدبيني مردم نسبت به دولت را فراهم کرد.
در سال 2003، بار ديگر جنگ بين جنوب- شمال در دارفور سودان آغاز شد. ارتش آزادي بخش سودان و جنبش عدالت و برابري عليه دولت سودان وارد درگيري شدند و شبه نظاميان جانجاويد نيز به طرفداري از دولت وارد کارزار گرديدند.47
لذا مي توان وضعيت کنوني دارفور را نتيجه سه عامل مهم خشکسالي هاي دهه هشتاد، اغتشاش و بي نظمي در سيستمي که به صورت قبيله اي اداره مي شد و هم چنين ترغيب شبه نظاميان و استفاده از آنها در جنگ بعنوان نماينده دولت، دانست.
الف) آغاز مخاصمه دارفور
از ژوئيه 2003، نيروهاي نظامي دولت سودان و شبه نظاميان “جانجاويد” در پاسخ به حملات شورشيان، “ارتش آزادي بخش سودان” و “جنبش عدالت و برابري” به پايگاه هاي پليس محلي و تأسيسات دولتي و غارت و تاراج اموال به اتهام اعمال تبعيض ناروا توسط دولت حاکمه سودان، اقدامات متقابلي را اتخاذ نمود که در جريان اين اقدامات غير نظاميان هدف خشونت هاي متعددي شامل:
قتل، اعدام هاي خودسرانه، شکنجه، تجاوز به عنف و هتک ناموس، تخريب و غارت اموال و… قرار گرفتند.48
ناکامي ميانجيگري آمريکا، ايتاليا، نروژ و انگلستان و نقض آتش بس ميان دولت سودان و ارتش آزادي بخش سودان که در سپتامبر 2003 توافق شده بود، با ادامه يافتن بحران باعث قتل 300.000 آفريقايي سياه پوست و طرح اتهام تجاوز به دختران و زنان، تخريب صدها روستا و آلوده ساختن آب توسط شبه نظاميان عرب مورد حمايت دولت سودان شد به گونه اي که ضمن اعلام نياز مبرم حدود 2.200.000 نفر در سال گذشته به مواد غذايي و پناهگاه، شمار تلفات بالغ بر 400.000 نفر تخمين زده مي شود.49
با صدور بيانيه هاي دوم آوريل و 25 مي 2004، رئيس شوراي امنيت که طي آن نسبت به بحران وسيع انساني و نقض گسترده حقوق بشر ابراز نگراني کرده بود، پذپرش خلع سلاح شبه نظاميان محقق نشد چرا که در 11 ژوئن 2004، شوراي امنيت به اتفاق آرا با تصويب قطعنامه 1547 خواستار پايان فوري جنگ و تشکيل گروهي براي آماده سازي عمليات حفظ صلح به درخواست دبير کل سازمان ملل شد. 50
در حالي که گزارش 27 ژوئيه اتحاديه آفريقايي، تداوم حملات شبه نظاميان عليه غير نظاميان و عدم خلع سلاح مهاجمين را اعلام کرد،‌51 جامعه بين المللي به انتظار تحول ديگري بود.
ب) بين المللي شدن بحران و تلاش براي حل آن
پس از اوج گيري درگيري هاي مسلحانه بين شورشيان و نيروهاي دولتي و افزايش روزافزون آوارگان و کشته‌شدگان و ناتواني دولت جهت مهار اين بحران، کشورهاي غربي و سازمان هاي بين المللي با واکنش شديد وارد سودان و مناطق بحراني شدند. حمايت برخي کشورها و سازمان‌ها از گروه هاي شورشي در دارفور و واکنش شديد سازمان هاي حقوق بشري و غير دولتي به اين رخداد، موضوع دارفور را از يک مسئله به موضوعي بين المللي تبديل کرد به گونه اي که موضوع دارفور چندين بار در شوراي امنيت مطرح گرديد و همه اين تحولات باعث شد تا شوراي امنيت اقدام به صدور قطعنامه هاي متعددي عليه سودان نمايد.

جمع بندي مطالب فصل اول:
با گسترش دمکراسي در کشورها، حکومتها ديگر نمي توانند مانند گذشته در زندگي بشر مداخله خودسرانه داشته باشند و با سوء استفاده از قدرت و وضع قوانين دادرسي تبعيض آميز در مقام توجيه اقدامات خود برآيند. امروزه به تبع تحول در مفهوم حاکميت سياسي کشورها، دادرسي کيفري نيز مفهومي نوين يافته و در جهت عادلانه شدن قدم برمي دارد.
امروزه از دادرسي عادلانه به منزله حقي بشري سخن مي رود و از جمله مولفه هاي دادرسي عادلانه رعايت اصل بي طرفي در فرايند دادرسي است. بي طرفانه بودن دادرسي شرط لازم ولي ناکافي براي عادلانه بودن دادرسي است. براي اينکه يک دادرسي عادلانه باشد علاوه بر بي طرفانه بودن، علني، قانوني و مستقل بودن را نيز لازم دارد.
بنابراين حق محاکمه شدن توسط يک دادگاه مستقل و بي طرف امروزه به يکي از اساسي ترين حق هاي بشري تبديل شده است که در بسياري از مقررات بين المللي حقوق بشر از جمله اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي و … مورد تأکيد و توجه قرار گرفته است.
افزون بر اين موارد، اين حق در اساسنامه هاي دادگاه کيفري بين المللي براي يوگسلاوي سابق و رواندا و همچنين در اساسنامه ديوان بين المللي کيفري به طور ويژه شناسايي و بر رعايت و اجراي آن تاکيد شده است. اگر چه دو مفهوم استقلال و بي طرفي با يکديگر تفاوت لغوي و اصطلاحي دارند ولي ملازمه و تأثير عميقي بر يکديگر دارند و بازگشت هر دوي آنها به يک حق مي باشد و وجود اين دو در کنار يکديگر تضمين کننده يک محاکمه عادلانه و منصفانه خواهد بود.
از جمله عواملي که ممکن است استقلال محاکم بين المللي کيفري را با مخاطره مواجه نمايند عبارتند از دولت‌ها و سازمانهاي بين المللي. از آنجايي که اين محاکم اغلب به صورت مستقيم توسط دولتها تأسيس مي‌شوند دولتها به عنوان پديد آورنده اين نهادها از نفوذ و تأثير بالايي در تصميم گيري اين محاکم برخوردار هستند و اگر يک چنين کنترل و نفوذي از جانب دولتها نسبت به اين محاکم نهادينه شود انتظار اجراي عدالت از سوي اين محاکم انتظار نابجايي خواهد بود.
علاوه بر اين سازمانهاي بين المللي دولتي در کنار دولتها با اين محاکم در تعامل و ارتباط هستند و حتي اگر خود موسس اين محاکم نباشند و محکمه کيفري بين المللي خود بر اساس يک معاهده و به صورت مستقل تأسيس شده باشد مانند ديوان بين المللي کيفري باز هم ممکن است در ارتباط با اين سازمانها تحت تأثير آنها قرار گيرد که امري اجتناب ناپذير است منتها در تنظيم روابط ميان اين محاکم و ساير سازمان هاي بين المللي بايد نهايت دقت به عمل آيد تا ضمن حفظ استقلال اين محاکم به همکاري ميان اين نهادها لطمه اي وارد نگردد.
بحران در ادبيات سياسي و روابط بين المللي مرحله اي از اختلاف سياسي، حقوقي، اقتصادي و يا اجتماعي است که مي تواند منجر به تغييرات اساسي گردد. در تجزيه و تحليل عوامل و شرايط شکل گيري هر بحران عوامل مختلفي دخالت دارد اين عوامل ممکن است ناشي از انسان، محيط و يا تاثيرات متقابل اين دو باشد.
نکته مهم و قابل توجه در مديريت بحرانها به ويژه در بحران هاي داخلي اين است که چنانچه به صورت صحيح و هوشمندانه انجام گيرد مي تواند ضمن کاهش لطمات به حل و فصل مسالمت آميز آنها منتهي شود و در غير اين صورت نه تنها زمينه دخالت و ورود قدرتهاي منطقه اي و فرامنطقه اي را فراهم مي آورد بلکه مي تواند به يک فاجعه عظيم انساني مبدل شود نظير بحران دارفور سودان.
اين بحران که از اوايل سال 2003 ميلادي و به دنبال حمله دو گروه شورشي “ارتش آزادي بخش سودان” و “جنبش عدالت و برابري” به تأسيسات دولتي به اتهام اعمال تبعيض ناروا توسط دولت حاکمه سودان آغاز شده و هم چنان ادامه دارد منجر به کشته و آواره شدن هزاران نفر از اهالي اين منطقه گشته است.
پس از اوج گيري درگيري هاي مسلحانه ميان شورشيان و نيروهاي دولتي و ناتواني دولت جهت مهار اين بحران،کشورهاي غربي و سازمان هاي بين المللي با واکنش شديد وارد اين منطقه شدند. حمايت برخي کشورها از گروههاي شورشي در دارفور و واکنش شديد سازمانهاي حقوق بشري به اين وضع موجب شد تا اين مسئله به يک موضوع بين المللي تبديل شود به گونه اي که قضيه دارفور چند بار در شوراي امنيت سازمان ملل متحد مطرح گرديد و سرانجام اين شورا براساس اختيارات ناشي از فصل هفتم منشور ملل متحد اين قضيه را به ديوان بين المللي کيفري ارجاع نمود.

فصل دوم:
استقلال ديوان با نظر به ساختار
ارکان و تشکيلات آن

مبحث اول: ساختار ديوان بين المللي کيفري و ارتباط آن با سازمان ملل متحد:
در اين قسمت بهتر است تا پيش از پرداختن به موضوع ارکان و تشکيلات ديوان بين المللي کيفري و نقش آنها در تضمين استقلال ديوان با ساختار آن و همچنين نحوه تعامل و ارتباط آن با ساير سازمانهاي بين المللي به ويژه سازمان ملل متحد بيشتر آشنا شويم لذا مطالب اين مبحث را به اين امر اختصاص مي دهيم.
گفتار اول: ساختار ديوان بين المللي کيفري:
با تأييد اساسنامه ديوان بين المللي کيفري در 17 ژوئن 1998 در رم و تصويب آن توسط 60 کشور در اول ژوئن 2002، ديوان بين المللي کيفري موجوديت پيدا کرد و از 11 مارس 2003 به صورت رسمي آغاز به کار نمود. “اساسنامه رم در مورد ديوان بين المللي کيفري”52 در 13 فصل و 128 ماده تنظيم گرديده است در هر يک از اين فصول در مورد صلاحيت هاي ديوان،‌ حقوق قابل اجرا، اصول عمومي حقوق کيفري، تشکيلات ديوان، جريان محاکمه، مجازات ها و … به تفصيل مقرراتي وضع شده است.
اساسنامه با يک سند نهايي که به تاريخچه اقدامات مجمع عمومي سازمان ملل در مورد تأسيس ديوان پرداخته همراه است. به علاوه، اساسنامه شامل چهار صفحه يعني قطعنامه مصوب کنفرانس رم، اسامي کشورهاي شرکت کننده در کنفرانس و اسامي سازمان هاي غير دولتي شرکت کننده در کنفرانس نيز هست.
اساسنامه سند رسمي سازمان ملل متحد است و بدين لحاظ به تمام زبان هاي رسمي سازمان ملل تنظيم گرديده که همگي سنديت دارند.53
اساسنامه ديوان بين المللي کيفري قبل از هر چيز يک معاهده چند جانبه بين المللي است. به اين معنا که شماري از دولتها با يکديگر توافق نموده اند که دادگاهي بين المللي مطابق با صلاحيت ها و وظايف مذکور در اساسنامه تشکيل گردد و مرتکبين جرايمي را که در

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه حقوق بشر، حقوق بشردوستانه، حل و فصل اختلافات Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه اساسنامه رم، منشور ملل متحد، جنبش عدم تعهد