منابع و ماخذ پایان نامه زیرساختها، مسائل شهری، نیروی کار، علم و تکنولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

و دستيابى به فعاليتهاى فرهنگى نقشى حياتى را در شكلگيرى افراد خلاق بازى مىكنند و باعث پيشبرد التزامها و مشاركتهاى اجتماعى مىشوند(همان).
2-2-5-2- بنگاههاى اقتصادى
خلّاقيت اغلب به ايجاد فرصتهاى اقتصادى مىانجامد و كارآفرينان فرهنگى، كسب و كارهاى خلّاق را شروع مىكنند و آنها را رشد میدهند. تجارىسازى ايدههاى نوآورانه و خلاق مسبب اشتغالزائى و توليد ثروت در شهرهاى خلّاق است. همچنين بايد در نظر داشت كه چگونه بنگاههاى اقتصادى خلّاق از پشتيبانى كارآفرينانه، آموزش و مربيگرى، انكوباتورها و مراكز همگرا استفاده میبرند. كليد منافع اقتصادى كه بنگاههاى اقتصادى سالم و خلاق كسب میكنند، تجارىسازى است. در شهرهاى خلّاق، فراوانى استعدادهاى خلّاق پيشروان اصلى صنايع خلّاق و اقتصاد منطقه است(همان).
2-2-5-3- فضا
يك ارتباط قوى بين فضا و خلّاقيت وجود دارد. افراد خلّاق نياز به فضايى براى زندگى، كار، الهام بخشى و نمايش كارهاى خود دارند. فضاهاى يك شهر اعم از طبيعى و مصنوعى، باعث برانگيختگى، انطباق و بيان خلاقيت ساكنين خود میشوند. فضاهاى خلّاق بايد اميدبخش و توانمندساز باشند. زيرا خلّاقيت نيازمند فضاهايى است كه در آن بتواند رشد و فعاليت كند، تفكر و نوآورى نمايد، تجمع و پرورش يابد و نهايتا پيشرفت كند.
2-2-5-4- پيوندها و ارتباطات
يك محيط شهرى كه به دنبال برانگيختن و پشتيبانى از خلّاقيت است، بايد بتواند بسيارى از اقدامات مجزا را نيز به هم پيوند دهد. اين پيوندها اغلب اوقات توسط سازمانهايى رهبرى میشود و توسعه مىيابند كه ماموريت و چشم اندازشان خلاقيت است. پشتيبانى از اين پيوندها نيز توسط سازمانهاى واسطى صورت میپذيرد كه فعاليتهاى مجزا را سازماندهى و از منابع موجود به نحو موثر استفاده مىكنند. اكولوژى خلّاقيت يك شهر براى پايدارى و ثبات بايد به خوبى و به نحوى يكپارچه گردد تا هنرمندان، صنايع خلّاق، سازمانهاى دولتى، برنامههاى سرمايه گذارى و جامعه محققين بتوانند به صورتى مولّد و اثربخش با يكديگر ارتباط متقابل داشته باشند. شهرهاى خلّاق به زيرساختهاى پيوند دهندهاى نياز دارند تا از اكولوژى خلّاقيت آنها پشتيبانى نمايند.
2-2-5-5- چشم انداز و آوازه
در شهرهاى خلّاق، بيان و اظهار يك چشمانداز قوى و خلّاقانه باعث رشد استعدادها خواهد شد و پشتيبانى از خلّاقيت را به صورت گستردهاى در شهر هدايت كرده، نظم مىبخشد. اين چشمانداز داستان شهر را در سراسر جهان بازگو مىكند، آوازه آن را در جهان خلق مىكند و به پيشبرد گردشگردى، صادرات و سرمايهگذارى در شهر مىانجامد.
درباره ارکان شهر خلّاق در کشور ما دیدگاههای دیگری هم وجود دارد: «محمدی» ارکان شهر خلّاق را در پنج رکن: 1- مردم 2- بنگاههای اقتصادی 3-فضاها 4- پیوندها 5- چشماندازها میداند. «شادی عزیزی» و «فیروز دولتآبادی» ارکان شهر خلّاق را در 6 رکن 1- فضا 2- شهروندان 3- شبکه 4- رویدادها 5-تجربهها و 6- نهادها میدانند(رحمتی، کلانتری، 1391، 26).(شکل2-1).
شکل2-1: داراییهای شهر خلّاق

منبع: (http://www.memarnet.com).
2-3- نظریات شهر خلّاق
2-3-1- نظریه طبقه خلّاق فلوریدا
پروفسور ریچارد فلوریدا، متولد سال 1957 در نیوجرسی آمریکا، تئوریسین مسائل شهری معاصر است که به خاطر تحقیقات گستردهاش در مورد مسائل اقتصادی و اجتماعی شهری در سطح بینالمللی مورد توجه قرار گرفته است. فلوریدا که هم اکنون پروفسور دانشگاه تورنتو میباشد، برای اولینبار نظریه «طبقه خلّاق» Creative Class را معرفی کرد.
ایده مطرح شده در تئوری وی که با عنوان طبقه خلّاق معروف شده است بهطور خلاصه عبارت است از این که میزان توسعه اقتصادی شهر با میزان حضور و تمرکز متخصصین تکنولوژی پیشرفته، هنرمندان، موسیقیدانها، و بهطور کلی قشر فرهیخته جامعه که وی آنها را «طبقه خلّاق» میخواند بستگی مستقیم دارد. فلوریدا طبقه خلّاق را به دو قسمت «کارکنان علمی» مثل پزشکان و وکلا و «کارکنان فرا خلّاق» مانند معمارها، برنامهنویسهای کامپیوتر و فعالین حوزههای دانشگاهی تقسیم میکند.
با در نظر گرفتن این تعریف، طبقه خلّاق آمریکا شامل حدود 40 میلیون نفر میباشد که این جمعیت حدوداٌ 30 درصد از نیروی کار این کشور را تشکیل میدهد. این مقدار در 20 سال گذشته بیش از 10 درصد افزایش یافته است. میتوان 26 درصد از کل جمعیت آمریکا را نیز طبقه خلّاق نامید. این نسبت در دهه 1960 کمتر از 5 درصد بوده است. این قشر 50 در صد از دستمزد پرداخت شده در ایالات متحده را نیز به خود اختصاص داده است.
به نظر وی این طبقه خلّاق است که باعث بوجود آمدن یک جامعه پویا، باز و رو به پیشرفت میشود و نخبگان دیگر را نیز به جامعه جذب مینماید. از سوی دیگر جامعهای طبقه خلّاق را به خود جذب میکند که دارای سه مشخصه اصلی باشد: فنآوری Technology، استعداد Talent و مدارا Tolerance. شهرهای بوفالو Buffalo در ایالت نیو اورلینز و لوئیزویل نمونههایی هستند که به علت عدم دارا بودن سه عامل ذکرشده در جلب طبقه خلّاق ناموفق بودند. جذب افراد نخبه و در کنار آن توجه به زیرساختها در حوزه معماری و شهرسازی از قبیل ورزشگاه ها، ساختمانها و عناصر شهری شاخص، مراکز خرید و … نقش موثری در احیاء شهرها دارند. رویدادهای موسیقی، رستورانها، نمایشگاههای هنری، فرهنگ، فضاهای باز و دانشگاهها که طبقه خلّاق نقش اساسی در اداره و یا استفاده از آنها به عهده دارند، شهرها را زنده نگه میدارند .
فلوریدا همچنین پیشنهادهایی جهت رتبهبندی شهرها بر اساس شاخصهای مربوط به طبقه خلّاق ارائه نموده است. تئوری فلوریدا اولینبار در سال 2002 در کتاب «ظهور طبقه خلاق» The Rise of the Creative Class ارائه گشت. عقاید وی پس از انتشار، توجه محافل علمی معماری، شهرسازی، جامعهشناسی و … را به خود جلب کرد و موافقین و منتقدین زیادی پیدا کرد که گاه حملات تندی نیز به وی میکردند. عدهای آمار مورد استفاده و همچنین استنتاج و نتیجهگیری او در مورد همبستگی مستقیم حضور طبقه خلّاق و توسعه علم و تکنولوژی جوامع را مورد سوال قرار میدهند. عدهای نیز نظریه وی را بیشتر در حیطه مسائل سیاسی درست میدانند و در مورد مسائل شهری، جامعهشناسی و … آنرا غیر قابل استناد تشخیص دادهاند(8 ,2004 ,Florida).
2-3-2- نظریه شهر خلّاق فلوریدا
ریچارد فلوریدا در سال ۲۰۰۲ نظریه شهر خلّاق را مطرح گردید که در آن ظهور عصر خلّاق در شکل یک انقلاب اجتماعی مهارنشدنی معرفی شده است. این نظریه به سه عنصر متغیر تکنولوژی، استعداد و تسامح پایهگذاری گردیده است(مشکینی، 1392، 98).
به باور این نظریه، جذب افراد خلّاق موجب قدرتمند شدن شهر‌ها و بالندگی اقتصادی آن می‌گردد. بر مبنای این نظریه نخبگان یا طبقه خلّاق به سکونت در شهرهایی گرایش دارند که از تنوع، تساهل و تسامح چشمگیری برخوردار بوده و از نظر کیفیت محیط شهری و استانداردهای طراحی، از سطح بالایی برخوردار باشند.
براساس این نظریه، جذب افراد خلّاق، باعث قدرتمند شدن شهرها و بالندگی اقتصادی آن‌ها می‌شود. این نظریه برخلاف جدید بودنش به سرعت در میان دانشمندان، جغرافیدانان و پژوهشگران شهری مورد توجه قرار گرفت. در كانون تمركز نظريه شهر خلاق، موضوعاتي از قبيل؛ فناوري، استعداد و تسامح و تساهل مطرح است و شاخصهاي شهر خلاق شامل تعداد مراكز علمي پژوهشي و دانشگاهي، مراكز هنري فرهنگي مختلف، فضاهاي مدني و عمومي، تنوع قوميتها و نژادها و مكانهاي شهري مملو از جمعيت است. ظهور نظریه طبقه خلّاق و شهر خلّاق، موجب اهمیّت یافتن روزافزون اقتصاد فرهنگ در پژوهش‌ها و تحقیقات علوم شهری به ویژه تحقیقات اقتصاددانان شهری شده است؛ به گونه‌ای که در اقتصاد دانش‌محور قرن بیست و یکم، خلاقیت نقشی بسیار مهم در افزایش توان رقابتی شهرها دارد. نظریه‌های پیشین همچون «طبقه‌ی خلّاق» از ریچارد فلوریدا (Richard Florida) بر نقش شاغلان در صنایع خلّاق چون هنرمندان تأکید دارند و سهم بیشتری را برای آنان در شهر می‌طلبد. برخلاف آنها، نظریه‌ی شهر خلّاق باور دارد که هر شهروندی، با هر حرفه‌ای، می‌تواند منبع خلّاقیت باشد و هرگونه دخل و تصرف بر محیط می‌تواند به ‌مثابه «کار فرهنگی» به‌شمار بیاید و فقط باید فرصت را فراهم کرد تا زمینه‌ی دخل و تصرف آنها بر محیط ایجاد شود، چرا که این فرضیه باور دارد برای حل مسائل مختلف واگرایی در تفکر، طراحی، اجرا و سیاست‌گذاری خیلی بیشتر از هم‌گرایی در آن راه حل و جواب به‌دست می‌دهد. در ذهن نظریه‌پردازان «شهر خلّاق» سلسله‌ مراتب فضاهای شهری، فضاهای خصوصی(خانه و مدرسه)، نیمه‌عمومی(محله) یا فضاهایی عمومی، همگی فرصتی برای بروز خلّاقیت به‌شمار می‌آیند اما طبیعتاً چالش اصلی آنها این است که در تحلیل پیکره‌ی موجود شهرها چقدر «عرصه‌ی عمومی» ظرفیت این را دارد که میزبان تجلی خلاقیت باشد یا این عرصه‌ی عمومی«چه تغییری باید بکند تا این ظرفیت‌ها را در خودش به‌وجود بیاورد(شکل2-2).
شکل2-2: مقایسه ویژگیهای طبقه خلّاق و شهر خلّاق

منبع: (http://www.memarnet.com).
2-4- زیرساختهای مناطق و شهر خلّاق
زیرساختهای شهر خلّاق متأثر از شبکهای از تولیدکنندگان منطقهای، بازار نیروی کار محلی یعنی کارگران دانش و کارگران خلّاق که در یک منطقه استقرار دارند و میتوانند در شکل گیری توسعه خلّاقیت در شهر و منطقه در شهر خلّاق اثرگذار باشند، و رقابت و همکاری بین مجموعهای از شهرها که بتوانند عنصرخلّاقیت را به منطقه و شهر تزریق کنند، خواهد بود. مباحث مطرح در زمینه شهر خلّاق بیشتر مربوط به مناطق کلانشهری و شهرهای بزرگ است و هرچه قدر که از شهرهای بزرگتر دور میشویم بحث مربوط به خلاقیت، بیش تر به عناصر سنتی تا عناصر جدید ارتباط پیدا میکند، اما امروزه عناصر سنتی مانند جواهرآلات با وجود سنتی بودن میتواند به عنوان یک صنعت خلّاقیت آفرین تأثیر خود را بر شکلگیری شهر خلّاق بگذارد(نمودار2-1).
نمودار2-1: بسترهای اجتماعی شهر خلّاق

منبع: (http://www.memarnet.com).
همچنین از جمله ویژگیهای عمومی هر شهر خلاق این است که مکانی جذاب برای کار کردن و زندگی شهروندان خود (به خصوص برای نسل جوان)، مکانی جذاب برای گردشگران (صنعت توریسم توانمند در شکوفایی بخشهای مختلف اقتصادی (از راه به کارگیری تکنولوژی و مدیریت صحیح آن) و همچنین مرکز جذب بنگاههای مختلف اقتصادی نوظهور (خوشهها و مراکز تحقیقاتی بهویژه در زمینه High-Tech تکنولوژیهای باشد.
2-5- بسترهاي زمينهساز شهر خلّاق
مهمترين بسترهاي ايجاد كننده و ترغيب كننده شهر خلّاق كه مربوط به چند دهه اخير است و تا حد زيادي تحت تاثير جهاني شدن است را ميتوان در موارد زير ديد:
2-5-1- تغيير پارادايمي از دولت- ملّت به شهر
جامعه جهاني قرن بيستم و يكم دستخوش تغيير پاردايمي مهمي از«دولت- ملت به شهر» است(77 ,2008 , Sasaki). كه به موجب آن شهرها، نه دولت- ملّت ها، به عنوان عاملّين كليدي در جامعه و اقتصاد اطّلاعاتي شناخته ميشود. شهرها يا تا حدودي شهر- منطقهها موتورهاي اقتصاد جهاني هستند، كه صريحاً ارتباطات انساني متّصل از نظر فضايي را كه براي يادگيري، نوآوري و خلّاقيت ضروري است را مهيا مي سازد.
در طريقي نسبتاً متفاوت نقش شهرها در نوآوري و كارآفريني به عنوان محوري از خودجوشي فردي و غيردولتي است. در مقايسه با دولتهاي ملّي شهرها در انطباق با شرايط متغيرّ بازارها، فناوري و فرهنگ در عصر به اصطلاح جهاني منعطفترند. افزايش برتري شهرها و مناطق شهري در عصر اطّلاعات با زوال متقابل اهميّت اقتصادي، اجتماعي و سياسي دولت- ملّتها همراه است. اين زوال اجتنابناپذير دولت- ملّت پيشينه بيشتري نسبت به فناوري هاي ارتباطي دارد. با اين حال اخيراً توسعه و گسترش فناوري هاي ارتباطي و اطّلاعاتي را عامل تنزّل دهنده دولت- ملّت در واحد سرزميني هم در بعد سازمان اقتصادي و هم تصوير فرهنگي جمعي معرّفي كردهاند: فرآيند جهاني شدن اقتصادي، توسط شركتهاي چند ملّيتي قطبي شده است و تا حدودي به وسيله مدلهاي ارتباطات جهاني تسهيل شدهاند و تقسيم بينالمللي سنّتي

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه کیفیت زندگی، توسعه شهر، تحقیق و توسعه، منابع انسانی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه توسعه شهر، اقتصاد دانش، اقتصاد دانش محور، فضای شهری