منابع و ماخذ پایان نامه زبان قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

آدمي جز با سفر کامل نگردد و جز با هجرت به مقصود نرسد؛553 به قول سعدي
سعدي جفا نبرده چه دانى تو قدر يار تحصيلِ كامِ دل به تكاپوى خوش تر است554
– روش تربيتي اسلام بر محور تحرّک و تکاپو است. فهم دين نيز نه با چرخيدن بر گرد کتب؛ که با سير آفاق و انفس عالمانه ميسور ميگردد.555
– جنگ تنها در عرصه نظامي و در تقابل با جسم‌ها نيست؛ محافظت از روح ايماني و عقيدتي مردم و صيانت از مرزهاي حلال و حرام الهي نيز بسيار با اهميّت؛ بلکه جهاد اکبر است.556
– پيشرفت و سرافرازي با دو عامل به دست ميآيد: جهاد و دانش. در اين آيه دانش مورد تأکيد قرار گرفته است.557
– همچنانکه وطن نيازمند دلاوراني است که با ابزار جنگي از آن به دفاع برخيزند، نيازمند مدافعاني با ابزار حجت و برهان است؛ بلکه تقويت روح معنوي و نشاندن نهال وطن دوستي و عشق به فداکاري و پروش نسلي که دوستي وطن را بخشي از ايمان دانسته دفاع از آن را ضروري ميداند نيز واجب و رکن امتسازي و ستون استقلال آن است.558در حقيقت جهاد بر پايه تبليغ ديني و اقامه برهان و حجت بر آن است.559
– غايت دانش‌آموزي، تفقّه در دين و فهم اسرار آن است که مايه اصلاح دروني عالِم و قرآني و ربّاني شدن او ميگردد. تأثير بيروني آن نيز، دعوت الي اللهي اوست؛ از اينرو به تعليم و تربيت و انذار آنان با جديّت و شهامت ميپردازد. خداوند، مؤمن برخوردار از قوّت جسمي و روحي، استحکام عقلي و علمي را دوست ميدارد و اين، رسالت مهمّ رسولان ارجمند است.560
– قرار گرفتن آيه‌اي با موضوع تعليم و تعلّم در وسط آيات جنگ و جهاد از معجزاتي است که راز آن امروزه آشکار شده است؛ زيرا جنگ‌ها بيش از آنکه بر سلاح متکي باشند بر علم و دانش جنگي متّکياند.561
3-2-5. جامعنگري از منظر توجّه به توصيفات و تجويزات قرآن
تصوّر اوّليه از يک گزاره تربيتي، معمولاً تصوّر يک گزاره انشائي و توصيهاي است؛ از اينرو ممکن است تفسير تربيتي، صرفاً به تحليل گزارههاي توصيهاي قرآن محدود گردد. امّا رويکرد جامعنگر، به اتکاي قرآن‌شناخت تربيتيِ مفسّر، که قلمرو تفسير تربيتي را به وسعت تمام قرآن ميداند، تأکيد ميکند که تفسير تربيتي بايد ناظر به تمام آيات قرآن؛ اعمّ از گزارههاي توصيفي و توصيهاي باشد.
توضيح اينکه، قرآن آميزه‌اي از جملههاي اخباري و انشائي و در برگيرنده توأمان واقعيت و پيام است.562 جملههاي اخباري، زبان قرآن را به زبان علم نزديک ميسازد که از واقعيات سخن ميگويند و به توصيف پديدهها ميپردازند؛ امّا گزارههاي انشائي، قرآن را به کتاب اخلاق نزديک ميکند که شامل توصيهها، بايدها و نبايدها است. بحثهاي درازدامني درباره حقيقت زبان قرآن و منطق و شيوه گفتمان آن و نيز رابطه بين اين دو نوع گزاره‌ها پديد آمده و نظرياتي مطرح شده که طرح آن در حوصله اين نوشتار نيست.563 از نگاه تفسير تربيتي، مي‌توان گفت که زبان قرآن “زبان تربيت” است. نظريه “زبان تربيتي قرآن” معتقد است: چنانکه تربيت در ساحتهاي عقل و انديشه، احساس و عاطفه، رفتار و عمل اِعمال ميگردد؛ گزارههاي قرآني نيز ناظر به اين ساحتها و تأمينکننده نيازهاي آن است؛ از اينرو دليلي بر تفکيک بعد نگرشي و بينشي قرآن (توصيفي) از بعد گرايشي (توصيهاي) ديده نميشود؛ بلکه زبان قرآن، دو نقش توأمان توصيهاي توصيفي را با يکديگر درآميخته است. حاصل اين ويژگي آن است که وحي قرآني افزون بر کارکردِ انگيزندگي و تشويق به يک زندگي معنوي، محتواي معرفتي و حکايت از واقعيت داشته و ديدگاهي جديد براي نگريستن به جهان را پديد ميآورد. اهداف تعليميِ تربيت قرآني؛ مانند اصلاح بينش هاي بشر نسبت به واقعيت هاي عالم، به وسيله گزارههاي توصيفي قرآن تمهيد ميگردد و اهداف پرورشي آن، با گزارههاي توصيهاي ترغيبي تأمين ميشوند. هر چند از منظر تعريف منطقي و زبانشناختي، برخي آيات قرآن قالب انشائي دارند (اعمّ از اوامر، نواهي، استفهام و…) و برخي قالب اِخباري (گذشته، حال، آينده) امّا از بُعد معنا‌شناختي، همه آيات قرآن داراي دو نوع کارکرد و رسالت با محوريت واحد تربيت هستند؛ اول، کارکرد آگاهي رساني؛ دوّم، کارکرد انگيزشي (تعليم و تربيت). بر ايناساس ويژگي منطق قرآن، عدم جدايي زبان تعليميِ آن از زبان تربيتي و هدايتي است؛ به عبارت ديگر، گزارههاي توصيفي قرآن تنها به منظور آگاهي بخشي و شناخت براي شناخت نيست؛ بلکه براي تغيير رفتار بر اساس اين شناخت، و نيز ايجاد انگيزه براي دگرگوني معنوي است. اين حقيقت در بسياري از آيات قرآن از جمله آيه زير انعکاس يافته است:
“هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبين؛ اوست آن كس كه در ميان بى‏سوادان فرستاده‏اى از خودشان برانگيخت، تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بديشان بياموزد، و [آنان‏] قطعاً پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند”564
همچنين قرآن کريم در سوره “شمس” پس از زمينهسازي در بيان هويّت انسان: “وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها، فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها، سوگند به نَفْس و آن كس كه آن را درست كرد، سپس پليدكارى و پرهيزگارى‏اش را به آن الهام كرد”565 در قالب جملهاي خبري ميفرمايد: “قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها، وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها؛ هر كس آن را پاك گردانيد، قطعاً رستگار شد، و هر كه آلوده‏اش ساخت، قطعاً درباخت”566 اگر چه ظاهر اين جملات شريف زبان اِخبار است؛ امّا روح حاکم بر آنها پيامي است که ژرفاي جان انسان را مينوازد و روح او را به تنزيه از آلودگيها فرا ميخواند.
در جملات انشائي قرآن نيز همين تلفيق کارکردي “واقع گرايي” و “دعوت به تعالي و ارتقاي معنوي” حتّي در گزارههاي به ظاهر شخصي ديده مي‌شود.
“أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ، وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَك، الَّذي أَنْقَضَ ظَهْرَك، وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَك، فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً، فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ، وَ إِلى‏ رَبِّكَ فَارْغَب؛ آيا براى تو سينه‏ات را نگشاده‏ايم؟ و بار گرانت را از [دوش‏] تو برنداشتيم؟،[بارى‏] كه [گويى‏] پشت تو را شكست. و نامت را براى تو بُلند گردانيديم. پس [بدان كه‏] با دشوارى، آسانى است. آرى، با دشوارى، آسانى است. پس چون فراغت يافتى، به طاعت دركوش و با اشتياق، به سوى پروردگارت روى آور”567
خطابهاي اين سوره چنان که مفسّران گفته اند، گفتگوي شخصي با پيامبر اکرم9 و توصيف موقعيت آن حضرت و عنايت‌هاي خدا به ايشان است که شرح چگونگي يک واقعه تاريخي است؛ امّا آوردن اين قطعه از حيات تاريخي پيامبر9 در متن قرآن که يک متن جاودانه است چه حکمتي دارد؟ با تأمل در بخش‌هاي گوناگون اين آيات به خوبي روشن ميشود که نقطه محوري و آموزه فراتاريخي که مضمون همه آيات سوره در پرتو آن شکل ميگيرد اين است که انسان قرآني، در فراز و فرود زندگي، جان در پيمان خدا مي‌گذارد که سررشته همه امور است568 و سببهاي ديگر همه به اراده و خواست او عمل ميکنند.569

5. تفسير تربيتي؛ تفسيري شوق آفرين و عينيگرا
مفسّر قرآن، نه فقط رسالت تبيين محتوا و روش قرآن را به دوش دارد؛ بلکه بايد تجلّيبخش روح حاکم بر سراسر آيات آن باشد. انجام چنين رسالت خطيري در گرو شناخت عميق قرآن و چشيدن روح حاکم بر فضاي آن؛ اعمّ از ويژگيها، مضامين، روش ها، اهداف و مقاصد است.570
قرآن کريم تربيت انسانها را نه در محيط سرد و ساکن و تصنّعي بلکه در فضايي پويا و شورآفرين و تحرکزا و واقعي ترسيم ميکند. قرآن کتاب پروردگار “حيّ” است و نازل شده تا آدميان مرده از آموزه هاي کفر و جاهلي را به آب حيات تعاليم خويش زنده سازد: “يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُم؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، چون خدا و پيامبر، شما را به چيزى فرا خواندند كه به شما حيات مى‏بخشد، آنان را اجابت كنيد “571 کلام “ربّ حيّ” نمي تواند ساکن و راکد فهم شود. فهم زنده قرآن نيز در گرو انديشه زنده و تعامل زنده با قرآن است.572
“شوق‌آفريني” “واقع‌نگري” و “عيني‌سازي” مؤلّفههاي اصلي “روش حرکتآفرين” قرآن است. سيد قطب اين روش را با عنوان “منهج واقعي حرَکي جدّي”573 توصيف ميکند. “مواجهه واقعي عملي”574 با قرآن، سَمت و سوي تفسير تربيتي را به سوي نگاه جدّي به قرآن، با هدف تغيير و تحوّل فردي و اجتماعي همراه با بيان نمونههاي عيني آن سوق ميدهد، تا هدايت قرآن نه به انديشه؛ بلکه به قلب راه يابد575 و شوق متربّيان به سوي عمل افزون گردد تا به کمال خويش نائل آيند.
5-1. شوق آفريني
قرآن کريم علاوه بر معرفتبخشي و بصيرتآفريني، از ابزارهاي انگيزشي و برانگيزنده در روش تربيتي خويش بهره ميگيرد. روش تربيتي “تشويق”576 در قرآن و نيز صفت “بُشري”577 براي قرآن، و “مبشّر”578 براي پيامبران و عنوان قرآني “تحريض”579 در همين راستا تحليل ميگردد. نياز به شوقآفريني در تربيت، ريشه در ظرافتهاي روح آدمي و تنوّع ابعاد وجودي او دارد که تأثير‌گذاري و نفوذ‌پذيري او را نسبت به ديگر موجودات بسيار پيچيدهتر ساخته است. شوقآفريني ميتواند مايه ظهور عاليترين تجلّيات فکري، هنري، ذوقي و معنوي و عاليترين ابتکارات انساني گردد.580 قرآن کريم به عنوان کتاب تربيت، سطح وسيعي از روش‌هاي شوقآفرين و تأثيرگذار بر زواياي مختلف روح آدمي را در جهت مقاصد شريف خويش به خدمت گرفته است. تحسين رفتارهاي نيک581 و مقابله آن با رفتارهاي بد،582 وعده پاداش اعمال شايسته583 و کيفر اعمال ناشايست،584 تشکر و سپاسگزاري،585 دعا،586 موعظه و نصيحت،587 تسليت و دلداري،588 ذکر عاقبت صالحان و طالحان و ارائه الگوها و نمونههاي راهيافته و گمراه،589 بيان فوايد و اسرار قوانين و تشريعات،590 تبيين شگفتيهاي عالم آفرينش و اسرار حاکم بر آن،591 آميختن جلوههاي معرفتي با روح ايماني،592 و حاضر ساختن جلوههاي ايماني در صحنههاي عملي593 و… از جمله روشهاي قرآن براي برانگيختن روح آدميان به سوي اصلاحات ريشهدار فردي و اجتماعي است594 که با شيوهها و ابزارهاي بسيار متنوّع و کارآمد صورت گرفته است؛ حتي ميتوان جلوه هاي متنوّع “تهديد و وعيد” قرآن را در جهت ايجاد انگيزه و شوقآفريني تحليل کرد؛ چرا که تجسّم عاقبت بدکاري، شوق حرکت به سوي خيرات را افزون ميسازد و عقل و خرد را براي گذر از لذّات آني، متقاعد ميسازد.
ويژگي مهم تفسير تربيتي، قدرت تأثير و ايجاد جاذبه در خواننده است. در تفسير ادبي و علمي، اگر کسي شوق خاصي نداشته باشد و به دنبال يافتن مطلب معيني نباشد نمي تواند جاذبه آن را درک کند؛ امّا تفسيرهايي که به دنبال طرح معاني و پيامهاي الهياند و نکات تربيتي و سلوک رفتاري را نشان ميدهند جذبه و نورانيّتي ايجاد ميکنند که مخاطب را همراه خويش ميکشاند و رابطهاي تعاملي ميان کتاب و خواننده ايجاد ميکند؛ بر خلاف تفاسيري که تلاش آنها صرفاً انباشتهساختن ذهن خوانندگان از اطلاعات گسترده ديني يا آماده ساختن آنان براي احتجاجات برهاني يا بالابردن انگيزه آنان براي تلاوتهاي تعبّدي است، مفسّر تربيتي ميکوشد با بهرهگيري از روشهاي قرآني، شوق مخاطب را به سوي عمل قرآني بالا برد و زمينههاي روحي، معرفتي و ايماني را در جهت “توحيد کلمه” و “کلمه توحيد” ايجاد کند.
بيان روايات معتبر در فضايل آيات و سوره ها و نيز برکات تلاوت قرآن و عمل به آن، تحليل فوايد و برکات انجام عبادات و احکام و بيان مضّرات و عواقب محرّمات، تبيين سنّتهاي الهي از منظر نقش آن در تربيت انسان، تبيين علل تشريعات با مدد از آيات، روايات و يا دادههاي قطعي علوم تحربي، بيان مواعظ اثرگذار به ويژه موعظه هاي معصومان( و اولياء الله؛ مانند مواعظ موجود در احاديث قدسي، تحليل ابعاد تربيتي قصههاي قرآن، و… از جمله روشهاي پيشنهادي به منظور ايجاد جوّ شوقآفرين در تفسير تربيتي است.
براي‌مثال، يکي از قرآن پژوهان، بيان شوقآفرين زير را درباره فضيلت سوره “يس” نگاشته است:
سوره مبارکه “يس” قلب قرآن است، يعني حيات و عصاره قرآن کريم است؛ چنانکه در

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه منابع معرفت، امام صادق Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق، ناسخ و منسوخ، انس با قرآن