منابع و ماخذ پایان نامه روش شناسی، زیست محیطی، عوامل دموگرافیک

دانلود پایان نامه ارشد

بزرگ شده اند كه بشر از قوانين حاكم بر ساير موجودات مبرا است. اين نگرش مستثنی سازی بشر نام گرفته است (كاتون و دانلپ،1978). اين با چيزي كه بعضي از متفكران سبز “انسان محوري” مي نامند تطابق دارد (كادوورث،2003). ايده ي معافيت بشر از آنجا گسترش يافت كه صنعتي شدن ، انسان ها را به پرواز بر فراز زمين و سفر به زير اقيانوس ها قادر ساخت و اينكه بر تمام محدوديت هايي كه ظاهراً به علت طبيعتشان بر آنها تحميل شده بود فائق آيند. همزمان با رشد شهرنشيني كه تماس با طبيعت را كاهش داد، زندگي انسان در ظاهر به طور فزاينده اي مستقل از دنياي مادي گشت. براي مدت زيادي اين طور به نظر مي رسيد كه پيشرفت تكنولوژيكي انسان به معناي معافيت او از قوانين طبيعي است (ساتون،2007).
كاتون و دانلپ رويكردي را اتخاذ كردند كه آن را پارادايم جديد اكولوژيكي مي ناميدند و بر اين اصرار داشتند كه نگراني درباره بحران در حال رشد زيست محيطي نه تنها براي جهان طبيعت پيامدهايي دارد بلكه براي جامعه انساني هم نتايج مهمي به بار خواهد آورد. همانند ريتزر، كاتون و دانلپ از لغت “پارادايم” براي اشاره به تصوير “بنيادين سوژه” ي يك زمينه كه قبل از ديدگاه هاي نظري خاص مي آيد، استفاده مي كنند (دانلپ،2002،ص238). اين رويكرد عرصه ي جديدي را در جامعه شناسي مطرح مي كند كه محيط زيست را به اندازه ي فرايندهاي سياسي و اقتصادي، براي درك شرايط اجتماعي ضروري مي داند.
ماريا لين (2004) معتقد است كه اخلاق جديد موجي را در جريان اصلي تفكر زيست محيطي به راه انداخت و به صورت يك پارادايم زيست محيطي جديد جا افتاد كه محدوديت هاي رشد را تشخيص مي داد و بر اهميت تعادل طبيعت اذعان داشت.
آركري و ديگران (1990) معتقدند كه گزاره اصلي اين چهارچوب اين است كه هر جامعه اي يك پارادايم اجتماعي غالب دارد كه بر اساس تجربه بنا شده و در ارزش ها تجلي مي يابد و به رفتار واقعي مرتبط است. مشخصه پارادايم اجتماعي غالب كه در طي قرن هاي متعدد در جامعه غربي رشد يافته است، پارادايم معافيت بشر است. در اين پارادايم انسان ها معاف از قوانين طبيعت در نظر گرفته مي شوند و در واقع بر جهان طبيعي حكم مي رانند. رشد نامحدود انسان و اقتصاد پذيرفته شده است. با توجه به تاريخ توسعه طلبي، پيشرفت تكنولوژيكي و بالا رفتن استانداردهاي زندگي در جامعه غربي در طي اين دوره، مي توان علت رشد اين جهان بيني را درك كرد. كاتون و دانلپ (1978) مي گويند كه پارادايم معافيت بشر چنان نافذ و فراگير است كه بر روند تحقيق و تئوري اجتماعي تأثير گذاشته است. و همين باعث شده كه تأثير محيط طبيعي بر رفتار انسان و سازمان اجتماعي تا همين اواخر مورد غفلت واقع شود.
مجموعه اكولوژيكي دانلپ و كاتون كمبودهايي دارد. به عنوان مثال لاك (1995) مي گويد با اينكه توضيحات دانلپ و كاتون تصوير گستره اي از عوامل را براي تحليل فرايندهاي اجتماعي ارائه مي دهد، اما يك چهارچوب مفهومي براي تعيين چگونگي تعامل متقابل عوامل مختلف فراهم نمي كند. لاك ، همچنين ، ادامه مي دهد كه در مجموعه اكولوژيكي آنها، هيچ مفهومي براي وضعيت عوامل مختلف در تعامل با يكديگر و يا براي ماهيت تأثيري كه بر هم مي گذارند، وجود ندارد. به عبارت ديگر، اثربخشي نسبي، نيروهاي علت و معلولي ، يا مراتب اهميت عوامل مختلف، تئوريزه نمي شوند (لاك،1995،ص171). NEP، انتقادهايي دريافت كرد و دانلپ (2000) آنها را در سه گروه نقدهاي قوي، متوسط و ضعيف گذاشت كه در فصل بعدي به آنها خواهيم پرداخت.
جامعه اي مثل ايران ارزش هاي اجتماعي مسلط خودش را دارد كه در كل با ساير جوامع و بالاخص با جوامع غربي تفاوت دارد. آزاد ارمكي (2004) – يك عالم اجتماعي شناخته شده در ايران – معتقد است كه مذهب، خانواده و دولت، سه عنصر اصلي هستند كه مي توانند به عنوان ارزش هاي اجتماعي مسلط بر جامعه معاصر ايران تلقي شوند. آزاد ارمكي مي گويد كه رفتار مردم ايران، با كشف تعامل هاي بين مذهب ، خانواده و دولت بهتر درك خواهد شد. اين ها سه عامل تشكيل دهنده ي پارادايم اجتماعي غالب در ايران هستند. اول، جامعه ايراني يك جامعه مذهبي و عمدتاً مسلمان شيعه است. دوم، مردم ايران به طور مرسوم در يك خانواده كه حداقل متشكل از زن و شوهر و بچه (ها) است زندگي مي كنند. اين به اين معني است كه در ميان ايراني ها زندگي مجردي ، آن طور كه در جوامع غربي ديده مي شود، معمول نيست (متأسفانه، اطلاعاتي براي نشان دادن زندگي مجردي وجود ندارد چرا كه تمام سرشماري ها سؤالي دارند كه تعداد مجردها و متاهل هاي اهل خانه را مي پرسد. آنها كه تنها زندگي مي كنند ترجيح مي دهند خود را عضوي از خانواده معرفي كنند) در اين شرايط، مردم، در خانه و در ميان اعضاي خانواده متولد مي شوند، پرورش مي يابند ، زندگي مي كنند و مي ميرند. سوم ، جامعه ايراني يك جامعه سياست محور است و حكومت سومين بخش اين پارادايم را تشكيل مي دهد.
آزاد ارمكي (2004) در ادامه مي گويد كه با توجه به نوع روابط بين سه نهاد فوق الذكر (مذهب، خانواده و حكومت) ، حكومت مهم ترين عنصر جامعه ايراني است و مذهب و خانواده دنباله روي آن هستند. به عبارت ديگر، جامعه ايراني يك جامعه ي سياست محور است كه در آن مذهب و خانواده از اهميت برخوردارند. او مي گويد كه عبارت “جمهوري اسلامي ايران” نشان دهنده ي اهميت نظام سياسي و نقش محوري حكومت در بستر مذهبي است. او مطرح مي كند كه “روابط اجتماعي با خانواده، مذهب و نهادهاي سياسي روي يك خط هستند”.
متأسفانه رابطه بين محيط زيست و جامعه در بحث آزاد ارمكي تعيين نشده است و ديدگاهش ، همان طور كه خودش مي گويد، ” نوعي ديدگاه كلاسيك است، نزديك به چيزي كه جامعه شناسان براي فهم جامعه به عنوان يك كل به كار مي برند” است. پس ما به جاي بررسي عامل (واسط) اجتماعي ، در پي بررسي چگونگي ساخته شدن و عملكرد جامعه به عنوان يك كل هستيم. ايده جديد نشان مي دهد كه جامعه چطور از طريق تعامل با خانواده، مذهب و سياست اداره مي شود (2004،ص8).
گرچه دانلپ و كاتون هيچ وقت نگفتند كه فرضيه هاي قابل آزمون بايد از مجموعه ي وسيعي از فرضيات پيش زمينه استخراج شوند كه شبيه به آنچه كه پارادايم خودشان ،NEP را تشكيل داده اند باشند. اتفاقاً اندازه هاي NEP ابزار مناسبي ارزيابي نگرش هاي مردم به محيط زيست در كشوري مثل ايران فراهم مي كنند. علاوه بر اين با توجه به شرايط كنوني جامعه ايران به نظر مي رسد NEP مي تواند ما را در مطالعه روابط بين NEP و رفتار معنا دار زيست محيطي مردم كمك كند.

3-3- چارچوب نظری تحقیق
همان‌طور که ملاحظه گردید، نظریات مختلفی که در سطح خرد مطرح گردید، تشابهات بسیار زیادی با یکدیگر دارند، به‌گونه‌ای که برخی از آنها اختلافات اندکی با یکدیگر دارند. به نظر می‌رسد که این نظریات درصدد اصلاح و رفع مشکل نظریات قبلی مطرح شده‌اند. با این حال، به دلیل گستردگی مفروضات این نظریات، در تحقیق حاضر برخی از آنها مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
NEP طرح شده توسط دانلپ و كاتون ابزار مناسبي براي سنجش نگرش هاي مربوط به محيط زيست فراهم مي كند و مي تواند به عنوان چهارچوبي براي توضيح رفتار زيست محيطي در نظر گرفته شود.
فیتکائو و کسل (1981) در طرح «مدل جامعه‌شناختی رفتار محیط‌زیستی» خود آورده‌اند که نگرش‌ها، امکانات برای رفتار محیط‌زیستی (مانند عوامل بیرونی، زیربنایی و اقتصادی که می‌تواند مردم را قادر به یا مانع از رفتارهای محیط‌زیستی کند) و دانش بر رفتارهای محیط‌زیستی تأثیرگذارند.
آیزن و فیش‌بین در نظریه «کنش بخردانه» اظهار کرده‌اند که به منظور یافتن همبستگی بین نگرش و رفتار، بایستی نگرش به آن رفتار خاص سنجیده شود، نه نگرش محیط‌زیستی کلی نسبت به رفتاری خاص.
با توجه به مباحث مطرح شده فوق، می توان چارچوب نظری مطالعه حاضر را به شرح ذیل تدوین نمود. نگرش محیط‌زیستی عامل مهمی به عنوان یکی از عوامل مهم تاثیر گذار بر نگرش نسبت به بازیافت در نظر گرفته شده است. همچنین، می‌توان گفت که عوامل دموگرافیک، مانند سن، جنس، تحصیلات و درآمد، نیز ممکن است بر نگرش افراد نسبت به رفتار بازیافت به گونه‌ای غیرمستقیم تأثیر داشته باشند. به‌زعم، کولموس و آیژمن (2002 : 248)، حداقل دو مورد از این عوامل بر نگرش محیط‌زیستی و رفتارهای طرفدار محیط‌زیست تأثیر دارند: جنس و تعداد سال‌های تحصیل. همچنین دیویس و همکارانش (2002 : 102) دریافتند که عوامل جمعیتی پیش‌بینی‌کننده مهمی در رفتار محیط‌زیستی است. لذا، در این تحقیق عوامل جمعیتی مانند سن، جنس، وضعیت تأهل، میزان تحصیلات، وضعیت اشتغال و درآمد به‌عنوان متغیرهای مرتبط با نگرش محیط‌زیستی در نظر گرفته شده‌اند. ارتباط بین این مفاهیم و نحوه تاثیر گذاری آنها بر یکدیگر و نهایتا متغیر وابسته در مدل تحیلی ذیل نشان داده شده است.

3-4- مدل نظری تحقیق
به نظر کیوی و کمپنهود (1370: 144) مدل تحلیلی دنباله طبیعی طرح نظری مسئله تحقیق است که به صورت عملی نشانه‌ها و خط سیرهایی را که در نهایت برای اجرای کار مشاهده و تحلیل در نظر گرفته خواهند شد به یکدیگر مرتبط می‌کند. مدل تحلیلی از مفاهیم و فرضیه‌هایی تشکیل شده است که با هم ارتباط تنگاتنگی دارند و در مجموع چارچوب تحلیلی منسجمی را تشکیل می‌دهند.
نظریه های متعددی در مورد رفتارهای زیست محیطی وجود دارد. در این پژوهش از پارادایم جدید زیست محیطی که ابزار مناسبی را برای سنجش نگرش مربوط به محیط زیست برای این پژوهش فراهم کرد و در عین حال چارچوب مناسبی برای توضیح رفتار زیست محیطی است، استفاده شده است. همچنین با مرور مطالعات پیشین مشاهده گردید که عوامل دموگرافیک می توانند بر نگرش نسبت به بازیافت و رفتار بازیافت تأثیر داشته باشند. همچنین با توجه شرایط محلی محدوده انجام تحقیق و همچنین با توجه به تجارب و مشاهدات محقق در این محدوده، متغیرهای موجود در نظریات فوق بیشتر می توانند پاسخگوی مسئله اصلی پژوهش حاضر باشند. بنابراین، با کنار هم گذاشتن متغیرهای فوق، مدل نظری مطالعه حاضر به صورت زیر ترسیم می شود.

مدل تحلیلی فوق، همان‌طور که کیوی و کامپنهود (1370: 97) اظهار می‌دارند فرضیه‌هایی را که در مقابل با واقعیات مورد رسیدگی قرار خواهند گرفت را توجیه می‌کند.
3-5- فرضیات تحقیق
براساس چارچوب نظری پژوهش و مدل برآمده از آن، فرضیات تحقیق عبارتند از:
1) به نظر می‌رسد بین پارادایم نوین اکولوژیکی و رفتار بازیافت رابطه وجود دارد.
2) به نظر می‌رسد بین پارادایم نوین اکولوژیکی و نگرش نسبت به بازیافت رابطه وجود دارد.
3) به نظر می‌رسد بین نگرش نسبت به بازیافت و رفتار بازیافت رابطه وجود دارد.
4) به نظر می رسد بین متغیرهای جمعیتی (سن، جنس، تأهل، تحصیلات، شغل و درآمد) با رفتار بازیافت رابطه وجود دارد.
5) به نظر می رسد بین متغیرهای جمعیتی (سن، جنس، تأهل، تحصیلات، شغل و درآمد) با نگرش نسبت به بازیافت رابطه وجود دارد.

• فصل چهارم
روش شناسی تحقیق

4-1- مقدمه
در روش شناسی تحقیق است که محقق سعی می کند مسأله تحقیق و پرسش های خود را با کمک تعاریف عملیاتی، دقیق و روشن نموده، حدود جامعه مورد مطالعه را دقیقا تعریف کرده و روش گردآوری داده ها را مشخص سازد. در روش شناسی، محقق با چگونگی برنامه ریزی و اجرای تحقیق سر و کار دارد. این امر به معنای، انتخاب روش تحقیق مناسب و نحوه اجرای آن در حوزه مورد مطالعه است. در مبحث روش شناسی، با منطق تفسیر نتایج و تحلیل یافته ها نیز سروکار داریم. بنابراین در مبحث روش شناسی، این سوال کلی و اساسی مطرح است که مسأله و موضوعی که قصد مطالعه و تحقیق آن را داریم چگونه و با چه ابزار و روش هایی و کجا می خواهیم انجام دهیم؟ به عبارت دیگر، در بحث روش

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه فشار اجتماعی، رفتار اخلاقی، علوم اجتماعی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه تحلیل داده، مفهوم سازی، وضعیت تأهل