منابع و ماخذ پایان نامه روان شناسی، باورهای غیرمنطقی، نظریه عقل، مبانی فلسفی

دانلود پایان نامه ارشد

نشانگان این اختلال، افکار عود کننده راجع به مرگ (نه به صورت ترس از مرگ)، ذکر گردیده است.
اختلال کابوس. نخستین نشانه این اختلال بیدار شدن های مکرر از دوره اصلی خواب یا چرتها، همراه با یادآوری دقیق رویاهای گسترده و به شدت وحشتناک که معمولا شامل تهدیدهایی برای زندگی، امنیت یا عزت نفس فرد است.
داغدیدگی. این طبقه را زمانی می توان به کا برد که کانون توجه بالینی، واکنش به مرگ یک فرد محبوب است. بعضی از افراد داغدیده، به عنوان بخشی از واکنش به این فقدان، نشانه های شاخص یک دوره افسردگی عمده را بروز می دهند. فرد داغدیده، به طور معمول، خلق افسرده خود را بهنجار تلقی می کند، اگر چه ممکن است این شخص برای رهایی از نشانه های مربوط مانند بیخوابی و یا بی اشتهایی در پی کمک حرفه ای بر آید. دوام و تظاهر داغدیدگی بهنجار در میان گروههای مختلف فرهنگی، به میزان قابل ملاحظه ای متفاوت است. وجود نشانه های معینی که شاخص واکنش بهنجار سوگ نیستند، ممکن است در تمایز داغدیدگی از یک دوره افسردگی عمده، سودمند باشند. این نشانه ها عبارتند از: 1) احساس گناه درباره موضوع هایی به جز اعمالی که فرد بازمانده در زمان مرگ فرد از دست رفته انجام داده یا نداده است؛ 2) اندیشه های مربوط به مرگ، غیر از احساس فرد بازمانده مبنی بر اینکه بهتر است او نیز بمیرد و یا بهتر بود همراه با شخص متوفی می مرد؛ 3) اشتغال ذهنی بیمارگون نسبت به بی ارزش بودن؛ 4) کندی آشکار روانی حرکتی؛ 5) اختلال کارکردی آشکار و طولانی؛ و 6) تجربه های توهمی به جز این تصور که او صدا یا تصویر فرد متوفی را به طور گذرا می شنود یا می بیند.

2. باورهای شناختی:
باور یعنی پذیرش یک اصل یا یک مذهب یا یک حقیقت. باور یعنی تمایل به واکنش خودآگاه در یک شیوه یا طریقه ثابت در یک وضع خاص (شعاری نژاد، 1364). باور یعنی اعتقاد، ایمان و عقیده (اتکینسون141، هیلگارد142؛ 1392). باورهای افراد در رفتار، ناهماهنگی شناختی آنان و تغییر اعمال شان تاثیر دارند (فلدمن143، 1390). ارزیابی افراد در موقعیت های رویارویی زندگی از جمله استرس با سیستم شناختی فرد و تناسب آن با رفتارهای منطقی آنان به هم وابسته اند (هولین144، 1996). شناخت به آن دسته از فرایندهای ذهنی اشاره می کند که از طریق آنها اطلاعاتی که از طریق حواس دریافت می شوند با روش های مختلف، از حافظه بازیابی می شوند ( سیف، 1384). شناخت بر فرایندهای ذهنی، ادراک، حافظه و خبرپردازی تاکید می کنند که شخص به کمک آنها دانش می اندوزد، مساله حل می کند و یا برای آینده برنامه ریزی می کند (اتکینسون و دیگران، 1392).
برخی روان شناسان بر این اعتقادند که باورهای غیر منطقی موجب افزایش وقوع اختلالات نوروتیک و پسیکوتیک شده و این موضوع به تدریج سبب ناتوانی در رویارویی با مسائل زندگی می شود (سیپرانیو145، 2003).
بکر و همکاران (2010) معتقدند در درمان شناختی مراجع ابتدا می‌آموزد که عقاید غیر منطقی خود را شناسایی و نقش آنها را درک کند، سپس درمانگر به کشف تجربیات مراجع می پردازد و ارزش های غیرمنطقی و استدلال های غلط او را به مبارزه می طلبد. مراجع به طور پیوسته تکالیفی را دریافت می کند و نسبت به انجام و تاثیر خلقی آنها هوشیار باقی می ماند و به این ترتیب موفقیت مشخص می شود و مراجع می تواند تحلیل واقع گرایانه تجارب خود را بیاموزند. شناخت درمانی مبتنی بر نظریه ساده ای است که می گوید به جای حوادث بیرونی افکار و طرز تلقی های شماست که روحیه شما را شکل می دهد (هافمن و راینکه146، 2010).
روان شناسی شناختی یکی از رویکردهای کلیدی روان شناسی است. در رویکرد شناختی اعتقاد بر این است که تفکر یا به مفهوم وسیع تر شناخت، نقش اساسی و مهمی را در چگونگی بروز رفتار آدمی ایفا می کند. نظریه عقلانی – عاطفی – رفتاری آلبرت الیس یکی از نظریه معتبر رویکرد شناختی است. سرمنشأ فلسفی نظریه الیس به افکار برخی از فلاسفه رواقی، به خصوص زنو، سیسرو، و اپیکتوس بر می گردد. اپیکتوس که در قرن چهارم قبل از میلاد می زیست، معتقد بود که انسان ها را اشیاء بر آشفته نمی کند، بلکه نگرشی که انسان نسبت به امور پیدا می کنند، آنها را آشفته می سازد (کرسینی147، 2011).
هنگامی که ساخت مشخص روان شناسی شناختی و کاربردی اواخر دهه 1980 را مورد بررسی قرار می دهیم، به این نتیجه می رسیم که نمی توان افتخار تنها معمار شیوه های درمانی بودن را در رابطه با این شیوه درمانی، از آن فرد خاصی دانست. شاید بتوان گفت: افرادی نظیر الیس (1962، 1984)، بک (1970)، میچن بام148 (1977)، در آنچه درمانگران شناختی به عنوان نظام شناختی149 معرفی می کنند، سهم اساسی را داشته اند (ساعتچی، 1379). و هیچ کس به اندازه آلبرت الیس متمایز نیست (پروچاسکا و نورکراس، 1391). در این فصل به جهت جامعیت، تقدم نظریه و بهره مندی از آزمون باورهای غیرمنطقی جونز که بر گرفته از رویکرد عقلانی – هیجانی الیس است، به توضیح این رویکرد پرداخته می شود.

رویکرد رفتار درمانی عقلانی-هیجانی
الیس در عین حال که تمام نظریه اش را مرهون تجارب شخصی مي‌داند، ریشه افکار خود را به گذشتگان منسوب مي‌داند. نظریه خود را یک پدیده انقلابی نمي‌انگارد، اما از حیث شکل و قالبی که به نظریه اش داده است و از حیث کاربردهایی که از افکار پیشینیان در زمینه درمان به عمل آورده است، نظریه خود را انقلابی و رادیکال به حساب مي‌آورد (الیس، 2000).
از نقطه نظر روان درمانی، الیس به میزان زیادی تحت تأثیر آدلر بوده است. آدلر معتقد بود که واکنشهای هیجانی شخص تحت تأثیر نگرشها، اعتقادها و ادراکهای وی تظاهر پیدا مي‌كند و جنین واکنشهایی نیز با توجه به شناخت شخصی نشان داده مي‌شوند (شعاری نژاد، 1372).
مفاهیم بنیادی نظریه الیس
نظریه شخصیت:
الیس از سه دیدگاه فیزیولوژیک، اجتماعی و روانشناختی به شخصیت مي‌نگرد و در هر یک از این سه بعد نظرات خاصی درباره شخصیت ارائه مي‌دهد (الیس، 2000).
الف- مبنای فیزیولوژیکی:
الیس معتقد است که انسان ذاتا تمایلات بیولوژیکی استثنایی و نیرومندی برای تفکر و عمل به شیوه خاصی دارد که این شیوه ممکن است در جهت منطقی و یا غیرمنطقی باشد. او جهت تفکر و عمل فرد را تابع محیط خانواده و فرهنگی مي‌داند که فرد در آن رشد مي‌یابد. او از نظر بیولوژکی، انسان را عمدتا موجودی مي‌داند که در جهت تخریب نفس و ارتکاب امور بد گام برمي‌دارد و آمادگی ذاتی شدیدی برای تفکر غیرمنطقی و غیرعقلانی دارد. به عقیده وی انسان مایل است که وابستگی خود را به بسیاری از اسطوره‌ها و تعصبات خانوادگی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی که از دوران اول زندگی آموخته است حفظ کند. خواستها و ترجیحات شخصی را به صورت نیازهای مبرم جلوه دهد و مراقبت و احتیاطی افراطی را در امور خویش داشته باشد. به اعتقاد الیس، دیگرتمایلات ذاتی و نامطلوب هر انسانی، احساس نیاز مفرط است به اینکه خود را برتر از دیگران بداند. از نظر الیس، اگر انسانی به این تمایلات طبیعی و در عین حال غیرسالم خود نرسد، خود، دیگران و دنیای خارج را مورد مذمت و نکوهش قرار مي‌دهد (الیس، 2000).

ب- جنبه اجتماعی شخصیت:
انسانها در گروه‌های اجتماعی رشد مي‌یابند و بیشتر زندگی خود را در تلاش برای متأثر کردن دیگران، موافقت با انتظارات آنان و بهتر انجام دادن وظایف نسبت به دیگران می‌گذراند. آنها معمولا هنگامي‌خود را به عنوان «خوب» یا «ارزشمند» قلمداد مي‌کنند که معتقد باشند سایر افراد آنها را بپذیرند یا بپسندند. افراد بسیار علاقه مندند تا خود را در روابط بین فردیشان بیابند یا کامل کنند و از آنچه که آدلر «علاقه اجتماعی150» میخواند به اندازه کافی داشته باشند.
آنچه که آشفتگی هیجانی نام دارد به میزان زیاد با اهمیت دادن بیش از حد به فکر دیگران ارتباط دارد. این از باور افراد مبنی بر این که آنها تنها در صورتی مي‌توانند خود را بپذیرند که دیگران درباره آنها خوب فکر کنند منشأ مي‌گیرد. دیدگاه اصالت وجود نیز می‌گوید ما وجود خود را در جهان هستی داریم، این بسیار اهمیت دارد که دیگران، برای ما ارزش قائل شوند اما تمایل ما بر این است که در اهمیت پذیرش دیگران اغراق کنیم که این مسأله منجر به خود کم بینی151 مي‌شود (الیس، 2000).

ج- مبنای روانشناختی شخصیت:
الیس غریزه را به مفهوم کلاسیک آن قبول ندارد و بیشتر با مزلو152(1970)در زمینه تمایلات انسان هم عقیده است. او مي‌پذیرد که انسان میل به عشق و توجه و تشفی آرزوها دارد و از مورد تنفر قرارگرفتن، بی توجهی و ناکامي‌دوری مي‌جوید. بنابراین وقتی حادثه فعال کننده‌اي153(a) برای فرد اتفاق مي‌افتد. او براساس تمایلات ذاتی خود ممکن است دو برداشت متفاوت و متضاد از (a) داشته باشد: یکی افکار، عقاید و باورهای منطقی و عقلانی154(rb) و دیگری افکار، عقاید و برداشتهای غیرعقلانی و غیرمنطقی155.
در حالتی که فرد تابع افکار و عقاید عقلانی و منطقی باشد به عواقب منطقی156(rs) دست خواهد یافت و شخصیت سالمي‌خواهد داشت. در حالتی که فرد تابع و دستخوش افکار و عقاید غیرمنطقی و غیرعقلانی قرارگیرد، با عواقب غیرمنطقی157 مواجه خواهد شد که در این حالت او فردی است مضطرب و غیرعادی که شخصیت ناسالمي‌دارد. در واقع وقتی که حادثه نامطلوبی برای فرد اتفاق مي‌افتد، او احساس اضطراب و تشویش مي‌کند و در نقطه b (یعنی نظام باورهای خود)، مي‌تواند به دو چیز کاملاً متفاوت متضاد، متقاعد شود که یکی افکار منطقی و دیگری افکار غیرمنطقی است و فرد یکی از آنها را در پیش می‌گیرد که معمولا همان افکار غیرمنطقی است (کرسینی و ودینگ158، 2000).

د- مبانی فلسفی رفتار درمانی عقلانی- هیجانی:
رفتار درمانی عقلانی-هیجانی یک رویکرد جامع درمانی است که علاوه بر جنبه‌های هیجانی و رفتاری اختلالات انسان، مؤلفه‌ي فکری آنها را نیز مد نظر دارد. رفتار درمانی عقلانی-هیجانی ریشه‌های فلسفی دارد. مبانی فلسفی رفتار درمانی عقلانی-هیجانی را لذت طلبی مسئولانه، عقاید بنیادی انسانگرایانه و خردمند بودن انسانها تشکیل مي‌دهند. معنای لذت طلبی مسئولانه این است که انسانها از لذایذ کوتاه مدت رنج آوری مثل سوء مصرف مواد مخدر و الکل به نفع لذایذ بلند مدت و طولانی تر خود چشم بپوشند. به نظر رفتار درمانگران عقلانی-هیجانی انسانها حکم ارگانیسم‌های کل نگر و هدف مندی را دارند که صرفاً به دلیل زنده بودن مهم هستند.
سومین مبنای فلسفی رفتار درمانی عقلانی-هیجانی خردمندی است، انسان‌ها در این روش در مي‌یابند که با عاقل بودن مي‌توانند چیزهای بیشتری یاد بگیرند.
درمان عقلانی- هیجانی الیس
درمان عقلانی- هیجانی159 که توسط الیس بنیانگذاری شده است نظریه‌اي در خصوص منشأ هیجانها، مخصوصا هیجانهای ناسازگار است. اصول اساسی این درمان مي‌تواند به سادگی بیان شود: عاطفه نتیجه این است که شخص چگونه ‌يک واقعه را تفسیر مي‌كند تا این که به تنهایی نتیجه خود واقعه باشد. این که چگونه یک واقعه معنا و تفسیر مي‌شود بستگی به باورهای شخص در مورد آن واقعه دارد. باورهایی که در مورد یک واقعه بروز مي‌كنند ممکن است خاص همان واقعه باشند و یا این که ریشه در الگوهای درازمدت تفکر فرد داشته باشند. باورها مي‌توانند منطقی یا غیرمنطقی باشند. درمان عقلانی- هیجانی عقیده داردکه آشفتگی هیجانی نتیجه باورهای غیرمنطقی است. باورهای غیرمنطقی باورهایی هستند که از نظر منطقی با واقعیتهای مرتبط با واقعه ارتباطی ندارند (فری، 1382).
نظریه عقلانی – هیجانی الیس یک توجیه منطقی در قالب رابطه (a-b-c) است. اگر نظام اعتقادی فرد منطقی و عقلانی باشد، رشد شخصیت سالم و در غیر اینصورت، ناسالم و بیمارگونه خواهد بود. به عقیده او، رواندرمانگری فرایندی است که در آن با تمرکز شدید بر نظام باورهای فرد یعنی b و اصلاح آن، به تغییر رفتار اقدام مي‌شود. بنابراین درمان عقلانی- هیجانی آلبرت الیس یک شیوه جامع در درمان است که مشکل فرد را از سه دیدگاه شناختی، هیجانی و رفتاری مورد تفکر قرار مي‌دهد و سعی مي‌کند که با ایجاد شناخت مطلوبی در فرد، اثرات مثبت و منطقی، هیجای و رفتاری در

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه جامعه شناختی، کمبود توجه، فشار روانی، مشکلات تحصیلی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه سبک زندگی، سازمان بهداشت جهانی، روان شناسی، شیوه زندگی