منابع و ماخذ پایان نامه روابط بین‌الملل، رئالیسم تدافعی، رئالیسم تهاجمی، ساختار آنارشیک

دانلود پایان نامه ارشد

بین‌الملل ایجاد کرد، به دلیل تأکید بـر مـؤلفه‌های سطح سیستمی از جمله ساختار آنارشیک نـظام بـین‌المـلل و نـحوه تـوزیع قدرت در عرصه بـین‌المـللی‌ از نظریه‌های رئالیسم کلاسیک متمایز می‌شود. با این حال این نظریه را به دو شاخه جداگانه رئالیسم ساختارگرای تـدافعی بـه نـمایندگی نظریه‌پردازانی مانند والتز و استفان والت و رئالیسم سـاختارگرای تـهاجمی‌ بـه‌ نـمایندگی نـظریه‌پردازانی مـانند جان مرشایمر تقسیم‌بندی می‌کنند.
2-2-2-1- رئالیسم ساختارگرای تدافعی
رئالیسم تدافعی یکی از شاخه‌های عمده رئالیسم ساختارگراست که نظریه‌پردازانی مانند کنت والتز، استفان والت و جک‌ اسنایدر‌ نمایندگان اصلی آن تلقی می‌شوند. رئالیـست‌های تدافعی نظام بین‌الملل را آنارشیک می‌دانند، اما آنارشی از منظر آنها بی‌ضررتر از آن چیزی است که رئالیست‌های تهاجمی تصور می‌کنند.دولت‌ها‌ می‌توانند‌ از‌ طریق ایجاد موازنه قدرت از‌ عهده‌ عمده‌ تهدیدات خارجی برآیند؛ بـنابراین تـنها در شرایط ترسناک یا از طریق دولت‌های شرور غیر عقلانی است که در محیط بین‌المللی‌ خشونت‌ ایجاد‌ می‌شود. بر این اساس از منظر رئالیسم تدافعی‌ روابط بین‌الملل دولت‌ها از واکنش‌های عمدتاً مسالمت‌آمیز بـه عـوامل سیستمی تشکیل می‌شود (رز 1998، 150).
تعیین‌کنندگی آنارشی بینالمللی‌ و نحوه‌ توزیع قدرت بین دولت‌ها و به خصوص قدرت‌های بزرگ در عرصه‌ سیاست بین‌الملل و موازنه‌سازی در برابر قـدرت یـا تهدید بیرونی به عنوان اصـلی‌ترین شـکل رفتار بیرونی دولت‌ها از‌ مشخصه‌های‌ اصلی‌ رئالیسم تدافعی تلقی می‌شود.هرچند در این نظریه مؤلفه‌های سیستمی به‌ عنوان‌ متغیر مستقل اصلی تعیین‌کننده روابط بین‌الملل محسوب مـی‌شوند، امـا تفاوت‌هایی عمده نیز بـین نـظریه‌پردازان آن برای‌ تحلیل‌ روابط بین‌الملل وجود دارد.به خصوص والتز که بر عدم امکان استخراج نظریه‌ روابط بین‌الملل‌ از نظریه روابط بین‌الملل تأکید دارد، با سایر نظریه‌پردازان رئالیسم ساختارگرای تدافعی و تهاجمی‌ تفاوت‌هایی‌ اسـاسی‌ دارد.
رئالیسم تدافعی محیط سیاسی و اقـتصادی کـه دولت‌ها در آن عمل می‌کنند و در مجموع متغیرهای میانجی را در نوع و چگونگی جهت‌گیری روابط بین‌الملل دولت‌ها مؤثر می‌داند. بـه عـنوان نمونه دولتی که از‌ نظر جغرافیایی در شرایط خاصی است که کمتر مورد تهدید قـرار مـی‌گیرد یـا دارای همسایگان ضعیفی است و در مجموع از محیط امنیتی مطلوبی برخوردار است، سهم بیشتری از منابع خود را‌ بـه‌ بـرنامه‌های داخلی مانند توسعه اقتصادی اختصاص می‌دهد تا اینکه به توسعه نظامی بپردازد. در ایـن خـصوص اغـلب به امریکا به عنوان کشوری با فاصله جغرافیایی زیاد از اروپا و همسایگان ضعیفی‌ مانند‌ کانادا و مکزیک اشـاره مـی‌شود که توانست اقتصاد و قدرت ملی خود را در مدت یک و نیم قرن توسعه دهـد. بـا ایـن حال در شرایطی مانند فقدان مرزهای قابل دفاع یا‌ وجود‌ همسایگان قدرتمند، دولت‌ها انگیزه‌هایی قوی بـرای ایـجاد نـیروهای مسلح قدرتمند و اتخاذ سیاست‌های نظامی تهاجمی دارند.
یکی از مفاهیم اصلی در رئالیسم تـدافعی بـرای تبیین روابط خارجی دولت‌ معمای امنیت ‌است‌. معمای امنیت به عنوان شرایطی‌ تعریف‌ می‌شود‌ که در آن شـیوه‌های مـورد استفاده یک دولت برای افزایش امنیت خود باعث کاشه امنیت سایر دولت‌ها مـی‌شود. آنارشی باعث ایجاد‌ عدم‌ اطمینان‌ در مورد اهداف کنونی و آیـنده سـایر دولت‌ها یا‌ توزیع‌ نسبی قدرت می‌شود و بـر ایـن اساس دولت‌ها با اتخاذ سیاست خودیاری در جهت افزایش قدرت و امنیت خود تلاش‌ مـی‌کنند‌، امـا‌ این امر باعث احساس نـاامنی دیـگر دولت‌ها و تـلاش بـرای افـزایش‌ سطح امنیت از سوی آنها می‌شود کـه رقـابتی ناتمام برای امنیت را ایجاد می‌کند. نتیجه اینکه تلاش‌های قدرت‌طلبانه‌ معطوف‌ به‌ افـزایش امـنیت از سوی یک دولت در نهایت خود به عاملی‌ برای‌ کاهش سطح امـنیت آن منجر می‌شود. حال اینجاست که کسب سـهم متناسبی از قدرت، توجه به‌ ادراکات‌ و برداشت‌های‌ سایر دولت‌ها، تفکیک بین توانمندی‌ها و سیاست‌های تـهاجمی و تـدافعی و متغیرهایی از این دست‌ در‌ جهت‌ کاهش معمای امنیت وارد تحلیل‌های روابط بین‌الملل رئالیست‌های تدافعی می‌شود.
رئالیسم تـدافعی تـأثیر ساختار‌ آنارشیک‌ نظام‌ بین‌الملل بر رفتار روابط بین‌الملل دولت‌ها را سهل‌گیرانه‌تر فرض می‌کند و مـعتقد اسـت دولت‌ها در‌ این شرایط به جای جـستجوی حـد اکثر قـدرت در پیبـیشینه‌سازی امـنیت هستند‌. در‌ این‌ راستا بـا توجه به معمای امنیت، هرگونه رفتار تهاجمی خود به عامل جدیدی برای‌ کاهش‌ امنیت یـک دولت تـبدیل می‌شود.بر این اساس دولت‌ها در جـهت افـزایش امـنیت‌ خـود‌ بـه‌ جای رفتارهای تـهاجمی، رفتارهای تدافعی و مبتنی بر احتیاط و ملاحظه‌کاری را در پیش می‌گیرند و سیاست بین‌الملل به جای دولت‌های تجدید نظرطلب اغـلب بـا دولت‌های حافظ نظم موجود روبه‌روست.
2-2-2-2- رئالیسم‌ ساختارگرای‌ تـهاجمی
رئالیـسم تهاجمی به عنوان شاخه‌ای از رئالیسم ساختارگراست که جان‌ مرشایمر‌ نماینده‌ اصلی آن محسوب می‌شود.وی سعی دارد رئالیسم تهاجی را در مقابل‌ نظریه‌ والتز و مجموعاً نظریه‌پردازانی قرار دهد که وی آنها را رئالیست‌های تـدافعی می‌نامد. مرشایمر نظریه ساختارگرای والتز‌ و سایر‌ طرفداران نظریه وی مانند اسنایدر، اورا، والت و غیره را تحت عنوان رئالیسم‌ تدافعی‌ واجد مشکلات و نقصان‌های عمده‌ای می‌داند و بر این‌ اساس‌ رئالیسم‌ تهاجمی خود را به عنوان نـظریه رئالیـستی‌ ساختارگرای‌ کامل‌تر ارائه می‌دهد.نظریه وی را از منظر ساختارگرایی و تأکید بر ساختار آنارشیک‌ نظام‌ بین‌الملل می‌توان به رئالیسم‌ تدافعی‌ واجد ویژگی‌های‌ مشترک‌ عمده‌ای‌ تلقی کرد، با این حال از‌ برخی‌ منظرها و ابـعاد مـهم نیز از رئالیسم تدافعی دور می‌شود و تبیین‌هایی ارائه می‌دهد‌ که‌ در برخی زمینه‌ها از جمله تمایل‌ دولت‌ها به بیشینه‌سازی قدرت‌ به‌ رئالیسم کلاسیک مورگنتا نزدیک می‌شود.
مرشایمر‌ پنـج اصل را در ارائه تئوری رئالیسم تهاجمی خود مفروض قرار می‌دهد که‌ عبارت‌اند‌ از: نظام بین‌الملل آنارشیک‌ است‌؛ قدرت‌های‌ بزرگ دارای میزانی‌ از‌ تمایلات و توانمندی‌های تهاجمی هستند‌؛ دولت‌ها هرگز نمی‌توانند در خصوص اهداف سایر دولت‌ها مطمئن بـاشند و بی‌اعتمادی از مشخصه‌های اصلی روابط‌ بـین‌ دولت‌‌هاست؛ دولت‌ها در پی بقاء هستند‌ و قدرت‌های‌ بزرگ بازیگرانی‌ عقلانی‌ یا‌ محاسبه‌گرانی استراتژیک هستند (مرشایمر 2001، 30).
این اصول همگی به رفتارها و سیاست قدرت‌های بزرگ مربوط است و نشان‌ می‌دهد‌ که در اندیشه مرشایمر سیاست بین‌الملل بـا‌ تـبیین‌ روابط بین‌الملل قدرت‌های بزرگ‌ مترادف‌ است و تمامی تحولات بین‌المللی تحت تأثیرات این سیاست‌ها و رفتارهاست. نکته مهم دیگر اینکه این اصول‌ در‌ مجموع‌ به مسلط بودن تجدید نظرطلبی، بیشینه‌سازی قدرت‌ و تـوسعه‌طلبی‌ از‌ سـوی‌ دولت‌ها مـنجر‌ می‌شود. مرشایمر از اصلی‌ترین منتقدان والتز در درون پارادایم رئالیسم در خصوص نحوه ارتباط روابط بین‌الملل و سیاست بین‌الملل است.وی تـمرکز صرف تئوری والتز بر ساختار‌ نظام بین‌الملل و جدا دانستن سـیاست بین‌الملل از کنش‌ها و روابط بین‌الملل قدرت‌های بزرگ را مورد نقد قرار می‌دهد. مرشایمر عنوان می‌کند که تئوری والتز نیازمند تـئوری جـداگانه‌ای برای تحلیل‌ روابط بین‌الملل است، در حالی که تئوری وی به طور هم‌زمان سیاست بین‌الملل و روابط بین‌الملل را توضیح می‌دهد. به باور مرشایمر عدم ارائه تئوری روابط بین‌الملل از سوی والتز‌ و تأکید‌ وی بر عوامل داخلی خاص هر دولت در روابط بین‌الملل آن به معنای نادیده انگاشتن تأثیر ساختار آنارشیک نـظام بین‌الملل بر رفـتارهای دولت‌ها در‌ عرصه سیاست بین‌الملل است‌ که‌ به مفهوم عدول از مبانی و انگاره‌های اصلی رئالیسم ساختارگرا محسوب می‌شود. به عقیده مرشایمر، والتز در تئوری خود در این راستا دچار یک تناقض‌ است‌، چرا که از یک‌ سو‌ از تئوری‌های تقلیل‌گرایانه به دلیل تمرکز بر سطح فردی یا ملی به جای سطح سیستمی انتقاد می‌کند، اما از سوی دیگر عنوان می‌کند که هرتئوری سیاست بین‌الملل به یک‌ تئوری‌ سیاست داخـلی نیز نیاز دارد و این به مفهوم بازگشت به تئوری‌های تقلیل‌گرا برای توضیح رفتار دولت‌هاست (مرشایمر 2001، 244).
رئالیسم تهاجمی در مباحث روابط بین‌الملل دولت‌ها بر تلاش‌ آنها‌ برای بیشینه‌سازی‌ قدرت تأکید می‌کند، در حالی که رئالیـسم تـدافعی بر بیشینه‌سازی امنیت به عنوان اولویت اصلی دولت‌ها در‌ شرایط آنارشیک نظام بین‌الملل پافشاری می‌کند. والتز معتقد است که‌ آنارشی‌ بین‌ المللی رفتار روابط بین‌الملل تهاجمی را تشویق می‌کند. اما نـه بسیار زیاد، چرا که به باور وی دولت‌ها به صورت مؤثری در برابر مهاجمان توازن ایجاد می‌کنند. از منظر وی دولت‌ها در‌ پی‌ بیشنیه‌سازی قدرت خود نیستند و تنها در صدد به دست آوردن میزان متناسبی از قـدرت هـستند‌.چـرا که این امر باعث واکـنش و مـوازنه‌سازی سـایر دولت‌ها می‌شود. در حالی که‌ مرشایمر همانند مورگنتا بیشینه‌سازی‌ قدرت‌ را اولویت اصلی دولت‌ها در روابط بین‌الملل می‌داند (مرشایمر 2006، 110).
به باور والتز امنیت اولویت اصـلی دولت‌ها در مـحیط آنارشیک بین المللی است و بر این اساس دولت‌ها بـیش از توسعه‌طلبی‌ و رفتار تهاجمی بیشتر در فکر حفظ جایگاه خود در سیستم هستند تا اینکه بخواهند قدرت و نفوذ بیشتری کسب کنند. از ایـن روسـت کـه دولت‌ها بیشتر در پی حفظ وضع موجودند و رئالیسم‌ تدافعی‌ به مسئله دولتـ‌های تجدید نظرطلب در سیاست بین‌الملل توجه خاصی ندارد. تفاوت اساسی مرشایمر در نوع نگاه وی به تبعات و پیامدهای آنارشی بـر دولت‌ها و روابط بین‌الملل آنهاست که در‌ مفروضه‌های‌ اصلی رئالیسم تهاجمی نیز انعکاس داشته اسـت. آنارشیک بودن نظام بین‌الملل سبب بی‌اعتمادی دولت‌ها به هم، در کنار دلایلی مانند نیات و توانمندی تهاجمی دولتـ‌های دیـگر اسـت که در‌ تحلیل‌ نهایی دولت‌ها را به سوی کسب بیشترین میزان قدرت ممکن هـدایت مـی‌کند(مرشایمر 2006، 111).
همان گونه که عنوان شد، از نظر والتز و رئالیست‌های تدافعی دولت‌ها برای حفظ‌ بقاء‌ و امنیت‌ خـود بـه مـیزان متناسبی از‌ قدرت‌ نیازمندند‌ و بنابراین اغلب دولت‌ها را می‌توان دولت‌های حافظ وضع موجود تلقی کرد، اما رئالیـسم تهاجمی کسب حد اکثر میزان قدرت از سوی‌ دولت‌ها تا‌ دستیابی به جایگاه قـدرتمندترین دولت در نـظام را‌ مـطرح‌ می‌کند و از این‌رو هدف عمده دولت‌ها تبدیل شدن به تنها هژمون در نظام بین‌الملل اسـت. چـرا که از یک‌ سو‌ ارزیابی‌ میزان متناسب قدرت برای تضمین امنیت دولت‌ها دشوار اسـت و از‌ سـوی دیـگر پیش‌بینی موازنه و نحوه توزیع قدرت در آینده امکان‌پذیر نیست. بر این اساس تنها راه اطمینان دولت‌ها از‌ تـضمین‌ امـنیت و بقاء خود هژمون شدن است که نتیجه آن برای روابط بین‌الملل دولت‌ها ایـن اسـت کـه قدرت‌های حافظ وضع موجود وجود نخواهند داشت، مگر اینکه دولتی بر کل‌ نظام‌ مسلط‌ شـود و از آنـجایی کـه این مورد به ندرت اتفاق می‌افتد، قدرت‌های بزرگ‌ همواره‌ در‌ پی اتخاذ روابط بین‌الملل تـجدید نظرطلبانه، توسعه‌طلبی و افزایش قدرت هستند (مرشایمر 2006، 34).
با‌ توجه‌ به مرکزی بودن روابط بین‌الملل تهاجمی و توسعه‌طلبی در رئالیسم تـهاجمی گـاهی این تلقی مطرح‌ می‌شود‌ که قدرت‌های بزرگ همواره و در تمامی شرایط در پی رفتار تـهاجمی و تـوسعه‌طلبی هستند‌، اما‌ مرشایمر‌ با وارد ساختن مفروض عـقلانی و اسـتراتژیک بـودن دولت‌ها و مفهوم تجاوز محاسبه شده در نظریه‌ خـود‌ بـه محدودیت‌های رفتارهای تهاجمی نیز اشاره می‌کند. به باور مرشایمر در جهانی که‌ دولت‌ها در‌ آن هـمواره در جستجوی فرصت‌هایی برای افزایش قدرت خـود هستند، برای دولت‌هایی طـرفدار حفظ موجود‌ فضای‌ چندانی وجود ندارد. با ایـن حال قدرت‌های بزرگ همیشه نمی‌توانند مطابق اهداف‌ تهاجمی‌ خود‌ عمل کنند، زیرا رفتار آنها تنها متأثر از خواسته‌هایشان نیست، بـلکه تحت تأثیر میزان

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه توسل به زور، موازنه قوا Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه روابط بین‌الملل، رئالیسم نو، ساختار آنارشیک، توزیع قدرت