منابع و ماخذ پایان نامه روابط بین‌الملل، رئالیسم نو، ساختار آنارشیک، توزیع قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

تـوانایی‌ها‌ و ظـرفیت‌هایشان‌ هم‌ قرار دارد. همه دولت‌ها می‌خواهند در رأس نـظام قرار بگیرند، اما هر دولتی‌ توانایی‌ لازم برای رقابت کردن و رسیدن به چنین هدف ارزشمندی را ندارد. این مسئله شدیداً به نـحوه‌ تـوزیع‌ قدرت نظامی میان قدرت‌های بزرگ بستگی دارد، یک قدرت بزرگ کـه در‌ قدرت‌، برتری چشمگیری نسبت به رقبا دارد احتمالا‌ رفتاری‌ تهاجمی‌تر‌ خواهد داشت، زیرا علاوه بـر داشـتن انگیزه‌ از‌ توانمندی کافی نیز برخوردار اسـت.امـا قدرت‌های بـزرگ هـنگام مـواجه شدن با رقبای‌ قـدرتمند‌ کمتر تهاجمی رفتار می‌کنند و بیشتر‌ سعی‌ دارند دفاعی‌ عمل‌ کرده‌ و موازنه قوا را به شکل مـوجود‌ حـفظ‌ کنند.اگر دولت‌های ضعیف‌تر در نظام فـرصتی بـرای تـغییر مـوازنه قـواه به‌ نفع‌ خـو بـیابند، هرگز آن را از‌ دست نخواهند داد. خلاصه‌ اینکه‌ قدرت‌های بزرگ مهاجمانی بی‌عقل نیستند‌ که‌ برای کسب قدرت وارد جنگ‌های بـازنده شـوند و مـنتظر فرصت‌هایی در آینده برای افزایش‌ قدرت‌ خود خـواهند بـود (مرشایمر 2006، 37).
در مـجموع در‌ خـصوص‌ رویـکرد رئالیـسم تهاجمی به‌ مقوله‌ روابط بین‌الملل کشورها می‌توان به چندین نکته اصلی اشاره کرد: اول اینکه این نظریه‌ بر‌ روابط بین‌الملل قدرت‌های بزرگ متمرکز می‌شود‌ و سیاست‌ بین‌الملل را‌ چـیزی‌ جز روابط بین‌الملل این‌ کشورها نمی‌داند؛ دوم اینکه ساختار آنارشیک نظام بین‌الملل و نتایج آن مانند بی‌اعتمادی دولت‌ها به‌ همدیگر‌ را مهم‌ترین مؤلفه تأثیرگذار بر روابط بین‌الملل کشورها‌ می‌داند‌؛ سوم‌ اینکه محور اصـلی‌ روابط بین‌الملل قدرت‌های بزرگ بیشینه‌سازی قدرت نسبی خود در جهت تبدیل شدن به قدرت هژمون نظام بین‌المللی‌ است‌ که مطمئن‌ترین شیوه برای تضمین بقاء و امنیت‌ آنهاست‌، بنابراین‌ قدرت‌های‌ بزرگ‌ رویکردی‌ تـهاجمی و تجدید نظرطلبانه دارند، مگر قدرتی که به هژمون در نظام بین‌الملل تبدیل شود؛ چهارم اینکه عقلانیت و محاسبات استراتژیک از ویژگی‌های روابط بین‌الملل دولت‌هاست کـه بـاعث‌ می‌شود آنها در برخی شرایط بـه جـای توسعه‌طلبی خواستار حفظ توازن قدرت موجود و منتظر فرصت‌هایی مناسب در آینده برای افزایش قدرت خود باشند.
فارغ از دیدگاه والتز که به امکان‌ناپذیری‌ استخراج‌ تئوری روابط بین‌الملل از نظریه سیستمی خود اعـتقاد دارد، رئالیـسم ساختارگرا عوامل و مؤلفه‌های سیستمی به‌ویژه ساختار آنارشیک نظام بین‌الملل و توزیع کلان قدرت در سطح نظام را به عنوان‌ متغیر‌ مستقل تعیین‌کننده روابط بین‌الملل تلقی می‌کند.اما یکی از مشکلات و محدودیت‌های اصلی ایـن نـظریه به عنوان چهارچوبی مفهومی و نظری برای تبیین روابط بین‌الملل دولت‌ها‌، عدم توجه کافی به عوامل‌ سطح‌ ملی و داخلی دولت‌ها در تحلیل‌هاست. به عبارت دیگر رئالیسم ساختارگرا دولت‌ها را به مثابه جعبه‌ای سـیاه در نـظر می‌گیرد کـه فارغ از ویژگی‌های درونی آنها‌ در عرصه بین المللی‌ با‌ توجه به شرایط سیستمی به صورتی مشابه عمل مـی‌کنند و تنها تفاوت عمده در رفتار روابط بین‌الملل دولت‌ها به میزان قدرت نـسبی آنـها بستگی دارد. بر این اساس با توجه به‌ اهمیت‌ بالای عوامل سطح واحد یا متغیرهای درونی دولت‌ها در شکل‌دهی بـه متغیر وابسته یعنی روابط بین‌الملل، این نظریه از برخی نقصان‌ها و مشکلات برای ایجاد چهارچوب نـظری جـامع بـرای تبیین روابط بین‌الملل برخوردار است.
2-2-3- رئالیسم نوکلاسیک
از جمله طیف‌های دیگر رئالیست‌ها که همانند مرشایمر به انتقاد‌ از نظریه سیستمی والتز برای تحلیل سیاست بین‌الملل می‌پردازند و به‌ نقص‌های‌ آن اشـاره می‌کنند، می‌توان به رئالیست‌های نوکلاسیک اشاره کرد.این نظریه‌پردازان نقطه تمرکز بررسی‌های خود را روابط بین‌الملل ‌‌قرار‌ می‌دهند و معتقدند که نظریه توازن قدرت والتز به تنهایی و بدون اشاره به عوامل‌ و مؤلفه‌های‌ داخـلی‌ در روابط بین‌الملل کشورها قدرت تبیین کافی را ندارد.راندل شولر از مهم‌ترین نظریه‌پردازان‌ رئالیسم نوکلاسیک ضمن نقد نظریه موازنه قدرت رئالیسم ساختارگرا معتقد است دولت‌ها تنها‌ هنگامی به ایجاد موازنه‌ می‌پردازند‌ که بـه نـفع آنها باشد. در واقع این افراد در پی توجه به عوامل سطح واحدها در کنار مؤلفه‌های سطح ساختاری برای تحلیل روابط بین‌الملل هستند و بر این باورند که بین‌ عوامل داخلی و روابط بین‌الملل دولت‌ها ارتـباط وسـیعی وجود دارد.
در رئالیسم نوکلاسیک رفتار روابط بین‌الملل مرکز توجه است و همانند ادعای نورئالیست‌ها نمی‌توان روابط بین‌الملل را تنها از شرایط سیستمی مشتق دانست‌. واقع‌گرایی‌ نوکلاسیک که از آن به رئالیسم اصلاح شده یا تـعدیل شـده‌ نیز یاد می‌شود، اغلب مفاهیم و اصول نوواقع‌گرایی را می‌پذیرد، اما با این حال متغیرهای جدیدی را نیز به‌ این‌ نظریه اضافه می‌کند.این نظریه نیز به اهمیت منازعه و آنارشی در سیاست بین‌الملل ادغـان می‌کند، اما آنارشی را به عـنوان شـرایط آسـان‌گیرانه تلقی می‌کند. رئالیسم نوکلاسیک معتقد است‌ که‌ آنارشی و توزیع قدرت به تنهایی نمی‌تواند رفتار جست‌وجوی قدرت یک دولت را تبیین کند. این نـظریه بـر خـلاف واقع‌گرایی ساختاری در وهله اول‌ به‌ تبیین‌ روابط بین‌الملل و تـصمیمات یـک دولت‌ خاص‌ علاقه‌مند‌ است و سعی دارد تمایل به قدرت را بر اساس آمیزه‌ای از سطوح فردی یا کارگزاری و ساختاری توضیح دهد (اسمیت 2005، 542).
واقع‌گرایی‌ نوکلاسیک تـلقی دولت به عنوان جعبه سیاه را‌ نفی‌ می‌کند و مؤلفه‌هایی مانند شخصیت و فـهم رهبران، روابط دولت و جامعه و منافع دولت را نیز در تبیین روابط بین‌الملل وارد می‌کند‌. این‌ نظریه‌ معتقد است، محدودیت‌ها و الزامات سیستمی از طریق مـتغیرهای مـیانجی بـر‌ دولت‌ها و رفتار آنها در عرصه روابط بین‌الملل تأثیرگذار است.از متغیرهای میانجی مـهم بـه درک تصمیم‌گیرندگان از توزیع‌ قدرت‌ و ساختار‌ داخلی کشورها اشاره می‌شود. نکته مهم دیگر آن است که نوکلاسیک‌های‌ تهاجمی‌ مـانند شـولر، بـه جای تأکید بر قدرت و امنیت به عنوان اهداف اصلی دولت‌ها در واقع‌گرایی کـلاسیک‌ و نـوواقع‌گرایی‌، مـعتقد‌ دولت‌ها در پی پیشینه‌سازی نفوذ خود در محیط بین المللی هستند (اسمیت 2005، 543).
در تبیین روابط بین‌الملل کشورها در چهارچوب نـظریه رئالیـسم نـوکلاسیک باید به این‌ نکته‌ توجه‌ کرد که الزامات و محدودیت‌های سیستمی به صورت مستقیم بـر روابط بین‌الملل تأثیرگذار نیست، بلکه‌ متغیرهای‌ میانجی در این بین نقشی اساسی ایفا می‌کنند. هر چند مـوازنه قـدرت در محیط‌ منطقه‌ای‌ و بین‌المللی و اصل آنارشیک بودن نظام بین‌الملل و عوامل اصلی سیاستگذاری خـارجی اسـت، با این‌ حال‌ فهم و درک رهبران یک کشور از این مؤلفه‌ها و مسایل و ساختار دولت که عـمدتاً‌ شـامل‌ روابـط‌ و مسایل و ساختار دولت که عمدتاً شامل روابط دولت و جامعه است، بر چگونگی طراحی روابط بین‌الملل تأثیرگذار‌ اسـت. نـکته مهم دیگر انسجام نخبگان یا پراکندگی آنان است که روابط بین‌الملل کـشورها‌ را تـحت تـأثیر قرار می‌دهد.
در رئالیسم نوکلاسیک رابطه پیچیده‌ای بین متغیرهای سطح سیستمی و سطح‌ واحد‌ در‌ شکل‌دهی به روابط بین‌الملل دولت‌ها وجود دارد.اما عمدتا متغیرهای سطح سیستمی‌ به‌ عنوان متغیرهای مستقل، متغیرهای سـطح واحـد از جمله سیاست داخلی و درک و فهم رهبران از قدرت نسبی‌ و شرایط‌ سیستمی به عنوان متغیرهای میانجی و روابط بین‌الملل دولت‌ها بـه عنوان متغیر وابسته‌ تلقی‌ می‌شود. دولت‌ها در محیط منطقه‌ای و بین المللی‌ با‌ تـهدیدات‌ و فـرصت‌های عمده‌ای مواجه هستند و متغیرهای سطح واحد‌ تـوانایی‌ انـواع دولت‌ها شامل قدرت‌های بزرگ و دولت‌های کوچک برای واکنش بـه الزامات سیستمی را‌ محدود‌ یا تسهیل می‌کند.
از پرسش‌ها‌ و مسائل‌ اساسی رئالیست‌های‌ نوکلاسیک‌ این‌ اسـت کـه چرا، چگونه و تحت چه‌ شـرایطی‌ مـشخصه‌های داخلی دولتـ‌ها-ظـرفیت اسـتخراج و بسیج نهادهای سیاسی-نظامی، نفوذ بـازیگران جـامعه‌ داخلی‌ و گروه‌های ذینفع، درجه خودمختاری دولت از‌ جامعه، سطح انسجام نخبگان‌ یا‌ جامعه-بـه عـنوان متغیرهای میانجی‌ بین‌ ارزیابی‌های رهبران از تـهدیدات و فرصت‌های بین المللی و روابط بین‌الملل دولت‌ها عمل می‌کنند.به‌ اعـتقاد‌ ایـن دسته از نظریه‌پردازان در‌ بلندمدت‌ نتایج‌ سیاسی بین المللی‌ اغلب‌ بازتاب دهنده توزیع قدرت‌ واقـعی‌ در مـیان دولت‌هاست، اما در دوره زمانی کوتاه‌مدت‌تر روابط بین‌الملل دولت‌ها به ندرت بـر‌ اسـاس‌ تحلیل‌های سیستمی صرف قابل پیش‌بینی است‌. از این‌رو‌ این نظریه‌ها‌ ضمن‌ الهام‌ گرفتن از بینش‌های نظری‌ نورئالیسم و جدی گرفتن عوامل سـیستمی، بـه بینش‌های عملی رئالیسم و کلاسیک در مورد روابط بین‌الملل و کشورداری‌ نـیز‌ تـوجه کافی دارند (لوبت و همکاران 2009، 4).
رئالیسم‌ نوکلاسیک‌ اسـتدلال‌ می‌کند که وسعت‌ و بلندپروازی‌ روابط بین‌الملل یک کشور در وهله اول با قدرت مادی نسبی آن هدایت مـی‌شود، امـا تأثیر‌ توانمندی‌های‌ مادی‌ بر روابط بین‌الملل غـیر مـستقیم و پیـچیده اسـت‌. چرا‌ که‌ فـشارهای‌ سـیستمی‌ باید‌ از طریق متغیرهای میانجی سطح واحد مانند درک تصمیم‌گیرندگان و ساختار دولت ترجمه شود.بر این اساس رهبران و تـصمیم‌سازان یـک کـشور در طراحی استراتژی‌های کلان روابط بین‌الملل در‌ یک بـازی دو سـطحی درگـیر هـستند:از یـک سـو آنها باید به محیط خارجی واکنش نشان دهند و از سوی دیگر آنها باید منابعی را از جامعه داخلی استخراج و بسیج کنند‌، از‌ طریق نهادهای داخلی موجود کار کنند و حمایت گروه‌های اصـلی را کسب کنند.از این روست که رژیم‌هایی که نتوانند به صورت دائمی واکنش مناسبی در قبال عوامل سیستمی داشته‌ باشند‌، بقای دولت‌های خود را در معرض خطر قرار می‌دهند (لوبت و همکاران 2009، 5).
شولر از رئالیست‌های نوکلاسیک معروف عـنوان مـی‌کند که در‌ مطالعه‌ سیاست بین‌الملل رابطه بین‌ ثبات‌ داخلی و خارجی نادیده گرفته شده است.بررسی وی به محدودیت‌های داخلی دولت‌ها برای موازنه قدرت اختصاص دارد و در این راستا از جمله به استراتژی‌های‌ جـایگزین‌ بـا توجه به شرایط‌ مختلف‌ دولت‌ها از جمله همراهی، دلجویی یا واگذاری مسئولیت توازن به دیگران اشاره می‌شود. شولر در پی توضیح چرایی واکنش‌های متفاوت دولت‌ها بـه فـرصت‌ها و تهدیدات بیرونی است و در این خـصوص بـه‌ چهار‌ متغیر اصلی اجماع نخبگان، انسجام نخبگان، آسیب‌پذیری رژیم و انسجام اجتماعی کشور اشاره می‌شود (شولر 2006، 116).
به باور شولر رئالیست‌های تدافعی تأکید زیادی بر معمای امـنیت (یعنی نقش‌ آنارشی) گذاشته‌اند و به انـگیزه‌های‌ دولت‌‌های‌ مورد منازعه‌ توجه کمی دارند. به اعتقاد وی سیاست قدرت دولت‌ها را به جستجوی نفوذ تحریک می‌کند و نه صرف‌ بقا. دولت‌های حافظ نظم موجود و تجدید نظرطلب با توجه به انگیزه‌های‌ بسیار‌ مـتفاوت‌، نـفوذ را به صورت متفاوتی دنبال می‌کنند. جستجو و تعقیب نفوذ باید به عنوان نوعی جاه‌طلبی برای غلبه‌ و ‌‌توسعه‌طلبی‌ فهم شود.در نتیجه قدرت همانند رئالیسم کلاسیک، ابزاری برای کسب نفوذ است‌. تمام‌ ایـن‌ مـوارد نشان‌دهنده تـوجه خاص شولر به تجدید نظرطلبی دولت است. با این حال به اعتقاد‌ وی تجدید نظرطلبی و حفظ وضع موجود از درجـه رضایت از«پرستیژ، منابع و اصول‌ سیستم» پدیدار می‌شود و رضایت‌ و عدم‌ رضایت بـاعث ایـجاد اتحادهایی بر اساس «توازن منافع» می‌شود (رینینگ و گوزینی 2001، 8).
نفی هدف تعقیب امنیت از سوی دولت‌ها و تأکید بر هدف جستجوی نفوذ بـرای کـنترل محیط مؤلفه‌ای‌ مهم در رئالیسم نوکلاسیک تهاجمی شولر محسوب می‌شود. با این حال نـفوذ بـه عـنوان جنبه‌ای از قدرت ابزاری برای اهداف دیگر است. از جمله این اهداف می‌توان به پرستیژ، سرزمین، خاک‌، مواد‌ خام، امنیت یا اتحادها اشاره کرد.نکته دیگر اینکه نفوذ با مـنابع و توانمندی‌های دولت‌ها پیوندی مـستقیم دارد و ایـن منابع می‌تواند شامل هرگونه شی‌ء یا ویژگی فیزیکی یا ذهنی موجود به‌ عنوان‌ ابزار تشویقی برای اقناع، پاداش و یا تهدید باشد. درجه و عمق نفوذ به قابلیت‌ها و

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه روابط بین‌الملل، رئالیسم تدافعی، رئالیسم تهاجمی، ساختار آنارشیک Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه روابط بین‌الملل، روابط ایران و روسیه، ارزیابی تهدید، دریای خزر