منابع و ماخذ پایان نامه رشد اجتماعی، مسئولیت پذیری، فرزندپروری، فرزند پروری

دانلود پایان نامه ارشد

های آماری آزمون رگرسیون چندگانه…………………………………………….91
جدول4-2-5 تحلیل واریانس رگرسیون مؤلفه های سبک های فرزندپروری والدین در پیش بینی مسئولیت پذیری پسران…………………………………………………………………………………………………………………….91
جدول 4-2-6 ضرایب رگرسیون استاندارد شده مؤلفه های سبک های فرزندپروری والدین در پیش بینی مسئولیت پذیری پسران………………………………………………………………………………………………….92

1-1مقدمه
انسان موجودی است اجتماعی و با فرهنگ که ادامه حیات برای او به صورت انفرادی تقریبا غیر ممکن است چرا که دوام و پایداری حیات آدمی در ارتباط با دیگران است و این تعامل لازمه رشد اجتماعی1 فرد است (چشمه، 1389). منظور از رشد اجتماعی به دست آوردن آن دسته از مهارت های اجتماعی است که فرد را قادر می سازد با جامعه ای هماهنگ و سازگار شود. رشد اجتماعی نیز همانند رشد جسمی و ذهنی یک کمیت پیوسته است و به تدریج به کمال می رسد (شعاری نژاد، 1387). این موجود اجتماعی (انسان) با محیط های مختلف در ارتباط است از هرمحیطی چیزی می آموزد تا در مجموع از فرد بدون هویت به شخصی اجتماعی تبدیل شود و دارای هویت گردد (نیک گهر، 1387).
رشد اجتماعی یکی از ابعاد مهم رشد کودکان و نوجوانان است که بر تمامی جوانب زندگی آنها تاثیر می گذارد. افرادی که از مهارت های اجتماعی لازم برخوردارند در مسیر زندگی با سهولت بیشتری با مسائل کنار می آیند و به طور کلی در موقعیت های زندگی موفق تر عمل می کنند (شاهسواری، 1391). وجود مهارت هایی چون همکاری2، مسئولیت پذیری3، همدلی4، خویشتن داری5 و خود اتکایی6 از مولفه های رشد اجتماعی است (نظری نژاد، 1387).
هم چنین وایتزمن7 (1387)، نشانه های یک انسان رشد یافته اجتماعی را چنین بیان کرده است: استقلال و پذیرش مسئولیت، ارتباط و سازگاری با دیگران ،آینده نگری، امیدواری و خوش بینی، میانه روی و شوخ طبعی. انسان اجتماعی از دیرباز برای زیستن ناگزیر به همکاری با همنوعان خود و قبول مسئولیت بوده؛ چرا که نیازهای او به کمک و همیاری دیگران مرتفع شده است (ستوده، 1390).
در زیستن و در جریان پاسخ دهی متقابل به نیازهای یکدیگر باید به مهارت های اجتماعی مجهز بود. این مهارت ها مجموعه ای از پاسخ های لازم را فراهم می کنند تا بدان وسیله فرد بتواند به طور موثر زندگی کند، بیاموزد و کار کند. مسئولیت پذیری هم یک مهارت اجتماعی است که نقش آن در زندگی اجتماعی و شخصی از جمله مباحث مورد توجه دانشمندان و به خصوص روانشناسان بوده است (صفوی زاده و شیران، 1385). حوزه مسئولیت انسان شامل مسئولیت فردی، خانوادگی، اجتماعی، نزدیکان و مسئولیت در برابر عهد و پیمان الهی است (فرهادیان، 1393). از آنجا که احساس مسئولیت بیانگر نوعی نگرش و مهارت است، مانند هر نوع نگرش و مهارتی، آموختنی و اکتسابی است (بروئر، به نقل از فولاد چنگ، 1382). این مهارت، یکباره حاصل نمی شود بلکه به تدریج از ابتدای زندگی ایجاد می شود. در واقع یک شخص هرگز نمی تواند رفتار مسئولانه از خود نشان دهد مگر آنکه در طول زندگی آموخته باشد (ماسن و همکاران، 1392).
عوامل متعددی بر رشد اجتماعی کودک و نوجوان موثر است که به دو دسته عوامل خارج از خانواده (مدرسه، معلم، همسالان ، جامعه، تلویزیون و رسانه های جمعی) و عوامل داخل خانواده (روابط و تعامل در خانوداه، روابط والدین با فرزندان، هم چشمی و حسادت میان خواهران و برادران) تقسیم می شوند (شاهسواری،1391). در این بین، خانواده، اولین و مهم ترین نقش را در رشد شخصیت و اجتماعی شدن کودک بر عهده دارد. مهم ترین عامل خانوادگی در تعیین شیوه رفتار اجتماعی کودک، شیوه ای است که از سوی والدین برای پرورش فرزند برگزیده می شود. روش هایی که والدین برای اجتماعی کردن کودک به کار می برند، به شدت تحت تاثیر محله، مدرسه، خرده فرهنگ و فرهنگ گسترده ای است که خانواده در آن زندگی می کند. این روش ها تحت تاثیر خصوصیات کودک نیز قرار دارند (منشی طوسی، 1388).
روابط مطلوب میان والدین و فرزندان در سلامت روان فرزندان تاثیر فراوان دارد (پرچم و همکاران، 1391). اولین تماس و ارتباط کودک با محیط از طریق پدر و مادر و خواهران و برادران است و تقلید از رفتارهای آنان شیوه زندگی او را مشخص می سازد. چنانچه رفتار اعضای خانواده بر دوستی و پذیرش و رفتار متقابل متکی باشد کودک احساس امنیت و آرامش می کند و بر اثر رشد اجتماعی مطلوب و تقویت اعتماد به نفس، قدرت سازگاری بیشتری با محیط به دست می آورد و آماده پذیرش مسئولیت ها و نقش های گوناگون اجتماعی در مراحل بعدی زندگی می شود (شفیع آبادی، 1373). هم چنین وظیفه والدین در برقراری جوی مسئولیت پذیر در خانه مهم است. چنین جوی در مورد تصمیم گیری ها و پیامد های آنها، اطلاعاتی به کودکان می دهد و منابعی برای آنها مهیا می سازد تا بتوانند تصمیمات صحیحی بگیرند که در زندگی بزرگسالی نیز به دردشان بخورد (انگجی، 1390).
کودکان از طریق مشاهده وتقلید، مهارت های اجتماعی جدید را کسب می کنند (امیری، 1386). حال با توجه به نقش تقلید و الگو برداری8، همانندسازی و یادگیری غیرمستقیم کودکان از والدینشان که خصوصا در سنین پائین تر نقش بسزایی دریادگیری مهارت های اجتماعی کودکان دارد و کودکان زمان زیادی را در خانواده به سر می برند و بیش از همه افراد با والدین ارتباط بر قرار می کنند و در نتیجه، تعاملات والدین با یکدیگر و با فرزندان اهمیت زیادی در روند یادگیری مهارت های اجتماعی و در نهایت رشد اجتماعی آنها دارد. بنابراین فراهم آوردن محیط مساعد و هم چنین آشنایی والدین با روش های فرزند پروری کار آمد، در پرورش مسئولیت پذیری و رشد اجتماعی کودکان می تواند نقش بسیار با اهمیتی در کیفیت زندگی حال و آینده و موفقیت آنان داشته باشد. لذا، در این پژوهش چگونگی تعاملات والدین با فرزندان یا سبک های فرزند پروری و رابطه آنها با مسئولیت پذیری و رشد اجتماعی در کودکان بررسی می گردد.
1-2 بیان مسأله
تربیت برای همه ی ملت ها، مسئله مهمی بوده است. رابطه بین کودکان و والدین و سایر اعضای خانواده را می توان به عنوان نظام ویا شبکه ای دانست که در کنش متقابل با یکدیگر هستند. این نظام به طور مستقیم و غیر مستقیم، از طریق سبک ها و روش های مختلف فرزندپروری در کودکان تاثیر می گذارد. فرزندپروری شامل روش ها و رفتارهایی است که والدین برای تربیت فرزندان به کار می برند. روش تربیتی والدین بر جنبه های مختلف رشد فرزندان تاثیر می گذارد. در واقع پایه و اساس فرزندپروری مبین تلاش های والدین برای کنترل و اجتماعی کردن کودکانشان است. اگر چه والدین ممکن است در چگونگی کنترل و اجتماعی کردن فرزندان خود با یکدیگر متفاوت باشند ولی به نظر می رسد که همه ی آنها در تعلیم و تربیت و نظارت بر فرزندان نقش اولیه را بر عهده دارند(پرند، 1389).
در جریان رشد کودک، محیط و شرایط خانواده، هم یک عامل مثبت و مهیا کننده ی زمینه های رشد و هم یک عامل مخل و بازدارنده است. در این میان عوامل نظام تربیتی خانواده و یا به تعبیری دیگر، روش های تربیتی والدین، یکی از عوامل مهم در شکل گیری شخصیت کودکان است (کمیجانی و ماهر، 1386). از دهه ی 1920 تا زمان حاضر، روانشناسان رشد مشتاقانه و بی وقفه، روند تاثیرگذاری شیوه های تربیتی والدین بر رشد مهارت های اجتماعی و کسب شایستگی و موفقیت کودکان را مورد توجه قرار داده اند و به چگونگی تاثیر والدین بر رشد مهارت های اجتماعی کودکان علاقمند بوده اند (برهمند، 1381).
روش های متفاوتی برای فرزند پروری مطرح شده است. شناخته ترین توصیف از شیوه های فرزندپروری9، بر اساس پژوهش های دیانا بامریند10 قرار دارد (وولفولک11 ، 2007). بامریند، سه سبک فرزند پروری مستبدانه12، مقتدرانه13و سهل گیرانه14را با در نظر گرفتن کنترل والدینی ارائه کرده است. بامریند بیان می کند والدین دیکتاتور (مستبد)، تعامل های سرد همراه با کنترل زیاد را بر فرزندانشان اعمال می کنند والدین مقتدر کنترل خود را همراه با گرمی و پاسخگویی بر فرزندانشان دارند در حالی که والدین سهل گیر انتظارات اندکی از فرزندان خود داشته و آنها در مقابل فرزندان خود پاسخگو هستند ولی هیچ کنترلی روی فرزندان خود ندارند (بامریند، 1991، به نقل از محب راد و همکاران، 1385).
پژوهش های انجام شده بر روی سه سبک نشان داده است که این سبک ها ممکن است پیامد های مثبت و منفی را در کودکان افزایش یا کاهش دهد (هارت 15و همکاران، 1998). با توجه به تاثیر انکارناپذیر خانواده بر اجتماعی شدن فرزندان، تحقیقات گوناگونی در این زمینه صورت گرفته است که هر کدام از آنها این مسئله را از زاویه ای بررسی نموده اند. از جمله این تحقیقات می توان به موارد زیر اشاره کرد: نتایج پژوهش بقائیان (1390) نشان داد که سبک فرزند پروری مستبدانه و عزت نفس می تواند به طور معنی داری اهمالکاری16را پیش بینی کند و دو سبک فرزند پروری مقتدرانه و سهل گیر رابطه معنی داری با اهمالکاری نداشتند.
هم چنین نتایج پژوهش یوسفی (1383)، هدایتی و همکارانش (1387)، بورنستین و بورنستین 17 (2007)، همگی نشان داد والدینی که از سبک های فرزند پروری اقتداری استفاده می کنند فرزندان آنها از شایستگی اجتماعی و مهارت های اجتماعی بالاتر، میزان مسئولیت پذیری بیشتر، و صلاحیت بیشتری در روابطشان با همسالان خود برخوردار هستند ولی در فرزندپروری استبدادی و سهل گیر، این چنین نیست.
تفاوت پژوهش حاضر با پژوهش های قبلی این است که در این پژوهش، پژوهشگر می خواهد رابطه سبک های فرزندپروری با مسئولیت پذیری و رشد اجتماعی کودکان را به صورت دقیق تر در کنار هم، در بیان جامعه آماری و نمونه منتخب و در قالب پرسشنامه های مناسب و دقیق در بعضی از مدارس ابتدایی پسرانه شهرستان بروجرد مورد بررسی قراردهد تا بدین وسیله انواع سبک های فرزندپروری رایج در جامعه آماری خود را نشان داده و نتایج آن را در رابطه با رشد اجتماعی و مسئولیت پذیری کودکان توضیح دهد.
علت پرداختن به این مسئله مهم، توجه به یکی از مهم ترین نقش های خانواده به عنوان نخستین عامل در اجتماعی کردن و پرورش حس مسئولیت پذیری کودکان است و در نهایت محقق در صدد است تا بداند که چرا با وجود این همه حمایت و خدمت به فرزندان، آنها چنانکه شایسته و بایسته است از نظر اجتماعی به آن رشد مورد انتظار ما نمی رسند و از انجام تکالیف و وظایف خود کوتاهی کرده و باید مرتبا آنها را به اصطلاح هل داد به حدی که از بیان تذکرات پی در پی و البته در بسیاری از موارد بی نتیجه، خسته و درمانده شده ایم؟ و این مسأله را بررسی کنیم که آیا بین سبک های فرزندپروری با مسئولیت پذیری و رشد اجتماعی کودکان رابطه وجود دارد؟
1- 3 اهداف پژوهش
1-3-1هدف کلی: تعیین رابطه سبک های فرزندپروری والدین با مسئولیت پذیری و رشد اجتماعی دانش آموزان
1-3-2 اهداف جزئی
1- تعیین رابطه سبک های فرزند پروری والدین با مسئولیت پذیری دانش آموزان.
2- تعیین رابطه سبک های فرزندپروری والدین با رشد اجتماعی دانش آموزان .
1-4 فرضیه های پژوهش
1-4-1 فرضیه اصلی
بین سبک های فرزندپروری والدین با مسئولیت پذیری و رشد اجتماعی دانش آموزان رابطه وجود دارد.
1-4-2 فرضیه های فرعی
1- بین سبک های فرزند پروری والدین با مسئولیت پذیری دانش آموزان رابطه وجو

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه مسئولیت پذیری، فرزندپروری، سبک های فرزندپروری، رشد اجتماعی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه رشد اجتماعی، روابط اجتماعی، فرزند پروری، مهارت های اجتماعی