منابع و ماخذ پایان نامه رشد اجتماعی، اجتماعی شدن، روابط اجتماعی، عوامل اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

اندازه‌گیری رشد اجتماعی هر کس، میزان سازگاری او با دیگران است. رشد اجتماعی نه تنها در سازگاری با اطرافیانی که هم اکنون با انسان سروکار دارند، بلکه همیشه در موفقیت شغلی و پیشرفت های اجتماعی نیز تأثیر دارد (وایتزمن، 1387).
2-2 فرایند اجتماعی شدن25
جریانی است پیچیده با جوانب بی شمار و گوناگون که در جهت مسیرهای مربوط به کسب الگوها و ارزش‌ها و هنجارها قدم برمی‌دارد. تحصیل مهارت ‌های اجتماعی و چگونگی ارتباط‌گیری با سایر افراد، یکی از مراحل آن می‌باشد. در واقع اجتماعی شدن فراگردی است که به واسطه آن هر فرد دانش و مهارت‌ های اجتماعی لازم را برای شرکت مؤثر و فعال در زندگی گروهی و اجتماعی کسب می‌کند (بورنستین و بورنستین، 2007).
به عبارت دیگر اجتماعی شدن، جریانی است که به انسان راه‌ های زندگی کردن در جامعه را می‌آموزد، شخصیت می‌دهد و ظرفیت‌ های او را در جهت انجام وظایف فردی و به عنوان عضو جامعه توسعه می‌بخشد (جعفری طوسی، 1385). به نظر گی26(ترجمه زنجانی،1392)، اجتماعی شدن جریانی است که به برکت آن شخص در طول حیات خویش تمامی عناصر اجتماعی محیط خود را فرا می‌گیرد، درونی می‌سازد و با ساخت شخصیت خود، تحت تأثیر تجارب و عوامل اجتماعی که باید در آن زندگی کند تطبیق می‌دهد تعریف مذکور سه وجه اجتماعی شدن را مطرح می‌کند: 1) اخذ فرهنگ
2) درونی ساختن عناصر فرهنگی
3) تطابق شخصی با محیط .
اجتماعی شدن یک سیستم دو جانبه‌ی ارتباطی میان فرد وجامعه است و به همین دلیل جریانی بسیار پیچیده بوده و جوانب بی شمار و گوناگونی دارد که کسب مهارت های اجتماعی، سازگاری اجتماعی، کفایت اجتماعی و چگونگی ارتباط با سایر افراد از جمله ابعاد و جنبه‌های آن است.

2-3 نشانه های رشد اجتماعی
وایتزمن (1991) نشانه‌های رشد اجتماعی را چنین بیان می‌کند:
1- استقلال27 2- پذیرش مسئولیت28 3- روابط و سازگاری با دیگران29 4- آینده‌نگری30 5- میانه‌روی31 6- امیدواری و خوش‌بینی32
1- استقلال: از نخستین نشانه‌ های رشد اجتماعی است. استقلال یعنی توانایی انجام کارها بدون کمک گرفتن از دیگران، یعنی فرد توانایی آن را داشته باشد که گاه گاهی هم تنها باشد و از این تنهایی لذت ببرد. این آزادی و استقلال نتیجه‌ی دو عامل است:
الف) احساس توانایی در هدایت اعمال یعنی عدم احتیاج به دیگران برای انجام کارها.
ب) اعتمادی که خانواده‌ها پیدا می‌کنند که این هم به واسطه توانایی‌هایی است که فرد از خود بروز می‌دهد. یکی از مهم ترین ویژگی‌های فرد رشد یافته از نظر اجتماعی، استقلال در تصمیم‌گیری است. انسان در طول حیات خود ناچار است پیوسته انتخاب و تصمیم‌گیری کند، این انتخاب و تصمیم‌گیری‌ها مربوط به کارهای جزئی و کوچک است و البته زیاده روی در انتخاب به نوعی عقب افتادگی می‌انجامد و این نوع استقلال غیرمنطقی است (وایتزمن، ترجمه نظیری ،1387) .
2- پذیرش مسئولیت: با پذیرش مسئولیت و مبارزه با مشکلات و درگیر شدن با مسائل است که انسان رشد می‌یابد و استعدادهای نهفته‌اش شکوفا می‌شود و از این طریق است که احساس اعتماد به نفس در انسان پا می‌گیرد. فرد با کناره‌گیری و فرار از مسئولیت وقتی کارهایی به او محول می‌شود، باعث سرخوردگی خود می‌شود. هنگامی که شخص گامی را برای پذیرفتن کاری دشوار برمی‌دارد، یعنی از موقعیت کنونی خود یک قدم جلوتر می‌رود. بنابراین در موقعیت‌های تازه، امکان پیشرفت بیشتر خود را فراهم می‌کند. در اینجا یک نکته حائز اهمیت است و آن داشتن پشتکار و کوشش مداوم و امیدواری است.
3- روابط و سازگاری با دیگران: احساس وحدت اجتماعی و برقراری روابط متقابل میان افراد یک اجتماع و همکاری با دیگران از جمله خصایص و نشانه‌ های رشد و تکامل اجتماعی است. رسیدن به مرحله‌ای از رشد مستلزم آن است که کودک در علایقش تغییر ایجاد کند، شیوه‌ های جدید رفتار را فراگیرد و دوستان جدیدی انتخاب کند. هیچ طفلی هنگام تولد موجود اجتماعی نیست، او باید سلوک با دیگران و سازگاری اجتماعی خود را در اثر تماس با مردم بیاموزد.
4- آینده نگری: ویژگی‌ دیگر یک انسان که از نظر اجتماعی رشد یافته باشد، آینده نگری است. او یاد می‌گیرد که تصمیمات امروز ممکن است در زندگی فردا و سال‌ های آینده‌اش تأثیر بگذارد و بنابراین هر چه به دست می‌آورد خرج نمی‌کند.
5- میانه‌روی: میانه‌روی نشانه و مشخصه اصلی بلوغ و اجتماعی شدن می‌باشد. نشانه دیگر این است که لذت‌ ها، کامیابی‌ ها و حتی کارهای دیگر را متعادل نگه می‌دارد و اگر برای او ممکن باشد که بیشتر ساعات خود را صرف تفریح و لذت بردن کند، هرگز چنین کاری نمی‌کند و ساعت معینی را برای این کار در نظر می‌گیرد.
6- امیدواری و خوش‌بینی: برای بریدن از دنیای بدون مسئولیت و سبکبال کودکی و ورود به مرحله بزرگسالی که روز به روز به پذیرش مسئولیت‌ های بیشتر می‌انجامد، واقعاً باید روحیه ای قوی داشت. انسانی که از نظر اجتماعی وعاطفی به بلوغ رسیده است در مسائل اساسی زندگی موضع‌گیری می‌کند و در حرکت به سوی نیک‌ورزی سهم مثبت بیشتری به عهده می‌گیرد. در مقابل رویدادهای غیرمنتظره و حوادث ناراحت کننده، یک شخص رشد یافته از کوره در نمی‌رود و خود را نباخته و با گذشتن از موانع و آسان گرفتن مشکلات، بهترین دستیار کمک کننده خویش می‌باشد (وایتزمن، 1991).
2-4 ابعاد رشد اجتماعی
رشد اجتماعی مهم ترین جنبه از وجود هر شخص است چون فرض بر این است که افراد بدون رشد اجتماعی و داشتن مهارت‌ های لازم قادر نیستند در تعامل اجتماعی با سایرین وظایف خود را انجام دهند. کسانی که در زمینه رشد اجتماعی به شکوفایی رسیده‌اند، به سطحی از مهارت در روابط اجتماعی دست یافته‌اند که می‌توانند با مردم به راحتی زندگی سازگارانه‌ای داشته باشند (ماسن و همکاران، ترجمه یاسایی، 1390).
انسان درون اجتماع زندگی می‌کند و لاجرم رفتارهایی که از او سر می‌زند، بخشی از آنها در ارتباط با تعاملات اجتماعی و یا به نحوی از طرف عوامل اجتماعی تحت تأثیر قرار می‌گیرد. به طوری که رفتار یک فرد در تنهایی متفاوت از رفتاری خواهد بود که در جمع از خود نشان می‌دهد. رفتار اجتماعی یعنی هر رفتاری که متضمن کنش متقابل دو یا چند انسان باشد انسان به عنوان یک موجود اجتماعی از همان بدو تولد گرایشات اجتماعی از خود نشان می‌دهد. نیاز به کسب حمایت و امنیت مراقبین، شاید اولین نشانه‌ های نیازمندی فرد به عوامل بیرونی است. لبخند اجتماعی را که در حدود ماه های اول زندگی در نوزاد دیده می‌شود، به عنوان اولین ارتباطات او با محیط اجتماعی خویش می‌دانند.
اگر چه در آغاز افرادی که به عنوان اجتماع، برای نوزاد شناخته می‌شوند، خیلی محدود بوده و اغلب شامل پدر و مادر و نزدیکان او می‌شود اما بتدریج این روابط گسترده‌تر شده و به افراد بیشتری عمومیت پیدا می‌کند. شروع زودرس چنین رفتارهایی حاکی از اهمیت روابط و رفتارهای اجتماعی برای فرد است. هر چند این گونه رفتارها مختص انسان نبوده و در اغلب حیوانات نیز دیده می‌شود. نیاز به دوست داشتن، نیاز به حمایت، نیاز به کسب امنیت و نیاز به پیوند جویی از نیازهای اساسی انسان هستند که مازلو آنها را در سلسله مراتب نیازهای خود قرار داده است و به اهمیت آنها در خود شکوفایی فرد تأکید کرده است. روشن است در یک سوی این نیازها فرد و در سوی دیگر آن، اجتماع قرار دارد. ارضاء این نیازها در ارتباط فرد با جامعه میسر خواهد بود (همان منبع).
در حدود 4-5 سالگی کودک توجه خاصی به همسالان خود پیدا می‌کند و علاقمند ارتباط بیشتری با آنهاست. این روند نیز بتدریج گسترده‌تر می‌شود و در سال های اولیه دبستان با علاقمندی بیشتری به برقراری روابط اجتماعی اقدام می‌کند. رفتارهای اجتماعی در این دوران عمدتاً از طریق بازی با همسالان نمود پیدا می‌کند. کودک با برقراری تعاملات جدید با گروه های جدید همسالان رفتارهای جدید را می‌آموزد و در موارد زیادی آنها را در رفتارهای اجتماعی خود منعکس می‌سازد. رسیدن به سن دبستانی برای کودک به منزله‌ی ورود به یک دنیای جدید گسترده و دست‌یابی به یک شبکه‌ی ارتباطات اجتماعی است.
در این دوره کودک با مسائل گوناگونی از جمله رشد مهارت‌ های مختلف (مانند رعایت نوبت و قانون در بازی) در زمینه‌ های گوناگون، یادگیری روش‌های ارتباط اجتماعی با همسالان، همانند سازی و ارتباط با بزرگ سالانی غیر از والدین در مدرسه، افزایش خود مختاری33 و استقلال رشد وجدان و معیارهای اخلاقی مواجه می‌گردد و آنها را تجربه کند. در سن نوجوانی گرایش فرد به گروه های اجتماعی بیشتر و بیشتر می‌شود، طوری که این دوران با این ویژگی اساسی مشخص می‌شود که فرد به عضویت گروه‌های مختلف در می‌آید و در تعامل با این گروه‌ها رفتارهای اجتماعی خود را شکل می‌دهد. در سنین بعدی رفتارهای اجتماعی پخته‌تر شده‌اند. فرد با انتخاب شغل، ادامه تحصیل و انتخاب همسر، رفتارهای گسترده‌تر اجتماعی پیدا می‌کند (همان منبع ).
رشد اجتماعی کودک انسان مثل سایر جنبه‌های رشدی او به تدریج گسترش می‌یابد و تقریباً همه فعالیتهای او تحت تاثیر اطرافیانش قرار می‌گیرند. همان قدر که کودک در جنبه‌های حرکتی و استعدادهایش به تکامل می‌ر‌سد، تکامل اجتماعی وی نیز صورت می‌پذیرد و استقلال او بیشتر می‌شود، می‌تواند راهنمای خود باشد و ایفای نقش‌ های اجتماعی مختلفی را به عهده گیرد. به عنوان یک عضو در خانواده، مدرسه، بازی و سایر فعالیت ‌های گروهی شرکت می‌کند.
رشد و تکامل اجتماعی یک تعداد تغییرات در رفتار کودک را شامل می‌شود که عبارتند از اینکه:
1) او یاد می‌گیرد که در گروه‌هایی که عمل و تأثیر متقابل پیچیده‌ای دارند شرکت کند.
2) تماس‌ها و روابط اجتماعی خود را از مادر به سایر افراد خانواده و دوستان و گروه‌ها توسعه می‌دهد.
3) به محرک های اجتماعی بیشتر پاسخ می‌دهد.
4) شناخت و تشخیص گسترده‌ای درباره نقش خود در روابط شخصی با خانواده و گروه‌های بازی و کار و سایر گروه‌ها به دست می آورد.
5) سرانجام، می‌تواند مسئولیت‌ های زیادی به عهده بگیرد و دیگران را مراعات کند و دوستشان بدارد. البته ماهیت وجود مشارکت اجتماعی کودک بیشتر تحت تأثیر تجربه پیشین او با پاداش‌ها و کیفرها در مقابل واکنش‌های اجتماعی قرار می‌گیرد (گاتس34، 1984، نقل از شعاری نژاد،1392).
رفتار اجتماعی فرزندانی که از لحاظ فعالیت اجتماعی در خانواده محدود بوده‌اند رشد و تکامل اجتماعی آنها به مراتب کمتر از آنهایی بوده که شرایط مناسب‌تر و آزادی بیشتری داشته‌اند. محرومیت کودک از رشد و تکامل باعث می‌شود که او با مردم کمتر تماس بگیرد، به زندگی اجتماعی بی علاقگی نشان دهد، قدرت ابتکارش ضعیف شود و در طرح نقشه زندگی برای آینده ناتوان جلوه کند.
رشد اجتماعی فرد، چه از نوع رفتار اجتماعی و چه از حیث نوع معاشراتی که برای خود انتخاب می‌کند، فرایندی منظم و پیوسته است افراد در طی این فرایند، در سنین مشخص، مراحل مشخص و یکسانی را پشت سر می‌گذارند. برای مثال، کودکان در سن مشخصی از بیگانگان خجالت می‌کشند، در سنی دیگر تمایل شدیدی به آمیزش با کودکان دیگر نشان می‌دهند و در مرحله‌ای دیگر از زندگی، علاقه خاصی به معاشرت با جنس مخالف دارند (احدی و بنی جمالی، 1388).

2-5 اهداف اجتماعی شدن
علاقه‌بند (1393)، اهداف اجتماعی شدن را عبارت می‌داند از:
1. با دیگری قواعد و نظامات اساسی؛ از آداب روزمره گرفته تا روش‌های علمی.
2. یادگیری نقش‌های اجتماعی و نگرش‌ها و انتظارات و گرایش‌های مربوط به نقش‌ های فرد.
3. هویت بخشیدن به فرد از طریق برآوردن خواسته‌ ها و تمایلات فرد یا ممانعت از دستیابی به آنها.
4. آموختن مهارت‌ های مختلف اجتماعی، مهارت‌ های انتزاعی مانند خواندن و نوشتن و مهارت‌ های اجتماعی دیگر.
5. درونی‌ شدن ارزش‌های بنیادی جامعه و انتقال فرهنگ.
کوئن35 (1979، ترجمه توسلی، 1392) هدف‌ های بنیادی اجتماعی شدن را چنین توضیح می‌دهد:
1. شخص باید مهارت ‌های ضروری را که برای زندگی

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه رشد اجتماعی، روابط اجتماعی، فرزند پروری، مهارت های اجتماعی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه رشد اجتماعی، اجتماعی شدن، احساس ارزشمندی، کودک و نوجوان