منابع و ماخذ پایان نامه راويان، نياز، تعديل، توثيق

دانلود پایان نامه ارشد

اطمينان – و نه يقين قطعي – دارند، که با احتمال خلاف، هرگز قابل جمع نيست.
بدين ترتيب با فرض اين که مراد سيّد مرتضي از مفهوم “علم”، حصول اطمينان خاطر باشد، مي توانيم بگوييم که منظور شيخ طوسي نيز – که خبر واحد را حجّت مي داند – مطلق اخبار آحاد نيست، بلکه نامبرده به حجّيّت خبر واحد اطمينان آور قائل بوده که يا شاخص? “وثوق مخبري” و يا خصيص? “وثوق خبري” را همراه داشته است، و در نتيجه مدّعاي شيخ طوسي بر داعي? سيّد مرتضي انطباق مي يابد و آن، عمل به خبر واحد اطمينان آور است. به عبارت ديگر، مقصود سيّد مرتضي از “خبر واحد محفوف به قراين” خبري است که منضمّ به قراين اطمينان بخش باشد، و اين سخن ترجمان ديگري از کلام شيخ طوسي است که گفته است: “بيشتر اخبار ما مجرّد از قراين مي باشد”، و مراد وي قراين عمليّه است که کتاب، سنّت متواتره، اجماع و حکم عقل را شامل مي شود.
آري، از فحواي کلام هم? محدّثان مکتب بغداد چنين استنباط مي شود که خبر واحد تنها در صورتي حجّت است که قرين? قطعيّه اي بر آن اقامه شود، و هم? ملاکهايي که سبب حصول “صدق مخبري” و يا “وثوق صدوري” مي گردد، در آن دوره قرينه اي بر حجّيّت خبر بوده، و خبر واحد بدون قرينه (به مفهوم متأخّر آن) نزد عالمان مکتب بغداد حجّيّت نداشته است.685
بر اين اساس، شايد بتوان گفت که ميان ديدگاه شيخ طوسي و سيّد مرتضي در بحث حجّيّت خبر واحد، تفاوت عمده اي وجود ندارد، اگرچه بنابر مشهور سيّد مرتضي را قائل به عدم حجّيّت خبر واحد دانسته، و اين دو اجماع را از چالشهاي عظيم علم اصول برشمرده اند ! بنابراين تنها اختلافي که در اين ميانه رخ مي نمايد، اقام? برهان بر حجّيّت يا عدم حجّيّت خبر واحد است که شيخ طوسي بر حجّيّت خبر واحد دليل شرعي و عقلي ارائه کرده و سيّد مرتضي تنها به عقلي بودن اين نظريّه قائل است.
از اين رو، گويا مقصود اصلي شيخ مفيد و پس از او سيّد مرتضي اثبات اين مطلب بوده است، که به منتقدان شيعه بگويند که: شيعه به دليل روايات اجماعي فراوان، نياز به خبر واحد ندارد، و سخن شيخ مفيد در باب “بي نيازي به قياس” به دليل روايات فراوان ائمه اطهار: در هر موضوع را مي توان گواه بر اين مطلب دانست.686 در واقع هدف ايشان آن بوده تا از اين طريق غناي فقه شيعي را نشان دهند، و اين سخن با ديدگاه شيخ طوسي نيز تطابق دارد، زيرا وي صحّت خبري را که فاقد معارض باشد و طايفه اي نيز بر طبق آن فتوا داده باشند اجماعي مي داند، امّا سيّد مرتضي و شيخ مفيد اين مطلب را در قالب “دليل اجماع” مطرح ساخته،687 و شيخ طوسي آن را به خبر واحد برگردانده است.
اين در حالي است که اهل سنّت چاره اي جز مراجعه به اخبار آحاد ندارند. از اين رو، شيخ طوسي با مساعد شدن زمينه براي بيان روايات، و نيز با توجّه به نياز جامعه به نقل اقوال و فروعات فقهي به تأليف کتب حديثي تهذيب و استبصار و همچنين اثر جامع خويش در فقه استدلالي با عنوان المبسوط همّت گماشت.
به عبارت ديگر، در پاسداري از حيات فقهي شيعه، ابتدا نياز به بيان فقه در غالب اجماعات فقهي پديد آمد، و عدم نقل روايات فقهي از جانب شيخ مفيد و سيّد مرتضي به همين جهت بوده است. در پي آن، در مواجهه با اين اتّهام که شيعه فروعات فقهي گسترده اي ندارد، شيخ طوسي با طرح دقيقتر و جزئيتر حجّيّت خبر واحد، دريچ? نويني را به سوي دانش فقه و حديث شيعه گشود، و با بيان فروعات فقهي سعي در تأسيس فقه تفريعي688 کرد. افزون بر اين، وي زمينه هاي شرح و بررسي اخبار و شيوه هاي برخورد با احاديث متعارض را فراهم آورد، که در بخش احاديث متعارض و روشهاي جمع بين آنها، به آن خواهيم پرداخت.

4 -1- 3 – 3. صفات راوي
بحث از صفات راويان يکي از مباحث عمده و محوري در زمين? ردّ يا قبول روايات است. در بار? صفات راوي به طور کلي معيارهايي نظير صداقت و عدالت تقريباً از موارد اتفاقي ميان محدّثان و رجال شناسان شيعه و سني است، اگرچه در تعيين مفهوم آنها اختلافهايي به چشم مي خورد.
دانشوران مکتب بغداد براي پذيرش صفات راوي شرايطي را مطرح کرده اند که به بيان آنها مي پردازيم:
الف – صداقت
سيّد مرتضي در صفات راوي خبر متواتر، صداقت راوي را شرط اساسي قرار داده و تفاوتي بين اين که راوي مؤمن،کافر و يا فاسق باشد نيست.689
ب – عدالت
در مکتب بغداد صفت “عدالت” از صفات معتبر و لازم براي راوي است. اما در تعبير از مفهوم عدالت اختلافاتي وجود دارد. سيّد مرتضي بر اين باور است که به مقتضاي صفت عدالت، راوي معتقد به حق در اصول و فروع بوده و بر مذهب باطل نمي باشد، افزون بر آن، به معاصي و قبائح نيز تظاهر نمي کند. 690 اما شيخ طوسي در باب صفت عدالت، ديدگاهي مخالف با اين نظريه ابراز مي دارد. ايشان در تعريف عدالت در باب ترجيح فرموده است:
“فهو ان يکون الراوي معتقدا للحق، مستبصرا، ثقة في دينه، متحرجاً من الکذب، غير متهم فيما يرويه”.691
وي در ادام? مباحث خود فسق جوارحي را مخلّ عدالت ندانسته و براين باور است که فاسق و خطاکار، اگر در روايت ثقه بوده و از کذب دوري کند، مجرّد فسق و گناه مانع از عمل به روايت او نيست، زيرا عدالتي که در باب روايت مطلوب است همين وثاقت و تحرّز از کذب است، آري در باب شهادت مجرّد وثاقت و تحرّز از کذب کافي نيست، لذا شهادت فاسق مسموع نيست،692 اما در باب روايت مجرّد وثاقت کافي است و لذا طايف? اماميه روايت اين گونه اشخاص را پذيرفته اند.693
بدين سان، شيخ طوسي برخلاف سيّد مرتضي مجرد وثاقت در گفتار و احتراز صداقت راوي را موجب عدالت راوي مي داند.
شيخ مفيد و ابن جنيد نيز گويا با نظر شيخ طوسي موافق بوده و در عدالت راوي فقط ظهور اسلام را شرط دانسته اند.694
عدالت راوي از راههاي مختلف فهميده مي شود. يکي از رايج ترين آنها اين است که فرد عادلي او را تزکيه و توثيق کند.
اما بحث اين است که آيا براي توثيق و تزکي? راوي، توثيق يک نفر کافي است يا توثيق و تزکيه از باب شهادت است و از اين رو، راوي را بايد دو نفر عادل تزکيه کنند.
شيخ طوسي بر خلاف برخي از محققان که تزکيه دو نفر را لازم مي دانند695 بر اين باور است که عدالت در روايت متفاوت با عدالت در شهادت بوده و تزکيه واحد در قبول عدالت فرد کافي است.696
ج – ضابط بودن راوي
يکي ديگر از صفات راوي آن است که دچار سهو و خطا در نقل حديث نشود. از اين رو، روايت راوياني که در آخر عمرشان دچار اختلاط حواس شده اند، در صورتي که تاريخ روايت آنان معلوم نباشد پذيرفته نيست. 697
4 – 1- 3 – 3 – 1. روايت راويان فرق شيعه غير از اماميّه
سيّد مرتضي به تبع تفسيري که از صفت عدالت مطرح کرد، اخبار واقفيّه، خطابيّه، غلات698 و بسياري از فرق منحرف را نپذيرفت و بيشتر احکام فقه را از اخبار آحاد غير صحيح دانست. 699
اما شيخ طوسي روايات ساير فرق شيعه جز اماميه مانند فَطَحيّه700، واقفيّه، ناوُوسيّه701 و ديگران را به دو شرط واجب العمل مي داند: نخست آن که راوي از کذب اجتناب ورزد و ثقه باشد، ديگر آن که بر خلاف روايتي که نقل کرده، روايتي از طريق طايف? اماميّه وارد نشده باشد.702 از اين رو، طايف? اماميّه به اخبار فطحيّه مانند عبدالله بن بکير703، و واقفيّه مانند سماعة بن مهران و علي بن ابي حمزة و عثمان بن عيسي، و پس از ايشان به روايات بنوفضال704 و بنوسماعة705 و طاطريون 706و ديگران عمل کرده اند.707
بر اين اساس، شيخ طوسي بر کساني که به روايت راويان ثقه و مورد اعتماد از مذاهب ديگر اعتماد نکرده و به آن عمل نمي کنند خرده مي گيرد. براي نمونه وي دربار? روايات عمار بن موسي ساباطي که فطحي مذهب بوده مي گويد:
“عمار بن موسي از جمله افرادي است که مورد تضعيف گروهي از اهل نقل قرار گرفته است و آنان احاديثي را که منفرد به عمار باشد مورد بي اعتنايي قرار مي دهند و بر طبق آن عمل نمي کنند و دليلشان فطحي مذهب بودن اوست، در حالي که وي اگرچه فطحي است، در نقل مورد اعتماد است و بر او طعني وارد نيست”.708
اما روايات غلات اگر به حالت استقامت نيز شناخته شده باشند، آنچه در حال استقامت روايت کرده اند مقبول، و آنچه در حال غلو نقل کرده اند مردود مي باشد، و لذا به آنچه ابوالخطاب محمد بن ابي زينب و احمد بن هلال عبرتائي و ابن ابي عزاقر و ديگران نقل کرده اند عمل شده است.709
4 – 1- 3 – 3 – 2. روايت راويان اهل سنت
خبري که از طريق مخالفان از ائمه اطهار: نقل شده در صورتي واجب العمل است که از طريق فرق? محقّه روايتي بر خلاف آن وارد نشده باشد، زيرا از حضرت صادق ( روايت شده است:
“اذا نزلت بکم حادثة لا تجدون حکمها فيما رووا عنا فانظروا الي ما رووا عن علي ( فاعملوا به”
و به همين جهت است که طائف? اماميه به روايات حفص بن غياث، غياث بن کَلُّوب، نوح بن دَرّاج و سَکُوني عمل کرده اند. 710
اين يادآوري لازم است که در بررسي روايات اهل سنت نيز احراز عدالت راويان لازم است و در صورتي که عدالت راوي محرز نباشد روايت او پذيرفته نيست.711 گفتني سيّد مرتضي به مقتضاي ديدگاهش دربار? عدالت، روايات اهل سنت را مردود مي داند.
4 – 1- 3 – 4. فايده علم رجال با توجه به مباني خبر واحد
برخي از محققان بر اين باورند که از نظري? سيّد مرتضي در باب خبر واحد، عدم احتياج به علم رجال لازم مي آيد زيرا:
“از لوازم نظريه سيد اين است که فقيه در استنباط احکام شرعي احتياجي به علم رجال ندارد؛ چرا که در اخبار متواتر، رجوع به سند معنا ندارد، آنچه مهم است وجود تعداد زيادي از افراد است که تواطي آنان بر کذب به طور عادي محال باشد”. 712
اما در باب نياز به علم رجال اين نکته را بايد مدّ نظر داشت که سيّد مرتضي از کساني است که تعبّد به خبر واحد را از نظر عقلي جايز مي داند. بر اين اساس، گفتني است که عدم نياز به علم رجال از لوازم سخن کساني است که تعبّد به خبر واحد را از نظر عقلي و شرعي جايز ندانسته اند 713. افزون بر آن، چنانکه پيش از اين اشاره نموديم سيّد مرتضي به اخبار محفوف به قرينه عمل مي کرده و براي احراز صحت اين اخبار نيز ناگزير از بررسي سندي اخبار، البته با توجه به قراين مطرح در آن دوران بوده است. زيرا اگر يکي از قراين صحت خبر را آمدن روايت در اصول مشهوره بدانيم714 اعتبار و توثيق آن اصل منوط به اعتبار و توثيق صاحب کتاب مي باشد715 که جز با بهره گيري از علم رجال ميسور نمي گردد.
با وجود اين، اگر حتي سيّد مرتضي را با توجه به موضع وي در باب عدم حجّيّت خبر واحد منکر نياز به علم رجال بدانيم، اما وي براي آن که بتواند در برابر کساني که به اخبار آحاد عمل کرده اند پاسخي در خور داشته باشد، در مواردي به نقد سندي و جرح و تعديل راويان پرداخته است.
علاوه بر اين، شايد بتوان گفت که سخت گيري در جرح و تعديل راويان در ميان منکران حجّيّت اخبار آحاد بيشتر بوده و شيخ طوسي با وجود آن که به نگارش کتبي در علم رجال پرداخته اما سير? عملي وي حاکي از آن است که در مواردي به رواياتي استناد کرده که در سند آن شخص ضعيف يا عامي يا مجهول الحال قرار دارد. وي تنها در صورتي به ضعف يا جهالت راوي اشاره مي کند که روايت مخالف با فتواي مشهور يا معارض با روايت صحيحه بوده و اين تعارض به حدي رسيده که جمع بين دو روايت از نگاه او ممکن نبوده است. 716
براين اساس، برخي محققان717 ميان اصول جرح و تعديل راويان در مکتب متکلمان، رجاليان و مکتب شيخ طوسي تفاوت قائل شده و آن را به سه ديدگاه تقسيم مي کنند:
الف ـ منكران حجّيت خبر واحد: شيخ مفيد و سيّد مرتضي مهمترين قائلان به اين اين ديدگاهند. ايشان اگرچه در موارد اندکي به جرح و تعديل راويان پرداخته اند اما اين خود حاکي از آن است که جرح و تعديل راويان اخبار آحاد امري ضروري به شمار مي آيد. براي مثال شيخ مفيد در بررسي و تحليل برخي روايات به ويژه در موضوعات مورد نزاع با اهل سنت در مواردي به جرح و تعديل راوي نظر داشته و احياناً نکاتي را درباره او مطرح کرده است.718 ضمن آن که اظهار نظر دربار? برخي کتب مشهور بين متقدمان نظير کتاب سليم بن قيس هلالي و يا

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه آرامش خاطر Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه فقهي، احاديث، قرينه، يقين