منابع و ماخذ پایان نامه دولت ایران، جنگ تحمیلی، جنگ ایران و عراق، عدم اطمینان

دانلود پایان نامه ارشد

نیاورد. یکی از رجال دانای ایران، میرزا ملکم‌خان، نوشته است که ظلم مصدر است و برای آنکه ظلم از میان برود تنها دو راه موجود است یکی آنکه ظالم بر اثر نصایح خیرخواهان دست از ظلم بردارد و ستم به زیردستان روا ندارد، دیگر آنکه مظلومان تحمّل ظلم نکنند؛ همچنان که در سده‌ی سیزدهم ملّت فرانسه راه دوم را که برنتافتن ظلم و ایستادگی در برابر آن باشد تجربه کرد و بدین‌سان کاخ بیداد و استبداد شکست و راه بی‌عدالت و آزادی گشوده شد و در واقع انقلاب کبیر فرانسه تکانی به جهان داد و همچون نوری بود که از افق فرانسه تابان شد و رفته رفته در افق‌های دیگر نیز درخشیدن گرفت (تقیزاده 1338، 56).
در اواخر سده‌ی دوازدهم، دشمنی‌ها و درگیری‌های دیرپامیان ایران و عثمانی پایان یافت و آرامشی در روابط دو کشور پدید آمد که علّت آن سر برآوردن قدرت متجاوز بزرگی بود در کنار هر دو کشور که پیوسته به آنها چنگ و دندان نشان می‌داد. وصیّت‌نامه‌ی سیاسی معروف پتر کبیر، اگر هم بنیانی واقعی نداشت، در عمل اجرا می‌شد. روس‌ها از همان اوایل تشکیل سلطنت خودشان از راه رودخانه‌ی ولگام به دریای مازندران یافتند. پیشینه‌ی تجاوز آنها به اواخر سده‌ی سوم باز می‌گشت که به ایالات ساحلی ایران آمدند، از مازندران و استرآباد (گلستان کنونی) وارد شدند و کشتار بسیار کردند. بعدها در سده‌ی چهارم و در دوران سامانیان این تاخت و تازها تکرار شد و دست‌اندازی به مرز‌های شمالی ایران و سرزمین‌های قفقاز در سده‌‌های بعد ادامه یافت (تقیزاده 1338، 68).
تجاوزات نظامی روس‌ها با تصرف آشوراده و تسخیر بخارا و خیوه و مرو و خوقند و ایالات ترکمنستان و پیشرفت آنها تا حدود خراسان، به عهدنامه‌ای رسمی مبنی بر واگذاری آن سرزمین‌ها به روسیه در سال 1298 انجامید. تجاوزات پی‌درپی و کمرشکن روسیه به حقوق ایران و زیرپا گذاشتن حاکمیّت آن با فشار‌های فوق العاده و گرفتن امتیازات بسیار، ایران را از پا انداخت و آثار روحی بدی بر ملّت ایران گذاشت. در اوایل سده‌ی سیزدهم و به سال 1212 افزایش دست‌اندازی روس‌ها به سرزمین‌های زیر تصرّف ایران در شمال دریای مازندران و قفقاز و داغستان و گرجستان، ایران را متوجّه خطر بزرگی از آنجا کرد. جنگ‌‌های پی‌درپی ایران و روس شکست ایران و از دست رفتن بسیاری از سرزمین‌های شمالی بر پایه‌ی عهدنامه‌‌های گلستان (1227) و ترکمنچای (1242) تکان بزرگی به ایران داد (تقیزاده 1338، 77).
دولت ایران آشکارا متوجّه ضعف خود در برابر نیرو‌های خارجی و اروپاییان و محروم بودنش از ابزار‌های قدرت و پیشرفت شد و به لزوم دستیابی به ابزار‌های قدرت و برقراری روابط با دیگر دولت‌های اروپایی پی‌برد. این آگاهی، باب مراوده با فرانسه را به امید گرفتن کمک از ناپلئون گشود. پس از آن، یک گروه نظامی فرانسوی مرکّب از هفتاد تن به سرپرستی ژنرال گاردن در سال 1222 برای دادن آموزش‌های نظامی جدید به ایران آمد و پس از رفتن نظامیان فرانسوی از ایران هیأت نظامی انگلیسی جانشنین آنها شد. عبّاس میرزا ولیعهد ایران که دلبسته‌ی فنون و صنایع فرنگستان و ترویج آن‌ها در ایران بود راه ورود تمّدن غربی را در ایران باز کرد و تنی چند از جوانان ایرانی برای فرا گرفتن فنون جدید بویژه در زمینه‌ی اسلحه‌سازی و مهندسی به انگلستان فرستاده شدند و رفته رفته نفوذ اروپاییان و دست‌اندازی‌های شرکت‌های بازرگانی فرانسوی و انگلیسی در ایران افزایش یافت. تجاوزات انگلیس در سال 1272 به ایران آتش جنگ را بین دو کشور شعله‌ور ساخت و با عقب‌نشینی ایران و صلح سال 1273 احساس ضعف و زبونی در ایران بیشتر شد (نوری 1385، 4).
یکی از بدترین صدمات به ایران، گنجانده شدن کاپیتولاسیون در عهدنامه‌ی ترکمن‌چای برای روس‌ها بود که کشور‌های دیگر نیز درخواست برخورداری از آن راداشتند. این تجاوزات به استقلال ایران در اواخر سده‌ی 13 و اوایل سده‌ی 14 به جایی رسید که حکومت ایران را یکسره ناتوان ساخت به گونه‌ای که بسیاری از افراد با نفوذ و ثروتمند خود را زیر حمایت روس قرار دادند. نمونه‌ی بارز آن حمایت روس‌ها از شعاع السّلطنه برادر محمّدعلی شاه در برابر شوستر آمریکایی بود که از املاک او در خواست مالیات می‌کرد و به لشگرکشی روس‌ها و برکناری و اخراج شوستر انجامید. در آن دوران روس‌ها مانع هر اقدام اصلاحی و پیشرفت مدنی در ایران می‌شدند و حتّی به نوشته‌ی کرزن هنگامی که دولت ایران در سال 1291 به فکر راه‌اندازی پست در ایران افتاد و چند نفر اتریشی را استخدام کرد که به ایران بیایند و دستگاه منظّمی برای پست دایر کنند، دولت روس هرچه توانست کرد تا جلو پیشرفت کار آنها را بگیرد و زمانی که پست منظّم دایر شد و دولت ایران تقاضای پیوستن به پست بین المللی را نمود که مرکز آن در برن بود، دولت روس دست به اقداماتی سیاسی زد که این کار انجام نگیرد. گرفتن امتیازات اقتصادی از هر نوع دست و پای ایران را با زنجیر‌های سخت بسته بود و مجال حرکت و تنفّس به آن نمی‌داد. یکی از شگفت‌انگیزترین این امتیازات تعهّدی بود که روس‌ها در سال 1308 به زور از دولت ایران گرفتند مبنی بر اینکه تا مدّت معیّنی راه‌آهنی در ایران ساخته نشود یعنی نه امتیازی به خارجی‌ها برای ایجاد راه‌آهن داده شود، نه خود دولت ایران راه‌آهن بکشد و در پایان مدّت تعهّد نیز آن را تمدید کردند که تا چند سال از دوره‌ی مشروطیّت را می‌پوشاند (نوری 1385، 6).
سختگیری و زورگویی و توهین و تهدید روسیه حتّی پس از مشروطیّت نیز ادامه داشت و حتّی در دوره‌ی مجلس دوم (1329-1327) سفارت روس در مکاتبات رسمی خود با وزارت امور خارجه‌ی ایران به جای تعارفات و عبارات معمول تشریفاتی، با تمسخر و بی‌احترامی سخن می‌گفت و دیگر دولت‌های اروپایی نیز در زورگویی از روسیه پیروی می‌کردند (تقیزاده 1338، 80).
فرانسوی‌ها امتیاز انحصاری کاوش برای یافتن آثار تاریخی و عتیقه در ایران را در سراسر کشور برای مدّتی به خود اختصاص داده بودند و مانع تحقیقات و کاوش‌های کارشناسان دیگر کشورها می‌شدند؛ خود نیز جز منطقه‌ی کوچکی از خوزستان (در شوش) کاری نمی‌کردند. بدین‌سان راه کاوش و تحقیق را برای دیگران بسته و امتیاز خود را هم خوابانده بودند؛ با این حال قرارداد را تمدید می‌کردند، البتّه با شرایط بدتر و به زبان ایران. برای نمونه، در قرارداد نخست در 1312، هم واگذاری بخشی از کاوشها به ایران شرط شده بود و هم قرارداد مدّت داشت؛ در 1315 این شرط حذف و در 318 امتیاز با قید «الی الابد» تمدید شد. نمونه‌ی این تجاوزات موهن و سختگیری‌ها فراوان بود (نوری 1385، 6).
از زمان عهدنامه‌ی ترکمانچای تا اواخر سده‌ی 13، دربار و دولت ایران با وجود نفوذ بی‌چون و چرا و فشار‌های کمرشکن روس‌ها، رعایت موازنه میان دو همسایه‌ی زورمند شمالی و جنوبی را می‌کرد، ولی رفته رفته سلطه‌ی سیاسی روس‌ها و دامنه‌ی پیشرفت اقتصادی و بازرگانی آنها رو به جنوب گسترش یافت و محمّدعلی شاه یکسره زیر نفوذ و فرمان آنها درآمد و پس از برپایی بانک استقراضی روس در ایران در سال 1316 و گرفته شدن دو وام در سال‌‌های 317 و 1320 با شرایط سیاسی و مالی بسیار سنگین و نیز بسته شدن قرارداد جدید گمرکی سرّی در سال 1319 میان روسیه و ایران، کفه‌ی استیلای اقتصادی و بازرگانی روسیه بسیار سنگین شد به گونه‌ای که 64 درصد بازرگانی ایران با روسیه بود و کار اسیر کردن ایران گام‌به‌گام پیش می‌رفت و استقلال ایران را به مخاطره می‌افکند. با آغاز انقلاب مشروطیّت و برکناری محمّد علی شاه از سلطنت، او به سفارت روسیه در زرگنده پناهنده شد و سپس برای دریافت کمک به روسیه رفت و با نیرویی که در اختیار گرفت به ایران بازگشت و با هدف تصرّف تهران و برانداختن مشروطیّت دست به یورش هایی زد ولی از مشروطه‌خواهان شکست خورد و پس از آنکه دولت‌های روسیه و انگلستان به او هشدار دادند که باید از ایران برود، بار دیگر به روسیه بازگشت و ملّت مسلمان ایران که از دیکتاتوری و زبونی و وابستگی و حقارت پادشاه خود صبرش به پایان رسیده بود توانست به آزادی و حکومت مشروطه دست یابد (تقیزاده 1338، 85).

2-3-7- روابط خارجی ایران و شوروی در زمان جنگ تحمیلی (بین سال‌‌های 1359 تا 1367)
هرگونه تحلیل روابط ایران و شوروی در زمان جنگ ایران و عراق که منعکس‌کننده زوایای گوناگون این روابط باشد، بدون ارائه و طرح یک تقسیم‌بندی منطقی و منظم از دوران فوق، که تمام حوادث و رویداد‌های نظامی، سیاسی و… آن را پوشش دهد، امکان‌پذیر نخواهد بود. البته می‌توان از زوایای مختلف و با ملاک‌‌های متفاوتی مراحل و مقاطع جنگ را مشخص کرد؛ برای مثال در صورتی که محققی بخواهد تنها با ملاک قرار دادن مسائل سیاسی، مراحل جنگ و روابط ایران و شوروی را معین نماید، به یک تقسیم‌بندی مشخص در ارتباط با مسائل سیاسی خواهد رسید، اما به دلیل انتخاب موضوع سیاسی به عنوان محور تقسیم‌بندی، حوادث دیگر از جمله رویداد‌های نظامی و… سهواً نادیده گرفته شده و یا حداقل به صورت فرعی به آن اشاره می‌شود. بنابراین یک تقسیم‌بندی واقعی، مستند و همه جانبه می‌تواند به تجزیه و تحلیل کامل تمام حوادث و رویداد‌های جنگ کمک شایانی کرده و خواننده را از سردرگمی در میان حوادث و رویداد‌های گوناگون نجات دهد. از سوی دیگر، تحلیل و بررسی موضوعاتی که جنبه تاریخی دارند باید با توجه به سیر زمانی صورت گیرد. بدون ارائه یک تقسیم‌بندی منظم زمانی که بتواند تمام فراز و نشیب‌‌های آن را در بر بگیرد، نمی‌توان به تحلیل دقیق رویدادها پرداخت.
2-3-7-1- مقطع اول: بی‌طرفی شوروی در جنگ (سه سال اول جنگ تحمیلی)
با شروع جنگ ایران و عراق، شوروی حداقل در ماه‌‌های اولیه جنگ خود را بیشتر همسو با ایران نشان می‌داد. در واقع آنان برای حفظ منافع آتی خود، در حالی که عراق هنوز متحد شوروی و از لحاظ نظامی وابسته به مسکو بود، ابتدا از ارسال اسلحه و تدارکات نظامی به عراق امتناع کردند (درودیان 1380، 63).
با وجود این، برای اینکه قطع صدور وسایل نظامی، موجب رنجش عراق نشود متحدان اروپای شرقی را خود تشویق کرد نیاز‌های عراق را برطرف سازند. در چارچوب این رویکرد، کشور‌های بلغارستان، چکوسلواکی و لهستان به تأمین کننده عمده سلاح برای عراق تبدیل شدند. رهبران شوروی که ایران را در انزوا می‌دیدند، امیدوار بودند جنگ و فشار‌های غرب برای آزادی گروگان‌ها، ایران را برای رفع نیاز‌های تسلیحاتی و تدارکاتی به سوی آن کشور سوق دهد. اما تلاش ایران برای آزادی گروگان‌‌های آمریکایی، این تصور را القا می‌کرد که تهران گام‌‌های اولیه را به سوی آمریکا برمی‌دارد. ولادیمیرونیوگرادف، سفیر شوروی در تهران، برای جلوگیری از نزدیکی ایران به آمریکا به جهت نیاز‌های تسلیحاتی طی ملاقات با شهید محمد علی رجایی، نخست وزیر وقت، آمادگی کشور متبوع خود را برای تحویل سلاح‌‌های ساخت آن کشور به ایران اعلام داشت. اما این پیشنهاد از سوی رهبران ایران رد شد و تهران از اتخاذ موضع بی‌طرفی آن کشور در برابر تجاوز آشکار عراق علیه ایران انتقاد کرد و از مسکو خواست تجاوز عراق را محکوم کند. با وجود این، روس‌ها هیچگاه سخنی از تجاوز به میان نیاوردند و تنها به این نکته بسنده کردند که جنگ، “توطئه امپریالیسم برای تضعیف کشور‌های مترقی منطقه ” است و باید هرچه زودتر پایان بپذیرد. برژنف در 30 سپتامبر 1980، طی یک سخنرانی، هر دو دولت ایران و عراق را دوست اتحاد شوروی توصیف کرد و تأسف خویش را از خونریزی و خسارت اقتصادی جنگ برای هر دو طرف ابرازداشت (رحمتی 1389، 8).
اعلام بی‌طرفی شوروی به خاطر ترس از بهبود روابط ایران و آمریکا و نیز عدم اطمینان نسبت به عراق بود زیرا تجربه رابطه با عراق برای شوروی حامل این پیام بود که عراق در صورتی با آنها هم پیمان می‌شود که در موضع ضعف باشد. موضع شوروی نسبت به جنگ ناشی از دو عامل بود اول اینکه عراق به خاطر جاه‌طلبی‌‌های منطقه‌ای خود سیاست مستقل از شوروی در پیش گرفته و سعی داشت از آن کشور فاصله بگیرد، بعلاوه پیوند‌های خود را با غرب افزایش داده و حتی تماس‌هایی را با آمریکا به قصد عادی‌سازی

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه فتحعلی شاه، عباس میرزا، دولت ایران، جنوب ایران Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه جنگ ایران و عراق، افغانستان، سیاست خارجی، خلیج فارس