منابع و ماخذ پایان نامه دوره قاجار، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

زور بوده است {[نادر] اظهار داشت با عثماني‌ها، فقط با زبان زور ميتوان صحبت کرد} (مهدوي 1391، 154).
نادر شاه افشار که توانسته بود در سايه دلاوريها و استراتژيهاي خود، سراسر خاک ايران و حتي هند را به صورت يکپارچه تحت حاکميت دولت ايران درآورد، در روابط خارجي خود با دولت عثماني به دنبال اجراي استراتژي جديد “همزيستي مسالمتآميز66″بود. نادر شاه که خود سني مذهب بود به دنبال برقراري رابطه دوستانه با عثماني و رهايي از جنگهاي چند صدساله ميان دو کشور بود، بنابراين در همان سال اول تاجگذاري خود در سال 1736 ميلادي براي بار اول، هيئت سفارتي به رياست عبدالباقي‌خان زنگنه با تحف و هداياي فراوان و يک زنجيره فيل و هزار سوار زره پوش به دربار سلطان محمود اول فرستاد تا درباره آشتي بين دو مذهب شيعه و سني و انعقاد معاهده صلح گفتگو کنند (مهدوي 1391، 163).
پيشنهاد نادر شاه به سلطان عثماني داراي پنج بند بوده که دو بند مهم و اصلي آن را ميتوان:
1 – اهالي ايران از سب و لعن سني مذهبان دست برداشته و دولت عثماني، مذهب شيعه جعفري را به عنوان رکن پنجم مذاهب اسلام به رسميت بشناسد.
2 – در کعبه معظمه، پيروان مذهب جعفري و رکن شافعي، شريک بوده و به آيين خود نماز گزارند (مهدوي 1391، 163).
عليرغم تلاش نادر شاه براي ايجاد اتحاد و رفع دشمنيهاي ميان دو کشور که ريشه در تقابل مذهبي داشتند، پادشاه عثماني حاضر به قبول پيشنهاد صلح مذهبي نادر، نشد.
نادر شاه، بار ديگر در سال 1740 ميلادي نيز با اعزام سفير و هدايايي گرانبها به استانبول، خواهان آشتي و صلح مذهبي ميان ايران و عثماني گرديد.
اما سلطان محمود بار ديگر با توسل به معاذير مختلف از پذيرفتن مذهب شيعه جعفري و واگذاري يک رکن در خانه کعبه به شيعيان، خودداري کرده و به پيشنهادات نادر جواب منفي داد (مهدوي 1391، 169).
کينه و عداوت علماي اهل سنت عثماني که از حمايت و پشتيباني سلاطين عثماني نيز برخوردار بودند موجب گرديد که بار ديگر به سال 1744 ميلادي در پاسخ به درخواست نادر شاه براي برقراري صلح ميان دو مذهب، بر نظر نادرست خود در مورد مذهب تشيع، پافشاري کنند و اعلان نمايند چون فرقه شيعه، رافضي و مخالف با ديانت حقه اسلام است، قبول آن به عنوان يکي از ارکان دين، مخالف شرع انور بوده و پيروان اين فرقه کافر حربي ميباشند (مهدوي 1391، 174).
در اين دوره و با عدم قبول و پذيرش استراتژي همزيستي مسالمت آميز نادر شاه از سوي حکومت عثماني و ادامه رويکرد ضدايراني سلاطين عثماني، نادر شاه به تصرف چند باره عراق و به خصوص بصره و بغداد اقدام نمود.

3-3-1-5- پيشينه روابط در دوره زنديه و عثماني(1794 – 1750)
بعد از فروپاشي حکومت افشاريه و محدود شدن حکومت اين خاندان به خراسان، کريم خان زند توانست ايران را از حالت ملوک الطوايفي خارج ساخته و حکومت زنديه را در بخش بزرگي از ايران مستقر سازد.
در اين دوره نيز روابط ميان ايران و عثماني همچنان با دشمني و جنگ همراه بوده و لشکرکشي و تصرف سرزمين هاي دو طرف در دستور کار پادشاهان دو کشور قرار داشت .

3-3-1-6- پيشينه روابط در دوره قاجاريه و عثماني(1925 – 1787)
در ابتداي حکومت قاجار در ايران، به علت جنگ دولت عثماني با روسيه و شکست آنها از روسيه، عثمانيها قادر به دخالت در ايران نبودند.
طي حکومت سي و هفت ساله فتحعلي شاه، دولت فرانسه که بعد از انقلاب سال 1789 ميلادي تحت حکمروايي ناپلئون بناپارت بود، تلاش داشت تا اتحادي ميان ايران و عثماني برقرار ساخته و آنها را بر عليه روسيه در يک جبهه و همراه خود قرار دهد (مهدوي 1391، 215). در سال 1810 ميلادي نيز با وساطت انگلستان و در جهت راهبرد اين کشور که به متحداني براي مقابله با روسيه نياز داشت، ايران و عثماني طي قراردادي در استانبول به اتحاد و کمک نظامي متقابل ميان دو کشور دست يافتند (مهدوي 1391، 221).
در اين زمان و شايد تمام دوران قاجاريه، مشکل اصلي ايران با روسيه بود که بر اساس قراردادهاي ننگين گلستان و ترکمنچاي، بخشهاي وسيعي از ايران به روسيه تزاري واگذار گرديد. در اين دوره دولتهاي عثماني و قاجار در موقعيت ضعف قرار گرفته و به کشورهاي پيراموني قدرتهاي استعماري تبديل شده بودند.
آخرين جنگ و درگيري مهم ميان ايران و عثماني در سال 1821 ميلادي رخ داد که سپاه ايران به بينالنهرين و مناطق کرد نشين عراق حمله کرد (مهدوي 1391، 229). اين حمله در نهايت منجر به عهدنامه”ارزروم67اول” در سال 1823 ميان ايران و عثماني گرديد. در زمان سلطنت محمد‌شاه قاجار، سپاه عثماني بار ديگر به ايران و مناطق محمره(خرمشهر)، خوي، قطور و سرحداتآذربايجان تجاوز نمود. اين تجاوزات و ادامه آنها در نهايت منجر به انعقاد قرارداد”ارزرومدوم” در سال 1847 ميلادي با نمايندگي اميرکبير از سوي ايران گرديد (مهدوي 1391، 259-258).
رابطه ايران و عثماني بعد از اين قرارداد رو به بهبودي نهاد به نحوي که ناصرالدين شاه در پايان اولين سفر اروپايي(1873) خود، به عثماني رفته و در اين کشور مورد استقبال پادشاه و سران عثماني قرار گرفت (مهدوي 1391، 291).

3-3-1-7- مشروطهخواهي در ايران و عثماني
سرانجام بعد از سالها مبارزه ايرانيان براي ايجاد حکومت مشروطه، پارلمان و نوشتن قانون اساسي، فرمان مشروطه در 1906 ميلادي(1285 شمسي)از سوي مظفرالدين شاه امضا و اعلام شد، اولين قانون اساسي نيز تصويب گرديد.
اما در حالي که در سال 1907، محمدعلي شاه با به توپ بستن مجلس، حکومت استبدادي را مجدداً به ايران بازگردانده بود، مشروطهخواهان ترکيه و به خصوص “ترکهاي جوان” که در ترکيه به دنبال انقلاب بودند، سرانجام در سال 1909 موفق به خلع سلطان عبدالحميد دوم از پادشاهي و استقرار حکومت مشروطه در عثماني شدند (مهدوي 1391، 324).
ترکهاي جوان يا همان مشروطهخواهان عثماني قبل از پيروزي و خلع سلطان، در پيامي به مشروطهخواهان ايراني ضمن تبريک پيروزي ايرانيان مشروطهخواه (قبل از به توپ بستن مجلس توسط محمدعلي شاه)، آرزو داشته و اميدوار بودند تا با پيروزي مشروطه در ترکيه، دوستي ميان دو کشور ايران و عثماني و به خصوص مردم آنها، تقويت گردد {حکومت مشروطه که در قلمرو دولت عثماني برقرار خواهد شد، دوستي بين دو مملکت همجوار را تقويت و به تمدن شرق خدمت کند} (ويکي پديا).

3-3-1-8- جنگ جهاني اول و تأثير آن بر روابط ايران و ترکيه
در جنگ جهاني اول که در سال 1914 آغاز شده بود، عليرغم اعلان بيطرفي از سوي ايران، کشورهاي درگير در جنگ مانند انگلستان، روسيه و حتي عثماني به تصرف بخشهايي از ايران اقدام نمودند. ايران در اين زمان تحت پادشاهي احمدشاه جوان قرار داشت.
در همين زمان بود که دولت عثماني بار ديگر در اکتبر 1914 با شش هزار سرباز، توپخانه و سواره نظام وارد ايران شده و مهاباد و قطور را تصرف کردند، در جنوب ايران نيز با اعزام حدود دوازده هزار نفر نيرو به خوزستان، اقدام به منفجر کردن لولههاي نفت نمودند (مهدوي 1391، 345-344).
گزارش وزير‌مختار امريکا در ايران در سال 1918، مؤيد عدم توجه ترکيه به بيطرفي ايران است {خسارات و صدمات وارده به ايران بيشتر از کشورهاي بيطرف ديگر است که در جنگ شرکت نداشتهاند و استقلال و تماميت ارضي ايران هم در طول جنگ توسط روسيه، ترکيه و بريتانياي کبير مورد تجاوز قرار گرفته است} (ملک محمدي 1385، 53).
به هر حال عثماني که از سالهاي قبل از جنگ جهاني اول نيز دچار ضعف و ناتواني شده بود، تنها به حملات کوتاه مدت به ايران پرداخت. بعد از جنگ جهاني اول نيز به علت فروپاشي حکومت عثماني و ظهور و دخالت قدرتهاي اروپايي در خاورميانه، ايران با برقراري روابط با اين دول غربي، توانست در مقابل ترکيه موضع مناسبتري بدست آورد.

3-3-1-9- پيشينه روابط در دوره پهلوي (1979 – 1921)
3-3-1-9-1- تشابه حوادث ايران و ترکيه در دوران رضا‌شاه و آتاتورک
در حالي که حکومت قاجار و شخص احمد شاه بر اثر کودتاي 1921 ميلادي (1299 شمسي) دچار ضعف فراوان شده و در مسير فروپاشي قرار داشتند، ترکهاي جوان به رهبري مصطفي کمال پاشا در عثماني، دست به اقداماتي بر عليه سلطان عثماني زده بودند.
البته بايد به ياد داشت که مشروطهخواهي، اصلاحات و محدود ساختن قدرت سلطان در ترکيه به اوايل قرن نوزدهم ميلادي باز مي گردد. سال 1839 ميلادي، عثمان‌عبدالمجيد پادشاه عثماني، مجموعهاي از اصلاحات که به”تنظيمات68″ مشهور شده را اعلام نمود. اين اصلاحات شامل فهرستي از حقوق شهروندي بود که به همه شهروندان عثماني بدون در نظر گرفتن مذهب و هويت گروهي، داده ميشد. اين اصلاحات در سال 1876 ميلادي به قانون اساسي عثماني راه يافت و به برگزاري انتخابات براي ايجاد پارلمان منجر شد، اما تنها يک سال بعد، سلطان جديد يعني عبدالحميد، قانون اساسي را به حال تعليق درآورده، پارلمان را تعطيل و طي سي سال بعد از آن، حکومتي استبدادي را در ترکيه حاکم ساخت (کينزر 1389، 17).
شباهتهاي ايران و ترکيه در اين زمان، ابعاد مختلفي از زندگي مردم دو کشور را در بر ميگرفت {مصطفي کمال و رضا شاه در کشورهاي فقير و مصيبت زدهاي به قدرت رسيده بودند، جنگ جهاني اول و موج قحطي، بيماري و خشونتهاي اجتماعي آن، جوامع ايران و ترکيه را در بر گرفته و بيش از يک چهارم جمعيت اين کشورها را به کشتن داده بود. در هر دو کشور جمعيت دهقان و بي سواد زياد بودند، تعصبات مذهبي هم هر دو جامعه را در بر گرفته بود، اتومبيل و چراغ برق خيابان، تازه وارد استانبول و تهران شده بود. اما اکثر ترکها و ايرانيها از دنياي خارج چيزي نمي‌دانستند} (کينزر 1389، 85).
سرانجام در سال 1923، الغاي حکومت عثماني اعلام شده و ترکيه نوين شکل گرفت، ترکيهاي با رژيم پارلماني و رياست مصطفي کمال(آتاتورک). در اين زمان در ايران نيز رضاخان سرانجام بعد از کسب وزارت جنگ و سپس نخست وزيري و درخواست تشکيل جمهوري، توانست بود در سال 1925 با اعلان پايان حکومت قاجار، به نام رضاشاه پهلوي، پادشاه ايران شده و در سال 1926 تاجگذاري نمايد ( مهدوي 1391، 384).
همين همزماني و تقارن حوادث و تغيير حکومتهاي دو کشور و البته خلق و خوي نظامي، قدرت طلبانه و نوگرايانه دو افسر عاليرتبه دو کشور يعني رضاشاه و مصطفي کمال بود که موجب دوستي و هم ذات پنداري شديد رضا شاه و کمال آتاتورک شده و روابط ميان دو کشور بعد از چندين قرن تنش ، اختلاف و جنگ به رابطه دوستانه و برادرانهاي شگفتانگيز تبديل گرديد.
عليرغم تفاوتهاي عميق دو حاکم جديد ايران و ترکيه در مواردي مانند سواد و علم، وابستگي و تعصب به مذهب و …، رضاشاه و آتاتورک خود را شريک يکديگر ميديدند. طي سالها،آنها در کنار هم در کشورهايي کار کرده بودند که پانصد کيلومتر مرز مشترک داشتند. در ژوئن 1934 رضاشاه در آنکارا از قطار پياده شد و براي اولين بار با آتاتورک ديدار کرد (کينزر 1389، 100). تعلق خاطر و دلدادگي فکري عميقي ميان رضاشاه و آتاتورک برقرار شده بود، به نحوي که آتاتورک در سفر رضاشاه به ترکيه به يکي از دستياران شاه ايران مي گويد {من حاکميت شما را چنان تحسين ميکنم که اگر رئيس جمهور ترکيه نبودم، به ايران ميآمدم تا مانند شما در خدمت شاه باشم} (کينزر 1389، 102).
سفر رضاشاه به ترکيه و تأثيرپذيري وي از آتاتورک، موجب گرديد تا شاه به اصلاحاتي در ايران دست بزند، اصلاحاتي مانند کشف حجاب زنان، الزام کلاه پهلوي براي مردان، منع استفاده از عناوين مذهبي و غيره.
در اين دوره روابط ايران و ترکيه در اوج خود قرار داشت. روابط و مناسبات سطح بالا و دوستانهاي که تا چندين دهه بعد، نميتوان نمونه آن را ميان دو کشور مشاهده کرد.
در اين دوره علاوه بر عهدنامههاي مودت بين دو کشور که در آوريل سال 1926، قرارداد سرحدي و قرارداد مودت و امنيت که سال 1932 منعقد شد، پيمان امنيت دست جمعي منطقهاي “سعدآباد”با حضور ايران، ترکيه، عراق و افغانستان در سال 1937، منعقد شده و به امضاي سران چهار کشور مذکور و از جمله رضاشاه و آتاتورک رسيد. آتاتورک يک سال بعد از پيمان سعدآباد در 10 آوريل 1938 در سن پنجاه و هفت سالگي درگذشت و رضاشاه نيز چهار سال

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه حزب عدالت و توسعه، موازنه قدرت، سلطان محمد فاتح Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه وزارت امور خارجه، محمدرضاشاه، افغانستان