منابع و ماخذ پایان نامه داستان کوتاه، توسعه دانش

دانلود پایان نامه ارشد

متقابل دارند پس بايد مصنوع يک صانع بوده، در غير اينصورت لازم است از هم گسيخته و ناهماهنگ باشند و هر يک تابع قوانين و دستورات پروردگار خويش بوده و در مدار حکم وي حرکت کنند. 841 اين تبيين معقول در پرتو بهرهگيري از آيات قرآن، روايات معصومان(842 و تبيين دقيق عقل صورت گرفته است و نمونه روشني از کارکرد تبييني عقل است.
7-2. نقش کشف استلزامات
يكى از برجستهترين و پربارترين نقشهاى عقل، كشف استلزامات مفاد آيات است. رسالت تفسير قرآن علاوه بر بيان مفاد ظاهري آيات، کشف مقاصد الهي نيز هست و بسياري از اين مقاصد در لايههاي عميقتر آيات جستجو ميشود و در پرتو کشف استلزامات عقلي يک آيه امکان پذير مي‌گردد. نمونههاي فراوان برداشتهاي تفسيري تربيتي که در جايجاي اين نوشتار مورد اشاره قرار گرفت بر اساس شيوه “کشف لوازم عقلي آيه” بوده است. برايمثال قرآن کريم از تمثيلات بسياري در بيان مقاصد خويش بهره ميگيرد. مفسّر تربيتي با تحليل اين تمثيلات و ارائه وجه شَبَههاي موجود در تشبيه و تمثيل به نکات تربيتي ارزشمندي دست مي‌يابد. نمونه اي از اين تشبيه را مي‌توان در تفسير آيه شانزدهم سوره مبارکه بقره در تفسير تسنيم مشاهده کرد.
“أُولئِكَ الَّذينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‏ فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدين؛ همين كسانند كه گمراهى را به [بهاى‏] هدايت خريدند، در نتيجه داد و ستدشان سود [ى به بار] نياورد و هدايت‏يافته نبودند”.
قرآن کريم در اين آيه، عرصه حيات دنيوي انسان را ميدان تجارت سودآور با خدا يا تبادل پرضرر با شيطان معرفي مي‌کند. سرمايه اين تجارت نيز، هدايت دروني (فطري) و بيروني (وحي)، نيروهاي ادراکي و عمر آدمي است . اگر اين سرمايه در راه تحصيل عقايد حق و اعمال صالح صرف شود تجارت سود آور و اگر در غير آن صرف شود تبادل زيانبار است. در اين تجارت اگر چه ارکان شش گانه (فروشنده، خريدار، کالا، بها، سند و شاهد) وجود دارد؛ ليکن بر خلاف تجارتهاي رايج بشري، فروشنده، عين کالا و خريدار عين بهاست؛ زيرا فروشنده حقيقت هستي خود را مي‌دهد و خريدار نيز لقاي خود را نصيب فروشنده مي‌کند. منافقان در بازار دنيا سرمايه هدايت فروخته ضلالت مي‌ستانند و چون سرمايه را باخته اند راهي براي تحصيل سود يا سرمايه جديد ندارند. کسي که با سوء اختيار خود سرمايه هستي خويش را بفروشد ديگر هدايت پذير نيست.
يکي ديگر از مفسّران با تحليل آيات74- 83 سوره انعام که داستان احتجاج حضرت ابراهيم ( با مشرکان را گزارش ميکند با بهرهگيري از کارکرد “تبيين و توضيح” و نيز کارکرد “کشف لوازم عقلي آيه” به استخراج شاخصههاي حرکت فکري حضرت ابراهيم( بهمنظور اصلاح و تربيت فکري و رفتاري قوم خويش اشاره ميکند و آن را بهعنوان نمونهاي مطلوب از گامهاي اصلاح فکري متربيان، پيش روي مصلحان و مربّيان بشري قرار ميدهد. وي بر اساس اين آيات محورهاي زير را استخراج کرده و تبيين نموده است: 1. نقد وضع موجود. 2. پژوهش درست. 3. نظريه پردازي. 4. کشف خطا در معلومات. 5. تکرار بررسي و آزمون جهت تکميل علم و آگاهي و کاستن از خطا و نقصان. 6. اصلاح و تکميل نظريه. 7. پايداري بر عقيده حق و ايستادگي در برابر جدال مخالفان. 8. تلاش در جهت گسترش تحقيق و دانش.843

خاتمه
جمع بندي، نتايج و پيشنهادها

دستيابي به “مدل مطلوب” از تفسير تربيتي، در گرو حداقل سه اقدام بنيادين است. اين اقدامات به مثابه “روشي” است که در يک “فرايند” تدريجي و گام به گام و نظاممند، تحقق اين مدل را ميسور مي‌سازد. گام اول، تحليل چيستي تفسير تربيتي و رسالتهاي آن است. گام دوم، ارائه ويژگيهاي نگرشي تفسير تربيتي است. گام سوم معرفي ابزارهاي لازم براي دستيابي به تفسير مطلوب تربيتي است.
تحليل چيستي تفسير تربيتي و رسالتهاي آن گام نخست اين فرايند است. رسيدن به تبييني دقيق از تفسير تربيتي در گرو تعيين مراد از دو اصطلاح “تفسير” و “تربيت” و نيز تعيين نسبت آن با عناوين همخانواده است. اصطلاحات “تفسير” و “تربيت” به دليل تلقيهاي گوناگوني که از آنها صورت گرفته است؛ نيازمند مفهوم شناسي تفصيلي و نهايتاً ارائه تعريف مورد نظر است. تعريف “تفسير” گاه در در حد تبيين معاني لفظي فروکاهيده شده و گاه بسيار گسترده ديده شده است. ويژگي تعريف مورد نظر اين رساله، تأکيد و توجه به معاني لفظي و اهداف و مقاصد قرآن کليدي است؛ ضمن اينکه با تأکيد بر نقش “دانشهاي مرتبط”، تمام علومي که به نوعي در توسعه فهم قرآن دخيلند را در نظر گرفته است. امروزه و با توسعه دانشها و بررسي مقايسه اي دادههاي علوم و آموزههاي قرآني، شاهد نقش وسيع آن ها در فهم بهتر و عميقتر قرآن هستيم.
دانش “تربيت” نيز گاه در معنايي محدود؛ يعني تأثير بر رفتار ديگران در حوزه هاي روحي و رفتاري، معنا شده است و گاه وسيعتر از آن هر گونه تأثير و آموزه تأثيري بر “جسم” و “روح” و “رفتار” و “انديشه” “خود” و “ديگران” را شامل ميشود. بر اساس معناي اول، “تربيت جسمي” و “آموزش” در معناي “تربيت” داخل نمي شوند؛ اما بر اساس تلقّي دوم، هم “آموزش”، هم “اخلاق” و هم “تربيت جسمي” در معاني تربيت داخل مي‌شوند. در حوزه “روشي” نيز همين توسعه و تحديد ديده مي‌شود؛ چه آنکه اگر “روش شهودي” از جمله روشهاي تحقيق در تربيت پذيرفته شود، “عرفان”؛ به ويژه عرفان عملي در حيطه معنايي تربيت داخل مي‌شود؛ در غير اينصورت “روش تحقيق” در تربيت محدود به مواردي غير از “شهود” مي‌گردد.
تحليل مسائل پيش گفته به منزله مباني مهم تعريف تفسير تربيتي تلقي مي‌شوند؛ چه آنکه دامنه و قلمرو تفسير تربيتي را تعيين ميکنند و بر رسالتهاي آن تأثير ميگذارند؛ از اينرو به تفصيل به آن پرداخته شده است.
از آنجا که تفسير تربيتي با عناوين گوناگون نزديک به هم در پژوهشهاي مختلف طرح شدهاند و از سوي ديگر نسبت اين عناوين با تفسير تربيتي مورد نظر اين رساله متفاوت است، و به منظور پرهيز از تداخلهاي مفهومي، بحث تربيت و عناوين همخانواده طرح شده است که تبيين آن، گام ديگري در راستاي تبيين چيستي تفسير تربيتي است. با بررسي مفاهيم و دانشهاي همخانواده به اين نتيجه ميرسيم که عناوين مذکور در يک دسته بندي کلي به دو دسته تقسيم مي‌شوند: الف) عناويني که بخشي از کارکرد تربيت را در خود دارند و تعريف تربيت با هر يک از آنها تعريف به جزء شيئ محسوب مي‌شود؛ در حقيقت هر يک از اين عناوين، گزارشگر و توصيفکننده بخشي از حقيقت تربيتاند؛ عناويني مانند “تطهير”، “تزکيه”، “تهذيب”، “تعليم”، “موعظه”، و دانشهايي مانند “اخلاق”، “عرفان” “روان شناسي” که اصطلاحات “تربيت اخلاقي”، “تربيت عرفاني” “روان شناسي تربيتي” ناظر به همين ساحت از تربيت است. ب) عناويني که از حيث مفهومي و کارکردي شباهت و نزديکي بسياري با مفهوم “تربيت” دارند. اصطلاحاتي مانند: “تبليغ”، “تأديب”، “هدايت” و “ارشاد” از اين نمونه عناويناند؛ البته چنانکه اشاره شد “تبليغ” و “تأديب” در يکي از کاربردها و تعاريفشان با “تربيت” نزديکي پيدا مي‌کند؛ امّا دو اصطلاح “هدايت” و “ارشاد” از حيث کارکردي، همپوشاني وسيعي را با مفهوم “تربيت” دارند. از اينرو عنوان تفسير تربيتي در تلقّي عام با عنوان تفسير هدايتي و ارشادي همپوشاني دارند؛ جز آنکه تفسير ارشادي گاه در معناي عام آن، نه با تبيين گفته شده در اين رساله، ميتواند همان تفسير واعظانه دانسته شود که در اينصورت در زمره عناوين دسته اولاند که همپوشاني بخشي و جزئي با تفسير تربيتي داشته و از گونههاي آن به شمار ميرود. تفسير اجتماعي نيز که ناظر به موضوعات تربيت اجتماعي است در زمره عناوين دسته اولاند که محتواي بخشي از تفسير تربيتي را تمهيد ميکند.
گونه شناسي تفسير تربيتي از جمله مباحث مهم ديگري است که در تبيين چيستي تفسير تربيتي تأثيرگذار است؛ چه آنکه تعريف نهايي بايد به گونهاي باشد که تمامي اين سبکها و گونهها را شامل شود؛ در غير اينصورت جامعيت تعريف دچار خلل و نقص خواهد بود. بحث گونهشناسي تفسير تربيتي از آن جهت اهميت دارد که قابليت هاي تفسير تربيتي را مينماياند و نقش هر يک را در فرايند تفسير تربيتي معين ميکند؛ چنانکه تفسير تربيتي موضوعي جايگاه يک موضوع تربيتي را منظومه معرفتي قرآن روشن ميکند و تفسير تربيتي تنزيلي، کشف روشهاي بنيادين قرآن در تغيير عقايد، افکار و رفتار مردم را ممکن ميسازد. در سبک تفسير تربيتي ترتيبي، سيماي جذابي از يک تفسير براي مخاطبي که گام به گام با قرآن انس ميگيرد شکل ميگيرد و آموزههاي تربيتي آن هر چند به طور پراکنده و غير نظاممند اما به صورت تدريجي و کاربردي به مخاطب انتقال مييابد و جرعهجرعه و گام به گام آموزههاي قرآن را به کام عطشناک متربيان ريخته شده و جلوهگري تربيتي آيات را برجسته مي‌شود.
بحث رسالتهاي تفسير تربيتي، ديگر مساله اساسي مرتبط با تفسير تربيتي و حوزههاي معنايي آن است. تبيين رابطه قرآن با دانش تعليم و تربيت، کشف روش تربيتي قرآن، استخراج آموزه هاي عام تربيتي قرآن، از جمله رسالتهايي است که بر دوش مفسر تفسير تربيتي در فرايند تفسير است. در حقيقت دو سطح کلي از رسالتها در تفسير تربيتي ديده مي‌شود. اول: رسالت تبييني و توضيحي؛ دوم: رسالت اکتشافي. در رسالت توضيحي، آيات قرآن با رويکرد و جهتگيري تربيتي توضيح داده ميشوند و مقاصد و پيامهاي تربيتي قرآن برجسته ميشود. اين هدف عمدتاً در “تفسير تربيتي ترتيبي” محقق مي‌شود.در رسالت اکتشافي، مفسر تلاش مي‌کند با تحليل آيات، ارائه موضوعات تربيتي به قرآن، بهرهگيري از دانشهاي مرتبط با قرآن؛ به ويژه گزارههاي معتبر علوم جديد به نگاه جديدي از قرآن دست يابد؛ روش تربيتي خاصي را کشف کند؛ رابطه نويني را برقرار سازد؛ بدينسان به نظام سازي تربيتي پرداخته و به توليد تربيتي جديدي دست يابد. اين هدف عمدتاً در تفسير تنزيلي و موضوعي محقق مي‌شود. تعريف تفسير تربيتي بايد قابليت اندراج اين رسالتها را در درون خود داشته باشد.
تعريف تفسير تربيتي مورد نظر اين رساله، که خود از مسائل مهم اين پژوهش و از نوآوريهاي آن تلقي ميشود اين است که: “فرايند تبيين آيات با رويکرد تربيتي و کشف معارف تربيتي قرآن با تکيه بر دانش هاي مرتبط”.
اين تعريف در دو سطح، وظايف تفسير تربيتي را تبيين ميکند. در سطح اوّل که همان سطح “توضيحي و تبييني” است، مفسّر با قرآن شناخت ويژه خويش و با تلقّي درستي که از اهداف و مقاصد قرآن و رسالت و کارکرد آن در انديشه خويش دارد و با نگرشي که به تمامي آيات قرآن از نگاه انسانسازي و تحوّلمحوري در تمام ساحتهاي وجودي وي و در تمام عرصه هاي زندگي او؛ اعمّ از فردي و اجتماعي و دنيوي و اخروي دارد ميکوشد ابعاد تربيتي آيات را برجسته سازد. بخش اول تعريف (فرايند تبيين آيات با رويکرد تربيتي) ناظر به اين رسالت است.
علاوه بر اين، قيد “فرايند” و تأکيد بر “رويکرد تربيتي” گوياي آن است که مفسّر در جريان تفسير تربيتي، بايد علاوه بر فعاليت عمومي مفسّران در تبيين متن، رشته اقدامات هدفمند ديگري را نيز براي تأثيرگذاري بيشتر بر مخاطب انجام دهد. به عبارت ديگر، مفسّر در اين گرايش تفسيري علاوه بر نقش تفسيرگري، نقش مربّي گري را نيز بر عهده دارد؛ از اين رو، و به تناسب حال و مقال، گاه همچون مربّي دلسوز، زبان به پند و موعظه مي‌گشايد و وجدان مخاطب خويش را با اندرزهاي حکيمانه روايي و غير روايي بيدار مي‌سازد؛ يا همچون مبلّغي هنرمند و خوش ذوق و مجرّب، از ابزارهاي گوناگون تربيتي در تفسير متن يا مؤکّد سازي پيام و مفهوم آيه بهره مي‌جويد؛ از اينرو گاه از شعر زيبايي که تناسبي با اين مفهوم دارد استفاده مي‌کند؛ يا داستان کوتاه و آموزنده اي را بيان مي‌کند؛ يا از تمثيلي که پيام آيه را ملموستر ميکند بهره ميجويد؛ يا با تداعي معاني، آيه را با شرايط و نيازهاي تربيتي عصر خويش مرتبط مي‌کند؛ بدينسان جلوهگري تربيتي آيه تقويت ميشود و با شوق آفريني عاطفي و اقناع بخشي معرفتي، زمينه اصلاح انديشه و رفتار متربّيان فراهم مي‌آيد. بديهي است که تمام آن چه در اين فعاليّت انجام مي‌شود، مصداقي از “تفسير” در معناي رايج نيست؛ امّا در تفسيرِ با قيد تربيتي، ضرورت

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه انقلاب اسلامى، علوم انسانى، اعجاز قرآن، نماز جمعه Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه نهج البلاغه، دانشگاه تهران، تحف العقول، عبدالفتاح