منابع و ماخذ پایان نامه خاورمیانه، ژئوپلیتیک، ژئوپلیتیک شیعه، ایدئولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

گذشته، بسيارى از تعارض‏هاى بين‏المللى، ميان خود قدرت‏هاى بزرگ ‏بود كه اوج اين گونه ستيزها را در وقوع جنگ‏هاى بين‏المللى اول و دوم مشاهده نموديم؛ ولى بعد از جنگ جهانى دوم، بيش‏تر تعارض‏ها را در ميان كشورهاى جهان سوم ‏مشاهده كرده‏ايم. در واقع كشورهاى بزرگ شمال سعى كرده‏اند تا موارد منازعه ميان‏ خود را به كشورهاى جهان سوم منتقل و از رويارويى مستقيم با يكديگر احتراز نمايند.
محورهای عمده در وضعیت جدید جهانی را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:
1- پس از پایان جنگ سرد، تفکیک میان دو مفهوم “نظام بین‌المللی” که میدان تعامل واحدهای ملی است و مفهوم “وضعیت جهانی” که فضای کلی جهانی اعم از نظام بین‌المللی، تعاملات و روندهای فرانظامی را شامل می‌شود، ضرورت دارد.
2- گفتمان حاکم بر نظام بین‌المللی، گفتمان اقتصادی و گفتمان حاکم بر وضعیت جهانی، گفتمان امنیتی است.
3- برخلاف روندها و تعاملات درون نظامی که به دلیل رفتار عمدتاً معقول واحدهای ملی امکان درک و شناسایی آنها وجود دارد، روندها و فرآیندهای فرانظامی مسیرهای متناقضی را طی می‌کنند. عمده‌ترین این روندها عبارتنداز:
الف- در حالیکه جهانی شدن فرآیند مسلط در وضعیت جهانی را شکل می‌دهد، بومی‌گرایی، محلی‌گرایی و منطقه‌گرایی نیز در حال رشد می‌باشند.
ب – در حالیکه تمرکز قدرت و از بين‏رفتن تعارضات میان قدرت‌های بزرگ، انتظار نظم و امنیت را افزایش داده است، ‌آسیب‌پذیری و منابع ناامنی نیز به دلیل ورود بازیگران جدید به عرصه تعاملات جهانی افزایش یافته است.
ج – در حالیکه پیشرفت‌های تکنولوژیک و انقلاب ارتباطات امکان تأثیرگذاری فرهنگ مسلط جهانی را بر سایر فرهنگ‌ها و خرده فرهنگ‌ها تشدید می‌کند، در عین حال همین مسئله به فرهنگ‌های غیر مسلط و خرده فرهنگ‌ها امکان تداوم حیات می‌بخشد.
د – در حالیکه بنا به دلایل مختلف تصور می‌شود که حاکمیت دولت‌ها در حال فرسایش است (مسئله جهانی شدن، مداخله بشردوستانه، انقلاب ارتباطات و…)، امکان و فرصت بازیگری برای دولت‌ها همچنان به قوت خود باقی است و در برخی حوزه‌ها افزایش نیز یافته است.
2- فرایند تکوین ژئوپلیتیک شیعه و نقش آن در معادلات قدرت منطقه‏اي و بين‏المللی.
حادثه 11 سپتامبر و متعاقب آن حمله ایالات متحده آمریکا و متحدان اروپایی‏اش در قالب جنگ‏های پیش گیرانه در افغانستان و عراق ضمن تغییر ژئوپلیتیک منطقه، بطور راهبردی در جهت منافع دراز مدت شیعیان و ایران عمل کرد. دشمنان منطقه‏اي ایران، طالبان و صدام، یکی پس از دیگری ساقط شدند. تحولات سال‏های بعد به رشد پدیده‏اي در عرصه سیاست بين‏الملل کمک نمود که به نام “ژئوپلیتیک شیعه” شناخته مي‏شود. ظهور ژئوپلیتیک شیعه به مفهوم تغییر قواعد و بستر بازی راهبردی سنتی در منطقه خاورمیانه بزرگ مي‏باشد و تبعات و ملازمات مربوط به خود را در پی دارد. شکل‏گيري هر نوع موازنه جدید منطقه‏اي منبعث از ژئوپلیتیک شیعه بر نوع رفتارها و مناسبات کشورهای خرده نظام منطقه‏اي و همچنین شکل مراودات و تعاملات آنها با بازیگران فرامنطقه‏اي و جهانی اثرات جدی مي‏گذارد. (موحدیان عطار، 1386 :121 )
3- تاثیرپذیری و تاثیرگذاری واحدهای سیاسی /کشورهای متشکله ژئوپلیتیک شیعه در نسبت با منافع ملی آنان، (کشورهای لبنان، سوریه، عراق، عربستان سعودی، کویت، بحرین، ایران، افغانستان، پاکستان، آذربایجان، هندوستان، عمان، قطر، امارات متحده، ترکیه و یمن).
کشورهای خاورمیانه بزرگ وضعیت همسو و مشابه‏اي ندارند. کمتر دو کشوری را در این منطقه وسیع مي‏توان یافت که فارغ از اختلافات مرزی و امنیتی دوجانبه و مشکلات ناشی از تداخل منافع اقتصادی و بازرگانی باشند. بنابراین، همپیمانی راهبردی در خاورمیانه بزرگ وجهی آرمانی بوده و طیف روابط کشورها، عمدتاً از وضعیت عادی مناسبات تا مناقشه رو در رو در نوسان مي‏باشد. در خاورمیانه بزرگ دلایل و علل بسیاری برای برقراری مناسباتی متفاوت با کشورها و قدرت‏های گوناگون غیرمنطقه‏ای، فرامنطقه‏اي و جهانی وجود دارد که خود یکی از عوامل تفرق در رویکردهای درون منطقه‏اي به حساب مي‏آید. اغلب کشورهای عربی در هسته مرکزی نظام منطقه‏اي خاورمیانه بزرگ منافع ملی و استراتژی‏های امنیتی خود را در تعارض با کشورهای غیرعرب حاشیه‏اي تعریف نموده و به پیش مي‏برند. خاورمیانه بزرگ در بين‏کلیه مناطق جهان از نازل‏ترين میزان همبستگی، ارتباطات، همکاری و همسویی در رویکردهای درون منطقه‏اي برخوردار مي‏باشد و اساساً فاقد حداقل عناصر لازم برای شکل‏دهي به یک خورده نظام منطقه‏اي منسجم است. در مجموع آنچه بتواند به این منطقه وسیع براساس مبانی ساختاری و کارکردی در سطح دولت‏های ملی، هویت و نظم همسو و بطور نسبی یکپارچه ببخشد، عملاً وجود نداشته و تا آینده نزدیک قابل پیش بینی نخواهد بود. (همان: 146- 144)
بنابراین برای دولت‏های ملی بویژه ایران چشم‏اندازي برای همگرایی جز بهره‏گيري از جغرافیای ایدئولوژیک بمنظور دستیابی به اتحاد، یکپارچگی و نقش رهبری در چارچوب ژئوپلیتیک شیعه متصور نمي‏باشد.
4- تجزیه‏وتحلیل تحولات خاورمیانه/بهار عربی‏و بویژه سوریه و تاثیر آن بر ژئوپلیتیک شیعه.
موج جدید تحولات خاورمیانه موسوم به بهار عرب در سه سطح ملی، منطقه‏اي و فرامنطقه‏اي (جهانی) قابل تحلیل است. از اینرو تحولات سوریه نیز در سطوح فوق‏الذكر قابل درک مي‏باشد. از آنجاییکه تحولات سوریه بیش از سایر کشورهای منطقه در عمق منافع استراتژیک ایران (ژئوپلیتیک شیعه) تاثیر بسزایی دارد، شناخت فرایند تحولات کنونی و آینده آن، با توجه به حاکمیت علویان در سوریه و نقش محوری حکومت بشار اسد در ثبات و یا تغییر معادلات سیاسی و امنیتی منطقه و به مثابه درگاه ورود ایران به بخش مهمی از ژئوپلیتیک شیعه حائز اهمیت مي‏باشد.
5-عوامل دخیل چون پدیده جهانی شدن، رشد و توسعه فناوری‏های نوین ارتباطات و اطلاعات و تشکیل جامعه اطلاعاتی و جهان شبکه‏اي، با رویکرد تاثیر تحولات منطقه‏اي بر جمهوری اسلامی ایران بویژه در تعامل با تحولات سوریه، و آثار آن بر خط مقدم مقابله با اسرائیل و آمریکا و نظام بين‏الملل .
بطور کلی به نظر مي‏رسد پدیده جهانی شدن نقش موثری در شکل‏گيري جنبش‏های اجتماعی داشته است. به این دلیل جنبش‏های اجتماعی جایگاه خاصی در جامعه‏شناسي سیاسی ایفا مي‏کنند. این جنبش‏ها، جدید تلقی مي‏شوند چرا که نمونه و نمادی از روابط اجتماعی و سیاسی جدید و متاثر از پدیده جهانی شدن هستند. ویژگی‏های این نوع جنبش‏ها از لحاظ جهت گیری، سازمان و نوع، آنان را از دیگر جنبش‏ها متمایز ساخته است. ازجمله:
1- این جنبش‏ها غیرابزاری (non- instrumental) هستند، یعنی بیان کننده علایق و نگرانی‏های جهان شمول و اغلب اعتراض آمیز نسبت به وضعیت اخلاقی و نه نماینده منافع مستقیم گروه‏های اجتماعی خاص هستند.
2- بیشتر به سوی جامعه مدنی و نه دولت جهت‏گيري شده‏اند.
الف- این جنبش‏ها نسبت به ساختارهای بوروکراتیک متمرکز بدگمان هستند و به سوی تغییر عقاید عمومی جهت‏گيري شده‏اند و نه تغییر نهادهای حاکم.
ب- این جنبش‏ها بیشتر به جنبه‏هایی نظیر فرهنگ، شیوه زندگی و مشارکت در سیاست اعتراض سمبلیک توجه دارند تا به ادعای حقوق اجتماعی- اقتصادی.
3- این جنبش‏ها به شیوه‏های غیررسمی، “باز” و انعطاف پذیر سازماندهی شده‏اند و حداقل در بعضی از زمینه‏ها از سلسله مراتب، بوروکراسی و حتی گاهی اوقات قراردادن شرایطی برای عضویت اجتناب مي‏کنند.
4- این جنبش‏ها به شدت به رسانه‏های جمعی متکی‏اند و از طریق آنها درخواست‏هایشان مطرح مي‏شود، اعتراضاتشان نمایش داده مي‏شود و اندیشه‏هایشان برای تسخیر اندیشه و احساس عمومی به گونه‏اي موثر بیان مي‏گردد.
بعضی از جنبه‏های سازمانی جنبش‏های اجتماعی جدید، آشکارا آنها را از سازمان‏های سیاسی رسمی متمایز مي‏کند، تا جایی که اصطلاح “شبکه” بر آنها صدق مي‏نماید.(نش، 1389: 133-131)
6- اتخاذسیاست سدبندی جدید (New-containment policy)در چارچوب نظم‏نوین جهانی
آمریکا و متحدان اروپایی در برخورد با شکل‏گيري شبکه‏های اجتماعی ناشی از پدیده جهانی شدن وکنترل این شبکه‏ها و ممانعت از تبدیل آنها به حکومت‏های اسلامی بنیادگرا در منطقه خاورمیانه در صدد برآمده‏اند با موج سواری بر تحولات جاری و تسهیل تغییر حکومت‏های سنتی و دیکتاتوری خاورمیانه و جایگزینی آن با حکومت‏های شبه دموکراتیک و اسلام سکولاریستی از تفوق اسلام بنیادگرا و تکوین ژئوپلیتیک شیعه به عنوان بازیگر اصلی منطقه‏اي و تاثیرگذار در سیاست بين‏الملل جلوگیری نمایند. بنابراین ناگزیر به اتخاذ سیاست سدبندی جدید و دخالت مستقیم و غیرمستقیم سیاسی و نظامی در منطقه شده اند.
برخلاف الگوهای اسلام انقلابی در ایران و سودان که منجر به تاسیس نظام سیاسی جدید شد، و در برخی از کشورها جنبش‏های اسلامی مبدل به جزئی از ساختار قدرت شدند و با رژیم مستقر همکاری کردند، جنبش‏های اسلامی جدید در برخی موارد غیرقانونی اعلام یا همچنان به مخالفت انقلابی با رژیم سیاسی مستقر مي‏پرداخته اند. در بسیاری کشورها، جنبش‏های طرفدار احیاگری فعال اسلامی سرکوب شده اند. در دهه 1980، حکومت سوریه جنبش اخوان المسلمین را با کشتن هزاران نفر درهم شکست. در مراکش طرفداران اصلی احیاء گری اسلامی به شدت محدود شدند. در ترکیه کاربرد اسلام در مقام پایه‏اي برای شناسایی سازمان سیاسی ممنوع است. هرچند احزاب اسلامی در سال‏های اخیر توفیقاتی داشته‏اند، در این میان دو نمونه از مهم‏ترين و مشهودترین سازمان‏های فعال اسلامی جدید، که گاهی به شکل غیرقانونی نیز فعالیت کرده‏اند، مصر و الجزایر هستند. (اسپوزیتو / وال، 1389 :29-28) سرکوب جنبش‏های اسلامی در کشورهای منطقه و جلوگیری از مشارکت سیاسی آنها در حکومت، موجب تقویت گرایشات بنیادگرایانه، براندازی، ایجاد بستر مناسب و قریب الوقوع تشکیل حکومت‏های بنیادگرای اسلامی گردید. بدین سبب تدبیر قدرت‏های بزرگ در کنترل و مهار جنبش‏های منطقه و اتخاذ سیاست سدبندی جدید معنا پیدا مي‏کند. مصر نمونه روشن این سیاست است، پیروزی جنبش اخوان المسلمین در انتخابات ریاست جمهوری، و انتخاب محمد مرسی به عنوان اولین رئیس جمهور غیرنظامی مصر، پس از مهار اخوان المسلمین و سرکوب شدید آن توسط دولت‏های نظامی مصر در چندین دهه، جنبش اخوان المسلمین را به نیرویی تبدیل کرد که توانایی تفوق مطلق را در بهار عربی مصر از دست داد. از مجموع حدود 50 میلیون نفر دارای حق‏رای در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری مصر تنها حدود 13 میلیون نفر به محمد مرسی، و حدود 12 میلیون نفر به احمد شفیق، جریان حاکم نظامی، رای دادند و مابقی در انتخابات شرکت نکردند. این مهار سبب ایجاد تعادل قوا در مصر شده است به نحویکه هیچکدام از نیروها قدرت مطلق محسوب نمي‏شوند.
با این حال، مي‏توان گفت همگرایی ایران با شیعیان منطقه، بیشتر از آن که از منظر منافع ملی باشد از زاویه ایدئولوژیک و شیعه گری است. به عنوان مثال، روابط ایران و سوریه و به تبع آن لبنان، حاکی از آن است که در منظر هر یک از واحدهای سیاسی این اتحاد، الویت منافع ایدئولوژیک و منافع ملی کاملاً متفاوت است. از اینرو مقابله مثلاً سوریه و لبنان با اسرائیل بیش از این که ایدئولوژیک باشد امنیتی و استراتژیک است. درحالیکه برای ایران عمدتاً جنبه ایدئولوژیک دارد و سایر سلسله مراتب منافع در محاق ایدئولوژیک است. وجود منافع متفاوت از اهمیت اتحاد نمي‏کاهد لیکن تحولات منطقه‏ای و بین‏المللی نظیر آنچه در صحنه خاورمیانه در جریان است، پایداری و هزینه این اتحاد را در میان و بلند مدت بخصوص برای ایران با تردید و تهدید جدی مواجه کرده است.
با این اوصاف، مي‏توان گفت آنچه در سوریه مي‏گذرد بر موقعیت ژئوپلیتیک شیعه و منافع ایدئولوژیک ایران تاثیر مستقیم خواهد داشت.

2- اهداف تحقیق:
هدف اصلی:
این پژوهش در پی آن است که تجزیه و تحلیل و درک جدیدی از دوران گذار نظام بين‏الملل، از نظم کهن به نظم نوین بر بستر پدیده جهانی‏سازي و عصر فناوری ارتباطات و اطلاعات، و آثار آن بر تحولات خاورمیانه و بطور مشخص کشور سوریه و بازتاب آن ب

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه خاورمیانه، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کشورهای خاورمیانه Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه خاورمیانه، ژئوپلیتیک، ژئوپلیتیک شیعه، منافع ملی