منابع و ماخذ پایان نامه خاورمیانه، جهانی شدن، ایالات متحده، ایدئولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

مي‏تواند ابزارهای تجدیدنظر و اصلاح را کند و بي‏ثمر کند. بر این اساس آنچه در نظام کمونیستی و با دستور از بالا به انجام مي‏رسید، چون مطابقت کاملی با آرزوها و تمایلات رهبران داشت و رهبران نیز به دلیل سیستم حفاظتی بسیار سخت نمي‏توانستند به صورت گسترده با تمایلات و انتظارات مردم آشنایی یابند و آنها را تامین کنند، در نتیجه فاصله و شکاف آشکاری بين‏خواست و آرزوی رهبران و حداقل‏های مورد مطالبه مردم ایجاد مي‏شد که به مرور زمان می‏توانست مشروعیت سیستم را زیر سوال ببرد و با چالش فروپاشی مواجه کند. (http://www.porsojoo.info)
تاکید بر توسعه تک بعدی و بي‏توجهی به توسعه متوازن از دلایلی است که باعث عقب ماندگی شوروی در عرصه‏های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و ضربه‏پذيري آن شد. سنگینی هزینه‏های نظامی که بخش قابل توجهی از بودجه و اعتبارات ملی را مصروف خود مي‏ساخت و هزینه‏های سنگین تحقیقات در حول و حوش فعالیت‏های نظامی باعث بي‏توجهی به عرصه‏های دیگر همچون صنعت و کشاورزی شد. با عقب ماندگی ناشی از نظامی گری محض، عدم دستیابی و یا گسترش رفاه عمومی به معضلی عمومی تبدیل شد و نارضایتی را تا درون لایه‏های رهبری حزب کمونیست گسترش داد. در نتیجه میدان رقابت به دنیای غرب واگذار شد. (همان)
گستردگی حوزه نفوذ کمونیسم که از آسیای جنوب شرقی شروع و با درنوردیدن اروپای شرقی، آمریکای جنوبی به شاخ و مرکز آفریقا مي‏رسید، موجب مي‏شد سیستم کمونیستی خون را از قلب امپراتوری در روسیه تا اقصی نقاط جهان پمپاژ کند و چون مناطق نیازمند و در عین حال ناکارآمد (به دلیل فقر و ناکافی بودن تکنولوژی استخراج منابع، توان تولید منابع و کمک به شوروی را نداشتند)، به انرژی بیشتری نیاز داشتند، عمدتاً به کانون‏های هزینه بر تبدیل و چون به سرعت تحت تاثیر تبلیغات غرب واقع مي‏شدند برای جلوگیری از خروج آنها از بلوک شرق، سیستم مرکزی هرچه بیشتر از توجه به مرکز مي‏کاست و به اقمار مي‏پرداخت. همین امر باعث کاهش سرمایه گذاری‏های بنیادین و ایجاد نارضایتی شد. عدم سرمایه گذاری در تحقیق و پژوهش غیرنظامی موجب مي‏شد تا تکنولوژی در حالت ابتدایی بماند و هزینه‏های استخراج منابع و فرآیند تولید افزایش یابد. (همان) مکتب کمونیسم با انکار وجود خدا، ارائه تعریف تک بعدی از انسان، بنا کردن روابط اجتماعی و اقتصادی بر مبنای نادرست دیکتاتوری و خفقان برای اجرای آنها، مبارزه مستمر با مذهب و ارزش‏های معنوی، بحران‏ها و خلاًهای بسیاری را به وجود آورد که حزب کمونیست به هیچ وجه توانایی پاسخگویی به آنها را نداشت. (همان)
3-1) پایان جنگ سرد:
در دوران جنگ سرد، بحران‏های بين‏المللی عمدتاً توسط دو ابرقدرت مدیریت مي‏شد و بحران‏ها نه به خودی خود، بلکه به واسطه تحریک یا حمایت یکی از این دو ابرقدرت یا قدرت‏های تابعه بلوک آنها بروز و با تلاش ابرقدرت دیگر و بلوک همراهش چه از طریق مبارزه با آن و چه با دادن امتیازاتی مدیریت و به پایان مي‏رسید. بحران موشکی کوبا نمونه بارزی از این دست است. (موحدیان عطار، 1386 : 59)
پایان جنگ سرد، پایان این شیوه از مدیریت بحران بود. در این دوران لیبرالیسم به رهبری آمریکا در برابر شوروی به یک پیروزی ایدئولوژیک دست یافت که از آن به عنوان “پیروزی بدون جنگ” یاد مي‏کنند. با این پیروزی آمریکا و غرب رسالت بیشتری در گسترش دموکراسی و هنجارهای غربی برای خود در نظر گرفتند. دوران پس از جنگ سرد شاهد یک سلسله آزاد سازی‏های سیاسی بوده است که بسیار بحران زا مي‏باشند و بحران‏های بالکان در قلمرو یوگسلاوی و گرجستان از نمونه‏های روشن آن به شمار مي‏روند. از سوی دیگر از میان رفتن کمونیسم، ظهور و توسعه ایدئولوژی اسلامی سبب بروز نوع دیگری از بحران شد که به مراتب پیچیده‏تر است.
با پایان جنگ سرد، نظام بين‏الملل در دوران انتقال قرار دارد و از حیث توزیع قدرت، آمریکا به عنوان قدرت برتر در کنار قدرت‏های بزرگ دیگر نقش تعیین کننده‏اي ایفا مي‏کند. هرچند ایالات متحده در همه زمینه‏ها برتری خود را حفظ کرده است، اما قدرت‏های دیگر نیز کم و بیش در یک زمینه خاص از توانایی بالایی برخوردار هستند. ( همان: 59)
با فروپاشی شوروی در سال 1990 میلادی و به تبع آن با پایان گرفتن جنگ سرد و پس از گذشت یک دهه از خاتمه آن، آمریکا همچنان جهان را دارای نظمی تک قطبی مي‏پندارد که مناسبات بين‏المللی و ساختارهای منشعب از آن باید در نظمی سلسله مراتبی بازسازی شوند، درحالیکه رقبای آسیایی و اروپایی آن همچنان به جهانی با مراکز متعدد قدرت باور دارند. ابعاد قدرت آمریکا و خصوصاً نقش آن در حل و فصل مسائل درون قاره اروپا و بالکان در دهه1990 بنیان‏های نظم تک قطبی و شرط لازم برای آن را پی ریخت، لیکن حادثه 11 سپتامبر 2001 ترک‏های عمیق بر پیکر قدرت ایالات متحده در انظار جهانیان و بویژه در دید متحدین آن ایجاد کرد.( همان: 59)
نظام جدید در فرآیند تکوین خود تفاوت‏های اساسی با نظام دو قطبی دارد. در این شرایط، آمریکا هم بحران آفرین است و هم در پی مدیریت بحران مي‏باشد. هدف ایالات متحده از افزایش نفوذ و حضور خود در مناطقی مانند خاورمیانه و شرق اروپا تسلط بي‏چون و چرا بر این مناطق است و در این خصوص با قدرت‏های رقیب به هیچ وجه قصد مصالحه ندارد. البته در دوره دوم ریاست جمهوری بوش و به دنبال عدم توفیق در سیاست‏های یکجانبه‏گرایانه، تغییراتی در این سیاست‏ها بوجود آمد و منافع قدرت‏های دیگر نیز تا حدودی در نظر گرفته شد. به عنوان نمونه، آمریکا در مورد برنامه هسته‏اي ایران، با روسیه، چین و اروپا همکاری مي‏کند؛ در رفتار با کشورهای مستقل مشترک المنافع که قبلاً اقمار روسیه بودند تا حدودی ملاحظات امنیتی روسیه را درک مي‏کند و در مورد گرجستان دست به مقابله جویی نزده است. در ارتباط با چین نیز آمریکا حاضر شده است مسئله کره شمالی را از راه گفت و گو و تحریم‏های اقتصادی حل و فصل نماید.

2-فناوری‏های نوین ارتباطی و اطلاعاتی و تاثیر آن در فروپاشی نظام دوقطبی و پایان جنگ سرد :
بنا به تعریف گیدنز درکتاب جامعه شناسی، باگسترش روابط اجتماعی و اقتصادی در سراسر جهان در دوران كنونی، جنبه‬های متعددی از زندگی مردم از سازمان‏ها و شبكه‏های اجتماعی تأثیر مي‏پذیرد كه هزاران مایل دورتر از جوامعی كه در آن زندگی مي‏كنند قرار دارند. یكی از جنبه‏های اصلی مطالعه جهانی شدن ظهور یك نظام جهانی است؛ یعنی از برخی جهات ما مي‏باید جهان را به صورت یك نظم اجتماعی واحد در نظر بگیریم. (Giddens, Anthony, 1982.P.194)
اگر جهانی شدن را در معنای عینی آن، با توجه به تعاریفی كه ارایه شده ایجاد تحولات عمیق در عرصه‏های گوناگون بدانیم، مفهومی جدید است كه از زمان فروپاشی كمونیسم و نظام دو قطبی و بالاخره پایان جنگ سرد عینیت یافته است. فضای جنگ سرد مانع عمده‏اي برای جهانی شدن به شمار مي‏رفت، زیرا هم از نظر فضای فیزیكی، ایدئولوژیكی و نیز شرایط روانی و هم به لحاظ بلوك بندی‏های شرق و غرب موانع زیادی برای اطلاق حوزه‏های وسیع تری از مفاهیم وجود داشت، به گونه‏اي كه بسیاری از الگوهای رفتاری از شمول جهانی شدن مستثنی مي‏گردیدند.
به این ترتیب تشدید روند جهانی شدن كه با پایان جنگ سرد همراه بوده است از یك سو باعث فروپاشی نظام دو قطبی و از طرف دیگر با مورد سؤال قراردادن پایه‏ها و اصول روشنگری موجب به هم ریختن سه مفهوم بنیاد، وحدت و هدف غایی شده است و همین امر چندگانگی، تنوع و كثرت را به همراه داشته است.
تحت این شرایط مردم سالاری كثرت‏گرایانه كه عمدتاً با تفاوت‏ها و تعارض‏ها سروكار دارد، در مقابل مردم سالاری اجتماعی ـ كه حالت سلطه‏گرایانه داشته و با حذف تفاوت‏های اصلی امكان پذیر است ـ قرار مي‏گیرد.
1-2)تاثیر فروپاشی کمونیسم در خاورمیانه:
چه در طی جنگ سرد و چه بعد از آن، خاورمیانه و شمال آفریقا در مرکز توجه جهانی قرار داشت. لیکن، اکثر کشورهای منطقه ابتدا بیم آن را داشتند که پایان جنگ سرد از ارزش این منطقه کاسته و اعضای آن را از آزادی عمل در جهان تک قطبی محروم نماید. به عنوان مثال، فلسطینی‏ها و سوری‏ها با ناپدید شدن اتحاد جماهیر شوروی در 1991 نه تنها یک متحد وفادار بلکه همچنین یک منبع ارزان قیمت تسلیحات متعارف را از دست دادند. نگرانی‏های ترکیه به عنوان عضو متحد ناتو، پست دیدبانی اتحاد شوروی و حافظ تنگه‏های داردانل، بخوبی تنزل راهبردی این منطقه را نشان مي‏دهد. (فاست، 1389: 112)
اما پایان جنگ سرد با جنگ خلیج فارس 1991-1990 مقارن گردید. گردآوری ائتلاف بين‏المللی به رهبری ایالات متحده جهت خارج کردن نیروهای مهاجم عراقی از کویت به این تردیدها که این منطقه ممکن است به حاشیه رانده شود پایان بخشید. حملات 11 سپتامبر 2001 به نیویورک و واشنگتن، جهادگرایی القاعده، جنگ صلیبی بوش علیه محور شرارت و تهاجم به عراق توسط آمریکا و انگلیس بر محوریت این منطقه و ویژگی مبهم آن به عنوان نماد ستیزهای جدید و قدیم صحه گذارد. در نتیجه، عوامل شکل دهنده سیاست و جامعه خاورمیانه و تعامل آنها با نظام جهانی، دسته کم در ظاهر تغییر نکرده است. اما گوناگونی و ترکیب‏های متنوع آن ساخت و ترکیب متفاوتی به این منظقه مي‏بخشد. (همان: 113)
پس از جنگ سرد در خاورمیانه و شمال آفریقا، لفظ پردازی‏های سوسیالیستی و رژیم‏های شبه سوسیالیستی در برابر اسلام سیاسی و دلارهای نفتی برای چند دهه رو به افول گذاشت و در عین حال هیچگونه هماهنگی اجتماعی یا صلح در میان دولت‏ها وجود نداشت. بالعکس با تکثیر ستیزها و تشدید هژمونی خارجی، مي‏توان نه از پایان تاریخ، بلکه از بازگشت و تداوم آن سخن به میان آورد.
برای تبیین جایگاه خاورمیانه و شمال آفریقا در جهان، جزم‏گرایی فرهنگ محور‏هانتینگتون به نظر پذیرفتنی است. پس از 11 سپتامبر و تفوق ایدئولوژی نومحافظه کاران در آمریکا به نظر مي‏رسد که غرب در برابر سایر تمدن‏ها و در واقع در مکان اول رویارویی با محور شرارت قرار گرفته است. (همان: 114)
2-2) استقرار نظم نوین بين‏الملل:
با تغییر شکل و ماهیت نظام بين‏الملل، تعاملات منطقه‏اي نیز در مناطق مختلف ازجمله خاورمیانه تغییر کرد. منطقه خاورمیانه آنگونه که در دوران جنگ سرد تحت تاثیر رقابت‏های دو ابرقدرت بود، نیست، اما مستقل از آنچه در سطح نظام بين‏الملل اتفاق مي‏افتد هم نمي‏باشد. به عبارت دیگر پایان جنگ سرد موجب شد بازیگران منطقه خاورمیانه قدرت مانور بیشتری برای دگرگونی دولت‏های منطقه‏اي یا محیطی که در آن زندگی مي‏کنند پیدا کنند.
تحولات نظام نوین بين‏الملل باعث تمرکز زدایی از ساختار تصمیم‏گيري قدرت‏های در مدیریت بحران‏های بين‏المللی شده است.
بعد از فروپاشی شوروی و طرح نظم نوین جهانی، خاورمیانه بیشتر از نقاط دیگر جهان دچار دگرگونی شد و کشورهای آن در صحنه بين‏المللی بسته به میزان توانایی، از استقلال شکننده‏اي برخوردارند.
3-2) ویژگی‏های نظام بين‏الملل پس از جنگ سرد:
طی دوران چهل ساله جنگ سرد، جهان از طریق یک شکاف عظیم به دو اردوگاه شرق و غرب تقسیم شده بود. این شکاف اگر چه فاصله عمیق وخطرناکی میان دو اردوگاه به وجود آورده بود، اما قابل تشخیص بودن روندهای درونی در هر یک از دو اردوگاه و همچنین قواعد بازی میان دو ابرقدرت، این فرصت را برای تحلیل‌گران و سیاستمداران ایجاد می‌کرد که بر مبنای واقعیت‌های ملموس و قابل درک به تحلیل شرایط جهانی بپردازند. پایان جنگ سرد به یکباره و به طور غافلگیرانه این وضعیت را متحول و دگرگون ساخت و ابزارهای نظری و مفهومی موجود را به ابزارهایی ناکارآمد تبدیل کرد. ( واعظی، 1383: 96)
الف – اولين خصوصيت اين كه، خواسته‏ها و انگيزه‏هايى كه در نتيجه آن، دو بلوك‏شرق و غرب پديدار شده بودند. امروزه از ميان رفته است. به عبارت ديگر، آن‏خواسته‏هاى تاريخى كه بلوك كمونيستى را شكل داده بود، در اساسى‏ترين و مهم‏ترين‏مراكز، استراتژيك جهانى رنگ باخته است. ( همان: 97)
ب – دومين خصوصيت وضع ساختار جديد، عمده شدن اقتصاد است. پس از فروپاشى شوروى آرايش تازه جهان به گونه‏ ايى شكل‏گرفت كه سه بلوك بزرگ در جهان پديدار شد؛

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه خاورمیانه، اعراب و اسرائیل، جنگ جهانی دوم، نظام سیاسی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه سازمان ملل، ایدئولوژی، سازمان ملل متحد، لیبرالیسم