منابع و ماخذ پایان نامه خاندان نوبخت، عقل و نقل

دانلود پایان نامه ارشد

در شهر ديگر مضر است، گاهي دارويي براي گروهي که به عادت خاصي دچارند مفيد است و براي ديگران مفيد نيست، گاهي براي افرادي دارويي تجويز کرده اند که مفيد بوده ولي براي ديگران مفيد نبوده است و اين به جهت علم خدادادي اعجاز گونه آنهاست.765
اگرچه برخي محققان اين ديدگاه شيخ صدوق و شيخ مفيد را با ديدگاه تمايز قلمرو دين و دنيا در نگرش کلامي اهل سنت همسو دانسته اند،766 اما آن گونه که از عبارات شيخ مفيد بر مي آيد وي اخبار طبي را حجت دانسته و ميان اخبار طبي و وحي پيوندي ناگسستني برقرار مي کند. از اين رو، بيان اين گونه مسائل که مربوط به امور دنيوي مردم است در حيط? وظائف نبوت قرار مي گيرد نه آن که به عرف و تجربه و دانش بشري واگذارده شود. گفتني است که شيخ صدوق و شيخ مفيد براي گريز از ناسازگاري برخي احاديث با حقايق علمي، وجوه مختلفي را براي توجيه و تفسير اين گونه روايات بيان فرموده و عمل به اخبار معتبر طبي را نيز مطلق ندانسته اند. بنابراين، مي توان گفت عمل به بسياري از روايات علمي از باب قاعد? “تسامح در ادل? سنن” بوده و در موارد متعددي حمل بر کراهت يا استحباب مي شود. 767
ناگفته نماند که ديدگاه شيخ صدوق و شيخ مفيد اگرچه در کليات با يک ديگر همخواني دارد، اما بيان شيخ مفيد صراحت بيشتري بر اين مطلب دارد. ضمن آن که با توجه به موضع تند شيخ صدوق در موضوع غلو شايد بتوان گفت که وي از بيان صريح ديدگاه خود در اين باره و قرار دادن امور دنيوي در زمر? وظائف رسالت اجتناب کرده است، اما شيخ مفيد اين موضوع را بسط بيشتري مطرح کرده و گستر? وظائف رسالت را توسعه مي دهد.

4 – 2. اجماع:
دليل اجماع به عنوان يکي از ادل? جايگزين خبر واحد، يکي از منابع استنباط احکام به شمار مي رود. شايد شيخ مفيد نخستين اصولي باشد که حجّيّت اجماع را بر اساس مباني شيعه اصلاح کرد.768 البتّه اين مبنا در فقه و اصول شيعه از ابتدا حجّيّت ذاتي نداشت، بلکه آن را از جهت کاشفيّت از قول معصوم ( حجت مي دانند.769 به هر روي، در مکتب بغداد و به ويژه در مکتب فقهي سيّد مرتضي علم الهدي، اين دليل از جايگاه ويژه اي برخوردار است و وي را بزرگترين نظريه پرداز اجماع در طايف? اماميه،770 دانسته اند. سيّد مرتضي همچون استاد خويش شيخ مفيد براي جبران خلأ محسوس اخبار آحاد، در موارد متعددي به اجماع منقولي که کاشف از رأي معصوم باشد تمسک جسته771 زيرا اجماع خواه اجماع همه امّت باشد يا اجماع مؤمنان امّت و يا عالمان امّت، ناچار قول امام ( بايد در ميان آنها باشد، زيرا او، خود يکي از افراد امت و برترين و داناترين امت است، پس نام امت شامل او نيز مي شود.772 بنابراين، از ديدگاه وي حجّيّت اجماع نه از اين جهت که اجماع است ثابت مي شود بلکه از اين جهت که کاشف از رأي معصوم است حجّت بوده و علّت آن نيز دخول قول معصوم در اقوال اجماع کنندگان مي باشد773 و کاشف از ثبوت اين علّت را، قاعد? لطف مي داند.774 شيخ طوسي نيز در تعريف اجماع مي نويسد:
“ممکن نيست که امت بر امر خطايي اجتماع کنند. هرگاه امت بر امري اجماع کرد، پس آن اجماع صحيح و حجت است”.775
با نگاهي به تعريف سيّد مرتضي و شيخ طوسي از اجماع چنين به نظر مي رسد که هر آنچه امّت يا شيعيان و يا عالمان در مواردي اجماع و اتفاق کنند همان موافق رأي معصوم است، و نيز هيچ تفاوتي ميان اجماع امت يا اجماع عالمان وجود ندارد؛ هر کدام که تحقّق يابند موافق قول و رأي معصوم خواهد بود. به بيان ديگر، اين تعاريف موهم اين معناست که شيخ طوسي و سيّد مرتضي تفاوتي ميان عالم و عامي، مجتهد و مقلد و… نمي گذارند.776
اما با دقّت در عبارات سيّد مرتضي اگرچه در ابتدا به نظر مي آيد که “منطق اجماع در نظريه وي، به گونه اي است که شالود? تمايز عقول را در هم مي شکند و از اين لحاظ چشم اندازي دموکراتيک و غير نخبه گرايانه دارد. ليکن توضيحات تکميلي سيّد مرتضي نه تنها تصور فوق را تقويت نمي کند، بلکه به طور بنيادي بر انديش? نخبه گرايانه… در تمايز عقلها و تفکيک عمودي مؤمنان به عالم و عادي تاکيد مي کند”.777
چراکه سيّد مرتضي مي نويسد:
“اجماع مورد قبول در مذهب شيعه همان اجماع خواصّ است نه عامّ? مسلمانان، و اجماع علما و دانشمندان است نه جاهلان”.778
وي در جاي ديگري تصريح مي نمايد:
“اجماع مورد اشار? ما که به حضور حضرت حجت (عج) در آن قطع و يقين داريم، شامل هر نوع اجماع عامّه و خاصّه و عالمان و جاهلان نيست، بلکه اشار? ما به طور مشخص ناظر به اجماع آن دسته از عالماني است که در احکام شرعي اقوال و آراي مضبوط، معروف و مشهور دارند و امّا عالمي که قول و نظري در مسائل مذکور ندارد و شايد هرگز هم به نظرش خطور نکرده، اجماع او چه اعتباري خواهد داشت”.779
بنابر اين توضيحات، اجماع هرگز به معناي تسرّي دادن آن به تمامي مردم نيست، بلکه شيخ طوسي و سيّد مرتضي نيز همچون ديگر اصوليان معتقد به اجماع عالمان دين مي باشد. اما به هر روي، بايد توجه داشت که مرجع در حجّت بودن اجماع، قول امام است، بدون آن که اجماع مستقلاً تأثيري داشته باشد.780
شيخ طوسي ضمن اذعان به اين نکته اصالت در اجماع با قول امام ( است، اما بين اتفاق امت و قول امام (، بر اساس قاعد? لطف ارتباط برقرار کرد.781 او در اين باره معتقد بود که هرگاه فرض کنيم که حق در يکي از اقوال باشد و چيزي که موجب شناخت و تشخيص آن قول از غيرش باشد، موجود نباشد، براي امام معصوم( استتار جايز نيست وبر او لازم است که آن را اظهار و حق در مسأله را تبيين کند يا به برخي افراد مطمئن اقوال را ياد دهد، تا اين که به امت برسد و علم معجزي که دليل صدقش باشد، همراه سخن او کند؛ زيرا در صورتي که چنين نکند تکليف نيکو نخواهد بود.782
افزون بر اجماع لطفي، شيخ طوسي يکي از راههاي قطع به قول معصوم را در اجماع، مطابقت آن با کتاب يا سنت قطعي مي داند. اين شيو? نويني بود که تا زمان وي کمتر مورد توجه قرار گرفته بود:
“اگر گفته شود: چنانچه طايف? اماميه در مسأله اي اختلاف کنند چگونه علم پيدا مي کنيد که قول امام در برخي از اقوال داخل است ؟
مي گوييم: هرگاه اماميه در مسأله اي اختلاف کنند ما در آن مسأله نظر مي کنيم و چنانچه بر آن مسأله دليلي که موجب علم از کتاب و سنت قطعي است دلالت کند، ما قطع پيدا مي کنيم که قول معصوم، موافق و مطابق با آن قول است”.783
شايد بتوان اين رأي وي را، همان اجماع مدرکي دانست. توضيح آن که اگر مستند اجماع، روايت خاصي باشد و يا احتمال استناد آن به روايت وجود داشته باشد، خود آن روايت، مورد استناد واقع شده و از اين رو، اجماع مدرکي در فقه مورد عنايت قرار نگرفته است.
شيخ آقابزرگ طهراني در توضيح اجماع از ديدگاه شيخ الطائفه مي فرمايد:
“اجماع از ديدگاه شيخ الطائفه به معني حقيقي مصطلح در نزد متأخران نبوده، بلکه غالباً وي در قبال آراء اهل تسنّن بدان تمسک مي جسته است تا بدين وسيله با بيان ادلّه اي از خود آنان به ردّ عقايدشان بپردازد، حتي اگر مسائلي اصولي همچون امامت و خلافت، مورد بحث بوده باشد. به همين جهت وي در بسياري از مسائل مربوط به فروع دين با اجماع استدلال کرده و سپس در کتاب ديگرش بر خلاف آن اجماع فتوا داده است”. 784
از اين کلام شيخ آقابزرگ تفاوت مبناي شيخ طوسي و استادش سيّد مرتضي0 را مي توان دريافت که سيّد مرتضي با نفي حجّيّت خبر واحد داير? اجماع را توسعه بخشيده و بسياري از احکام شرعي را در قالب اجماعات شيعي بيان ميدارد، اما شيخ الطائفه با پذيرش خبر واحد، اگرچه مسير دريافت احکام در قالب اجماعاتي نظير دخولي و لطفي را هموارتر نموده، در عمل در پاره اي از احکام شرعي با حکمي که ادعاي اجماع در آن کرده مخالفت ورزيده است. از اين رو، مي توان گفت شيخ طوسي چندان هم مدعي اجماع نبوده است. شهيد ثاني مجموعه اي از اين اجماعات را که شيخ با اجماع خود مخالفت ورزيده در رسال? ما خالف شيخ الطائفة اجماعات نفسه گرد آورده که به ضميم? الالفية در سال 1308 ق. به چاپ رسيده است.785
وي در آغاز اين رساله مي نگارد:
“شيخ الطائفه با آن که در پاره اي از مسائل دعوي اجماع داشته، ليکن خود با حکم اجماع در آنها مخالفت ورزيده است و ما آن اجماعات را جداگانه در اين رساله آورده ايم تا روشن شود که شيخ چندان هم مدّعي اجماع نبوده است…”.786
ناگفته نماند که مقارن ظهور مکتب بغداد، تکيه بر اخبار “مجمعٌ عليه” از جايگاه ويژه اي برخوردار بود. در فقه شيخ مفيد و سيّد مرتضي به دليل انکار حجّيّت خبر واحد، حصول اجماع بر پذيرش يک خبر بدان حجّيّت و اعتبار مي بخشيد. بر اين اساس، شيخ مفيد اخذ به اخبار مجمعٌ عليه را لازم دانسته787 و احاديث شاذّ را غير قابل پذيرش خوانده است.788 سيّد مرتضي نيز ضمن تکيه بر اين روش، کاربرد اجماع را در حجّيّت بخشيدن به يک خبر، از کاربرد اجماع به عنوان يک دليل فقهي تفکيک نموده است، ولي در فقه شيخ طوسي که به حجّيّت خبر واحد باور داشت، اجماع بر خبر، تنها در باب تراجيح کاربرد مي يافت.789 در فصل بعد اين موضوع را در باب تراجيح پي خواهيم گرفت.

4 – 3. عقل گرايي
در مذهب اماميه، به دليل توجه ائمه اطهار: به مسائل عقلي و استناد جويي به عقل، اين مبحث از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده و در تاريخ انديش? ديني از برجسته ترين موضوعات به شمار مي رود. در ميان انديشمندان شيعه، دانشوران مکتب بغداد، براي نخستين بار به بررسي دليل عقل و کاربرد آن در فقه پرداخته اند.790 چنانکه در فصل پيش گفته شد، افرادي از خاندان نوبختي، ابن ابي عقيل عماني و ابن جنيد اسکافي از هواداران مشي تفکر عقلاني در شيعه بودند. در پي ايشان، با ظهور شيخ مفيد و سيّد مرتضي در مکتب بغداد، گرايش به تفکرات عقلاني و گرايشهاي کلامي در آن مکتب فزوني گرفت که اين امر زمينه ساز تحوّل فقه شيعي و راهيابي استدلال و اجتهاد از نصوص گرديد. ضمن آن که، مکتب حديث گرايان در نتيج? فعاليتهاي اين مکتب رو به ضعف نهاد و تقريباً از ميان رفت. از اين رو، اين مکتب را، “مکتب متکلّمان امامي” و يا “مکتب عقل گراي بغداد” مي توان ناميد. 791
گفتني است شيخ طوسي در مباحث اصولي خود به عقل به عنوان دليل مستقل نپرداخته است. وي با تقسيم معلومات به دو قسم ضروري و اکتسابي، و نيز تقسيم اکتسابي به شرعي و عقلي، جايگاه هر کدام از روش عقلي و نقلي در مباحث فقهي را روشن ساخته است. از اين رو، شيخ طوسي با تبيين جايگاه مباحث عقلي و نقلي و تفکيک قلمروي هر يک، موضعي ميان? حديث گرايان و عقل گرايان اتخاذ کرد.
او داده هاي عقلي را بر دو بخش تقسيم مي کند:
الف) قسمي که جز با عقل درک نمي شود:
منظور از اين قسم هر شناختي است که اگر براي مکلف حاصل نشود، شناخت نقلي براي او غير ممکن خواهد بود… مانند اين که براي حوادث عالم پديدآورنده اي قادر، عالم و… است و اين که او جز کار نيکو انجام نمي دهد…
ب) قسمي که مي توان با عقل و نقل آن را درک کرد، مانند اين که رؤيت خدا ممکن نيست…792
شيخ موارد کاربرد روش نقلي را در احکام چنين بيان کرده است:
الف) مواردي که احکام به آنها تعلق مي گيرد مثل اباحه و واجب شرعي؛
ب) آنچه از دلايل احکام محسوب مي شود، مانند افعالي که از پيامبر6صادر شده است؛
ج) مواردي که متعلق به آنهاست، مانند شروط، فروع و اوصاف آن. 793
به طور کلي، در ميان انديشمندان مکتب بغداد، شيخ مفيد با تعديل شيو? ابن ابي عقيل عماني و ابن جنيد اسکافي، بيشترين عنايت را به مبحث عقل مبذول داشته است.
در ابتداي اين بحث، يادآوري اين نکته لازم است که آنچه در اين مجال به آن مي پردازيم، عقل گرايي در آثار دانشوران مکتب بغداد، به ويژه در برخورد با احاديث فقهي و اعتقادي و به عبارت ديگر منحصر به ادراکات عقل عملي است.794 از اين رو، به موضوعاتي نظير مقام عقل در مباحث نظري و اعتقادي و ماهيّت و قلمروي ادراکات عقل نظري که شامل مواضع مختلفي از آثار کلامي آنها مي باشد، نپرداخته ايم.795

4- 3 – 1. ماهيت عقل:
شيخ مفيد در بحث از اولين فريضه خدا بر

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه برخي، تاريخي، احاديث، صحيح Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه علم اصول فقه، ظاهر و باطن، علل احکام